Skip to content
بایگانی سال ۱۳۹۹

ترویج باستان‌گرایی و جنگ‌افروزی در کتاب‌های درسی مدارس

ناسیونالیسم چگونه انسان‌ها را تحریک به جنگ می‌کند؟ دانش‌آموزان چگونه داوطلبانه تبدیل به برده‌های جنگی می‌شوند؟

آنتونیو گرامشی در «نامه‌های زندان» (Letters from Prison) می‌نویسد: «ما تنها هنگامی می‌توانیم بر هژمونی فائق آییم که دانش و فرهنگ غالب محیط سلطه را به بوته نقد و سنجش بسپاریم و میزان خلوص علمی و ناخالصی‌های هژمونیک آنرا شناسایی کرده و جدا نماییم. این وظیفه روشنفکران است که نشان دهند چه میزان از عناصر اقتدارآمیز و غیرانسانی با ماهیت سلطه‌گرانه در علوم و منابع آموزشی وارد شده و پنهان شده‌اند». هژمونی اصطلاح مشهور و ابداعی گرامشی است برای توصیف نوعی از سلطه‌گری که بیش از اتکای بر زور، به توجیه فرهنگی و ایدئولوژیک اقشار تحت سلطه و کسب میزانی از رأی و رضایت آنها متکی است.

تبلیغ ناسیونالیسم و باستان‌گراییِ مبتنی بر ستایش جهان‌گشایان و افتخار به مرزهای پهناور و جان‌نثاری به پای خاک پاک، به منظور تربیت نسل مطیعی صورت می‌گیرد که به آسانی متقاعد به جنگ شود و بتواند با احساسات تحریک شده، اسلحه در دست بگیرد و خود را قربانی اهداف استعماریِ تجاوزطلبان و جنگ‌افروزان و اسلحه‌فروشان کند. که بتواند تحت تأثیر انواع القائات و مغزشویی‌های برگرفته از مذهب و ملیت و قومیت و زبان و تاریخ تحریف شده و افتخارات کاذب و اشعار حماسی و موسیقی مهیّج و برتر دانستن خود و پست دانستن دیگران، همنوع و همسایه خود را موجودی بی‌ارزش و دشمن خود فرض کند و حمله به او را «افتخار ملی» و «آزادسازی کشورها» بداند. آنهم در خاورمیانه ملتهب از جنگ‌های مکرر که بیش از هر چیز دیگری، به ترویج صلح و به تربیت نسل پیرو همزیستی بشری و ارزش‌های انسانی نیازمند است.

پایه‌های قدرت فاشیسم بیش از هر چیز دیگر متکی و مبتنی بر هژمونی برآمده از پروپاگاندا است. دستکاری در تاریخ نیز به شکلی که مقتضی مقاصد امروز شود، یکی از مهمترین و مؤثرترین ابزارها برای جهت‌دهی ذهنی و بسیج افکار عمومی و بهره‌کشی از انسان‌ها است. اینکه تعدادی از اشخاص و رسانه‌ها با اشاره هدایتگران و در فواصل معین به مخاطبان القاء می‌کنند که نام پادشاهان و تاریخ ایران باستان از کتاب‌های تاریخ مدارس حذف شده و یا قصد آن در نظر است، بخش شاخصی از همان پروپاگانداست که با اهدافی درازمدت برای مخاطب ساده‌دل و سطحی‌نگر بیان می‌شود. فعالیت‌های باستان‌گرایانه و ناسیونالیستی، مکملی برای وضع موجود است. دماگوگ‌ها و متخصصان دستکاری‌های اجتماعی بخوبی می‌دانند که وقتی جامعه‌ای در قبال تحریکات دریافتی، واکنش مقتضی بروز نمی‌دهد و در مقابل آنها مقاوم شده است، لازم است تا محرک‌های تازه‌ای را رونمایی کنند.

