Skip to content
بایگانی تاریخ

Aryans’ Immigration in Relation to the Ancient Seas and the Weather of Iran


The overwhelming majority of historical sources regard the people of present Persia (Iran) descendants of Aryans who are thought to have migrated from some far northern land towards south including the present land of Persia, destroyed native people and civilizations and replaced them. The date of this great migration is speculated to be sometimes between 3000 to 5000 years ago. Similarly, speculations on the point of origin of this great history-making shift includes a vast area from west, north and center of Europe to east of Asia, Baltic Sea, Scandinavian peninsula, north plains of central Asia and Caucasus, Siberia and even the north pole. This very disagreement and lack of unquestionable evidences on the exact geographical homeland of these Aryans point to the soundlessness of such speculations. Most of contemporary historical texts end the account of the land of origin and this great migration with a few short obscure and inexact statements without giving any sound reasons for such an important move. They usually suffice to present a map with a few large arrows drawn from Siberia to Caspian Sea and central plains of Persia. […]

Аревнейшая Солнечная Обсерватория в Иране


Зaниси “Aвесты” и других текстов имеют связаны с древней энохой ахеменидов, и в каждой из ныхскрыть тайны. Накше Рустам – это название местности в провинции Фарс в шести килуметрах к северу от “Тахте Джамшида”. В этом месте в сердцевине горы Севанда высечены четыре гробницы, относящиеся к царям ахеменидов. В нижней ее части имеются несколько разукрашеных камней, сохранившихся со времен сасанидов и даже со времен эламской государственности. Именно из- за наличия этих изображений даная местность называется Накше Рустам. На некотором расстоянии от горы расположено строение солнечной обсерватории Накше Рустам. Оно представляет собой иостройку, которая была воздвигнута в приод ахеменидов. […]

Zoroaster’s Kaba, in Naqsh-e Rustam


An Iranian archaeologist has rejected the theory describing the Achaemenid era monument Zoroaster’s Kaba as an ancient government archive, saying that the monument is the world’s most unique calendrical and astronomical building. “At the end of Shahrivar (the sixth month of the Iranian calendar, August 23-September 22) we can determine exactly the day of the month by the light shed by the sun on Zoroaster’s Kaba. It has been used for daily needs, determining the time of cultivating crops, and collecting taxes,” Reza Moradi Ghiasabadi explained. […]

زادروز فردوسی

در سراسر ماوراءالنهر یا سرزمین‌های آسیای میانه، یعنی در جمهوری‌های فعلی تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان؛ و نیز در بخش‌هایی از افغانستان و در میان همه اقوام، چه تاجیک و چه ازبک یا ترکمن، آیینی کهن و سنتی دیرینه وجود دارد که با نام‌های گوناگونی و از جمله با نام «پیغمبر آشی» شناخته می‌شود.

در این آیین که از دیرباز در این نواحی رواج دارد؛ هنگامی که مرد یا زنی به سن شصت‌ و سه سالگی می‌رسد، می‌گویند «فلانی به سال پیغمبرش رسید». به این مناسبت، نزدیکان آن شخص در بزرگداشت او جشن تولدی با مراسمی خاص بر پای می‌دارند. این مراسم ممکن است در نواحی گوناگون، اندک تفاوت‌هایی با یکدیگر داشته باشند.

در نواحی شهرسبز، کِشکرود و نَسَف در جنوب بخارا، هنگامی که شخصی به شصت و سومین سالروز تولد خود می‌رسد، نزدیکانش برای او جامه‌ای نو و آراسته، به ویژه همراه با پیراهن سپیدِ بلند و تنبان سپید فراهم می‌سازند و با تشریفاتی بر او می‌پوشانند. پس از آن دستاری سپید بر سر و شانه‌اش می‌بندند و اگر زن باشد، چارقد سپیدی بر سرش می‌کنند. آنگاه از پنبه برای مردان ریش و سبیل انبوه و بزرگی درست کرده و بر چهره او می‌نشانند. حتی اگر او دارای ریش و سبیل هم باشد، باز هم می‌بایست به این شکل آذین شود. […]

