Skip to content
بایگانی تاریخ

انتشار کتاب فرهنگنامه ایران باستان

کتاب فرهنگنامه ایران باستان کتاب «فرهنگنامه ایران باستان» با ۴.۰۰۰ مدخل ایران‌شناسی منتشر شد. این کتاب به هر آن پدیده‌ای می‌پردازد که با ایران باستان در پیوند است و گستره وسیعی از نام‌ها و مفاهیم ایرانی را به شکل مختصر و گاه مفصل در بر می‌گیرد. از آن جمله است: نام‌های تاریخی پهلوانان، پادشاهان، سرداران، وزیران؛ نام‌های اسطوره‌ای ایزدان، قهرمانان، پدیده‌های طبیعی؛ نام‌های اوستا و شاهنامه؛ سنگ‌نگاره‌ها، کتیبه‌ها، متون پهلوی، متون مانوی، متون سُغدی، متون تاریخی و جغرافیایی سده‌های میانه، سفرنامه‌ها؛ خط‌های باستانی، زبان‌های باستانی، زبان‌های ایرانی؛ دوره‌های باستان‌شناسی، شهرها، تپه‌ها، غارها، محوطه‌های باستانی؛ بناهای باستانی، کاخ‌ها، قلعه‌ها، پل‌ها، دخمه‌ها، چهارطاقی‌ها، نیایشگاه‌ها؛ جشن‌ها، آیین‌ها، گردهمایی‌ها و مراسم همگانی، رویدادهای تقویمی، نظام‌های زمان‌سنجی؛ و نیز تاریخ‌نگاران، جغرافی‌نویسان، سفرنامه‌نویسان و شرق‌شناسان.

فرهنگنامه ایران باستان به فرخندگی و همزمانی هزاره تألیف آثارالباقیه، اثر جاودان ابوریحان بیرونی- باستان‌نگار بزرگ سده چهارم و پنجم- منتشر می‌شود. […]

بهره‌کشی از توده‌ها با پرچم‌های فریبنده

پرچم ایران باستان و کورش‌پرستی بر سر دست گرفتن، چیزی است شبیه به عثمان و قرآن بر سر نیزه زدن. هر دو برای اغفال و بهره‌کشی از توده‌های کم‌اطلاع و تحریک‌پذیری که نه اسلام را می‌شناسند و نه ایران را. هر دو هرگونه موهومات دلخواهی را بر زبان می‌آورند و هر شکاک و منتقد واقع‌نگری را دشمن اسلام و مسلمین و یا دشمن ایران و ایرانیان می‌نامند. انگاری که اسلام یا ایران معادل با موهومات آنان است. انگاری که هویت ایران بر بنیاد دروغ‌های آنان شکل گرفته و میهن‌پرستی معادل با دروغ‌پردازی است. شباهت‌های سلطه‌گری و غلبه بر اشخاص ساده‌دل بسا حیرت‌انگیز است و تفاوتی نیست جز در پوسته‌های ظاهری آنها.

پیشگفتار کتاب فرمان داریوش بزرگ

مراحل فنی چاپ کتاب «فرمان داریوش بزرگ» آغاز شده است. این کتاب از نظر گرافیک و کتاب‌آرایی در نوع خود ممتاز و ارزنده است و ناشر تلاش هنری و فنی فراوانی را برای آن به انجام رسانده است. متن زیر پیشگفتار کتاب است که در اینجا عرضه می‌گردد و ترجمه بخش‌هایی از متن کتاب به زبان انگلیسی قبلاً در همین سایت منتشر شده بود. برای این کتاب، قلم اختصاصی خط میخی طراحی شده که در نوع خود زیباترین و شیواترین قلم خط میخی فارسی باستان است. طرح‌ها و نقاشی‌های کتاب نیز همگی اصل و منحصراً برای همین اثر طراحی شده‌اند. […]

