Skip to content
بایگانی سال ۱۳۹۲

رنج‌های بشری ۲۵۵: وظیفه همگانی در قبال بهره‌کشی از توده‌ها

وظیفه اجتماعی و انسانی هر کس است که در حد توان و اطلاعات خود در قبال رنج‌های بشری و فریب و بهره‌کشی از توده‌ها و هرگونه عمل ضدبشری مقابله و مبارزه و روشنگری کند. سکوت و بی‌تفاوتی در حکم موافقت و یا رضایت ضمنی است. رضایتی که موجب تباهی جامعه، ظلم به بشریت و ظلم به نسل‌های آتی خواهد شد. بر همین اساس، نگارنده نیز وظیفه خود می‌داند تا در قبال گسترش سازماندهی‌شده جعل و جهل و تحریف تاریخ و فریب توده‌ها که برای مقاصد ناسیونالیستی و نژادپرستیِ آریاانگارنه و کورش‌پرستانه و برای توجیه سلطه هخامنشیان و زرتشتیان ساسانی انجام می‌شود و قصد بسط و استقرار سلطه استعماری نوینی را در سر دارد، در حد توان خود دست به روشنگری و مبارزه بزند. واقعیت‌های تاریخی را می‌باید بدون واهمه و بدون رعایت منافع این یا آن بیان کرد و آنها را به هیچ قیمتی و تحت هیچ شرایطی سانسور و لاپوشانی نکرد. پنهان کردن یا توجیه واقعیت‌های تاریخی موجب تجربه نیاموختن نسل‌های حال و آینده، و تکرار آنچه خواهد شد که در طول تاریخ موجبات تباهی و رنج و شکنج انسان را فراهم کرده است. […]

رفتار شائبه‌برانگیز و هیتلرگونه پان‌ایرانیست‌ها در خوزستان

از حدود اوایل قرن بیستم میلادی قدرت‌های استعماری موفق شدند تا با گسترش و تبلیغ ناسیونالیسم و ایجاد تفرقه‌های قومیتی، چندین جنگ و نزاع که برخی از آنها به نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت منجر شد، در ایران، خاورمیانه، هند و دیگر نواحی جهان به راه بیندازند. قتل‌عام ارمنیان و آشوریان نمونه‌های بارزی از این نسل‌کشی‌ها بود که توسط ناسیونالیسم ترک‌گرا انجام پذیرفت.

در ایران و همزمان با جنایات نژادپرستان آریاگرای نازی در اروپا، حزب پان‌ایرانیست رفتارهایی از خود نشان داد که شائبه نفرت‌پراکنی میان مردم و نسل‌کشی و تصفیه‌های قومیتی را به ذهن متبادر می‌کرد. هر چند که اتحاد و همبستگی و همدلی مردمان ایران فراتر از آن بود که بتوانند به انجام چنین مقصودی تحریک و متقاعدشان کنند و بتوانند با رفتارهای فاشیستی بذر عداوت و دشمنی را در میان این مردم متحد که آرمان‌ها و رنج‌های مشترک دارند، بگسترانند. روی دیگر این ماجرا، حمله ناسیونالیست‌های عرب‌گرا به زعامت صدام حسین به ایران بود که فاجعه دیگری را برای مردم دو کشور و منافع بیشمار سیاسی و اقتصادی را برای سلطه‌گران غربی رقم زد.

اکنون نیز بازماندگان آن طرزفکر نژادپرستانه (و یا کسانی که بی‌توجه به تفاوت ملی‌گرایی و میهن‌دوستی بطور ناخواسته به آن راه افتاده‌اند) با امثال چنین سخنانی دست به انکار هویت دیگران می‌زنند که «اعراب خوزستان عرب نیستند، بلکه فقط به زبان عربی سخن می‌گویند». همانطور که عده دیگری نیز بجای «ترک» و «زبان ترکی» از لفظ «آذری» و «زبان آذری» استفاده می‌کنند که معنا و مفهومی بکلی متفاوت دارند. در حقوق بین‌الملل امروز و در تعاریف نژادپرستی و تبعیض نژادی، به اینگونه سخنان و رویکردها «هویت‌زدایی» می‌گویند و آنرا مصداق «جنایت علیه بشریت» بشمار می‌آورند. […]

حوری‌های بهشتی در دین زرتشتی

اعتقاد به حوری‌های بهشتی یکی دیگر از سنت‌ها و آموزه‌های دین زرتشتی است. ویژگی‌ها و مشخصه‌های معادل با حوری‌های بهشتی به صراحت در هادخت نسک اوستا آمده است. آنجا که زرتشت از اهورامزدا می‌پرسد «روان درگذشتگان در کجا و چگونه آرام می‌گیرد؟» و اهورامزدا در پاسخ او و ضمن توصیفات و داستان‌های محرکی که قهرمان آن «دَئِنَا»ی متوفی است، به دختران زیبا و سفید و باکره و پانزده ساله اشاره می‌کند که در شب سوم قبر به نزد درگذشتگان می‌آیند: «دختری (یا کنیزی) زیبا، دوشیزه، نورانی، خوش‌سیما، بلندقامت، با پستان‌های برجسته و برآمده، با بازوان سپید، با اندامی نیکو و پانزده ساله. دختری که بدنش به زیبایی همه زیبارویان خلقت است» (هادُخت‌نَسک، فرگرد دوم). مفاهیم معادل با حوریان بهشتی و توصیف دختران زیبا و خوش‌اندام در جهان آخرت، علاوه بر هادخت‌نسک، در منابع دیگر اوستایی و پهلوی و از جمله در بند سی‌ام از فرگرد نوزدهم وندیداد و فرگرد چهارم ارداویراف‌نامه نیز آمده است […]

