%archive_title% | پژوهش‌های ایرانی - Part 2
Skip to content
بایگانی سال ۱۳۸۷

شیر و خورشید و خاستگاه کیهانی باورها و نگاره‌های آن

خاستگاه بسیاری از اسطوره‌ها و باورهای جوامع باستان و بازتاب آنها بر روی نگاره‌ها و آثار هنری همان مردمان، از پدیده‌ای کیهانی یا زمینی در محیط پیرامونی آنان الهام گرفته شده است. پژوهش بر روی باورها و تجلی مادی آنها نشان داده است که آنها به تمامی فرآیند خلاقیت ذهن بشر نبوده‌ و همواره حضور عاملی واقعی و ملموس در محیط زندگی انسان‌ها، تأثیری چشمگیر در پیدایش و شکل‌گیری باورهای همگانی داشته است.

ترکیب توأمان «شیر و خورشید» در یادمان‌های نگارین و متون ادبی ایرانیان و دیگر مردمان شرق باستان به فراوانی دیده شده است. در این ترکیب، نگاره‌ای از شیر دیده می‌شود که پرتوهای خورشید، گوی خورشید، گردونه خورشید و یا خدا/ ایزد وابسته به آن بر پشت یا پهلوی او جای دارد و یا خورشید در میانه دو شیر خروشان جای گرفته است. چنین نقوشی از جمله بر اشیای مفرغین لرستان و سنگ‌نگاره‌های هخامنشی دیده می‌شوند.

پرسش اینجاست که کدام پدیده در طبیعتِ پیرامون مردمان باستان موجب پیدایش این نگاره‌ و باورهای وابسته به آن شده است؟ نگارنده گمان می‌دهد که این نگاره نیز به مانند بسیاری از آثار هنری و اعتقادی دیگر، ردی در آسمان و سرای کیهانی داشته باشد. […]

خاستگاه کیهانی نگاره‌های یورش شیر به گاو

نگاره یورش شیر به گاو و ترکیب این دو با یکدیگر در آثار هنری ایرانیان و مردمان شرق باستان، یکی دیگر از نقش‌های متکی به باورهای کهن است که مانند بسیاری از نگاره‌ها و باورداشت‌های دیگر، خاستگاهی در پدیده‌های کیهانی دارد. مهم‌ترین و زیباترین این نگاره‌ها در تخت‌جمشید و به ویژه در جبهه شمالی کاخ سه‌دری دیده می‌شوند.

در این ترکیب، شیری دیده می‌شود که بر پشت گاو جهیده و چنگالش را بدون اینکه فرو کرده باشد، بر پشت او نهاده است. این گاو، همواره پشت به شیر کرده و در وضعیت فرار قرار دارد؛ در حالیکه سر خود را به سوی شیر بازگردانده و او را می‌نگرد. شیر و گاو در تمامی نگاره‌هایی که جزئیات کافی برای بررسی دارند، نر هستند. این نگاره در آثار هنری مردمان آسیای میانه و دشت‌های آلتایی (همچون «پازیریک») به دلیل ویژگی‌های اقلیمی و طبیعی، با ترکیب شیر- گوزن دیده شده است. […]

سیمرغ و درنای سپید سیبری

بسیاری از اسطوره‌ها، باورها و داستان‌های مردمان باستان از پدیده‌ای راستین در طبیعت الهام گرفته شده است. یک پدیده کیهانی یا زمینی که برای مردمان توجه‌برانگیز، جالب و دیدنی بوده و یا تأثیری نیکو یا مخرب بر زندگی آنان می‌گذاشته است، آنرا به گنجینه باورهای خود می‌افزوده‌اند و به مرور زمان به آن شکل تازه‌ای می‌داده‌اند و با افزوده‌ها و کاهنده‌هایی که لازم می‌دانسته‌اند، اسطوره یا سرگذشت‌های اعتقادی و داستانی را می‌ساخته‌اند.

