Skip to content
بایگانی تاریخ

فنون و منابع در ایران

امروزه در زمینه تألیف و انتشار کتاب‌هایی با موضوع تاریخ علم در ایران، کوتاهی‌های فراوانی به چشم می‌خورد. شمار کتاب‌ها و پژوهش‌هایی در زمینه تاریخ علم و دستاوردهای دانشی ایرانیان به اندازه‌ای اندک است که برای جامعه ایران شایسته نیست.

انتشار کتاب «فنون و منابع در ایران» نشان می‌دهد که هنوز هم می‌توان به مؤلفان، مترجمان و ناشرانی امید داشت تا موضوع تاریخ علم و فن را وجه همت و کوشش خود کنند. این کتاب توسط آقای پرویز محبی به زبان فرانسه تألیف و با ترجمه خانم آرام قریب به زبان فارسی برگردان شده است. ترجمه و انتشار این کتاب که در اصل رساله پایان‌نامه دکتری مؤلف آن بوده، با اجازه و یاری نویسنده انجام پذیرفته است. انتشار کتاب «فنون و منابع در ایران» محصول همکاری انجمن ایران‌شناسی فرانسه در ایران و انتشارات اختران بوده است. شمارگان ۱۶۵۰ نسخه‌ای این کتاب، نشانه دیگری از روند رو به انحطاط علم و تاریخ علم در میهن ماست.

فصل‌ها و محتویات کتاب، موضوع‌های متنوعی را در بر می‌گیرد: چرخ و ارابه، چوب، زغال سنگ، نفت و بهره‌برداری از مشتقات آن، نظام‌های آبرسانی و شبکه‌های توزیع، دستگاه‌های انتقال آب به سطوح بالاتر و چرخ‌آب‌های گوناگون، آسیاها و اقتصاد مبتنی بر آن، سازوکارهای متنوع روغن‌کشی و کاغذ‌سازی با در نظرداشت عواقب زیست‌محیطی آن، و به ویژه فصلی مهم و جالب در زمینه ساعت و ساعت‌سازی. تمامی جستارهای فوق با تصاویر، طرح و نقشه ابزارهای فنی همراه هستند. توجه به عواقب زیست‌محیطی کارخانه‌های کاغذ‌سازی در نزد دانشمندان ایران و کوشش برای برطرف ساختن آن، نشانه‌ای دیگر از کوشش دیرینه ایرانیان برای پاسداشت محیط زیست بوده است. […]

روش‌های تازه و کهنه در تبلیغ دین بهی

چندی پیش آقای موبد گشتاسپ اوشیدری، فرزند زنده‌یاد موبد جهانگیر اوشیدری، از روی لطف شماره‌ مردادماه امسال نشریه «نامه ماه» را توسط آقای دکتر حسین وحیدی برای این نگارنده فرستادند که در بردارنده نوشتاری ارزنده از ایشان است (واژه «مرداد» به همین شکل درست آن در پیشانی مجله نوشته شده است). این نشریه از سوی «کانون اروپایی برای آموزش جهان‌بینی زرتشت» در بروکسل منتشر می‌شود و سرمقاله آن امضای موبد کامران جمشیدی را بر خود دارد. وب‌سایت  gatha.org  نیز متعلق به همین کانون است.

آقای اوشیدری، نوشتار کوتاه اما اندیشمندانه و خردورزانه خود را با این سخن آغازیده‌اند که «زمانی که مردم، پیروی مذهبی را با چشم‌های بسته و کورکورانه پذیرفته و به آن رفتار می‌کرده‌اند، سپری شده است» و در ادامه آورده‌اند که «اگر برخی از پدیده‌های برخاسته از دین، اندیشه آدمیان را گمراه نمی‌کردند؛ امروز ما دنیای بهتری می‌داشتیم و از زندگی بهتری برخوردار می‌بودیم.» از دیگر سخنان ایشان بدرستی چنین دریافت می‌شود که میان آیین زرتشت که بدون شرع و دستورهایی برای جزئیات امور روزمره زندگی و نیایش است، با آن دین زرتشتی که آکنده از دستورهای فقهی و شرعی فراوان برای تمام امور روزمره مردمان است، تفاوتی عمیق وجود دارد. […]

Farr-e Kayani


From long times ago and between different nations and religious there was a tradition in their paintings. They draw a beams of light around the heads of their holly men and kings .In Iranian (Persian) believes and writings it is called Farr lightness from god is called Farr that whoever can have it has the capacity of being leadership .Sa¢ alebi called it “God’s lucky lights”. In Avesta there is special part for describing and praying Farr. «Zamyad yasht/ kayan yasht/ Khvarena yasht» these are old parts of Avesta “we pray Mazda’s Farr which is powerful, bright, adroit, deft, pious which is superior from all creatures”(Zamyad yasht, Part 9). Zamyad yasht`s alludes show that these parts are composed in west mountains of Iran (Persia) specially «Zabolestan/ Sistan/ Nimrouz». In Zamyad yasht more than praying Farr so many mountains of Iran has been alluded. […]

