%archive_title% | پژوهش‌های ایرانی - Part 2
Skip to content
بایگانی سال ۱۳۸۸

بزرگداشت استاد موسی اکرمی

در شامگاه سی‌ام خرداد ۱۳۸۸ مراسم بزرگداشت آقای دکتر موسی اکرمی- فیزیکدان، تقویم‌شناس و متخصص برجسته تاریخ و فلسفه علم روزگار ما و یار و همراه زنده‌یاد استاد احمد بیرشک در مرکز علوم و ستاره‌شناسی تهران برگزار شد. با اینکه بخاطر اوضاع و احوال این روزهای میهن ما، آمادگی سخنرانی و شرکت در هیچ برنامه‌ای را نداشتم و همه […]

آقای جنیدی و پاسخ‌هایی به نقد نگارنده در باره استنباط‌های نجومی از شاهنامه

پس از اینکه این نگارنده و آقایان ابوالفضل خطیبی، دکتر جلیل دوستخواه و جلال حجتی فهیم، نقدهایی را پیرامون شاهنامه خودساختهٔ آقای فریدون جنیدی منتشر کردیم؛ دو پاسخ به دستم رسید. نخستین پاسخ را آقای فریدون جنیدی نوشته است و آقای علی حیدری (با نام مستعار دکتر شاهین سپنتا) و چند نفر دیگر، آنرا با ایمیل برای همگان فرستاده‌اند و خواستار انتشارش شده‌اند. این پاسخ به اندازه‌ای بی‌ادبانه و هتاکانه بوده است که استاد دوستخواه ضمن خودداری از نشر آن، در گفتاری به نام «گفتمان فرهیخته‌ی انتقادی یا هیاهو و جنجال و دشنام‌پراکنی» به آن واکنش نشان دادند و این نگارنده نیز به صلاحدید ایشان از نشر آن خودداری کرد. این خودداری‌ها موجب اعتراض‌ فرستندهٔ آن پاسخ خطاب به آقای دوستخواه شد که آن اعتراض نیز دربردارندهٔ تهمت‌هایی نادرخور به استاد بود. گزیده‌ای از واکنش آقای دوستخواه به نامه آقای جنیدی چنین است: […]

باراک اوباما و پذیرفتن نقش آمریکا در براندازی دولت مصدق

دولت مردمی دکتر محمد مصدق در 28 مرداد 1332 با کودتایی که آمریکا و سرویس اطلاعاتی بریتانیا در ایران (به سرپرستی شاپور ریپورتر) ترتیب دادند، سرنگون شد و یکی دیگر از فرصت‌هایی که ایرانیان برای برقراری حکومت دموکراتیک به دست آورده بودند، با دخالت آمریکا و انگلیس از بین رفت. از آن زمان، دولت‌های مداخله‌گر […]

تخت‌جمشید: بخش چهارم، کتیبه‌ها

بخش اعظم کتیبه‌های موجود در تخت‌جمشید علاوه بر اینکه به زبان و خط میخی فارسی باستان نوشته شده‌اند، به زبان و خط عیلامی و بابلی نیز ترجمه و در همانجا نویسانده شده است. […]

تخت‌جمشید: بخش سوم، سنگ‌نگاره‌ها

ساخت سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید از فناوری و تخصص خاصی بهره‌مند بوده است که در تاریخ ایران تکرار نشد. این سنگ‌نگاره‌ها متنوع‌ترین و متعددترین سنگ‌نگاره‌های دوره تاریخی در ایران هستند. در سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید (جز نقش مبهم زنی بر محور چرخ گردونه‌ها) نقشی از زن وجود ندارد. […]