رنجنامه سهراب: جوانان قربانی نزاع و نژادپرستی

تدقیق در شاهنامه فردوسی نشان می‌دهد که جامعه ما از دیرباز از شیوع مهلک ناسیونالیسم، راسیسم و نژادپرستی رنج می‌برده است. نشان می‌دهد که جوانانی پاک و توانا، اما ساده‌دل و زودباور چگونه قربانی مطامع تمامیت‌خواهان و قدرت‌طلبان می‌شده‌اند. گسترش و تداوم مهارنشده و طولانی‌مدت نژادپرستی و برترانگاری موجب شده است تا افکار عمومی بنا به غریزه دیرین خویش، در هر سند و گزارش تاریخی یا داستانی، صرفاً به دنبال دستمایه‌هایی برای کسب غرور پوچ و بهانه‌هایی برای برترانگاری بگردند و در قبال رنج‌هایی که به نوع بشر و به فرزندان خویش وارد می‌آمده، بی‌توجه باشند و بدان اعتنایی نکنند. نمونه بارز چنین جوانانی سهراب است. محصول ازدواج یک‌شبه رستم با تهمینه در شبی که مهمان شاه سمنگان بوده است. رستم فرزند و مادر را برای همیشه به حال خویش رها می‌کند و به ایران باز می‌گردد. سهراب در جامعه سمنگان پرورش می‌یابد و رشید و دلاور و جوانمرد و بالنده می‌گردد. روح او و تربیت او از دروغ و کژی و نابکاری و فریبگری چنان به دور است که حتی به وهمش نیز نمی‌رسد که عده‌ای به او دروغ می‌گویند و او را برای مقاصدی دیگر می‌فریبند. […]

انتشار کتاب فرهنگنامه ایران

کتاب فرهنگنامه ایران در ۸۴۸ صفحه با ۵.۰۰۰ مدخل ایران‌شناسی و ۵۰۰ قطعه عکس اختصاصی منتشر شده است.

این کتاب آخرین و نهایی‌ترین کتاب رضا مرادی غیاث‌آبادی و در بردارنده ماحصل پژوهش‌ها و مطالعات اوست. آنچه از کتاب و مقاله و یا مصاحبه و سخنرانی که پیشتر از این مؤلف منتشر شده (و بسیاری از آنها با بازنگری و ویرایش جدید در این فرهنگنامه عرضه شده‌اند)، در صورتی معتبرند و نظر نهایی‌تر دانسته می‌شوند که در تعارض با محتویات و نظرات ارائه گردیده در این کتاب نباشند.

فرهنگنامه ایران به هر پدیده‌ای می‌پردازد که با فرهنگ و تمدن ایران و پیرامون آن از کهن‌ترین روزگاران تا اواسط عصر قاجار در پیوند است.

فرهنگنامه ایران گستره وسیعی از نام‌ها و مفاهیم را به شکل مختصر و گاه مفصل در بر می‌گیرد. از آن جمله است: دوره‌های باستان‌شناسی، سکونتگاه‌ها، آثار و بناهای باستانی، سنگ‌نگاره‌ها، خط‌ها و زبان‌ها، کتیبه‌ها و متون کهن، متون ادبی و علمی، شخصیت‌های تاریخی و اسطوره‌ای، نام‌های اوستا و شاهنامه، دانشوران، متفکران، هنرمندان، ادیبان و شاعران، جشن‌ها و گردهمایی‌های مردمی، مناسبت‌های تقویمی و باورهای کیهانی، هنرهای مردمی و صنایع دستی، موسیقی و خوشنویسی، اوزان و مقیاس‌ها، تاریخ‌نامه‌ها و جغرافی‌نامه‌ها، تاریخ‌نگاران و جغرافی‌نویسان، شرق‌شناسان و سفرنامه‌نویسان. […]

رنج‌های بشری ۲۵۴: قتل و طرد معلولان جسمی و ذهنی در وندیداد

یکی از دستورات و رویه‌های نازیسم آریاگرا عبارت بوده است از قتل‌عام و نسل‌کشی معلولان جسمانی و عقب‌افتاده‌های ذهنی، و یا دستکم طرد و حذف آنان از جامعه با این توجیه که این عده اشخاص پلید و ناپاک و مضری هستند که می‌توانند مانع رشد و ترقی و اعتلای «انسان برتر» و «نژاد برگزیده» شوند. نازی‌های ملی‌گرا تلاش کردند که خلوص خون و نژاد آریایی را بوسیله برنامه‌های اصلاح نژادی، شامل عقیم‌سازی اجباری بیماران روانی و معلولان ذهنی و اعدام بیماران روانی بستری شده در آسایشگاه‌ها در قالب بخشی از برنامه مرگ آسان، حفظ کنند. […]

صفحه اصلی و راهنمای مطالب موجود در باره چارتاقی‌ها

از سال ۱۳۷۲ و همزمان با آغاز پژوهش‌های اخترباستان‌شناختی در ایران توسط این نگارنده، نزدیک به سی چارتاقی در نواحی گوناگون ایران با هدف مطالعه تناسب احتمالی با تغیرات میل خورشید و کاربری تقویمی آنها بررسی شد. سپس در سال ۱۳۷۴، چارتاقی نیاسر به عنوان سالم‌ترین چارتاقی موجود در ایران برای تمرکز مطالعات میدانی انتخاب گردید. پس از آن، دامنه مطالعات و بررسی‌ها را به دیگر چارتاقی ایران، و سپس به چارتاقی‌های رومی گسترش دادیم.

