Skip to content
بایگانی سال ۱۳۹۷

لزوم گردآوری آثار باارزش فرهنگی برای کودکان

وضعیت زیانبار و نگران‌کننده فیلم‌ها، کتاب‌ها و دیگر محصولات فرهنگی و هنری که در دسترس کودکان و نوجوانان است، ایجاب می‌کند تا به عنوان یکی از چاره‌های فوری، همه با هم و با مشورت و نظرخواهی مطلعین و همکاری و همراهی یکدیگر، مجموعه‌هایی از آثار باارزش علمی، فرهنگی و هنری را که می‌شناسیم و عامداً در حال بایکوت و فراموشی و نابودی هستند، شناسایی و گردآوری کنیم و پس از تبدیل به محتوای دیجیتال، در اختیار کودکان و نوجوانانی که می‌شناسیم، قرار دهیم.

برنامه‌های شبکه‌های تلویزیونی داخلی و نیز ماهواره‌های فارسی‌زبان خارجی در کنار سینماها و گیم‌ها، روزبروز بدآموزانه‌تر و گمراه‌کننده‌تر می‌شوند. فیلم‌ها و کارتون‌هایی که یا در پایین آوردن ذائقه و توقع عمومی از یکدیگر سبقت می‌گیرند؛ و یا با شخصیت‌های بی‌احساس، بی‌عاطفه و مروج خشونت و بی‌رحمی، تربیت کننده نیروی جنگجو و مصرف کننده آتی تسلیحات خریداری شده از استعمارگران هستند. […]

انگلستان و ایران در مقالات ضد استعماری مارکس

مارکس در یکی از مقالات خود با عنوان «جنگ انگلیس و ایران» مطالب هشداردهنده‌ای را می‌نویسد که هنوز می‌تواند برای ایرانیان تازگی داشته باشد: «اعلان جنگ انگلستان یا بطور مشخص کمپانی هند شرقی علیه ایران، در واقع یکی از ترفندهای ماهرانه و ماجراجویانه سیاست خارجی انگلیس در آسیاست که به مدد آن تا پیش از این نیز متصرفات خود را در این قاره گسترش داده بود. به محض اینکه کمپانی هند شرقی روی هر یک از دولت‌های حاکم و مستقل و یا روی هر منطقه‌ای که دارای منافع سیاسی و بازرگانی و طلا و ثروت است، نگاهی طمع‌کارانه می‌اندازد، قربانی نیز فوراً به نقض واقعی و یا خیالی این یا آن قرارداد متهم می‌شود. قربانی متهم می‌شود که عهدنامه و یا قراردادی را زیر پا گذاشته و یا مرتکب اهانتی ابهام‌آمیز شده و دیری نمی‌پاید که علیه او اعلان جنگ می‌کند. اخبار دائمی در باب محور شرارت، به افسانه گرگ و گوسفند شباهت زیادی داشته و تاریخ انگلستان را همواره به خون آغشته است». […]

شبه‌تقویم هجری شمسی و لزوم پیوستن به تقویم میلادی

تصور کنیم که اگر در اوایل قرن بیستم، کشورهای دیگر نیز همچون ایرانیان دست به ساخت یک تقویم مخصوص به خود می‌زدند، چه هرج‌ومرجی بر جهان امروز حاکم بود.

تقویم میلادی گریگوری تقویمی است جهانی، دقیق، منظم، معتبر، پذیرفته، و با نظام محاسباتی تثبیت شده و تعریف شده که هیچ شخص یا نهادی در جهان بطور دائم و پیوسته، متولی و اختیاردار آن نیست و هیچ بخشی از آن نیاز به محاسبه و تعیین و اعلان سالانه ندارد. «پذیرفته بودن» مهمترین مشخصه و لازمه و اعتبار یک تقویم به عنوان ابزار محاسبه و اندازه‌گیری، و اصولاً هر قرارداد اجتماعی جهان‌شمول دیگری است.

تقویم میلادی خاستگاهی ایرانی در ستایش خورشید دارد که سپس با تغییراتی به امپراتوری روم راه می‌یابد. چنانکه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه منظور از «میلاد» را میلاد خورشید و نام نخستین ماه سیستانی از مبدأ زمستان را «کریست» می‌داند. امروزه کریسمس در میان مسیحیان کاتولیک برابر است با ۲۵ دسامبر که سه روز بعد از روز انقلاب زمستانی است (البته در شاخه‌های دیگر مسیحیت، کریسمس برابر است با روز ششم یا هفتم ژانویه و برخی روزهای دیگر). اما در اوایل قرن چهارم میلادی و در تقویم میلادی ژولی، که در آن هنگام در امپراتوری روم رسمیت و تداول داشته، روز ۲۵ دسامبر همزمان با انقلاب زمستانی بوده و آنرا چه در ایران و چه در رومِ قبل از رسمیت دین مسیحیت، زادروز خورشید (و گاهی روز تولد میترا یا مهر) می‌دانسته‌اند. در ایران امروز، این مناسبت همچنان با نام شب چله یا شب یلدا (شب تولد) به صورت جشنی متداول و غیرمذهبی زنده مانده است. جشنی که البته عمده مردم علت برگزاری و منشأ پیدایش آنرا فراموش کرده‌اند. […]