تخت‌جمشید: بخش دوم، بررسی بناها

برای ساخت تخت‌جمشید تمام نواحی شرق باستان بسیج شده بودند. از منابع و معادنی در حد فاصل دریای مدیترانه تا آسیای میانه استفاده می‌شد و بهترین استادکاران از همه جا دعوت شده بودند. داریوش خود در کتیبه‌ای که از پی بنای کاخ آپادانا در شوش (DSf) بدست آمده، چنین می‌گوید که: «کندن و پر کردن و خشت‌های قالبی، کار مردمی از بابل بود. تیرهای سدر از کوهستانی به نام لبنان آورده شد. مردم آشور آنها را تا بابل آوردند و مردمی از اهالی کاریه و ایونیه آنرا از بابل به شوش آوردند. الوار درخت یاکا از قندهار و کرمان آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد. لاجورد گرانبها و عقیق شنگرف از سرزمین سغد و سنگ گرانبهای فیروزه از خراسان فراهم شد. نقره و آبنوس از مصر آمد. زیورهای دیوارها از ایونیه است. عاج از حبشه، هند و آراخوزیه آورده شد. سنگ ستون‌ها از ناحیه‌ای بنام آبیراد در عیلام بود. سنگ‌بُران و پیکرتراشان ساردی و ایونی بودند. آنان که آجر پخته ساختند، بابلی بودند. درودگران ساردی و مصری بودند. آنان که زرگری کردند، مادی و مصری بودند. آنان که دیوارها را آراستند، مادی و مصری بودند». با این حال عجیب است که در میان این استادکاران نامی از پارسیان برده نشده است. […]

تخت‌جمشید: بخش یکم، پیشگفتار

مایلم کتاب تخت‌جمشید را با گفتاری آغاز نمایم که یک استاد آلمانی علوم طبیعی به نام ساموئل سیمون ویته (Samuel Simon Witte) در اواخر سده هجدهم میلادی اظهار داشته بود. او اعتقاد داشت که تخت‌جمشید و مجموعه بناها و آثار آن (و نیز اهرام ثلاثه مصر)، محصول اندیشه و توانایی‌های انسان نیست، بلکه دست‌ساخته طبیعت است و بر اثر اتفاق و بدنبال برخی حرکات آتشفشانی و زمین‌ساختی بوجود آمده است. این گفتار شاید شگفت‌انگیز به نظر آید، اما پیچیدگی‌های خارق‌العاده و فناوری‌های همچنان نامعلوم ساخت تخت‌جمشید ممکن است هر کسی را به این گمان براند که اگر باور بداریم ساخت‌وساز بناهای تخت‌جمشید به دست انسان صورت گرفته، بسی شگفت‌انگیزتر از آن است که باور بداریم این آثار، ساخته اتفاقی دست طبیعت است. […]

خواهش می‌کنم در انتخابات شرکت کنید و به میرحسین موسوی رأی بدهید

شانزده سال است که کتاب‌ها و نوشته‌های مرا می‌خوانید، ده سال است که سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هایم را می‌شنوید و چهار سال است که با این وبلاگ‌ها در کنارتان هستم. در این مدت هرگز سخنی که به سیاست روز بپردازد، از من ندیدید و نشنیدید. اولین بار در دهم فروردین سال ۱۳۵۸ در انتخابات شرکت کردم […]

فرزندان ایران‌زمین و چشم‌انداز آینده: نامه سرگشاده به میرحسین موسوی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
آنچه که موجب شد تا درددل‌های چندین ساله خود را خدمت شما تقدیم بدارم، سخن کوتاه و آموزنده‌ای بود که در نوجوانی از شما آموختم. جنابعالی در آن روز گفتید که در اندیشه «ایجاد فرصت کافی برای تربیت و شکوفایی نسلی کارآمد و توانا» هستید. گمان نمی‌رود که سخنی شیواتر و آرمانی والاتر از این گفتار برای یک سیاستمدار آینده‌نگر متصور باشد. از همین روی، هر آنچه که در این نامه آمده، با تأثیر و الهام از گفتار شما نوشته شده است.