صفرسیاه و پرخاشگری در فضای وب

در سال‌های اولیه دهه ۱۳۶۰ جوانی موسوم به «صفرسیاه» در خیابان ناصریه (ناصرخسرو بعدی) جولان می‌داد که گاه‌گاهی بنای عربده‌کشی و دشنام‌گویی راه می‌انداخت و شیشه‌های شکسته نوشابه را به طرف مغازه‌های فروش دوربین و تجهیزات عکاسی پرتاب می‌کرد. مغازه‌دارها به سرعت کرکره را پایین می‌کشیدند و دیگران نیز خود را از مهلکه دور می‌کردند. چون «چیزهایی برای از دست دادن» داشتند. صفر سیاه از سکوت و فرار مردم و از اینکه نگاههای زیادی به او جلب می‌شد، احساس خوبی می‌کرد. احساس می‌کرد که دیگران شکست خورده‌اند و او پیروز. خرد او بیش از این قد نمی‌داد. […]

ادعای متداول صلح و شادی و دادگری در کتیبه حمورابی

منم حمورابی، شاهی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان آورم، تا عدالت و دادگری را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید. منم حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه جهان گام می‌گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که نیایشگاه اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد. منم حمورابی، شاه چهارگوشه جهان، شاه بابل، شاه توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید. […]

ادعای متداول صلح و شادی در کتیبه نبوکدنصر

من صلح را در میان تمامی اقوام و همگی مردمان زیردست خود برقرار کردم. من برای همه مردم سرای شادی و خوشبختی فراهم کردم.

رنج‌های بشری 184: نگاهی به آنچه تاکنون گذشت

آنچه تاکنون در سلسله گفتارهای کوتاه «رنج‌های بشری» نوشته شد، نمونه‌ها و مصداق‌هایی از رنج‌های تاریخی بشر بود. رنج‌هایی که به گمان نگارنده نمی‌باید فدای تار موی پادشاهان شوند. نمونه‌هایی از رنج انسان‌ها بر اثر سلطه سلطه‌گرانی که همگی خود را نماینده خدا بر روی زمین می‌دانستند و انسان را به چشم منبعی لایزال برای بهره‌کشی می‌نگریستند. بیشتر نمونه‌های رنج‌های بشری از میان رفتارها و کردارهای کورش و هخامنشیان و دین‌ورزان زرتشتی انتخاب شدند؛ چرا که آنان نه تنها جزو رنج‌آورترین‌ کسانی بوده‌اند که انسان به خود دیده است، که در دهه‌ها و سده اخیر، تبلیغات و غلوهای زیادی پیرامون آنها ساخته و پرداخته شده و به ناروایی و برای مقاصد سلطه‌گری از آنان چهره‌ای آرمانی و مبتنی بر صلح و انسانیت و حقوق بشر ساخته شده است. نگارنده برای نشان دادن این نمونه‌ها از منابع گوناگونی استفاده کرد. از همه مهمتر، به کتیبه‌ها و اظهارات شخص پادشاهان و متون برجای مانده از موبدان زرتشتی روی آورد که جزو اسناد معتبر دست اول بشمار می‌روند. سپس به گزارش‌های مورخان کلاسیک و میانه و نیز همچنین به نظرات پژوهشگران و دانشمندان متأخر، و تا حدودی به شواهد باستان‌شناختی استناد جست. […]

رنج‌های بشری ۱۸۳: رفتار داریوش با مردم ایونیه

هجوم سپاه پارسی داریوش به ایونیه، میلط و جزایر آنها، فاجعه‌ای بود که تمامی مردم و ساکنان شهرها و و حتی زنان و کودکان را در بر گرفت. میلط از راه خشکی و دریا محاصره شد و زیر آتش ناشی از ادوات آتش‌افکن قرار گرفت. مردان کشته شدند و زنان و کودکان به بردگی گرفته شده و به شوش فرستاده شدند. شهرهای ایونیه و جزایر آن (همچون خیوس و سبوس) به دست هزاران سرباز هخامنشی افتادند و به آتش کشیده شدند. آنان تقریباً همه مردم را به اسارت و بردگی گرفتند و به شوش و دیگر مراکز هخامنشی فرستادند. پسران اسیر به غلامی و خواجه‌سرایی گمارده شدند و دختران اسیر به خدمت در حرمسرای داریوش وادار گردیدند.