فر کیانی

از دیرباز و در میان بسیاری از اقوام و ادیان گوناگون، سنتی در نگارگری رواج داشته است و دارد که هاله‌ای نورانی و درخشان بر پیرامون سر مقدسان و گاه پادشاهان نشان داده می‌شود. این هاله در باورها و متون ایرانی به نام «فرّ» شناخته شده است. «فر» به فروغی ایزدی گفته می‌شود که به هر کس بخشیده شود، او شایسته و برازنده سروری و سالاری و برتری خواهد بود. همانگونه که ثعالبی نیز از آن با تعبیر «پرتو خوشبختی خدایی» یاد می‌کند. در کتاب اوستا نیز بخشی ویژه در معرفی و ستایش فر وجود دارد که با نام‌های «زامیاد یشت/ کیان یشت/ خوَرِنَه یشت» شناخته می‌شود و از جمله یشت‌های کهن اوستا است: «می‌ستاییم فر کیانی نیرومند مزدا آفریدهٔ بسیار درخشنده، زبردست، پرهیزگار، چابک و کارآمد را، که سرآمد همه آفریدگان است» (زامیاد یشت، بند ۹).

اشاره‌های جغرافیایی موجود در زامیادیشت نشان می‌دهد که محل سرایش آن، سرزمین‌های شرقی ایران و به ویژه نواحی پیرامون دریاچه هامون (زابلستان/ سیستان/ نیمروز) بوده است. در زامیاد یشت علاوه بر بزرگداشت فر، به شمار فراوانی از کوهستان‌های ایران نیز اشاره شده است. […]

چارشنبه‌سوری در دو متن کهن

در هیچیک از متون باقیمانده پیش از اسلام اشاره‌ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه‌های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت‌های مورخان یونانی در باره ایران نیز در باره جشن چارشنبه‌سوری سخنی گفته نشده است.

متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریباّ ساکت بوده‌اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون ابوریحان بیرونی نیز در باره آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره‌ها در تعدادی از متون کهن، نشان‌دهنده این است که گویا چارشنبه‌سوری نه تنها برگزار می‌شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نام برده می‌شده است.

نخستین و کهن‌ترین کتابی که در آن به چنین آتش‌افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَرشَخی (۳۵۸- ۲۸۶ ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می‌شود، واقعه‌ای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است: […]

چارتاقی خیرآباد

چارتاقی خیرآباد در نزدیکی شهرستان بهبهان قرار دارد و برای رسیدن با این بنا می‌باید حدود ۲۵ کیلومتر در راه بهبهان به دوگنبدان (گچساران) پیش رفت و آنگاه به راهی فرعی در سمت چپ جاده پیچید که بسوی روستای خیرآباد علیا می‌رود. پس از پشت سر نهادن حدود ۱۰ کیلومتر از این راه، چارتاقی در کنار چپ جاده دیده می‌شود و رودخانه بسیار زلال و خروشان خیرآباد به همراه بازمانده‌های پلی باستانی، در مجاورت آن قرار دارند.

اندازه‌های چارتاقی خیرآباد اندکی کوچکتر از چارتاقی نیاسر و طول هر ضلع آن ۱۱ متر و مساحت قاعده آن حدود ۱۲۰ متر مربع است. گنبد این بنا فروریخته اما تمامی پایه‌های چهارگانه آن برجای هستند و تنها آسیب‌دیدگی‌هایی در بدنه آن دیده می‌شود که تا اندازه‌ای مرمت شده‌اند. […]

چارتاقی‌های کرمجگان و خورآباد

چارتاقی کرمجگان که ظاهراّ هم‌عصر دیگر چارتاقی‌های ایران و با قدمتی حدود دوهزار ساله است، در فاصله کمی از شمال غربی روستا قرار دارد و نسبت به دیگر چارتاقی‌ها کوچکتر است. گنبد بنا، دو پایه آن و تمامی چهار تاق آن که با سنگ‌های نیمه صیقل‌خورده، لاشه سنگ و ملات گچ ساخته ‌شده بوده‌اند، در حدود ده سال پیش به عمد تخریب شده و مصالح آن صرف ساخت یک منبع آب زمینی در نزدیکی آن شده است. از این چارتاقی تنها بخشی از دو پایه آن برجای مانده است. از آنجا که همگی چارتاقی‌ها دارای محور تقارن چهار وجهی هستند، می‌توان با توجه به جایگاه همین دو پایه و فاصله آنها از یکدیگر، محل دو پایه فروریخته دیگر را مشخص کرد. […]

تخت‌جمشید و ویژگی‌های تقویمی و گاه‌سنجی آن

محور تخت‌جمشید و تمامی بناهای آن در امتداد شمال‌ غربی به جنوب شرقی واقع شده‌اند؛ بطوریکه از چهار جهت اصلی به اندازه ۲۰ درجه غربی انحراف دارد. به این ترتیب هنگامی که خورشید در هنگام انقلاب تابستانی طلوع می‌کند، چند درجه نسبت به محور تخت‌جمشید انحراف شمالی دارد و کوه مشرف به تخت‌جمشید مانع دیدار پرتوهای آن می‌شود. اما پس از چند دقیقه که خورشید کوه را پشت سر می‌گذارد و از بالای آن طلوع می‌کند، در امتداد محور تخت‌جمشید واقع شده است. در واقع محور تخت‌جمشید در راستای انقلاب تابستانی و از سوی دیگر، عمود بر آن ساخته شده است.