در گذشته‌های دور، آنچه که موجب غلبه و سلطه بر کشوری می‌شد و استقلال آنرا خدشه‌دار می‌نمود، قدرت نظامی و لشکرکشی‌های ویرانگر بود. این شیوه، به مرور و در گذر زمان جای خود را به شیوه‌های مدرن‌تری همچون اعمال قدرت نفوذ سیاسی، برگماری حاکمان سرسپرده، و ایجاد حاکمیت‌های مستقل اما ناتوان از نافرمانی داد. اکنون همه این روش‌های سلطه کارآیی خود را از دست داده‌اند و استقلال کشورها عملاً وابسته به توانمندی‌های علمی، صنعتی و تجاری، و قدرت سیاسی و اقتصادی منبعث از آن است. چنانکه پشتوانه پول‌های ملی نیز جای خود را از ذخایر فلزات گرانبها به قدرت اقتصادی و تولید ملی واگذار کرده است.

وضعیت امروزین کشور ما با همه خصوصیاتش و با همه دشواری‌ها و مشکلات اقتصادی و منازعات سیاسی‌اش می‌گذرد و از آن تنها خاطره‌ای در تاریخ‌نامه‌ها برای تحلیل آیندگان باقی می‌ماند. شاید ممکن باشد که تبلیغات دولتی، آمارسازی و ادعاهای شعارزدگانه، خلاف واقع و غلوآمیز برخی دولتمردان، بتواند تأثیری موقت به سود آنان در میان افکار عمومی داشته باشد، اما هرگز نخواهد توانست در تاریخ ماندگار شود. چرا که از دست «زرگر زمانه» گریزی نیست و تاریخ‌نامه‌هایی که در عصر اطلاعات و ارتباطات و با اتکای به رسانه‌های همگانی و گسترده و جهان‌شمول نوشته می‌شوند، تفاوتی بسیار بارز و آشکار با تاریخ‌نویسی‌های سنتی و سفارشیِ متکی به صاحبان قدرت دارد که عمر آنها نیز به سر رسیده است. […]

گفتاری از استاد دوستخواه: پیوستی بر شاهنامه خودساخته جنیدی

پس از نقدهای پیشین بر شیوهٔ ذوقی و غیرعلمی آقای فریدون جنیدی در گزارش شاهنامه، آقای دکتر جلیل دوستخواه- پژوهشگر اوستا و شاهنامه- در گفتاری خرده‌گیرانه، به چنین رویه‌ها و رویکردهایی معترض شده‌اند.

امروزه تصحیح کامل و بدون نقص یک متن کهن و آگاهی از چگونگی نسخه اصلی و دست‌نخوردهٔ آن، به کلی غیرممکن یا بسیار دور از دسترس است. علت این تیرگی و تباهی، یورش اسکندر و عرب و مغول نیست، بلکه در این است که قدر آنچه را که داشته‌ایم، ندانسته‌ایم و با درک نکردن نوشته‌های پیشینیان و دخالت‌ دادنِ مغرورانهٔ ذوق و سلیقه شخصی، آنها را تبدیل کردیم به آنچه که «دوست می‌داشته‌ایم باشند» و نه آنچه که در اصل «بوده‌اند». با چنین رویکردی بوده که هر آنچه را که درک نمی‌کرده‌ایم و یا مطابق با میل و سلیقه و باورهای ما نبوده‌اند را به کناری انداخته‌ایم و هر آنچه را که مطابق با میل و پیش‌فرض‌های ذهنی ما بوده است، بدان داخل کرده‌ایم.

جای دریغ و افسوس است که پس از کوشش‌های گرانقدر و ارجمندانه پژوهشگرانی پرشمار و ویرایش‌هایی معتبر و متکی به اسناد و نسخه‌های خطی، بار دیگر و به مانند کاتبان و رونوشت‌کنندگان سده‌های پیشین، به مرحله کتابت ذوقی و افزوده‌های ساختگی و دلخواهانه بازگردیم و این «گنج شایگان» تاریخ و ادب و فرهنگ و تمدن ایرانی را قربانی ذوق و سلیقه ناآگاهانه و منیّت‌های مغرورانه خود کنیم و حتی به مانند آقای جنیدی، افزوده‌های خود به شاهنامه را «جایزه فردوسی به خودم» بنامیم. […]