مقایسه کورش هخامنشی با چنگیزخان مغول

در کتاب‌های درسی عموم کشورها کوشش می‌شود تا چهره‌ای کریه از متجاوزان بیگانه و چهره‌ای منزه از متجاوزان خودی نشان داده شود. در ایران عده‌ای به کورش می‌نازند و در مغولستان عده‌ای به چنگیزخان و در ازبکستان به تیمور لنگ. در جاهای دیگر نیز به آتیلا و نرون و دیگران. اما با این حال می‌توان فارغ از تاریخ‌سازی‌ها و تبلیغات رایج، نگاهی اجمالی به کورش و چنگیزخان نمود و مقایسه‌ای کوتاه میان آنان ترتیب داد. […]

دعوت برای معرفی منابع برای آشنایی با رفتارهای شایسته کورش

با پیوست جدید/ قبلاً کتابی با عنوان «فرمان داریوش بزرگ» نوشته بودم که در آن برخی گفته‌های آموزنده و افتخارآمیز خردمندان آن زمان را که به کتیبه‌های او راه یافته بود، بازگو کرده بودم. این کتاب اکنون در دست چاپ است. همچنین در کتاب «رنج‌های بشری» (که آماده چاپ است) نمونه‌هایی از اعمال ناشایست و ضدانسانی کورش و داریوش را با اتکای به منابع دست اول آورده بودم. حال در این فکرم که اگر بخواهیم رفتارها و اعمال شایسته و افتخارآمیز کورش را گرد بیاوریم، چه منابعی در اختیار است؟ در نتیجه درخواست و خواهش می‌کنم که چنانچه کسی منبع دست اول تاریخی (اعم از کتیبه‌ها، شواهد باستان‌شناختی و تاریخ‌نامه‌های ایرانی یا یونانی یا سریانی و جز آنها) می‌شناسد که نمونه‌ای از اعمال شایسته و نیک و افتخارآمیز کورش در آن آمده باشد، با قید مشخصات کامل کتاب‌شناسی مرا متوجه آن کند تا ضمن تمجید کورش، در باره آنها نیز بنویسم. […]

گل‌های فراموش شده

به یاد گل‌های زیبا و خوشبویی که بذرهای توانمندشان بر زمین‌هایی کم‌توان افشانده شد. سر بر نکشیدند و بالنده نشدند. تنها ماندند و در تنهایی فراموش شدند.

رنج‌های بشری ۱۸۲: کورش و به بردگی گرفتن مردم ماد

یکی دیگر از جنگ‌های کورش که منجر به نابودی تمدنی کهن شد، غلبه او بر مادها و تسخیر شهر هگمتانه (همدان/ اکباتان) بود. غلبه‌ای که با مساعدت اشراف و فئودال‌ها صورت پذیرفت و منجر به غارت هگمتانه و به بردگی کشیدن گروهی از مردم آن شد. او توانست با به اسارت گرفتن آمیتیس (دختر آخرین پادشاه ماد) و تهدید مبنی بر شکنجه او و فرزندانش، شاه را وادار به تسلیم کند و سپس با کشتن شوهر آمیتیس، او را به همسری خود در آورد. در نهایت نیز شاه نگون‌بخت و شکست خورده در بیابانی دورافتاده رها شد تا از گرسنگی و تشنگی جان بسپارد. […]

