Skip to content
بایگانی تاریخ

مناسبات خورشیدی در چارتاقی ژانوس ایتالیا

بنای باستانی دیگری که در ادامه بررسی و شناسایی چارتاقی‌های رومی و مقایسه آنها با نمونه‌های مشابه اشکانی بدان می‌پردازیم، چارتاقی موسوم به «تاق ژانوس/ یانوس» در کشور ایتالیا است. نام ژانوس که در قرون وسطی بر روی این بنا نهاده شده، در اصل متعلق به یکی از خدایان رومی است که خدای آغازها و پایان‌ها، و خدای درها و دروازه‌ها دانسته می‌شد. او همچنین خدای سرآغازهای زمان نیز بوده است و نام ماه ژانویه از نام او گرفته شده است. ژانوس را در نگاره‌های باستانی با سر دو چهره که پشت به هم داشته‌اند و به دو سوی مختلف می‌نگریسته‌اند، نشان می‌داده‌اند. ممکن است این نمادپردازی با نگاه توأمان ژانوس به آغاز و پایان روز، و طلوع و غروب خورشید در پیوند باشد. این بنا در بافت قدیمی محله «ولابروم» در داخل شهر رم و در دویست متری شرق رود تیبِر قرار دارد و قدمت آن به حدود ۱۷۰۰ سال پیش و به سال‌های آغازین سده چهارم میلادی باز می‌گردد. […]

بدون دعوت می‌روم

بدون دعوت می‌روم، چون خانهٔ خودم است.

تمسخر نظریه توطئه

تمسخر نظریه توطئه خودش یک توطئه است.

مناسبات خورشیدی در چارتاقی هایدنتور اتریش

نخستین چارتاقی رومی در خاک اروپا که موفق به شناسایی مناسبات خورشیدی آن شدیم، چارتاقی‌ای در شرق اتریش است که با نام‌های «هایدنتور» و نیز «دروازه شرک» و «دروازه بت‌پرست» شناخته می‌شود. این نام‌ها را در ابتدای عصر مسیحیت بر این بنا گذاشته بودند و بر این باور بوده‌اند که این بنا به دست غیرمسیحیان کافر (و احتمالاً پیروان میترا) بنا شده است. این بنا در مجاورت جنوب غربی و در بیرون دیوارهای بازمانده‌های شهر نظامی رومی به نام «کارنونتوم» در جنوب شرقی وین (پایتخت اتریش) و در نزدیکی مرز اسلواکی قرار دارد. مکانی که اکنون تبدیل به یک موزه فضای باز با نام «پترونِل» شده است. رود دانوب در فاصله کمی از شمال این محوطه باستانی عبور می‌کند و چارتاقی در دشتی پهناور با افقی هموار جای دارد. این افق هموار با ارتفاع تقریبی صفر درجه موجب شده است تا همچون چارتاقی خورآباد نیازی به اصلاحات ناشی از افق کوهستانی نباشد و زاویه‌های منتج‌شده از پایه‌ها و فضای میان پایه‌ای، معادل و مطابق با تغییرات میل خورشید باشند. […]

بجز حقوق کودکان

برای پیروزی در رأی‌گیری یا کسب محبوبیت ادعای حقوق همه را می‌کنند بجز کودکان را، چرا که کودکان حق رأی ندارند.

شناسایی مناسبات خورشیدی در چارتاقی‌های رومی یا تتراپیلون‌ها

پیگیری‌ها و مطالعات ما نشان می‌دهد که مناسبات خورشیدی با دقت قابل ملاحظه‌ای در چارتاقی‌های رومی نیز دیده می‌شود. اکنون با شناسایی تعدادی از چارتاقی‌های غربی که بازمانده‌ای از امپراتوری و تمدن روم هستند، می‌توان اعلام نمود که موفق شده‌ایم نخستین چارتاقی‌های با کاربری تقویمی و مناسبات خورشیدی را در خاک اروپا و در حوزه دریای مدیترانه با قطعیت شناسایی کنیم و تعدادی دیگر را نیز در دست بررسی داریم. نگارنده بر این گمان است همانطور که ویژگی‌های چارتاقی‌های ایران موجب شناسایی چارتاقی‌های رومی شد، متقابلاً ویژگی‌های خاص چارتاقی‌های رومی نیز به کمک آشکار نمودن نادانسته‌ها و مجهولات چارتاقی‌های ایرانی خواهد آمد. […]