در این مدت ضمن بررسی چشم‌انداز افق و اندازه‌گیری‌های لازم، کوشش شد تا راستاهای شاخص چارتاقی‌ها با تغییرات سالانه میل خورشید، مقایسه شوند. لازمه این برنامه، محاسبات نظری و مطالعات میدانی و سفرهای چندگانهٔ سالانه برای مشاهده و ثبت وضعیت پرتوهای خورشید بود. برنامه‌ای که دستیابی به نخستین نتایج قابل اتکای آن، هشت سال به درازا انجامید و هنوز نیز به پایان نرسیده است.

تاکنون، چگونگی ساخت بناها و قواعد سنجیده شده و بکار گرفته شده در آنها در پیوند با زمان و حرکات سالانه و تغییرات میل محور خورشید تا اندازه زیادی تشخیص داده شده است. از کاربری و توانایی چارتاقی‌ها به عنوان یک تقویم آفتابی و شاخص خورشیدی برای اندازه‌گیری زمان یا برای ثبت آیینی زمان در بنا آگاه شده‌ایم. اما همچنان نادانسته‌های زیادی از توانایی‌های‌های زمان‌سنجی چارتاقی وجود دارد، چرا که پاسخ به همه آنها به سالیان متمادی دیگری نیاز خواهد داشت. […]

پیوندهای دیرین زبان‌های فارسی، عربی و ترکی

زبان‌های فارسی، عربی و ترکی در تمام طول تاریخ حیات خود، هیچگاه زبان‌های خالص و مجزای از یکدیگر و بدون واژگان دخیل نبوده‌اند. هیچگاه ذخیره واژگان و نظام دستوری انحصاری نداشته‌اند و جزیره‌های مستقل زبانی را تشکیل نمی‌داده‌اند. این زبان‌ها و نیز دیگر زبان‌های متعدد مشرق‌زمین و آسیای میانه و غربی، همچون سُریانی، آرامی، کردی و سغدی، همواره بر یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل و دادوستدهای فرهنگی داشته‌اند. دلیل این مناسبات و شباهت‌ها و پیوندهای عمیق و گسترده نیز روشن است: چرا که گویشوران این زبان‌ها هرگز در جزیره‌های دورافتاده و در نواحی مرزبندی شده و حصارکشی شده زندگی نمی‌کرده‌اند و خود را تافته جدابافته نمی‌دانسته‌اند. آنان بطور پیوسته و دائمی در حال تماس و مراوده و انواعی از مناسبات گسترده انسانی با یکدیگر بوده‌اند. این مناسبات دیرین و تعلقات و اشتراکات و وصلت‌ها و مهاجرت‌ها، شرایطی را به وجود آورده که نمی‌توان میان این مردم تفاوت عمیق هویتی قائل شد و یا نام هویتی خاصی را منحصراً به گروهی از آنان منتسب کرد. […]

رنج‌های بشری 253: قلم ستم‌پوش مورخان

هیچ مورخ و محققی نیست که در مقام بیان وقایع تاریخی، خود را منصف و بی‌طرف و واقع‌گرا نداند. اما تعداد مورخانی که واقعاً چنین باشند، کمتر از آنست که به تصور آید. در بسیاری از آثاری که در زمینه تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌های باستانی، و دیگر علوم باستانی نوشته می‌شوند، مؤلف به گونه‌ای ناشیانه و یا با شگردهایی حرفه‌ای می‌کوشد تا واقعیت‌های ناگوار را بگونه‌ای بازگو کند که آسیبی به وجهه شخصیت‌های محبوب «خودی» وارد نیاید. انگیزه این رفتار می‌تواند تعلق خاطر شخصی مورخ باشد و یا نگرانی و هراس او از تباه شدن منافع شخصی و یا قوای مهاجم و سرکوبگری در میان افکار عمومی جامعه ما که به سرعت یک چراغ روشن را محاصره می‌کنند. این طرز عمل مورخان و محققان را می‌توان به راحتی و فراوانی در بسیاری از کتاب‌ها و مقالات و حتی در متون درسی و دانشگاهی و منابع مرجع که در ذات خود مدعی و مبلغ رویه علمی و واقعگرایانه هستند، مشاهده کرد. در این آثار، حمله و تجاوز مهاجمان غیر خودی به خودی با عبارت‌های همچون: تهاجم، یورش، شبیخون، غارت، چپاول، چاپیدن، سوزاندن، به آتش کشیدن، به زیر سم ستوران انداختن، و امثال اینها بیان می‌شود. این در حالی است که در همین آثار، حمله مهاجمان خودی به غیرخودی‌ با عبارت‌های لطیف دیگری که حمایتی ضمنی را در نیز خود نهفته دارد، توصیف می‌شود: فتح، تسخیر، پیروزی، گشودن، گشایش، ورود به شهر، آزادسازی شهرها، رهایی مردم، استقبال عمومی و امثال اینگونه تعابیر جانبدارانه. گویی که تجاوزگری و جهان‌گشایی حق بدیهی و انحصاری و عمل نیکوی پادشاهان ایران و عمل مذموم پادشاهان دیگر بوده است. […]