رنج‌های بشری 181: همه زنان متعلق به انوشیروان عادل

فرانتس آلتهایم و روت استیل آورده‌اند که در زمان انوشیروان عادل (که با فتوای موبدان دست به نسل‌کشی سراسری مزدکیان زد) اصولاً همه زنان جامعه بطور پیش‌فرض متعلق به شاهنشاه بوده‌اند و زنان تنها با بخشش یا تفویض اختیار از جانب او به دیگران اعطا می‌شدند. او هرگونه تعدی را بیرحمانه به کیفر می‌رساند و جبری شدید و بیرحمانه برقرار کرده بود. در نتیجه مفاد بالا، شاه حق داشت هر زن دلخواهی را شخصاً تصاحب کند و به حرمسرای خود یا حرمسراهای اشراف و موبدان بفرستد و یا اینکه او را به هر کس که میل دارد، واگذار کند. […]

رنج‌های بشری 180: رنج انسان فدای پادشاهان

بعضی خوانندگان پرسیده‌اند که چرا از محاسن کورش و هخامنشیان چیزی نمی‌نویسم و فقط معایب آنان را می‌گویم. در پاسخ عرض کنم که اولاً بنده حدود بیست سال از دستاوردهای هخامنشیان نوشته‌ام. دوم اینکه نام مجموعه‌ای که اکنون در حال نوشتن آن هستم «رنج‌های بشری» است و بدیهی است که خصال نیک احتمالی پادشاهان را نمی‌توان زیر موضوع و عنوان رنج‌های بشری آورد. شگفت‌آور است که هنوز در مملکت ستم‌کشیده ما به تاریخ رنج‌های انسان- که خود نیز بخشی از آن هستیم- کمتر از دروغ‌های نسبت داده شده به پادشاهان اهمیت داده می‌شود. چنین است که نمی‌توانیم از شر عواقب آن خلاصی یابیم. از طرف دیگر این نوشته‌ها دستکم از نظر داریوش بزرگ «معایب پادشاهان» نیستند. بلکه او با افتخار در کتیبه بیستون از آنها یاد کرده و در ستون چهارم همان کتیبه برای کسی که در ترویج آنها بکوشد، دعای خیر کرده است. پس به این ترتیب، نگارنده نیز از دعای خیر داریوش‌شاه بهره‌مند و برخوردار خواهد شد.

رنج‌های بشری ۱۷۹: کورش و قتل‌عام مردم نینوا

چنانکه گفته شد، یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و بقیه متن را نادیده می‌انگارند. گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود می‌گوید که خانه‌های مردم قابل احتراق است و ما می‌توانیم با پشتیبانی خدا و با مشعل‌های فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعله‌های آتش بسوزند. آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند». […]

رنج‌های بشری ۱۷۸: کورش و نابودی لیدی و به بردگی گرفتن آنان

پیش از این به نابودی برخی از تمدن‌های کهن به دست کورش و دیگر هخامنشیان اشاره کردیم. یکی دیگر از تمدن‌هایی که به دست کورش بر افتاد و از بین رفت، تمدن کهن و درخشان لیدی بود. با اینکه اهالی لیدی در همان زمان کوشیدند تا از سلطه هخامنشیان رهایی یابند، اما این قیام که به رهبری پاکتیاس بر پا شد، به فرمان کورش و به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب شد. کورش با اعزام سپاهی به فرماندهی مازارس دستور داد که تمامی قیام‌کنندگان را به بردگی بکشند و رهبر آنان را زنده به نزد او بفرستند. او همچنین دستور داد لیدیایی‌ها را چنان خرد و منکوب سازند که راه هرگونه شورشی علیه سلطه پارسیان هخامنشی بسته شود. […]

