Skip to content
بایگانی سال ۱۳۹۳

اصالت‌های ماندگار: هنر مردم ایران

مجموعه کتاب‌های دوزبانه و مصور «اصالت‌های ماندگار- هنرمندان برجسته و آثار برگزیده هنر ایرانی» (Iranian Folk Art) ایده‌ای است برای شناختن هنرهای اصیل مردم ایران و شناساندن آن به هنردوستانی که هنر ناب را قدر می‌نهند و بر صدر می‌نشانند. با این امید و آرزو که چنین تلاش‌هایی موجب معرفی بیشتر هنرهای بومی و رو به فراموشی این سرزمین و رونق افزون‌تر فعالیت‌های خلاقانه هنرمندان و استادکاران ممتاز آن شود. […]

دانشنامه دانش‌آموز

«دانشنامه دانش‌آموز»، ایده‌ای است که در دست بررسی و تألیف و تدوین قرار دارد. این دانشنامه منبع و مرجعی علمی برای نوجوانان و دانش‌آموزان خواهد بود تا بتوانند پاسخ کنجکاوی‌ها و پرسش‌های خود از جهان هستی و محیط پیرامونی را در آن بیابند و از بینش و دانش‌های پایه و دانستنی‌های بنیادینی که برای رشد علمی و آگاهی اجتماعی بدان نیاز دارند، برخوردار شوند.

در جهان ارتباطات کنونی، تأثیر سازنده یک دانش‌آموز دانش‌پژوه امروزی که دانشمند دانا و انسان‌دوست فردا خواهد شد، به تمام مردم جامعه کوچک پیرامونی خود و نیز به جامعه بزرگ بشریت خواهد رسید. هیچ درد و رنجی در دنیای امروز نیست که به دیگران سرایت نکند و هیچ تلاش سازنده‌ای نیست که نفع آن به همه مردم جامعه و به همه جهانیان نرسد. […]

مشخصه‌ها و نشانه‌های جوامع دارای خوی غارتگری

منشأ بسیاری از ناملایمات رفتاری و ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی در «خوی غارتگری» نهفته است. سابقه طولانی بسیاری از جوامع بشری در «تجاوز» و «غارت» موجب شده تا این تمایلات به رفتار جمعی و سرشت عمومی راه پیدا کند و تبدیل به خوی و خصلت آنان شود. در این میان، برخی از جوامع کوشیده‌اند تا این خوی نهفته و ویرانگر را با عزم جدی و مشارکت همگانی تا حد زیادی بهبود بخشند و به صفات انسانی باز گردند. اما برخی دیگر از جوامع هنوز موفق به اجرای چنین برنامه‌ای نشده‌اند. به این دلیل که یا نتوانسته‌اند و یا اصل وجود چنین معضلی را انکار کرده‌اند. بدیهی است که انکارکنندگان صورت مسئله، قادر به پیدا کردن راه‌حلی برای یک مسئله نخواهند بود. البته اطلاق عنوان «جامعه» یا «اجتماع» برای چنین مجموعه‌ای از آدم‌ها تا حد زیادی توأم با ارفاق است. چرا که اصولی‌ترین لازمه پیدایش یک جامعه ابتدایی بشری، نوعی بیمه اولیه است که می‌توان آنرا «گذشت موقت از منفعت شخصی و کوتاه‌مدت بخاطر منافع عمومی و بلندمدت» نامید. […]

عاشقانه‌های باستانی

نامت را نمی‌دانم، و نیز نام دخترانت را/ تبارت را نمی‌دانم، و نیز قصه رنج‌هایت را/ اما می‌دانم زنی بودی چونان همه زنان به زنجیر کشیده شده جنگ/ با همان قصه‌ها و غصه‌های مکرر تاریخ/ ترا ندیدم، اما چشمان تاریخ ترا در کنار تخت‌جمشید دیده است/ آنگاه که مردان آزادیخواه را بر تیرهای مفرغین می‌نشاندند/ آنگاه که به نام خدایان صدای استقلال خواهی را خفه می‌کردند/ در همان نزدیکی، در آن بازار مشهور برده‌فروشان/ ترا در برابر چشمان دلالان و سربازان هخامنشی بر روی سکو بردند/ ترا ای زن سرزمین من و آن دو دختر کوچک و نازنین ترا/ ترا ندیدم، اما چون ترا بسیار دیدم/ می‌خواهند دیده نشوی، می‌خواهند فراموش شوی/ می‌خواهند سرگذشت تو با همه رنج‌ها و عاشقانه‌های بر باد رفته‌ات قربانی شود/ ترا و دخترانت را فروختند به بهایی اندک/ و هنوز نیز می‌فروشند به بهایی اندک‌تر. […]