میهن‌پرستی شعارگونه به نفع چه کسانیست؟

رویکردهای میهن‌پرستانه و وطن‌دوستی و گرایش به بازشناسی و پیجویی هویت تاریخی در میان بسیاری از مردم و به ویژه جوانان فزونی یافته است. چنین رویکردهایی در ضمن اینکه ارزشمند و دوست‌داشتنی هستند و می‌توانند در جای خود محرک و سازنده باشند، اما ممکن است مخرب و ویرانگر نیز باشند. هویت یک ملت، مجموعه‌ای است از دستاوردهای مادی و معنوی و هر آنچه که از نیاکان به شکل یادمان‌های فرهنگی و خاطره‌های تاریخی به او رسیده است. مجموعه این دستاوردها- خواه زیبا و خواه زشت- هویت مشترک یک ملت را می‌سازند. نادیده گرفتن بخشی از این هویت و هرگونه تغییر و تصرف در آن، چه با زدودن آنچه که به نظر نازیبا می‌آید و چه با یا افزودن آنچه که به نظر زیبا می‌آید، در حکم تباهی هویت تاریخی است. […]

جز به دروغ نمی‌توان رسید

با دروغ به چیزی جز دروغ نمی‌توان رسید.

Découverte de la seconde inscription Persane géométrique

A Shahryar, d’Iran, une inscription géométrique a été découverte dans le tell de Kaftarlou, région d’Akhtarabad. En raison de sa similarité avec l’écriture dite géométrique des tablettes d’argile du site de Suse, elle est estimée remonter à ۵۰۰۰ ans. Ce n’est cependant que la seconde inscription en ancienneté trouvée en Iran, la plus ancienne ayant été également découverte dans le nord de la province du Kurdistan iranien, à Kan Tcharmî. Selon l’archéologue Reza Moradi Ghiasabadi, la similarité des signes utilisés avec ceux de Suse permettent d’estimer cette inscription à au moins 4200 to 4500 ans. Mais d’un autre côté, le fort taux d’oxydation peut aussi signifier que l’inscription est plus ancienne. […]

پوزش بخاطر کتاب آتشکده‌های ایران

نگارنده قصد دارد در این نوشتار بابت اطلاعات نادرستی که پانزده سال پیش در کتاب «آتشکده‌های ایران» به خواننده داده است، پوزش بخواهد و آن اشتباه را جبران کند. هر چند این کتاب اکنون نایاب است و قصدی برای انتشار مجدد آن نیست، اما امیدوار است که کتابخانه‌ها و اشخاصی که این کتاب را در اختیار دارند، نسخه‌ای از این نوشته را ضمیمهٔ آن کنند. […]

عیلام یا ایلام؟

در سال‌های اخیر دیده می‌شود که برخی از پژوهشگران و نویسندگان، نام کشور و تمدن «عیلام» را به صورت «ایلام» می‌نویسند. اما هر قدر کوشش می‌کنم، نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که املای سنتی و شناخته‌شدهٔ یک نام را به نفع املای پیشنهادی و تازه‌ای کنار بگذارم که دلایل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد. پیشنهاددهندگان بر این باورند که چون در زبان فارسی حرف و آوای «ع» نداریم، و نیز صورت «عیلام» از عهد عتیق (تورات) گرفته شده است، پس می‌باید «عیلام» را به شکل «ایلام» نوشت. این توجیه به چند دلیل کافی به نظر نمی‌رسد: […]

اردشیر و شاپور ریپورتر: عاملان سلطه بریتانیا در ایران

اردشیر جی که بعدها اردشیر جی ریپورتر نامیده شد، عامل ارتباطی و اجرایی برنامه‌های سلطهٔ بریتانیا در ایران، و نیز جاسوس مرموز و مخوف و رئیس سرویس مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران بود. او از یک خانواده زرتشتی مقیم هند بود که از سال ۱۲۷۲ یعنی چهار سال قبل از ترور ناصرالدین شاه قاجار تا سال ۱۳۱۲ که در تهران درگذشت، به مدت چهل سال تمام برای انجام وظایفش مقیم ایران بود و نقش فراوانی در بسیاری از ناگواری‌های سیاسی و اجتماعی ایران به عهده داشت. از جملهٔ این رویدادها عبارت بود از انحراف انقلاب مشروطیت از آرمان‌های آغازین آن و نیز جلوگیری از ایجاد حکومت جمهوری که پس از سقوط قاجاریان در برنامه مجلس شورای ملی بود. او همچنین سومین نماینده انجمن زرتشتیان هند در ایران بود. یکی از برنامه‌های اردشیر ریپورتر در ایران، القا و اجرای نظریات نژادپرستانه و کوشش برای ترویج اختلافات قومیتی (و از جمله عرب‌ستیزی، سامی‌ستیزی و ترک‌ستیزی) در میان مردم بود. نام آریا و نژاد آریایی و ادعای موهوم مهاجرت آنان به ایران در زمان او در ایران متداول شد و با اشاره و حمایت او به آثار برخی از نویسندگان راه یافت. کاری که با تأسی به آریایی‌سازی‌های ماکس مولر (زبان‌شناس تبعهٔ بریتانیا و عضو شورای مشاوران ملکه) انجام می‌شد. […]