رنج‌های بشری ۱۷۷: کورش و نابودی تمدن عیلامی خوزیان

پیش از این به نابودی برخی از تمدن‌های کهن ایران‌زمین به دست کورش و دیگر هخامنشیان اشاره کردیم. یکی دیگر از تمدن‌های کهن ایران‌زمین که به دست کورش بر افتاد و از میان رفت، فرهنگ و تمدن کهن و درخشان عیلامیان/ خوزیان بود. تمدنی که به مدت زمانی بس طولانی یعنی متجاوز از دو هزار سال در جنوب‌غربی فلات ایران تداوم داشت و آثار هنری و معماری فراوانی از آن برجای مانده است. این در حالی بود که پس از سلطه هخامنشیان بر این سرزمین چیزی جز کاخ سلطنتی آنان در شوش ساخته نشد. کاخی که بنا به اظهارات داریوش در کتیبه ششم او در شوش (DSf) پارسیان کمترین نقشی در ساخت آن نداشتند. […]

رنج‌های بشری ۱۷۶: شکنجه‌های زرتشتی

شکنجه‌های زرتشتی نه تنها دستکمی از شکنجه‌های داریوشی نداشته، که بسا سهمگین‌تر از آنها بوده‌اند. و این برای دین و روحانیونی که استاد مرتضی راوندی در «تاریخ اجتماعی ایران» (جلد نهم) آنان را با چنین عباراتی توصیف کرده است، عجیب به نظر نمی‌رسد: «در هیچیک از مآخذ موجود اشاره‌ای نشده است که جامعه روحانیان مصدر خدمات اجتماعی یا کارهای عام‌المنفعه بوده و یا در صدد تخفیف آلام و رفع احتیاجات توده ستمدیده مردم برآمده باشند. موبدان تمام سعی خود را در راه مبارزه با کفر و جلوگیری از رشد افکار عمومی و توسعه ادیان دیگر بکار می‌بردند تا موجبات تضعیف یا نابودی قدرت ایشان فراهم نگردد. اسباب قدرت روحایان فقط این نبود که از جانب دولت حق قضاوت داشتند و ثبت ولادت و عروسی و تطهیر و قربانی و تشییع جنازه و اصغای اعترافات گناهکاران و عفو و یا تعیین میزان کفاره جرایم و جز اینها با آنها بود؛ بلکه علت عمده اقتدار آنان، داشتن املاک و ضیاع و عقار و ثروت هنگفتی بود که از راه استثمار شدید کشاورزان، اخذ جرایم دینی، عشریه و صدقات عاید آنان می‌شد». موبدان زرتشتی برای سرکوب مخالفان و معترضان و پیروان ادیان دیگر دست به شکنجه‌هایی می‌زدند که مطالعه آنها مو بر تن انسان راست می‌کند. شرح این مجازات‌ها را آرتور کریستن‌سن به تفصیل و با اتکای به منابعی که نقل کرده در کتاب «ایران در زمان ساسانیان» آورده است. […]

رنج‌های بشری 175: زنان و چگونگی بخشندگی‌های کورش

زنان یکی از مظلوم‌ترین و ستم‌کشیده‌ترین اعضای جوامع انسانی بوده‌اند که قربانی جنگ‌ها و تجاوزهای متجاوزان و جهان‌گشایان می‌شدند. زنانی که شوهران یا پدران خود را از دست می‌دادند و به اسارت و بردگی گرفته می‌شدند. رفتار کورش با زنان نیز از این قاعده همیشگی تاریخ جنگ‌ها و تجاوزات بشری مستثنا نبوده است. یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش و بخصوص بخشندگی‌های او بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و جزئیات این «بخشندگی» دقیقاً مشخص نمی‌شود. به موجب این متن، کورش پس از آنکه دختر زیبایی را که مادها همراه با خیمه و خوابگاه به او تقدیم کرده بودند، به حضور پذیرفت، به سراغ تقسیم زنان اسیر و غنائم جنگی ناشی از غارت ماد و سرزمین‌های غربی ایران رفت. او یکی از زنان «تحت تملک» خود را که نوازنده‌ای خوش ‌الحان بود، به یکی از همدستان خود بخشید تا «اقامتگاه جنگی‌اش دلکش‌تر و روح‌پرورتر از خانه‌اش شود». […]