کودتای ۲۸ مرداد و کمک مالی آمریکا به احزاب پان‌ایرانیستی

انتشار اسناد جدید از کودتای آمریکایی-بریتانیایی ۲۸ مرداد، حاکی از آنست که آمریکا برای کسب همراهی در سرنگونی دولت مصدق، مبالغ کلانی را به عده‌ای از روحانیون و احزاب ‌ناسیونالیستی و پان‌ایرانیستی مثل حزب سومکا و حزب آریا پرداخت کرده است. این واقعیات بار دیگر نشان از آن دارد که دکتر محمد مصدق و دولت او، نه یک ناسیونالیست یا ملی‌گرا یا پان‌ایرانیست، که صرفاً مردی وطن‌دوست و مردم‌دوست بوده و اتفاقاً این ناسیونالیست‌ها، پان‌ایرانیست‌ها و امثال دیگر احزاب نازیستی و نژادپرستی بوده‌اند که برای سرنگونی دولت او از دول متخاصم پول می‌گرفته‌اند تا به آرمان او و به آرمان پیشرفت و ترقی کشور و «به ایران» خیانت کنند. […]

در برابر استبداد یا بی‌اعتنایی در برابر استعمار

تاکنون سه ترجمه از کتاب تیموتی اسنایدر (Timothy Snyder)، مورخ آمریکایی متخصص اروپای شرقی، به زبان فارسی منتشر شده است. یکی با عنوان «در برابر استبداد، بیست درس قرن بیستم»، ترجمه بابک واحدی (نشر گمان، ۱۳۹۶)؛ دیگری با عنوان «استبداد، بیست درس از قرن بیستم»، ترجمه پژمان طهرانیان (انتشارات فرهنگ نشرنو، ۱۳۹۶)؛ و دیگری با عنوان «خودکامگی، بیست درس از قرن بیستم»، ترجمه شهاب‌الدین عباسی (انتشارات سبحان، ۱۳۹۶). در این کتاب کوچک، مطالب ساده و بعضاً مفیدی در مقابله با استبداد نوشته شده است. از جمله مطالب مفید کتاب میتوان به دو نمونه اشاره کرد: تعریض‌های بجا در قبال دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور دست راستی و نامتعادل و خطرناک آمریکا که تهدیدی برای صلح و آینده بشریت است؛ و دیگری، تمایز نهادن صحیح میان ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی با میهن‌دوستی که کمتر کسانی متوجه تفاوت فاحش میان آنها هستند. […]

آزادی بیان و خطر فصاحت: شیرین‌زبانان فریبگر و تلخ‌زبانان روشنگر

سلطه‌گرانی که به دنبال جذب حامیان جان‌نثار و کسب حمایت و همراهی افکار عمومی هستند، به سخنوران و ایدئولوگ‌های خوش‌ظاهر و خوش‌سخن نیاز دارند تا بتوانند مقاصد اصلی خود را در لفافه‌ای از سخنان جذاب و عامه‌پسند بیان کنند. به این منظور که بتوانند حقایق را وارونه جلوه دهند و یا چند دروغ کلیدی و مهم را در لابلای انبوهی از واقعیت‌های غیر مهم به خورد بدهند. وقتی دیده می‌شود که یک سخنران، به واسطه تبلیغ و تحریک رسانه‌ها، مخاطبان زیادی را بر گرد خود جمع می‌کند و آنان را به باتلاق ذوق‌زدگی و گریه و خنده و تحریک احساسات سوق می‌دهد- بخصوص در موضوع‌های تخصصی و علمی که علی‌القاعده مخاطبان زیادی ندارند- می‌بایست احتمال وجود مفاهیم و مقاصد پنهان، خطرناک، عوام‌فریبانه و پشت پرده آنرا در نظر داشت. این گفته سیسرون همیشه تازه است که «فصاحت بیان، کشورها، شهرها و قلعه‌ها را مقهور خود می‌کند». و بیاد داریم که هیتلر و موسولینی نیز سخنوران چنان برجسته‌ای بودند که عظیم‌ترین جمعیت‌های بشری برای شنیدن سخنان آنان گرد می‌آمدند. در همین زمینه جان فلوریو می‌گوید: «فصاحت دارای پیامدهای بی‌شماری است. فصاحت می‌تواند آدم جبون را متهور و جبار را به بخشنده و مهربان تبدیل کند». […]

رنج‌نامه‌های نویسندگان: از بیرونی تا به‌آذین

ابوریحان بیرونی در آغاز کتاب «تحدید نهایات الاماکن» آورده است: «چون در کار مردم این روزگار می‌نگرم، چنان می‌بینم که همگان در همه‌جا سیمای نادانی به خود گرفته‌اند؛ با اصحاب فضل دشمنی می‌ورزند، و هر کس را که به زیور دانش آراسته است، می‌آزارند. و گونه‌گون ستم و بیداد در باره او روا می‌دارند».

همو در فصل بیست و یکم کتاب «آثارالباقیه» آورده است: «آن شخص وقتی حرف مرا شنید به منظور سرزنش من در آن جمع، بینی خود را بالا کشید و مرا تکذیب و تحقیر کرد. چرا که تفاوت من با او نه در علم، که در ثروت بود. او دارای مال و جاه بود و من سرگشته و رانده و گرفتار و پریشان حال. او بر من بسی فخر و تکبر و نخوت فروخت، چرا که مناقب شخص با فقر جزو مثالب می‌شود و مفاخرش بدل به معایب می‌گردد». […]



web analytics