آیندگان این گناه را بر ما نمی‌بخشایند

این نوشته، نخستین واکنش عمومی نگارنده در قبال تاریخ‌سازی و جعل واقعیت‌های تاریخی و باستانی است که در زمانی دبیری آقای احمد زیدآبادی بر گروه تاریخ روزنامه شرق و در روزهای ۳۰ مهر، ۱۶ آبان و ۱۷ آبان ۱۳۸۴ در آن روزنامه منتشر شد. مطلب زیر گزیده‌ای از آن سه گفتار نگارنده است که در […]

چراغ روشن

برای خواب‌آلودگان هیچ چیز عذاب‌آورتر از یک چراغ روشن نیست.

Nimrouz: The Middle of Ancient World


Nimrouz land (Sistan/ Zarang/ Zavolestan) has a deep and long bond with Persian (Iranian) astronomy and calendar. It’s different names come from its astronomical applications. The name of “Zabol/ Zavol” had relation with sun reaching to zenith and it’s measurement as the origin for day and night and the word “Mezvaleh” which means sun index came from the same root. It seems that the word “Zarang” (in Achaemenid cuneiform script: “Zaraka”) has a relation with “halt” and “time” and the most important of all, the word “Nimrouz” roots from the ancient belief and wisdom that the “Nimrouzan” line or the meridian passes through this region. […]

نیمروز: میانگاه جهان باستان

سرزمین نیمروز (سیستان/ زَرَنگ/ زاولستان) با نجوم و بویژه با گاهشماری‌های ایرانی پیوندی عمیق و دیرینه دارد. نام‌های گوناگون این سرزمین از کارکردهای نجومی آن برخاسته است. نامواژه «زاول/ زابل» با رسیدن خورشید به سمت‌الرأس و اندازه‌گیری آن به عنوان مبدأ شبانروز در پیوند بوده و بعدها واژه «مِزوَله» به معنای «شاخص خورشیدی» از همان ریشه برگرفته شده است. نامواژه «زرنگ» (در فارسی باستان هخامنشی «زَرَکَه») ظاهراً با «درنگ» و «زمان» مرتبط است و از همه مهمتر نامواژه «نیمروز» از این باور و آگاهی کهن سرچشمه می‌گیرد که خط «نیمروزان» یا نصف‌النهار مبدأ از این ناحیه عبور می‌کند.

در توضیح بیشتر این پدیده باید گفت که مردمان باستان همواره برای اندازه‌گیری‌های تقویمی و جغرافیایی، همانند امروزه به یک نصف‌النهار مبدأ نیاز داشته‌اند که که معمولاً آنرا با میانگاه جهان، یعنی میانه همه سرزمین‌های مسکونی شناخته شده، تطبیق می‌داده‌اند. این تطبیق گاهی با ناحیه «اوجین» در هند (پاکستان امروزی)، گاه با شهر بابل در بین‌النهرین و گاهی، آنگونه که استاد پرویز اذکایی نقل کرده است (مجله فرهنگ، پاییز ۱۳۶۷، ص ۱۲۵) با نصف‌النهاری که از قلعه «استوناوند» در شمال گرمسار می‌گذشته، برابری می‌کرده است. نصف‌النهار یاد‌شده اخیر، تقریباً معادل است با نصف‌النهاری که امروزه با طول جغرافیایی ۵/۵۲ درجه شرقی مبدأ رسمی کشور شناخته می‌شود. […]

آگاهی ایرانیان از گردش زمین بر گرد خورشید

می‌دانیم که اثبات گردش زمین بدور خورشید که ناقض نظریه «زمین‌مرکزی» پیشینیان بوده، به یوهانس کپلر (سده هفدهم میلادی) منسوب است. اما پیش از او گالیله و کوپرنیک (هر دو در سده شانزدهم میلادی) به فرضیه خورشید مرکزی اعتقاد داشته، اما موفق به اثبات آن نمی‌شوند. در نتیجه افتخار اثبات ریاضی این پدیده از آنِ کپلر است. کوپرنیک در کتاب «درباره گردش افلاک آسمانی» صادقانه بیان می‌کند که تحت تأثیر افکار «ابن شاطر» قرار داشته است.