رنج‌های بشری ۱۷۴: کاربرد تیرهای تیز تخت‌جمشید

ذکر تخت‌جمشید در منابع تاریخی یونانی کمتر آمده است. یکی از این مورخان که تا اندازه‌ای به تخت‌جمشید پرداخته و به نوشته‌های او استناد می‌شود، دیودور سیسیلی (سده یکم پیش از میلاد) است. اما گاه در این استنادها، تنها به نقل بخش‌های دلپسند اکتفا می‌شود و بقیه آن نادیده انگاشته می‌شوند. دیودور آورده است که در کنار تخت‌جمشید تعدادی تیرهای مفرغی به بلندای نُه متر/ بیست اَرَش نصب شده بود که حتی تماشای آنها موجب ترس و وحشت مردم می‌شد. کاربرد این تیرها این بود که مخالفان و معترضان و قیام‌کنندگان را بر روی آنها بنشانند و به عبارت دیگر تیر در ماتحت آنان فرو کنند (اصطلاح «به سیخ کشیدن» از همین جا آمده است). داریوش تعدادی از اشخاص مهمی را که به این روش شکنجه داده و به قتل رسانده، در کتیبه بیستون آورده است: نیدینتوبل و ۴۹ نفر دیگر، هیستاسپ با ۸۰ نفر دیگر، اَرَخه و همراهان او، وَهیَزداته و ده‌ها تن از هواداران او، و عده‌ای دیگر همچون چیثرَتَخمه و فرورتیش. […]

تأثیر کورش‌پرستی بر تضعیف ایران و گسترش تفرقه میان مردم

امروز دوست عزیزی که از مهر او به ایران و همبستگی ایرانیان آگاهم، نگرانی‌ای را بیان داشت که برخی از روشنگری‌های من در برابر موج دروغ‌پردازی و ساختن امامزاده‌های قلابی به نام کورش و دیگر هخامنشیان، دستاویزی برای برخی گروه‌های ناسیونالیستی قوم‌گرا شده است (که البته تفاوت ماهوی با دیگر ناسیونالیست‌ها و ملی‌گریان ندارند و همگی مترصد نوعی از سلطه و بهره‌کشی فاشیستی از مردم هستند). ایشان همچنین پرسیده‌اند که به چنین اشخاصی چه پاسخی می‌توان داد و چگونه می‌توان ترفندهای آنان را خنثی ساخت؟ پاسخ این دوست گرامی را که ممکن است پرسش دوستان دیگری نیز باشد، در اینجا می‌نویسم. با اینکه در آغاز برخی از کتاب‌های خود نوشته‌ام: «نگارنده ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های احتمالی و بهره‌گیری‌های مبتنی بر هرگونه امروز دوست عزیزی که از مهر او به ایران و همبستگی ایرانیان آگاهم، نگرانی‌ای را بیان داشت که برخی از روشنگری‌های من در برابر موج دروغ‌پردازی و ساختن امامزاده‌های قلابی به نام کورش و دیگر هخامنشیان، دستاویزی برای برخی گروه‌های ناسیونالیستی قوم‌گرا شده است (که البته تفاوت ماهوی با دیگر ناسیونالیست‌ها و ملی‌گریان ندارند و همگی مترصد نوعی از سلطه و بهره‌کشی فاشیستی از مردم هستند). ایشان همچنین پرسیده‌اند که به چنین اشخاصی چه پاسخی می‌توان داد و چگونه می‌توان ترفندهای آنان را خنثی ساخت؟ پاسخ این دوست گرامی را که ممکن است پرسش دوستان دیگری نیز باشد، در اینجا می‌نویسم.

