Skip to content
بایگانی تاریخ

آن صبح خنک تابستان

هنوز سپیده صبح در آن روستای دوست‌داشتنی سر نزده بود که بیدارم کردی. دلو آب را به چاه انداختی تا دست و رویی بشوییم. خروس‌ها می‌خواندند و «ملیچ‌‌ها» در میان شاخ و برگ درختان غوغا کرده بودند. یک سر قطار گوسفندها در طویله بود و سر دیگرش درمیان گله‌ای که داشت از کوچه‌های آبادی بسوی صحرا می‌رفت. آوای زنگوله‌های ریز و درشت در هم آمیخته بود و با آوای ملیچ‌ها و خروس‌ها و شاخه‌هایی که در نسیم خنک بامدادی به رقص درآمده بودند، دل‌انگیزترین صداهای دنیا را به آسمان می‌برد. آسمانی که رو به سرخی می‌رفت. آب دلو را بر دست هم ریختیم و به سراغ فتیرهای مادرت رفتیم که روی آنها یک عالمه «خاماتو» مالیده بود. از چانه تا نُک دماغ هر دوی ما خاماتویی شده بود. چقدر به هم می‌خندیدیم. […]

اختلال در سودجویی و مال‌اندوزی: تنها عامل اعتراض بازاریان

دل‌بستنِ مردم و روشنفکران به اعتراض‌ها و اعتصاب‌های بازاریان خطایی بزرگ است. بازار همیشه و همواره در فکر سودجویی و مال‌اندوزی است. بازار هر تصمیم و حرکتی را تنها با شاخص منافع مالیِ شخصی می‌نگرد. برای بازار هیچیک از مفاهیم حقوق شهروندی و حقوق انسان‌ها، نه تنها اهمیت ندارد که حتی بی‌معنا نیز هستند. بازار هیچگاه پشتیبان منافع مردم و […]

آرزونامه مشهور داریوش‌شاه در تخت‌جمشید

فراوانی کتیبه‌های بازمانده از داریوش بزرگ (یکم) هخامنشی به تنهایی بیش از مجموع کتیبه‌های دیگر پادشاهان ایران است. همچنین داریوش بزرگ را می‌توان به سبب نگاشتن کتیبه بزرگ و تاریخی بیسْتون، کهن‌ترین تاریخ‌نویسِ شناخته‌شده ایرانی دانست. در بیرون از محوطه اصلی تخت‌جمشید و بر بدنه سنگیِ جبهه جنوبی آن (جایی که در زمان داریوش قرار بوده در ورودی اصلی تخت‌جمشید باشد)، چهار سنگ‌نبشته در کنار یکدیگر جای دارند که همگی به فرمان او نگاشته شده‌اند. نخستین سنگ‌نبشته از سمت چپ (DPd) به خط و زبان فارسی باستان، دومین سنگ‌نبشته (DPe) نیز به خط و زبان فارسی باستان، سومین سنگ‌نبشته (DPf) به خط و زبان عیلامی و چهارمین سنگ‌نبشته (DPg) به خط و زبان اَکَدی (بابلی نو) هستند. هر چهار سنگ‌نبشته، چهار متن مستقل و متفاوت هستند و هیچکدام ترجمه دیگری نیست. […]

کاش به این کشور نمی‌آمد: نه جهل، نه عوام‌فریبی و نه خوش‌باوری

جشن کهن «اول تابستانی» در فراهان کم‌رونق‌تر از هر سال بود. بازار سالانه این «جشن درو» بجای عرضه ابزارها و محصولات کشاورزی، در قرق اشیای زینتی و بنجل بود و سرسره‌های پلاستیکی و بازی‌های کامپیوتری بجای الک دولک و خرک و دیگر بازی‌های اصیل محلی نشسته بود. چشمه روستا خشکیده بود و چاه‌های قناتش آکنده […]



web analytics