منابع موجود ایرانی نشان‌دهنده این است که هر چند ایرانیان موفق به اثبات حرکت زمین نشده بودند (و یا دستکم منابعی در این زمینه در اختیار ما نیست)؛ اما گروهی از دانشمندان ایرانی بر چنین نظریه‌ای اعتقاد داشته‌اند که در واقع خورشید ثابت بوده و زمین بر گرد آن در چرخش است. یکی از شواهد مکتوب، کتاب «اعلاق‌النفیسه» نوشته ابن‌رسته اصفهانی (قرن سوم هجری/ نهم میلادی) است که تنها یک جلد از هفت جلد آن باقی مانده است. […]

مزدک: قربانی صاحبان قدرت و ثروت و نیرنگ

اَیا آنکه تــو آفتابی همی، چه بودت که بر من نتابی همی؟ كنجكاوی و توجهی كه جوان كتاب‌خوانده و روشنفكر امروزی، به مزدك و مزدكیان و باورهای كهن در خود احساس می‌كند؛ بیشتر از هر چیز، بازتاب سخنانی است كه در طول تاریخ به مزدكیان روا داشته و به آنان نسبت داده‌اند. جوان تاریخ‌خوانده، بخوبی […]

پاسداشت گاهشماری ایران

یکی از کوشش‌های همیشگی ایرانیان، تنظیم تقویمی بوده است که با تقویم طبیعی و دوره رویدادهای کیهانی، حداکثر انطباق را داشته باشد. این کوشش منجر به ایجاد و بهره‌برداری از تقویم‌ها و نظام‌های گاهشماری متعدد و متنوعی شده بود که به مرور و با تکمیل و اصلاحات لازم در تقویم اعتدالی به حداکثر دقت ممکن برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی دست یافته شد و امروزه نیز گاهشماری ایران که محصول توسعه و تکمیل گاهشماری‌های پیشین و برآیند همه آنان است، همچنان می‌تواند تقویم دقیقی باشد. […]

تقویم‌های متنوعی که در ایران وجود داشته و هنوز نیز برخی اقوام از آن استفاده می‌کنند، در انتخاب مبدأ سال و تعداد روزهای هر ماه خورشیدی با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. بطور نمونه آغاز سال نو در تقویم خوارزمی با ششم فروردین‌ماه گاهشماری ایرانی، در تقویم کوهدشتی با چهاردهم فروردین‌ماه، در تقویم سنگسری با پنجم اردیبهشت‌ماه، در تقویم طبری/ تبری با دوم مردادماه، در تقویم دیلمی با هفدهم مردادماه، در تقویم میترایی با یکم دی‌ماه، در تقویم پشتکوهی با ششم بهمن‌ماه و در تقویم محلی نطنز و کاشان با یکم اسفندماه مطابق است. اما نکته مهم در این است که در همه این تقویم‌ها نام ماه‌ها و نام روزها به یک ترتیب و به گونه کم‌و‌بیش یکسانی ثبت شده است و در نتیجه، هر یک از آن تقویم‌ها برای برگزاری جشن‌ها و آیین‌های سالیانه، در مقایسه با تقویم‌های دیگر، زمان‌های مختلفی را بدست می‌دهند. بطور نمونه جشن تیرگان (سیزدهم تیرماه) با تقویم سغدی و خوارزمی در هجدهم تیرماه گاهشماری ایرانی، با تقویم طبری در سیزدهم آبان‌ماه و با تقویم دَیلمی در بیست‌وهفتم آبان‌ماه برگزار شده است و می‌شود. اما برای همه آنها، این روز مطابق با تیر روز از تیرماه است. از سوی دیگر، همانطور که گفته شد، تقویم‌ها در ترتیب نام ماه‌ها و روزها با یکدیگر شاهت دارند و این نام‌ها در بین آنها متداول است. […]



web analytics