رنج‌های بشری ۲۵۲: مرگ به زبان خوش و به پای خویش

پروکوپیوس آورده است که در برابر کاخ سلطنتی پادشاهان ساسانی ایران همواره یک سه‌پایه بزرگ آهنی برپا است تا هر ایرانی هنگامی که دانست پادشاه به او خشمگین است، خود به زبان خوش و به پای خویش به نزد این سه پایه بیاید و منتظر فرمان پادشاه بایستد. در این مواقع هیچکس جرأت ندارد تا به حمایت از او برخیزد. در کنار همین سه‌پایه جلادانی آماده خدمت ایستاده‌اند. دلیل اینکه چه عاملی موجب می‌شده تا آنطور که پروکوپیوس نقل کرده، عده‌ای به پای خویش آماده هلاکت شوند، در معاف شدن اعضای خانواده قربانی از هلاکت است. ظاهراً این سه‌پایه‌ها کاربردی مشابه تیرهای تیز هخامنشی داشته‌اند که در مجاورت تخت‌جمشید برپا بوده‌اند.

رنج‌های بشری ۲۵۱: حمله خسرو انوشیروان به انطاکیه

شهر و سرزمین انطاکیه در جنوب کیلیکیه و در شمال غربی دریای مدیترانه واقع است. این نواحی که قبلاً شاپور یکم آنجا را تصرف و غارت کرده و به آتش کشیده بود، بار دیگر به حمله خسرو انوشیروان دچار آمد. شرح این حمله را برخی مورخان رومی و از جمله پروکوپیوس ثبت کرده‌اند. در بخشی از تاریخ پروکوپیوس آمده است: «سخنان خسرو در ظاهر فریبنده و حاکی از مردی و بزرگواری بود. اما او در پوشیدن حقیقت و نسبت دادن گناهان خویش به کسانی که دچار آزار و ستم او شده بودند از همه مردم چیره‌دست‌تر بود. بعلاوه برای انجام هر کاری به آسانی سوگند یاد می‌کرد و بعد به همان آسانی عهد و پیمان خود را می‌شکست. حرص پول در او به قدری زیاد بود که برای تحصیل آن از مبادرت به هر کار زشت و ناشایستی دریغ نمی‌کرد… خسرو به لشکریان خویش فرمان داد که باقی اهالی انطاکیه (که کشته نشده بودند) را اسیر سازند و به غارت و چپاول شهر بپردازند. خود نیز به کلیسای شهر آمد و در آنجا ذخایر بسیار از طلا و نقره به دست آورد… پس از انجام این کارها به سپاهیان فرمان داد که شهر را آتش بزنند. لیکن سفرا از او درخواست نمودند که چون غرامت کافی از کلیسا گرفته، لااقل از خراب کردن آن صرفنظر نماید. خسرو این تقاضا را پذیرفت و گروهی را مأمور سوزاندن شهر کرد». […]

رنج‌های بشری ۲۵۰: رفتار ساسانیان زرتشتی با اقلیت‌های دینی

پیش از این چندین مطلب در باره تنگ‌نظری‌ها و خشونت‌ورزی‌ها و شکنجه‌های دینی ساسانیان زرتشتی نوشته شد. یکی دیگر از منابع دست اول موجود برای این مطالعات، رساله سریانی «تذکره اربیل/ وقایع‌نامه آربلا» است که همزمان با عصر ساسانیان به دست مسیحیان اربیل و موصل در کردستان نوشته شده است. در بخش‌هایی از این رساله آمده است: «در همین ایام، اردشیر پادشاه پارس‌ها، درگذشت و شاپور (منظور شاپور یکم) بر جای او نشست. شاپور بس تندخو بود و در سال نخست پادشاهی خود با کوراسمی‌ها (اهالی پیرامون رود جیحون/ آمودریا) و نیز با مادها که در کوهستان‌ها بودند، وارد جنگ شد و در نبردهای سهمگین آنان را در هم شکست. پس گیل‌ها و دیلمان و هیرکانیان را مطیع ساخت… ترس او بر دل‌های همگان مستولی شد». «بهرام دستور داد تا گوپرشنسپ را پوست بکنند و پیکرش را از دروازه کاخ سلطنتی بیاویزند تا همه ببینند و بدانند که پادشاه آرام نخواهد نشست، مگر به این شیوه هولناک… ابوحی دلیر این بی‌رحمی‌ها و شقاوت‌ها را دید، اما روح لایزالش به هیچ روی نومید و ناتوان نشد». […]

رنج‌های بشری ۲۴۹: دستگاه جمجمه‌سنجی و آدمخواری آریایی

تصویری از دستگاه نژادسنجی آریایی که با اندازه‌گیری مسخره‌آمیز ابعاد جمجمه انسان‌ها حکم به آریایی بودن یا نبودن آدمیان می‌داده است. با اینکه نظریه موهوم نژاد آریایی ساخته و پرداخته استعمار بریتانیا بود، اما مورد توجه فراوان نازی‌ها قرار گرفت. در آوریل ۱۹۳۳ دولت آریاگرای نازی فرمان داد که انسان‌های غیرآریایی با توجه به معیارهای جسمانی و زیست‌شناسی‌ای که خودشان برای نژاد آریایی تعریف کرده بودند، شناسایی شوند. اینکار موجب می‌شد تا راحت‌تر و سریع‌تر بتوان یهودیان و غیرآریاییان را پیدا کرد و به کوره‌های آدمسوزی سپرد. برای اجرای این فرمان، یک دانشمند در خدمت فاشیسم به نام ر. برگر- ویلینگن (R. Burger-Villingen) ابزار موهومی را اختراع می‌کند تا به واسطه آن بتوان از روی اندازه‌گیری سر و خصوصیات استخوان جمجمه و چهره بتوان آریایی بودن یا نبودن انسان‌ها را تشخیص داد. نمونه‌ای از این دستگاه در پشت شیشه فروشگاهی در برلین قرار دارد که در عکس بازمانده از سال ۱۹۳۳ دیده می‌شود. فروشگاه قبلاً متعلق به یک فرد یهودی بوده که مصادره شده و به مرکز فروش ابزارهای نژادپرستی و آریایی‌سنجی، و نیز جزوات و کتاب‌های آموزشی متعلق به نظریه فاشیستی نژاد آریایی تبدیل شده است. […]