با اینکه در آغاز برخی از کتاب‌های خود نوشته‌ام: «نگارنده ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های احتمالی و بهره‌گیری‌های مبتنی بر هرگونه انگاره‌ برتری‌طلبانه عمیقاً ابراز می‌دارد و به اصرار و صراحت اعلام می‌کند که هیچ بخش از محتویات این کتاب نمی‌باید برای توجیه تبعیض‌ها و برتری‌طلبی‌ها و تمامیت‌خواهی‌ها و آسیب به همبستگی میان مردم بکار رود». اما تاکنون کمتر بدان توجه شده و چنین اشخاصی به فراوانی و به کرات از نوشته‌هایم به نفع مقاصد خود استفاده کرده‌اند. بخصوص کورش‌پرستان و پان‌ایرانیست‌ها که نه تنها سوءاستفاده کرده‌اند که محتوای آنرا نیز دستکاری کرده و حتی به نام اشخاص دیگری منتشر نموده‌اند. […]

ششم تیرماه: جشن نیلوفر

ششم تیرماه (خردادروز از تیرماه) به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن نیلوفر است. این منبع منحصربفرد بجز اشاره به زمان برگزاری جشن، شرحی در باره جزئیات و چگونگی و گستردگی این جشن نداده است. اما با توجه به شواهد دیگر به نظر می‌رسد که گل نیلوفر از نظر باورهای مردمی با خورشید و احیاناً با میترا/ مهر در پیوند بوده باشد. یکی از عوامل ایجاد چنین پیوندی به احتمال در این بوده که زمان شکوفایی سالانه گل نیلوفر (نیلوفر باغی) و نیز زمان شکوفایی روزانه آن با خورشید هماهنگ است. زمان گل‌دهی نیلوفر از اوایل تابستان آغاز می‌شود. یعنی زمانی که خورشید به بالاترین ارتفاع خود رسیده و روزها به بلندترین طول خود دست یافته‌اند. زمان شکوفایی روزانه گل نیلوفر نیز همزمان با طلوع خورشید است و هر روز همراه با بردمیدن خورشید شکوفا می‌شود. این ویژگی‌ها موجب شده بوده که نیلوفر و خورشید را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر به شمار آورند و گرامیداشت نیلوفر را گرامیداشت خورشید بدانند. بخصوص در زمانی که گاهشماری گاهنباری در ایران رواج داشته و آغاز تابستان آغاز سال نو به حساب می‌آمده است. […]

رنج‌های بشری 173: چرا کورش‌پرستان تا این اندازه دروغ می‌گویند؟

میزان دروغ‌هایی که کورش‌پرستان پیرو حقوق بشر و زرتشتی‌زدگان پیرو راه راستی گفته‌اند و می‌گویند، بیش از آنست که مجدداً نیاز به آوردن نمونه باشد و تاکنون در باره برخی از آنها سخن گفته‌ایم. اما سؤال اینجاست که اصولاً چه نیازی به این حجم از ادعاهای واهی وجود داشته و چرا آنان تا این اندازه تاریخ را جعل می‌کنند؟ یکی از پاسخ‌های این پرسش، ساده و کوتاه است: چون دستشان از اسناد و منابع تاریخی خالی است. چون هنگامی که اولین ادعاهای نادرستشان فاش شد، بجای آنکه متنبه شوند و روش بهتری به غیر از تحریف و تخریب و نابودی فرهنگ و هویت مردم را در پیش گیرند، برای جبران آن دروغ‌های برملا شده، دست به ساختن و بافتن جعلیات تاریخی تازه یازیدند. دروغ‌هایی که بصورت تصاعدی و انگل‌وار به اندازه‌ای فراوان شده و رشد کرده که چونان ریسمانی سفت و سخت و چونان تارهای در هم تنیده بر دست و پای خودشان بسته شده و اینک چاره‌ای ندارند جز آنکه پاسخ هر منتقد منصف و واقع‌گرا و متکی به منابع را با چماق‌کشی بدهند. اما این نیز ریسمان سخت‌تر دیگری بر دست و پای آنان خواهد شد و راه واقع‌گرایی را هموار خواهد کرد. چنانکه امروزه چشم‌انداز امیدبخش آن از همه سو پیداست و نوید روزهایی را می‌دهد که مردمان این سرزمین ستم‌کشیده به دام سلطه‌گران و عنکبوت‌های استتار کرده و ماران خوش خط‌ و خال دیگری نیفتند.