بی‌گمان، باور به پرنده‌ای به نام سیمرغ و کارکردهایی شگفت و گسترده آن، دارای خاستگاهی در طبیعت و محیط پیرامونی جوامع پیشین بوده است. خاستگاهی که الهام‌بخش اینچنین باورها و داستان‌های شگفت و شنیدنی شده است.

نگارنده در اینجا یادداشت‌هایی در باره درنا و به ویژه درنای سفید سیبری را می‌آورد و این پرسش را پیش می‌نهد که آیا ممکن است این پرنده شگفت و دیدنی، سرچشمه باورهای در پیوند با سیمرغ باشد؟
درنا نام‌های گوناگون و فراوانی دارد: «تُرنِه»، «بوتیمار»، «غم‌خورک»، «کُلنگ»، «کرکی» و «حواصیل». اینها تنها تعداد معدودی از نام‌های بی‌شمار این پرنده هستند. هر چند در قواعد علمی پرنده‌شناسی و جانورشناسی هر کدام از این نام‌ها متعلق به دسته و تیره خاصی هستند، اما در میان عامه و در متون ادبیات فارسی، عموماً برای تیره‌‌هایی از خانواده «درازپایان» بکار رفته است. […]

تلطیف آوایی یکسان دو واژه تیر و تشتر

در زبان فارسی معانی گوناگونی برای واژه «تیر» آمده است. تا آنجایی که موضوع این گفتار است، واژه «تیر» در زبان فارسی برای نامیدن سیاره عُطارِد، ستاره شباهنگ (شِعرای یَمانی)، ماه نخست تابستان، روز سیزدهم ماه، و نیز به معنای خدنگ، ناوک، آنچه با کمان انداخته می‌شود، و عموماً تندی و تیزی و شتابندگی بکار می‌رود.

شباهت املایی و معناییِ این واژه‌ها‌ موجب شده که لغت «تیر» در آثار بسیاری از نویسندگان، دستکم در دو مفهوم کاملاً جداگانه دچار اختلاط معنایی شوند و بجای یکدیگر بکار ‌روند. این آمیختگی در آثار بسیاری از قدما نیز دیده می‌شود. برای نمونه ابوسعید گردیزی در باب بیست و دوم «زَین الاخبار» و ابوریحان بیرونی در فصل نهم «آثارالباقیه»، پرتاب تیر به دست آرش کمانگیر را یکی از علت‌های ایجاد جشن تیرگان در سیزدهم تیرماه دانسته‌اند.

به عبارت دیگر، آنچه «تیر» نوشته و خوانده می‌شود؛ دو واژه مستقل و کاملاً جداگانه با معانی و مفهوم‌های متفاوت هستند که با یکدیگر اشتباه گرفته شده‌اند و می‌شوند. […]

نقدی بر کاربری تقویمی چارتاقی‌های ایران

فصلنامه گلستان هنر در شماره یازدهم خود که در بهار امسال منتشر شده است، مقاله‌ای با نام «مهرین اصفهان، آتشگاهی در باغ» از آقای یاغش کاظمی منتشر کرده که بخشی از این مقاله در نقد و رد کاربری تقویمی چارتاقی‌های ایران است. چون تاکنون و پس از هفت سال از انتشار نظریه این نگارنده («نظام […]

اشپیگل و بهانه‌ای تازه برای اعتراض‌های بی‌پایان ایرانیان

پس از انتشار گفتاری از ماتیاس شولتز (Matthias Schulz) در نشریه اشپیگل (Spiegel) و اعتراض‌ها و پاسخ‌هایی که متعاقب آن در گرفت، آقای جلیل دوستخواه نظر آقای پرویز رجبی و این نگارنده را جویا شدند که این متن بنا به خواست ایشان نوشته شده است: جناب آقای دکتر دوستخواه گرامی، چون نظر مرا در باره […]