رنج‌های بشری ۲۴۸: حمله سپاه ساسانی به شهرهای دارا و اورشلیم

ارتش ساسانی در سال ۶۰۴ میلادی و پس از فرمان شاه و موافقت موبدان زرتشتی، حمله به شهر دارا در روم شرقی (جنوب آناتولی/ ترکیه امروزی) را آغاز می‌کند. سپاهیان ساسانی پس از محاصره شهر و به آتش کشیدن دیوارهای آن به اندازه‌ای دست به قتل و خشونت می‌زنند که «جوی‌های خون جاری می‌شود». اسقف شهر از ترس اجرای شکنجه‌های زرتشتی و خوفناک موسوم به «چهل‌مرگ» دست به خودکشی می‌زند. در همین هنگام، قیام‌کنندگان شهرزور در کردستان سرکوب می‌شوند و رهبر مسیحی آنان به صلیب کشیده می‌شود. علت این سرکوب، قیام مردم محلی علیه سلطه و اختناق دینی ساسانیان و تخریب کلیساها به دست آنان بوده است. […]

نامه‌های باستانی سغدی

نامه‌های باستانی سغدی مجموعه‌ای از چند نامه مکشوفه در دونهوآنگ شهری در خُتَن در استان سین‌کیانگ چین و در شرق بیابان تَکلَه‌مکان است. در بازمانده‌های برج و باروی کهن این شهر نامه‌هایی به زبان سُغدی و متعلق به سده چهارم میلادی (همزمان با حکومت کوشانیان) پیدا شده است. این نامه‌ها اطلاعاتی از شیوه و آداب نامه‌نگاری در آن زمان به دست می‌دهد و هم محتوای دو تا از آنها (اولی و سومی) که توسط دختری سمرقندی برای مادرش نوشته شده، نشان از سواد و فرهیختگی و استقلال زنان سغد دارد. سغدیان برخلاف هخامنشیان و چنگیزیان و امثال آنان اهل جهان‌گشایی، تجاوزگری و ایجاد امپراتوری نبودند؛ اما فرهنگ و زبان و باورهای آنان به دلیل رفتارها و مناسبات فرهنگی و تجاری در سرزمین‌های وسیعی توسعه و بالندگی یافت. […]

انتشار کتاب گاثای زرتشت

کتاب «گاثای زرتشت: کوششی برای ترجمه واقع‌گرایانه و غیرذوقی از گاثای منسوب به زرتشت» منتشر شده است. این کتاب بر اساس گزارش پرادز اکتور شروو و ترجمه و توضیحات این نگارنده با همکاری بی‌شائبه آقای بابک صالحیان انجام شده است.

علاوه بر نسخه چاپی، نسخه پی‌دی‌اف این کتاب نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار دارد و توزیع و به اشتراک گذاشتن آن در محیط وب بدون هیچگونه تغییر در محتوای آن برای همگان آزاد و رایگان است. […]

رنج‌های بشری 247: جامعه نخبه‌کُشِ سِفله‌پرور

قتل‌های تلخ و غم‌انگیز جمشید کاشانی، ابن مُقله، میرعماد، گوهرشاد خاتون، ابن مقفع و سهروردی تنها چند مثال از نمونه‌های فراوان شکنجه، قتل و سوزاندن دانشمندان، هنرمندان و خردمندان در تاریخ ایران‌زمین بوده است. این عده که جان خود را بر سر دانش و هنر و خردورزی و سرافرازی و بالندگی جامعه نهادند، به اندازه‌ای فراوان هستند که می‌توان مدت‌های مدیدی پیرامون آنان نوشت و فهرستی طولانی از آنان به دست داد. مانی و مزدک و به‌آفرید خراسانی و قائم‌مقام فراهانی و امیرکبیر، فقط چند تن از مشهورترین‌های این فهرست هستند.

اما در کنار این گروه کثیر کشته شده‌ها، کسان دیگری نیز به فراوانی وجود دارند که هر چند مقتول نشدند، اما بدان‌ها بسی سخت گرفته شد، آواره و دربدرشان کردند، اموالشان را مصادره نمودند، به زندان و سیاهچال و نقص عضو دچار شدند، به توهین و تخریب و بدنامی گرفتار آمدند، فرصت‌ها و موقعیت‌هایشان تباه شد، بایکوت و بی‌پناه شدند و گاه از غصه دق‌مرگ گردیدند. این عده به اندازه‌ای هستند که می‌توان گفت شامل حال بسیاری از دانشمندان و هنرمندان و ادیبان و فرهیختگان جامعه ایرانی می‌شود. از بزرگمهر و ناصرخسرو و خازنی گرفته تا به فردوسی و حافظ اصفهانی و ملاصدرا.