در میانه همه کنگره‌های تخت‌جمشید، سازه‌ای وجود دارد که با آفتاب‌سنج‌های تقویم آفتابی نقش‌رستم (کعبه زرتشت) شباهت فراوانی دارند و شواهدی مبنی بر کارکرد تقویمی در آنها دیده می‌شود. نمای این آفتاب‌سنج‌ها و کنگره‌های در برگیرنده آن، علیرغم تعداد بسیار فراوان، تنها در دو جهت ساخته شده‌اند: یا در امتداد پرتوهای خورشید بامدادی انقلاب تابستانی هستند و یا در تقاطع با آن. به این ترتیب، به هنگام انقلاب تابستانی یا آغاز تابستان، تمامی اضلاع آفتاب‌سنج‌هایی که نمای آنها در امتداد پرتوهای خورشید است، در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند و هیچیک از اضلاع هفت‌گانه آن در سایه قرار نمی‌گیرد. اما از سوی دیگر، تمامی اضلاع آفتاب‌سنج‌هایی که نمای آنها در تقاطع با پرتوهای خورشید قرار دارند، در سایه کامل قرار می‌گیرند و نور خورشید به هیچیک از اضلاع هفت‌گانه آنها نمی‌تابد. این وضعیت در آفتاب‌سنج‌ها، فرا رسیدن فصل تابستان را نوید می‌دهند. اضلاع این آفتاب‌سنج‌ها توانایی اینرا هم دارند که هنگام‌های دیگری از سال همچو نوروز و میتراکانا/ مهرگان (اعتدال بهاری و پاییزی) و نیز انقلاب زمستانی یا شب چله/ یلدا را نشان دهند. […]

آرامگاه منسوب به کورش در مشهد مادرسلیمان

هنگامی که در ۷۵ کیلومتری تخت‌جمشید، راه اصلی اصفهان به شیراز را به سوی دشت مرغاب ترک می‌کنیم و از میان درختان بلند و سرسبزی که بر این راه خاطره‌انگیز سایه افکنده‌اند، پیش می‌رویم؛ به نظر می‌آید که در اعماق تاریخ دور و دراز و پر فراز و نشیب و رنگارنگ این سرزمین کهن فرو می‌رویم. انگار کودکان خونگرم و پرنشاطی که در روستاهای کنار راه، با خوشرویی و با مهر مسیر را به شما نشان می‌دهند، و آن دخترکان زیبایی که با جامه‌های چین‌دار و بلند و رنگارنگ، گل‌های بنفشه و بابونه صحرایی دشت را می‌چینند تا داروی دردهای مادرانشان کنند؛ یادگارهایی گرانبها از هزاران سال پیش و از مرغاب خاموش و خفته در تاریخ هستند. هنوز هم دستان گرم و پرتوان مردان و بوی خوش نان و تنور خانگی زنان دشت مرغاب نشان می‌دهد که اجاق ایرانیان همچنان روشن و همچنان گرم است. […]

جشن شهریورگان: زادروز داراب و مرگ مانی

شهریور‌روز از شهریورماه یا چهارمین روز این ماه، برابر است با جشن شهریورگان که از آیین‌ها و مراسم وابسته به آن هیچگونه آگاهی در دست نیست. برگزار نشدن آیین‌های جشن شهریورگان توسط ایرانیان در زمانی طولانی، موجب شده است تا همه جزئیات آن به فراموشی سپرده شود و حتی در متون کهن نیز آگاهی‌های چندانی در باره آن فرا دست نیاید.

نام شهریور در متون اوستایی به گونه «خْـشَـتْـرَه ‌وَئیریَـه» آمده که به مفهوم حاکمیت و شهریاری نیک و نیز چاقو یا تیغی که موبدان با آن به‌زعم خود دیو و جن و پری را از تن دیوزدگان و جن‌زدگان خارج می‌کرده‌اند، بوده است. نام شهریور چند بار در «گاتها»ی زرتشت نیز آمده و از آن مفهوم حاکمیت نیک اهورامزدا افاده شده است. بعدها و در اوستای نو، شهریور را به گونه‌ای تشخص‌یافته به پیکر یکی از امشاسپندان نرینه که موکل بر فلزات و جنگ‌افزارها است، در می‌آورند. […]



web analytics