کورش در تاریخ‌نامه‌های سنتی رومانیایی

کشور رومانی در زمان‌های دور و حدود سده‌های آغاز میلادی، «داچیا» نامیده می‌شده است. رومانیاییان هم به مانند بسیاری از ملل، دارای تاریخ‌نامه‌هایی کهن و سنتی هستند که در آنها باورها و استنباط‌های مردمان از آفرینش جهان و رویدادهای اسطوره‌ای و تاریخی باز آمده است. این سرگذشت‌ها مانند همه نمونه‌هایی که در میان دیگر مردمان […]

سنجاب پرنده و مسئله روباه بالدار

ابوریحان بیرونی در فصل نهم از کتاب «آثارالباقیه» روایت عجیبی را به نقل از «ابوسعید مهندس» و «ابوالقاسم طاهری» بازگو می‌کند که به‌رغم غرابت، شواهدی از پیشینه کهن‌تر آن در فرهنگ ایران در دست است.

بیرونی ضمن نقل حرکت مردی با ریش بلند که گِل قرمز به همراه داشته و مرد دیگرِ کوسه رو و خرسوار در گذرهای شهر شیراز، می‌گوید که “این روز «اَبسال وهار» نامیده می‌شود و پادشاهان کیانی آنرا «بهار جشن» می‌نامیده‌اند”. بیرونی همچنین نقل می‌کند که “در آغاز این روز، «جرشانجره» ظهور می‌کند. آنان روباهان پرنده (در متن اصلی: «ثعالبٌ طیّاره») از زمان پادشاهان کیانی هستند و خوشبختی آن روزگاران و شادابی زمان آنان به وجود این روبهان بود. آنگاه که اینان منقرض شدند، آنان نیز منقرض شدند”. […]

یادداشتی در باره تفاوت اسطوره با خرافه

۱- اسطوره‌ها دارای شخصیت‌ هستند. شخصیت‌هایی ساخته و پرداخته ذهن مردمان جوامع باستان برای توجیه و توضیح سرگذشت و چگونگی آفرینش جهان و تمامی نیروها و پدیده‌های مادی و معنوی در پیوند با جهان هستی.

۲- مصداق و معنای اصطلاحی اسطوره (Myth) با معنای واژگانی آن که در زبان‌های گوناگون برابر با افسانه، قصه، دروغ، سخن بی پایه و غیره آمده است، ارتباطی ندارد.

۲- ناتوانی همیشگی انسان از درک و شناخت چگونگی آفرینش جهان و هدف از این آفرینش، خود موجب آفریدن اسطوره‌ها برای توجیه چگونگی و روند آفرینش شده است. از همین روی، اسطوره‌ها جهان‌بینی جوامع باستانی هستند. درک و تلقی انسان از چگونگی آفرینش و رویدادهای محیط پیرامون، و شیوه نگاه انسان به جهان در شخصیت اسطوره‌ها متجلی شده است.

۳- اسطوره‌ها در زمان زندگی نمی‌کنند. آنان خود پدیدآورنده زمان هستند. یا از ازل تا ابد بوده‌اند و خواهند بود و یا تولد آنان در زمانی بس بعید روی داده است. […]

انتشار مأخذی مهم در زمینه ثنویت زرتشتی

کتاب «دینکرد» که به درستی «دانشنامه مزدیسنا» نامیده می‌شود، بزرگترین کتاب بازمانده به زبان پهلوی است. دینکرد تا این اواخر به زبان فارسی ترجمه و منتشر نشده بود، در حالیکه سالیان متمادی از انتشار ترجمه‌های انگلیسی و فرانسه آن می‌گذرد. این کتاب یکی از بنیادی‌ترین و مهم‌ترین منابع برای پژوهش در دین زرتشتی است.

در سال ۱۳۸۱ آقای فریدون فضیلت بخش نخست از کتاب سوم دینکرد را ترجمه و منتشر کرد (کتاب‌های یکم و دوم دینکرد از بین رفته‌‌ و کتاب سوم، نخستین کتاب موجود دینکرد است). خانم دکتر ژاله آموزگار نیز که کتاب پنجم دینکرد را همراه با زنده‌یاد دکتر احمد تفضلی ترجمه کرده بود، آنرا در سال ۱۳۸۶ به همت انتشارات معین منتشر کرد.