این وقایع نشان می‌دهد که جامعه ما جامعه‌ای است که دانش و هنر و خرد، یا دانشمند و هنرمند و خردمند را در خمیره خود نابود می‌کند. جامعه‌ای که نخبگان خود را می‌کُشد، اما خود را شایسته روزگار و سرنوشت بهتری می‌داند. جامعه‌ای که پهلوانان راستین خویش را قربانی و پایمال پهلوان‌پنبه‌ها می‌کند. جامعه‌ای که بزرگان خود را نمی‌شناسد و نمی‌تواند که بشناسد. […]

رنج‌های بشری ۲۴۶: قتل سهروردی به حکم قشریون سطحی‌نگر

شهاب‌الدین سُهرِوَردی مشهور به شیخ اشراق و شیخ شهید (۵۵۰- ۵۸۷ هجری قمری)، از برجسته‌ترین فلاسفه ایرانی و اسلامی و بنیانگذار فلسفه اشراق بود. از او حدود ۵۰ کتاب و رساله برجای مانده که برخی عبارتند از: حکمه‌الاشراق، منطق‌التلویحات، لوامع‌الانوار، هیاکل‌النور، آواز پر جبرئیل، عقل سرخ و لغت موران. سهروردی به‌رغم انزوا و گوشه‌گیری همواره از بحث و مناظره استقبال می‌کرد. توانایی و تسلط او در این مباحثات و ناتوانی قشریون سطحی‌نگر در پاسخگویی به او، موجبات عصبیت قشریون و ایراد توطئه و تهمت‌زنی بدو را به همراه داشت. همین شد که علمای حلب حکم به الحاد سهروردی دادند و صلاح‌الدین ایوبی او را در حالیکه فقط ۳۷ سال سن داشت، به زندان انداخت و در زندان خفه‌اش کرد. آن روز تلخی که برای فلسفه ایران رقم خورد، روز دوشنبه پنجم رجب سال ۵۸۷ هجری قمری برابر با سیزدهم مرداد سال ۵۷۰ هجری شمسی بود.

رنج‌های بشری ۲۴۵: سوزاندن ابن مقفع به جرم مبارزه با زودباوری

ابن مقفع (۱۰۴- ۱۴۲ هجری قمری) که پیش از مسلمان شدن بر دین مانوی بود و روزبه پسر دادویه نام داشت، از نخستین آغازگران نهضت ترجمه به زبان عربی بود. او نویسنده، ادیب و مترجمی توانا بود که آثار فراوانی از خود برجای گذاشت. برخی از آثار او عبارتند از: کلیله و دمنه، آیین‌نامک، سیرالملوک، التاج، عجائب سجستان، ادب‌الکبیر و ادب‌الصغیر. احتمال می‌رود که بخش «برزویه طبیب» از کتاب کلیله و دمنه را ابن مقفع خود شخصاً تألیف کرده باشد. ابن مقفع علاوه بر پیشتازی در نهضت ترجمه، از پیشروان روشنگری و از پیشگامان تفکر علمی و ضدخرافی در عصر خود نیز بشمار می‌رفت. او به همه مذاهب و مکاتب و مدعیات به دیده شک و تردید و ظن می‌نگریست تا هنگامی که بتواند دلایل استوار و خردورزانه‌ای در رد یا تأیید آنها بیابد. او نظریات و آرای خود را شجاعانه و بدون واهمه و به منظور آگاهی‌بخشی توده‌ها و مبارزه با زودباوری آنان بیان می‌داشت و جان خود را بر سر این راه نهاد. ابن مقفع در سن ۳۸ سالگی و به دستور منصور خلیفه عباسی به فجیع‌ترین شکل ممکن شکنجه و کشته شد. اندام او را در حالیکه زنده بود، قطعه‌قطعه می‌کردند و در تنور آتش می‌سوزاندند. […]

رنج‌های بشری ۲۴۴: قتل گوهرشاد خاتون، لرزه‌ای بر فرهنگ و تمدن فلات ایران

سخن گفتن از بانو مهدعلیا گوهرشاد خاتون (۷۸۱- ۸۶۱ هجری قمری) و قتل او که از تلخ‌ترین قتل‌های مشرق‌زمین است، بسی سخت و دشوار است. او دختر نیک‌خو، باهوش، فرهنگ‌دوست و هنرپروری از اهالی سغد و سمرقند بود که تیمورلنگ او را به همسری پسر خود شاهرخ در آورد. گوهرشاد در زمان حیات خود، عروس یک شاه، زوجه شاه دیگر و مادر دو شاه دیگر بود. او تمامی موقعیت‌ها و فرصت‌هایی را که ناخواسته در اختیارش قرار گرفته بود، برای ایجاد و گسترش یک رستاخیز بزرگ فرهنگی بکار بست. او با فراست و دانایی و تدبیری که داشت، توانست خاندان تیموری را که در تجاوزگری به سرزمین‌ها و ویرانی تمدن‌ها دستکمی از امثال کورش هخامنشی و چنگیزخان مغول نداشتند، تبدیل به خاندانی فرهنگ‌دوست و متمدن کند که دست از جهان‌گشایی و تجاوز به سرزمین‌ها بردارند و در اندیشه رونق رفاه عمومی، سازندگی کشور و گسترش دانش و هنر باشند. […]