نظریه علمی و نظریه غیرعلمی

استفاده از اصطلاح‌های «نظریه علمی» و «نظریه غیرعلمی» یا «شبه‌علمی» کاربردی فراگیر یافته است و گاه منتقدان و معتقدان نظریه‌ای خاص، از این اصطلاح‌ها- بنا به نیاز- برای بالابردن یا پایین‌کشیدن سخن و ادعاهای موردنظر خود استفاده می‌کنند. دیده شده که کسانی در مذمت «شبه‌علم» سخن می‌رانند، در حالیکه سخنان «شبه‌علمی» خود را «علمی» و سخنان علمی دیگران را شبه‌علم معرفی می‌کنند. نظریه علمی مشخصاتی روشن و متمایز دارد و با اینکه معمولاً مبتنی با واقعیت است، اما الزاماً چنین نیست. نظریه غیرعلمی نیز الزاماً مغایر با واقعیت نیست و ممکن است واقعیت داشته باشد. چرا که بسیاری از نظریه‌ها به این دلیل غیرعلمی به حساب می‌آیند که قابلیت آزمایش و تکرار دائمی را دارا نیستند. […]

ایرانیان مروجان اصلی نام جعلی برای خلیج فارس

چنانچه نام خلیج فارس را در گوگل جستجو کنیم، به حدود 9.000.000 مدخل دست می‌یابیم. این در حالی است که نام جعلی خلیج عر… حدود 62.000.000 مدخل دارد. یعنی هفت برابر بیشتر از نام اصلی آن. در ابتدا ممکن است تصور شود کشورهای عرب بوجودآوردنده این حجم انبوه از نام جعلی هستند. اما اگر آماری از مدخل‌ها گرفته شود و یا دستکم نگاهی سطحی بدان‌ها بشود، با واقعیت تأسف‌باری مواجه می‌شویم: حدود 95 درصد از مجموع آن نام جعلی در سایت‌های فارسی‌زبان منتشر شده‌اند. حتی اگر آن نام را به شکل خلیج العر… یا الخلیج العر… جستجو کنیم، نتیجه آن تفاوت چندانی نخواهد داشت و باز هم سایت‌های فارسی‌زبان از نظر فراوانی با فاصله بسیار زیادی از دیگران در مقام اول ایستاده‌اند. […]

راه راستی و دروغ

راه راستی از دروغ نمی‌گذرد.

صفت عربی برای گاهشماری ایرانی

تاکنون چندین بار دیده‌ام که نام‌هایی مثل «تازی» یا «عربی» را جلوی مبدأ گاهشماری ایرانی نوشته‌اند (مثلاً 1390 تازی). ایرانیان در زمانی دور و به دلایلی که در فرصتی مناسب خواهم گفت، این مبدأ را برای گاهشماری خود انتخاب کرده‌اند و این به معنای عربی بودن گاهشماری ایرانی یا مبدأ آن نیست. اینچنین است که عده‌ای از اشخاص نادان و متعصب تیشه به ریشه هویت و تاریخ و فرهنگ ایران و بخصوص یکی از درخشان‌ترین دستاوردهای آن که گاهشماری ایرانی باشد، می‌زنند و نام خود را هم با کمال افتخار «میهن‌پرست» می‌گذارند. دریغ و درد بر میهنی که چنین مدافعان و پرستندگانی دارد.

سی و سه پل و متروی اصفهان، ترکیبی از نگرانی و غلو

برگرفته از گفتگو با آقای رضا ولی‌زاده، رادیو فرانسه: چنانکه پیش از اشاره کرده بودم، نگرانی در زمینه حفاظت از آثار باستانی در ایران معمولاً هنگامی بالا می‌گیرد که پروژه‌‌ای عمرانی با بودجه بالا به مرحله اجرا رسیده باشد (و نه حتی در مرحله مطالعه). در صورتی که پای پروژه‌های پُرخرج در میان نباشد، توجهی چندانی به تخریب‌ها و آسیب‌ها نشان نمی‌شود. در اینکه عملیات عمرانی در ایران بدون دقت و ملاحظات کافی انجام می‌شود، و نیز اینکه عموم آثار باستانی ایران گرفتار سوءمدیریت‌ها و آسیب‌های طبیعی و انسانی متعدد است، تردیدی نیست و نگارنده نیز بارها در این باره گفته و نوشته است. اما این دلیل موجهی نیست تا هرگونه ادعای نسنجیده و اغراق‌آمیز را بپذیریم و آنرا واقعیت محض بدانیم. […]