در باره اصطلاح «زیر سؤال بردن»

یکی از اصطلاحاتی که در این اواخر رواج چشمگیری یافته، «زیر سؤال بردن» است. این عبارت گاهی چنان بر زبان عده‌ای جاری می‌شود که گویی سؤال کردن و تردید روا داشتن و پرسشگر بودن از نابخشودنی‌ترین گناهان و جرائم است. این سخن بخصوص هنگامی بیشتر بکار می‌رود که پاسخی درخور برای نقدهای مستند منتقدان پیدا نمی‌شود و شکاکی را معادل با هتاکی جلوه می‌دهند. زیر سؤال بردن هر سخن و ادعایی نه تنها کمترین ایراد و اشکالی ندارد، که از شایسته‌ترین و پسندیده‌ترین کارهایی است که هر شخص خردمند و واقع‌گرایی می‌تواند برای دستیابی به واقعیت‌های راستین انجام دهد. چگونه است که عده‌ای هیچگونه محدودیتی در ساخت و پرداخت انواع و اقسام دروغ‌ها و غلوها و پهلوان‌پنبه سازی‌های تاریخی برای خود قائل نمی‌شوند و آنگاه به چالش کشیدن و زیر سؤال بردن همان‌ پهلوان‌پنبه‌ها عیب و ایراد دارد و گناهی عظیم و نابخشودنی شمرده می‌شود؟

رنج‌های بشری 172: مورچگان بی‌تاریخ و آدمیان بی‌توجه به تاریخ

مورچه و عنکبوت

چه تفاوتی است میان این مورچگانی که تاریخ ندارند و آن آدمیانی که از تاریخ نمی‌آموزند؟

رنج‌های بشری ۱۷۱: مجازات ارتداد و مرتد در دین زرتشتی

مقررات و شرایع دینی زرتشتی مجازات سختی را برای مرتدان و کسانی که از دین زرتشتی خارج می‌شدند، وضع کرده بود. در باره گناه و مجرمیت ارتداد (زَندَه/ زَندیک) در بسیاری از بخش‌های اوستا و نیز در منابع دست اول پهلوی زرتشتی (و از جمله در مینوی خرد، شایست ناشایست و دینکرد) به کوتاهی یا به تفصیل سخن رفته است. مجازات ارتداد که در نوع خود یکی از سهمگین‌ترین شکنجه‌های زرتشتی بوده، عبارت بوده از اینکه مجرم یا همان از دین برگشته را زنده‌زنده پوست بکنند و تمام اجزای بدنش را قطعه‌قطعه از هم جدا کنند. اینکار به گفته استاد هاشم رضی به وسیله متخصصان اداره جرائم زرتشتی اجرا می‌شده است. چنانکه همین کار را بر روی مانی پیامبر انجام دادند و او را به فجیع‌ترین شکل ممکن زجرکش کردند.

رنج‌های بشری ۱۷۰: هخامنشیان و تجاوز به زنان و مثله کردن آنان

قبلاً از تجاوز خشیارشا به زن و دختر ماسیست و سپس قتل‌عام همگی اعضای خانواده آنان به دست این شاه هخامنشی یاد کردیم. کتزیاس مورخ و پزشک رسمی دربار هخامنشی نمونه‌های فراوان دیگری را نیز نقل کرده است. او آورده که خشیارشای دوم به این دلیل به جانشینی پدرش اردشیر گمارده شد که تمامی هفده پسر دیگرش حرامزاده بودند و محصول همخوابگی او با فواحش و کنیزان و دختران اسیری که از سرزمین‌های گوناگون به دربار گسیل شده بودند. او همچنین آورده است که دختری به نام رکسانا/ رخشان را پس از آنکه بدو تجاوز نمودند، بطور زنده قطعه‌قطعه‌اش کردند.



web analytics