اکنون آقای فریدون فضیلت بخش دوم از کتاب سوم دینکرد را ترجمه و منتشر کرده است. این کتاب ۸۲ فصل از دینکرد را بر می‌گیرد که مترجم در ۹۰۰ صفحه آن، علاوه بر ترجمه فارسی، آوانوشت متن اصلی پهلوی را همراه با توضیحات و تعلیقات و نیز با پیشگفتاری مفصل و عالمانه آورده است. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد، این نخستین آوانویسی از کتاب سوم دینکرد است.

این بخش از دینکرد، منبعی مهم برای بررسی الگوهای اخلاقی، احکام فقهی و قضایی، تأکید بر پیوند دین با سیاست، جهان‌بینی زرتشتی، و به ویژه باور عمیق و خدشه‌ناپذیر به ثنویت (Dualism) یا آفرینش دوگانه و کاملاً مجزای نیکی و بدی در دین زرتشتی است. البته ریشه و خاستگاه چنین باوری را می‌توان در بسیاری از آیین‌های کهن ایران و جهان جستجو کرد. […]

انتشار کتاب ارزندهٔ واژه‌های فارسیِ عربی شده

در حالیکه ذخیره واژگان عربی در زبان فارسی فراوان است، واژه‌های بسیاری نیز از زبان فارسی به زبان عربی راه یافته است. در سده اخیر دانسته‌شده که شماری از واژگان قرآن و انبوهی از لغات زبان عربی از زبان‌های متداول در بین‌النهرین باستان و زبان‌های ایرانی و از جمله فارسی برگرفته شده و سپس مطابق […]

جام هخامنشی: اثری اصیل یا تقلبی؟

در سه روز گذشته مطالب بی‌شماری در باره کشف یک جام زرین هخامنشی با قدمت ۲۵۰۰ سال از داخل یک جعبه کفش منتشر شد و اینکه قرار است این گنج مکشوفه از زیر تختخواب آقای جان وبر (John Webber) در روزهای پنجم و ششم ژوئن امسال (۱۶ و ۱۷ خرداد) در حراجی «دوک» انگلستان به […]

گورنگاره‌های اسپیتا: یادمانی پرشکوه از هزاره‌های فراموش‌شده

سرزمین‌های کوهستانی تپورستان (طبرستان) در میانه استان‌های تهران، سمنان، گلستان و مازندران همواره یکی از نواحی پیدایش و گسترش فرهنگ و باورهای ایرانی بوده است. مردمان دلاور و باشهامت این کوهستان‌های بلند و صعب‌العبور توانسته‌اند تا در طول تاریخ، فرهنگ و آیین‌ها و زبان خود را بهتر از برخی نواحی دیگر پاس دارند و کمتر در معرض دگرگونی‌های فرهنگی قرار گیرند. فرمانروایان قدرتمند و اصیل محلی (مانند زیاریان و باوندیان) نیز توانسته‌ بودند تأثیری چشمگیر در پاسداشت باورهای کهن داشته باشند و از همین روی است که تنها آثار معماری دوران پس از اسلام که دارای کتیبه‌هایی به خط و زبان پهلوی است (برج‌های سه‌گانه «رِسکِت»، «لاجیم» و «رادکان») در همین سرزمین قرار دارند. نام‌های ایرانی و کهن روستاها، کوه‌ها و رودها نیز نشانه‌هایی دیگر از گسترش فرهنگ ایرانی در این سرزمین بزرگ و پرافتخاری است که «دماوند ایران» نیز بر پیشانی آن می‌درخشد. […]