رنج‌های بشری ۲۴۳: قتل میرعماد قزوینی و مهاجرت خوشنویسان به هند و عثمانی

خط نستعلیق را عروس قلم‌های خوشنویسی می‌دانند و میرعماد حسنی سیفی قزوینی (۹۶۱- ۱۰۲۴ هجری قمری) مشهور به عمادالملک، برجسته‌ترین استاد این خط و تکمیل‌کننده و واضع بسیاری از قواعد و اصول آن دانسته می‌شود. خط نستعلیق با میرعماد به اوج درخشش و بالندگی رسید و او را بزرگ‌ترین نستعلیق‌نویس همه اعصار دانسته‌اند. از میرعماد چلیپاها و مرقعات بسیاری بازمانده که همچنان و پس از حدود ۴۰۰ سال از روزگار او، معیار و سرمشق‌‌های ممتاز و بی‌بدیل خط نستعلیق به حساب می‌آیند. میرعماد در زمان حیات خود شاگردان زیادی پرورش داد و آوازه‌اش چنان تا نواحی گوناگون و تا دربار عثمانیان آناتولی و گورکانیان هند رسیده بود که قطعات خوشنویسی شده او را با هم‌وزن طلا مبادله می‌کردند. شهرت و توانایی‌های شگرف هنری میرعماد- چنانکه انتظار می‌رفت- موجب بروز دسیسه‌های حاسدان و سخن‌چینی و تهمت‌زنی رقبایی شد که خلاقیت و توانایی‌های او را نداشتند و احساس کمبود می‌کردند. میرعماد در چندین سروده و نامه منظوم خویش که برای شاه عباس صفوی نوشته، از این اعمال مخرب یاد کرده و گله گذارده است. تحریکات و القائات مداوم این بی‌هنران هنرمند نشان در ایراد اتهامات مذهبی و نیز در تخریب وجهه و شخصیت میرعماد، موجب سوءظن و بدگمانی شاه عباس بدو شد و به تصمیم شاه به نابودی میرعماد و اشاره به قتل او انجامید. […]

رنج‌های بشری ۲۴۲: ابن‌مقله شیرازی، خوشنویس بدون دست

هنر خوشنویسی و اینکه نوشتن و کتابت کردن بجز آنکه عملی برای بیان مفهوم و منظور باشد، ارزش هنری و زیبایی‌شناسی نیز داشته باشد، از مرد خوش‌ذوق و ادیب و هنرمندی از اهالی شهر بیضا به نام ابن‌مُقله بیضاوی شیرازی (۲۷۲- ۳۲۸ هجری قمری) برخاسته است. او مبتکر و بنیانگذار شش خط یا قلم خوشنویسی به نام‌های نسخ، ثلث، توقیع، رقاع، محقق و ریحان بود که هنوز نیز شهرت و کارآیی و تداول خویش را حفظ کرده‌اند. ابن‌مقله همچنین واضع اصول دوازده‌گانه خوشنویسی است که همچنان پس از ۱۱۰۰ سال از زمان زندگی او، جزو اصول اساسی هنر خطاطی دانسته می‌شوند. ابن‌مقله سرنوشت دردناکی داشت. سخن‌چینان و رقبا و حسودان دستگاه خلافت عباسی و کسانی که تاب تحمل هنر بی‌همتا و نوآوری‌های بی‌بدیل او را نداشتند و نمی‌توانستند جایگاهی در حد و اندازه او در هنر زمان خود داشته باشند، چندین بار و به تناوب، افکار عمومی و خلفای عباسی را علیه او تحریک کردند و شوراندند. با این اتهام که ابن‌مقله خط قرآن را با خط اختراعی خود «نسخ» کرده است. در واقع نام «نسخ» برای خط مشهوری که ابن‌مقله بنیان نهاد، توسط بدخواهان و کینه‌توزانی که علیه او فعالیت می‌کردند و برای تخریب او وضع شد، اما به زودی به نامی افتخارآمیز برای این خلاقیت ابن‌مقله تبدیل گردید؛ چرا که عمده قرآن‌های پس از ابن‌مقله به خط نسخ نوشته می‌شدند و هنوز نیز به همان خط نوشته می شوند. […]

رنج‌های بشری ۲۴۱: قتل غیاث‌الدین جمشید کاشانی

اُلُغ‌بیک، شاه دانشمند و فرهنگ‌دوست تیموری و پسر شاهرخ‌میرزا و گوهرشاد خاتون که خود نیز در دانش ریاضیات و نجوم دست داشت، تصمیم می‌گیرد تا با تأسیس یک مدرسه علمی و دعوت از برجسته‌ترین اخترشناسان آن روزگار، بنیان رصدخانه سمرقند و زیج نظری و محاسباتی وابسته به آن را پایه‌گذاری کند و پایتخت خود در سمرقند را مرکزی برای فعالیت‌های علمی و بخصوص محاسبات و مطالعات نجومی قرار دهد. یکی از کسانی که او برای این منظور انتخاب می‌کند و به سمرقند دعوتش می‌کند، جوان دانشمند، اما بینوا و سرگردانی در شهر کاشان بود. جوانی با توانایی‌های علمی حیرت‌انگیز و متخصص فیزیک، ریاضیات و اخترشناسی که هیچگاه فرصت مناسبی برای فعالیت‌های علمی پیدا نکرده بود و دانش بی‌پایانش خواهانی نداشت. این جوان را اُلُغ‌بیک به واسطه قاضی‌زاده رومی کشف کرد و او را با احترام و حمایت فراوان به سمرقند دعوت کرد. آن جوان غیاث‌الدین جمشید کاشانی بود. […]