شاهنامه خودساخته فریدون جنیدی

پیش از این در باره شیوه ذوقی و غیرعلمی آقای فریدون جنیدی و آسیب‌ها و تحریف‌هایی که به شاهنامه فردوسی وارد آورده‌اند، گفتاری به نام «نقدی بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیت‌های شاهنامه» نوشته بودم که در رسانه‌های گوناگون و از جمله در روزنامه اعتماد منتشر شده بود. در آن گفتار نمونه‌هایی از استنباط‌های نادرست ایشان که منجر به الحاقی‌دانستن دو سوم بیت‌های شاهنامه (قریب چهل هزار بیت) از شاهنامه شده بود و نیز اینکه بخود اجازه داده‌اند هر واژهٔ دلخواهی را به سخن فردوسی بیفزایند، نشان داده بودم. آقای جنیدی که در آن هنگام دانش خود را برابر با دانش بیست و پنج استاد متخصص در بیست و پنج رشته مختلف می‌دانستند، اکنون در پیشگفتار شاهنامهٔ خودساخته‌اشان، خود را تحت یاری و حمایت «جهان مینوی» (= امدادهای غیبی) نیز دانسته‌‌اند.

چون نقد من بر سخنان ایشان نه از دید یک شاهنامه‌پژوه، که تنها برای یادآوری ادعاهای نادرستِ نجومی انجام پذیرفت، همواره منتظر بودم تا از نظر یک شاهنامه‌شناس آگاهی یابم. خوشبختانه در روز گذشته استاد ابوالفضل خطیبی- شاهنامه‌شناس‌ و پژوهشگر شاهنامه و ادبیات فارسی- نقدی در وبلاگ خود با نام «تصوری دیگر از شاهنامه» نوشتند که با سپاسگزاری از ایشان، آنرا در اینجا نیز بازنشر می‌دهم. […]

خویدوده: ازدواج با محارم در دین زرتشتی

امروزه برخی از کسانی که رویدادهای روزگاران باستان را بنا به ذوق و سلیقه بازگو می‌کنند و داده‌های تاریخی و متون کهن را به یکسو می‌نهند، چنین وانمود می‌کنند که «ثنویت» و «ازدواج با محارم» هیچگاه در میان زرتشتیان واقعیت نداشته و «تهمتی» بوده که از روی عناد بازگو شده است. از سوی دیگر، سخنان و ادعاهایی را به مزدکیان و باورهای خرمدینی منسوب می‌دارند که با منابع تاریخی پشتیبانی نمی‌شوند. نگارنده پیش از این در چند گفتار با نام‌های «آیین مزدک به روایت دینکرد- تنها متن بازمانده از گفتگوی زرتشتیان با روحانیت زرتشتی»، «حقوق زنان در عصر ساسانی»، «انتشار مأخذی مهم در زمینه ثنویت زرتشتی» و «تقویم نوساختهٔ موسوم به سالنمای دینی زرتشتیان» به کوتاهی نمونه‌هایی از جعل و تحریف در داده‌های تاریخی و تعبیر و تفسیرهای ذوقی و دلخواهانه بجای پژوهش‌های استوار و متکی بر اسناد و منابع را نشان داده است. با توجه به مأخذهای یادشده در گفتارهای بالا آشکار است که آنچه در باره مزدکیان گفته شده، در اصل در میان زرتشتیان روایی داشته و سپس به مزدکیان منسوب شده است. ادامه »

کتیبه‌های داریوش و ساخت کانال سوئز در مصر

سرزمین مصر در سال ۵۲۵ پیش از میلاد به تصرف کبوجیه/ کمبوجیه دوم، دومین پادشاه هخامنشی در آمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را باز یابند و یکبار نیز برای کوته زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینهٔ مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود.

از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمان‌های پرشماری برجای مانده است که بیشترین آنها از زمان داریوش یکم است. یکی از مهم‌ترین آثار بجای مانده از زمان داریوش در مصر، آبراهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند می‌دهد. در طول مسیر این آبراه، تاکنون پنج ستون سنگی یادمانی از این پادشاه شناسایی شده است.