نقدی بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیت‌های شاهنامه

در صفحه ادبیات شماره امروز روزنامه اعتماد، گفتاری از آقای فریدون جنیدی منتشر شده است که در بردارنده پاره‌ای استنباط‌های نجومی است. ایشان در این گفتار آورده‌اند که ویرایشگر شاهنامه می‌باید در زمینه‌های گوناگونی همچون دین‌شناسی، ستاره‌شناسی، متون پهلوی، سپاهیگری و همه مسائل و رموز زندگی و فرهنگ ایرانیان آگاهی داشته باشد و چون این آگاهی‌ها و تخصص‌ها را در خود سراغ داشته‌اند، در چند سال اخیر دست‌به‌کار تهیه نسخه‌ای از شاهنامه شده‌اند. این نگارنده تاکنون هیچ کتاب یا مقاله یا پژوهشی از ایشان که در زمینه ستاره‌شناسی باشد، ندیده است. همچنین تاکنون هیچ نمونه‌ای از ترجمه متون پهلوی به همت ایشان دیده نشده است. به این ترتیب در رد یا تأیید، درستی یا نادرستی چنین ادعاهایی نمی‌توان سخنی گفت مگر آنکه ایشان محصول چنین پژوهش‌های تخصصی را پدید آورده باشد. […]

یادداشتی از دومین همایش باستان‌شناسی تمدن جیرفت

اکنون هفت سال از کشف تمدن باستانی جیرفت و غارت گسترده تپه‌ها و گورستان‌های آن می‌گذرد. غارتی که منجر به فروش هزاران اثر بی‌همتای این تمدن نویافته در حوزه «هلیل رود» و خروج آنها از کشور شد. به همراه بیشماری اشیای تقلبی مشابه آنها. همچنین اکنون شش سال از آغاز کاوش‌های جیرفت و تپه‌های «کُنار […]

چارتاقی کهک: بنایی فروخفته در قلب امامزاده زینب خاتون

بخش کَهَک در حدود چهل کیلومتری جنوب شهر قم و در منطقه‌ای کوهستانی و ییلاقی واقع است. این منطقه دارای پیشینه مشهور تاریخی و فرهنگی، و نیز آثار و محوطه‌های باستانی فراوان است.

در حدود دوکیلومتری شمال غربی کهک (۳۴.۲۱ درجه شمالی، ۵۰.۵۱ درجه شرقی)، بنای امامزاده‌ای به نام زینب خاتون وجود دارد که یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های منطقه است. در سال‌های اخیر بنای این امامزاده گسترش یافته و بخش‌های گوناگونی به آن افزوده شده و عملیات مرمت و نوسازی گسترده‌ای در آن انجام شده است و می‌شود.

کهن‌ترین بخش شناخته شده مربوط به امامزاده عبارت است از در چوبی منبت‌کاری شده و زیبایی که تاریخ سال ۹۷۹ هجری قمری بر آن ثبت شده و اکنون در موزه باغ فین کاشان نگهداری می‌شود. صندوق منبت‌کاری شده پیشین آرامگاه نیز دارای تاریخ سال ۹۹۹ هجری قمری است. مجموعه آثار و شواهد برجای مانده از بنای امامزاده (همچون در چوبی، صندوق قبر، گنبد دوپوش، ازاره‌ها و ایوان جانبی) نشان می‌دهد که در دوره صفوی توجه خاصی به این امامزاده شده و الحاقات گوناگونی در آنجا ساخته بوده‌اند. افزودن به بخش‌های بنا و آرایه‌های آن (همچون کاشی‌کاری، آینه‌کاری و کتیبه‌نویسی) در دوره قاجاریه و نیز در سال‌های اخیر همچنان ادامه دارد. […]

پیشنهادی برای احیای دریاچه باستانی پاسارگاد

تاریخ‌نگاران و جغرافی‌نویسان عهد کلاسیک (همچون آریستوبولوس، استرابون و گزنفون) پاسارگاد را محوطه‌ای مرطوب و سرسبز، همراه با درختان انبوه و آب و جویبارهای فراوان توصیف کرده‌اند. این گزارش‌ها دور از انتظار نیست. چرا که از سویی، دشت مرغاب (که مشهد مادرسلیمان یا پاسارگاد احتمالی نیز بخشی از آن است) دشتی آبرفتی و تشکیل‌شده از […]



web analytics