در گذشتههای نهچندان دور، آقا کریم نامی بود که صاحب و شوفر یک اتوبوس بود و بین تهران و فراهان آمد و شد میکرد. هر روز صبح خیلی زود میکوبید به طرف به فراهان، و پس از ظهرِ همان روز به سوی تهران آتش میکرد. اولین حکمی که آقا کریم بلافاصله پس از اینکه پایش [...]
تازهها ۱۸
۱- آقای بیژن روحانی- کارشناس مرمت آثار باستانی و روزنامهنگار کوشای رادیو زمانه- مصاحبهای با بنده در باره سنگنگارههای «برمدلک» انجام داد که دیشب از رادیو زمانه پخش شد. در اینجا بخوانید و بشنوید: «چشمانداز نابسامان سنگنگارههای ساسانی». ۲- خانم مریم فدایی پرسیدهاند که آیا در ایران باستان روزی برای بزرگداشت هنرمندان وجود داشته است [...]
کفتارها
کفتارها جیغ میکشند و تیزی دندانهایشان را نشان میدهند. خیال میکنند که باتلاقها از چنگ و دندان میترسند. باتلاقها کفتارها را میبلعند. با همه ریسمانهای کهنه و تازهای که به آن چسبیدهاند و با همه کسانی که یک سر ریسمان را در دست گرفتهاند.
تو خُرد نمیشوی
هرگز تماشاچی صحنههایی نمیشوم که میخواهند شخصیت انسانها را خرد کنند و آنرا به نمایش همگانی بگذارند. انسان شریف است. اما انسانی که از روی ناچاری و بخاطر نزدیکانش شخصیت خود را خرد میکند، شریفتر است.
تازهها ۱۷
۱- در اتاقم یک میز فلزی «ارج» وجود دارد که یادگاری از انقلاب ۱۳۵۷ بر آن نقش بسته است. آن یادگار، اثری از گلولههایی است که در آخرین روزهای پیش از پیروزی انقلاب از یک هلیکوپتر نظامی که در ارتفاع بسیار پایین پرواز میکرد، به سمت مردم و خانههای مردم شلیک شده بود. صدای شلیک، [...]