ساخت آبراهی که دریای سرخ (احمر) را به رود نیل و دریای مدیترانه متصل کند، سرگذشتی طولانی دارد. فراعنه مصر دستکم از هزاره دوم پیش از میلاد (و شاید از هزاره سوم) در اندیشه ساخت چنین آبراهی بوده‌اند و در زمان فرعون نخائو/ نخو (۶۰۹ تا ۵۹۴ پیش از میلاد) ساخت آبراه تا اندازه زیادی پیش رفته بود. […]

نوشتارهای خواندنی در شماره تازهٔ ماهنامه صنعت چاپ

ماهنامه صنعت چاپ، مجله‌ای تخصصی است که سالهاست به همت آقای مرتضی کریمیان منتشر می‌شود. در شماره اخیر این مجله (فروردین ۱۳۸۸) مطالب خواندنی و جذابی وجود دارد که نشان از تغییراتی در محتوای مجله می‌دهد. در مقاله‌ای که آقای اشکان صالحی با نام «از ناصریه تا ناصرخسرو» نوشته‌اند، قدیمی‌ترین چاپخانه‌ها و کارگاه‌های حروف‌ریزی و […]

دوره آموزشی اخترباستان‌شناسی و بناهای تقویمی ایران

همزمان با هفته جهانی نجوم، یک دوره پنج روزه آموزشی برای آشنایی مقدماتی با اخترباستان‌شناسی در تالار کاخ سعدآباد برگزار می‌شود. این کارگاه از روز شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ آغاز می‌شود و در روز ۱۶ اردیبهشت پایان می‌پذیرد. ساعت برگزاری نشست‌ها از ۹ بامداد به مدت چهار ساعت خواهد بود. […]

انصراف از همکاری با سمینار چارتاقی‌های ایران

صفحه اصلی و راهنمای مطالب موجود در باره چارتاقی‌ها مدیریت محترم امور پایگاه‌های سازمان میراث فرهنگی چنانچه استحضار دارید، پس از نامه مورخه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ جنابعالی، طرح مقدماتی سمینار چارتاقی‌های ایران به مناسبت سال جهانی نجوم را در ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ تقدیم داشتم. از آن پس نشست‌ها و گفتگوهای فراوانی در زمینه برنامه‌ریزی و […]

جزیره فروهر: سوژه‌ای تازه برای فریفتن عوام

بیان ادعاهای غلوآمیز و نادرست روز به روز بیشتر می‌شود. چنین سخنانی را معمولاً دو گروه بازگو می‌کنند: نخست، برخی دولتمردان یا کسانی که در انجام وظایف خود ناتوان بوده و شکست خورده‌اند و می‌خواهند با چنین ادعاهایی، افکار عمومی را به نفع خود تهییج کنند و سرپوشی بر ناتوانی خود بگذارند. دسته دوم کسانی هستند که چنین سخنانی را از روی احساس […]

La sauvegarde de la chronologie Iranienne


Tout au long de leur histoire, les Iraniens ont accordé une grande importance aux phénomènes naturels pour l’élaboration de leur calendrier. De l’Antiquité à nos jours, de nombreux systèmes chronologiques ont été successivement mis en place. Le système chronologique actuel de l’Iran (qui est un calendrier solaire) peut être considéré comme l’un des calendriers le plus exact du monde en lien étroit avec les cycles de la nature. En approfondissant les divers calendriers persans, une divergence se fait jour concernant leur premier jour ainsi que le nombre de jours de chaque mois. A titre d’exemple, là où la chronologie solaire est considérée comme la mesure de base, le premier jour est différent pour chacun des calendriers : calendrier Kouhdashti : le 4 Farvardin (23 mars), calendrier Tabari : le 2 Mordâd (23 juillet), calendrier Deylami : le 17 Mordâd (7 août), calendrier saisonnier de Kâshân et Natanz [1] : le 1 Esfand (19 février), etc. Néanmoins, l’important est que le titre et l’ordre des jours et des mois soient plus ou moins similaires dans tous ces calendriers. En outre, dans le calendrier persan chaque jour a son nom, 1er jour du mois s’appelle Hormoz, le 2ème jour Bahman, le 3ème jour Ordibehesht [2], même s’ils ne sont plus utilisés de nos jours. […]



web analytics