رنج‌های بشری ۲۴۰: قلعه انوشبرد یا زندان سیاسی- عقیدتی ساسانیان

قلعه فراموشی که با نام‌های قلعه گیلگَرد و قلعه اَنوشبَرد (به معنای نابودکننده زندگی) نیز شناخته می‌شود، کهن‌ترین زندان سیاسی- عقیدتی شناخته شده در ایران است. قلعه انوشبرد، زندان و شکنجه‌گاه و سیاهچالی قلعه‌مانند و مخوف در خوزستان بوده که در دوره ساسانی برای حبس دائمی و شکنجه مخالفان حکومت و معترضان به دین زرتشتی ساخته شده بود. این زندان در حدود شهر جندی‌شاپور یا دزفول جای داشته است. برخی پژوهشگران بر اساس کاوش‌های جدید در شهر دزفول معتقدند که محل دقیق آن زندان در محله مرتفع موسوم به «قلعه» در داخل شهر دزفول و در مجاورت رود دز و پل تاریخی آن بوده است. جایی که امروزه نیز بقایایی از استحکامات آن برجای مانده است. زندانیان سیاسی و عقیدتی محبوس در قلعه انوشبرد هیچگاه آزاد نمی‌شدند و اعدام نیز نمی‌شدند، بلکه به مدتی نامحدود در شرایط سخت و هولناک زندان سپری می‌کردند تا زجرکُش شوند. کسی در کشور حق نداشت در باره این زندان یا زندانیان آن صحبت کند و یا حتی نام آنها را بر زبان بیاورد. همگان می‌بایست کسانی را که به این زندان انداخته می‌شدند، برای همیشه فراموش کنند. همچنین سخن گفتن از زندانبانان نیز ممنوع بود و مجازات‌های سختی در پی داشت.

مراسم رونمایی کتاب فرهنگنامه عکس ایران

مراسم رونمایی کتاب فرهنگنامه عکس ایران در روز بیستم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲ در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، تالار کارنامه نشر، با شرکت و همراهی گروهی از صاحب‌نظران و پژوهشگران ایران‌شناسی، هنرمندان عکاس، روزنامه‌نگاران و دیگر علاقه‌مندانی که از روی لطف و مهر همیشگی در این مراسم حاضر شده بودند، برگزار شد. در نشست رونمایی از این کتاب، آقایان داریوش مطلبی (کارشناس نشر و اطلاع‌رسانی)، ایرج افشار سیستانی (ایران‌شناس)، نادر کریمیان سردشتی (پژوهشگر فرهنگ‌ها و زبان‌های باستانی) به معرفی و بیان نظرات خود پیرامون این کتاب پرداختند که ضمن تشکر از لطف همه آنان، گزیده‌ای از سخنان ایشان را تا جایی که دوستان در اختیارم نهادند، در ادامه می‌آوردم. همچنین از زحمات کارکنان سرای اهل قلم، خانم نظربلند (مدیر جلسه) و آقای مهدی غفوری (هنرمند و پژوهشگر عکاسی) برای تقبل زحمات و علاقه‌مندی‌های فراوان کمال تشکر را دارم. […]

انتشار کتاب فرهنگنامه عکس ایران

از فروردین‌ماه سال ۱۳۷۲ که روند طولانی تحقیق، تألیف و عکاسی کتاب مرجع و مستند فرهنگنامه عکس ایران آغاز شد، تاکنون بیست سال می‌گذرد. بیست سالی که به انتظار امروز سپری شد و پس از سفرهای فراوان در سراسر ایران و رنج‌های بی‌پایان و دلنشین و پرخاطره به پایان رسید. برخی از بخش‌های این کتاب در سال‌های دهه ۱۳۷۰ به شکل جزوه‌های مستقل و موضوعی منتشر شدند و همواره مترصد بودم تا بتوان همه عکس‌ها و موضوع‌ها را بطور یکجا آماده و منتشر کرد. اکنون فرهنگنامه عکس ایران با حدود دو هزار قطعه عکس سیاه وسفید و رنگی و ۱۵۳۶ صفحه رحلی به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است.

فرهنگنامه عکس ایران در بردارنده مجموعه‌ای متنوع از هر آن پدیده‌ای است که با فرهنگ و تمدن ایران در پیوند است. برخی از بخش‌ها و زیربخش‌های موضوعی کتاب عبارتند از: نگارکندها، کتیبه‌ها، سنگ‌نگاره‌ها، پیکره‌ها، آب‌انبار، پل، کاروانسرا، میل، مناره، برج، آرامگاه، گنبد، گنبدخانه، نیایشگاه، مسجد، کاخ، دروازه، قلعه، تاق، گنبد، بادگیر، ستون، محراب، در و پنجره، آجرکاری، گچبری، کاشیکاری، دیوارنگاره، مقرنس، پیشه‌ها، صنایع دستی، دست‌ساخته‌ها، ابزارآلات، ساز، درختان کهن، تپه‌های باستانی و بسیاری مضامین دیگر. تعدادی از آثار و صاحبان حرفی که عکس آنها در فرهنگنامه منتشر شده، در طول این سال‌ها از بین رفته یا درگذشته‌اند و رد و نشانی از آنها در این کتاب بازمانده است. […]

رنج‌های بشری 239: بنیادگرایی ملی‌گرایانه

تبدیل بنیادگرایی مذهب‌گرایانه به بنیادگرایی ملی‌گرایانه یعنی تبدیل زندان به کوره‌های آدم‌سوزی.



web analytics