جوامع رو به اعتلاء و جوامع رو به انحطاط

قهرمان جوامعی باش که لیاقت داشتن قهرمان را دارند. جوامع والایی که قدر و منزلت قهرمان را می‌فهمند، او را ارج می‌نهند و با او حال و آینده خویش را می‌سازند و اعتلاء می‌بخشند. قهرمان جوامع منحطی نباش که برای تسکین عقده‌ها و حقارت‌ها و بینوایی‌های خود، نیاز به قهرمان دارند. به تعریف و تمجیدها و تشویق‌ها و مزه‌ریزی‌های کوتاه‌مدتشان اعتنا نکن که چند شبی با تو ملعبه می‌کنند و دست‌مالی‌ات می‌کنند و به تو می‌نازند و با تو فخر می‌فروشند و در نهایت همچون دستمال مصرف‌شده‌ای به دورت می‌اندازند و بیرونت می‌کنند. در بهترین حالت، تنهایت می‌گذارند و فراموشت می‌کنند و در بدترین حالت، به کمترین بهانه‌ای لگدمال و لجن‌مالت می‌کنند، پا بر شانه‌هایت می‌گذارند و خُرد و نابودت می‌کنند. تو ارزنده‌تر از آنی که قربانی کسانی شوی که آینده‌ای ندارند و می‌خواهند ترا نیز به باتلاق خویش بِکِشند و بُکُشند. قهرمان بشریت باش و نه قهرمان انگل‌های بشریت. نگاه کن به تاریخ گذشته‌های دور و نزدیک و بنگر به سرنوشت تلخ کسانی که قهرمان جوامع بی‌لیاقت بوده‌اند. […]

ریچارد فرای: غولی که ایرانیان ساختند

حس حقارت و خودکم‌بینی ما در قبال آمریکاییان مکرراً موجب بزرگ کردن و غول ساختن‌های ناموجه از آنان شده است. این در حالی است که بسیاری از شخصیت‌های علمی مهم و برجسته آمریکایی بطور کلی در ایران ناشناخته هستند. ریچارد نلسون فرای یکی از آخرین نمونه‌های غول‌سازی‌های ناموجه است. او محقق متوسطی بود که با گردآوری و نگارش چند کتاب برای نوآموزان، خدماتی به تاریخ و فرهنگ ایران نمود. این مطالعات و فعالیت‌ها تا جایی که به تحریک حس نژادپرستی و توجیه استعمار نپرداخته باشد، در جای خود ارزنده است و قابل تشکر و قدردانی.

اما از طرف دیگر اینرا نیز نمی‌بایست فراموش کرد که ریچارد فرای برخلاف تبلیغات گسترده و عجیب ماه‌های اخیر، حتی در کشور خود به عنوان دانشمند مشهور و صاحب نظریه‌ای شناخته نمی‌شد. معدود آثار قلمی او نه دربردارنده تحقیقات مفصل و مهمی بود و نه ارائه کننده پیچیدگی‌های غامض تاریخی. با اینکه مشهور است او ده‌ها زبان امروزی و باستانی را می‌دانسته است، اما هیچکس حتی یک سطر از یک متن کهن را که ترجمه او بوده باشد، ندیده است. او بیشتر مردی خوش‌ذوق و خوش‌محضر و شیفته پرداختن به ایران بود و ارتزاق او از این طریق میسر می‌شد.

استاد مجتبی مینوی در کتاب «کابوسنامه فرای: تمرینی در فن تزویرشناسی» (استانبول، ۱۹۵۶) ریچارد فرای را متهم به سفارش جعل آثار خطی فارسی و فروش آنها به کتابخانه‌ها و مؤسسات آمریکایی و امثال آنها کرده بود. […]



web analytics