همبستگی شکوهمند ایرانیان و ناکامی تفرقه‌افکنان

استعمار نو پس از جنگ جهانی اول به اجرای ضرب‌المثلی روی آوردند که ایرانیان با آن بخوبی آشنا بودند: «تفرقه بینداز و حکومت کن». آنان بجای قشون‌کشی و بهره‌گیری از قوای قهریه، روش جدیدی را بکار گرفتند که همانا عبارت بود از ایجاد و گسترش تفرقه و اختلاف‌افکنی در میان مردم، اقوام، ادیان، و اقشار گوناگون. آنان این راه را کم‌هزینه‌تر و سودآورتر تشخیص دادند و به فراوانی و با شگردهای گوناگون آنرا بکار گرفتند. برای اجرای این برنامه، قوای نظامی جای خود را به رسانه‌های استعماری و قوای تبلیغاتی دادند. اکنون امواج رادیوها و رسانه‌های دیگر با همراهی عوامل نفوذی در داخل کشورها بر طبل جدایی و اختلاف می‌کوبیدند تا اقشار گوناگون اجتماع را به جان یکدیگر بیندازند و خود در این آب گل‌آلود در کناری بنشینند، به صید ماهی بپردازند، و جالب‌تر اینکه خود مرجع مشورتی و «حل اختلاف» شوند. […]

فاجعه‌ای عمیق‌تر از خشک‌شدن دریاچه ارومیه

آقای آیدین، دوست و هموطن عزیز آذربایجانی، نظری روشنگرانه و دردمندانه در صفحه فیسبوک نگارنده نوشتند که میل دارم در اینجا بر روی آن تأکید کنم. کم‌آبی دریاچه ارومیه (که معضل عمومی سراسر کشور و دیگر کشورهای منطقه و ناشی از کمبود بارش است) تبدیل به سوژه‌ای در دست نفاق‌افکنان و خشونت‌طلبان شده است که احساسات مردم را به نفع منافع شخصی خود به بازی بگیرند. عده‌ای نیز بجای شناخت مسئله و پیگیری راه‌حل‌های آن، به دام هوچی‌گری و نفرت‌پراکنی آنان افتاده‌اند. بقول آقای آیدین: «ما با یک فاشیسم دوجانبه روبرو هستیم که غفلت از آن تبعات بسیار بدی برای انسان این منطقه خواهد داشت. فاجعه‌ای عمیق‌تر از خشک‌شدن دریاچه. فاجعه‌ای مثل پُر شدن همین دریاچه با خون مردم.» […]

آزاردهنده و آرامش‌دهنده

واقعیت آزاردهنده به از دروغ آرامش‌دهنده.

پان‌ترکیسم

سرشت تاریخ، تلخی آن است. چنانکه می‌گویند «واقعیت تلخ است». می‌توان چشم بر واقعیت‌ها بست و یا با دروغ‌های زیبا کام خود را شیرین کرد. اما هیچکس مجبور نیست با کسانی که می‌خواهند خود را و یا دیگران را به گمراهی بکشند، همراهی کند. حتی کسی مجبور نیست با کسانی که قصد خوشبخت کردن مردم را دارند، همراهی کند و در ستایششان سخن بگوید. پان‌ترکیسم (همچون پان‌ایرانیسم) برخلاف آنچه متداول است، یک مکتب نیست؛ بلکه ابزاری است در دست استعمارگران و قدرت‌های بزرگ برای گسترش اختلاف‌ها و تفرقه‌های ناحیه‌ای و بهره‌گیری از نزاع‌های بی‌حاصل، و نیز ابزاری در دست عده‌ای سلطه‌جو برای فریفتن توده‌ها. روش‌ها و منش‌های پان‌ترکیسم (همچون دیگر پان‌ها) به طرز چشمگیری با آنچه در مقاله «چقدر فاشیست هستیم؟» آوردم، شباهت دارد. […]

این همه مشت که به خود می‌زنیم

اگر این همه مشت که به خود می‌زنیم به قله کوه کوبیده بودیم، تاکنون فرو ریخته بود.



web analytics