Skip to content
بایگانی تاریخ

تو دیر آمدی

تو دیر آمدی. وقتی آمدی که آن ساقه‌ زرین را در گلدانی بر روی میز گذاشته بودم و نخ سرخی به آن بسته بودم. تو آمدی و آرام در گوشه‌ای دور از چشم‌ها نشستی. نه به من گوش می‌کردی و نه به کسی توجه داشتی. همه هوش و حواست پیش آن ساقه‌ زرین بود. وقتی […]

سرگذشت همیشه نیمه‌تمام

طرح داستانی شامگاه شبی خنک و پاییزی بود. من و مادربزرگ از مکتب‌خانه آمیرزا به روستای خود باز می‌گشتیم. دشت فراهان و چراغ‌های تازه روشن‌شده روستاها، پیش روی ما بود. مادربزرگ ساکت بود و من چراغ‌ها را می‌نگریستم. مادربزرگ سوار الاغی بود که تشکچه‌ای بر رویش انداخته بودند و خورجینی که در آن ترخنه، فطیر […]

درباره واژه ایرانیا

ایرانیا نوعی تغییر در نام‌های خاص بر اساس قواعد و دستور فارسی باستان است. چنانکه می‌دانیم نام «ایران» در زبان فارسی باستان هخامنشی بکار نرفته است؛ اما اگر بکار رفته بود، به شکل «ایرانیا/ ایرانیَه» نیز نوشته و خوانده می‌شد. پسوند «یا/ – ای‌یا» در یک واژه فارسی باستان، ساختی صفتی و انتسابی است که ممکن است جانشین نامی خاص شود. این پسوند معمولاً به دنبال نام یک قوم/ تیره/ تبار می‌آید و سپس جانشین نام سرزمین متبوعه همان قوم می‌شود. […]

در بارهٔ دل‌نوشته‌ها

برف‌های خانه مادربزرگ‌ها، فراهان، عکس از غیاث‌آبادی اول مهرماه سال 1348 بود. نسیم خنک پاییزی می‌وزید. برگ‌ها هنوز زرد نشده بودند. آن سال‌ها، برگ‌ها دیرتر زرد می‌شدند. شاطر نانوایی تافتونی داشت نان‌ها را می‌چسباند توی تنور. چقدر دیدنی بود اطوار موزون و حرکات شاطرها با آن زیرشلواری‌های گشادی که پیش‌بندی متغالی و کرم‌رنگ بر رویش […]

دردهای خودزنی (۳): تخریب بزرگان

دو تن از خوانندگان در پاسخ به بخش نخست این گفتار نوشته بودند که «چرا دانشمندان و بزرگان ما در فعالیت‌های ایران‌شناسانه پیشقدم نمی‌شوند و برای هدایت شور و شوق جوانان یاری و همکاری نمی‌کنند؟» در این زمینه می‌توان به چند نکته اشاره کرد: 1- معمولاً سطح علمیِ متوسطِ اعضا و شرکت‌کنندگان چنین فعالیت‌هایی اندک […]



web analytics