مقاومت‌های مردمی در برابر نظام‌های طبقاتی و ثروت‌های انباشته، بخشی از سیر طبیعی تاریخ است. مهمترین ابزار برای مقابله با جنبش‌های پیشرو و مترقی که در روند تکاملی تاریخ شکل می‌گیرند، تبلیغ و ترویج واپس‌گرایی و باستان‌پرستی است. بازگشتی ارتجاعی به هزار و پانصد یا دوهزار و پانصد سال پیش. افکار کهنه‌پرستی در جوامعی که امیدی به آینده ندارند و نگاهشان به گذشته است، شیوع و مقبولیت بیشتری دارد. آنان بجای توجه به پیشرفت و توسعه اجتماعی و انسانی، توجهشان به گذشته‌های دور و رجوع به چیزهایی است که هزاران سال پیش و در سیر تکامل جوامع بشری منقرض […]

برای مطالعه متن کامل این مطلب و هر جای دیگری که علامت […] وجود دارد، روی عنوان آن کلیک کنید.

یادداشت‌های پراکنده

ویرانی و تباهی کشور، عاقبت سهمیه‌های آموزشی و شغلی: (۵ دی ۱۳۹۹) وقتی فرصت‌های آموزشی و شغلی آلوده به تبعیض و سهمیه شود و بی‌استعدادها جای بااستعدادها را بگیرند، از آن کشور ویرانه برجای می‌ماند.

آنچه باید نوشته می‌شد، اما نشد! (۲۸ فروردین ۱۳۹۸) در چند سال اخیر، مطالب و موضوعات زیادی می‌بایست نوشته و منتشر می‌شدند که نشدند. واهمه‌ای از تنگناها و تعدی‌های رایج در یک محیط افراطی، عقب‌افتاده، متحجر، واپس‌گرا، رشدنیافته و رو به انحطاط در میان نیست؛ که شخصیت و اهمیت و میزان تأثیرگذاری هر کسی از نوع متعدیانش هویداست. آنچه موجب نگرانیست، ترکیب معضل قبلی با سوءاستفاده‌هایی است که عده‌ای از قشریون و قومیون و دیگر انحصارطلبان از اینگونه مطالب می‌کنند. شرایط غامضی است که نه می‌توان سکوت کرد و نه می‌توان حرف زد. جوامعی که به آینه سنگ می‌زنند، جوامعی که جنایات تاریخی خود را کتمان یا توجیه کنند و مثل اغلب جوامع دیگر مسئولیت عمل خود را نپذیرند و احساس و ابراز شرمساری نکنند، سرنوشت تلخی پیش رو خواهند داشت. اهمیت این مطالب و مطالب دیگری که توقیف یا بایکوت شدند، هنگامی آشکار خواهد شد که بسیار دیر خواهد بود. جامعه ما جامعه بسته‌ای است که گذشته خود را به تخیل، حال خود را به تقلب و آینده خود را به توهم سپرده است. […]

هولوکاست هخامنشی و ساسانی: نابودی اقوام و ادیان و مردمان ایرانی

با استناد به منابع تاریخی، کتیبه‌های هخامنشی، متون پهلوی و شاهنامه فردوسی
«ما همه را کشتیم و هیچ زنده‌ای برجای نگذاشتیم» (داریوش بزرگ هخامنشی!)
انکار نسل‌کشی‌های گذشته، نخستین مرحله از نسل‌کشی‌های آینده است.

هولوکاست هخامنشی و ساسانی

رفتارهای ضدبشری در اغلب جوامع و در اغلب زمان‌ها وجود داشته است، اما اینکه چرا می‌باید در قبال هخامنشیان و ساسانیان زرتشتی بیشتر روشنگری کرد، به این دلیل واضح است که در ایران امروز کسی از اعمال چنگیزخان و تیمور لنگ و محمود غزنوی و آغامحمدخان و خیلی‌های دیگر که قابل شمارش نیستند، دفاع نمی‌کند و دست‌های آنان را سفید و منزه نمی‌سازد. اما اعمال هخامنشیان و ساسانیان زرتشتی را عامداً و با ادعاهای زیبا و عوام‌پسند و به منظور بسط یک نظام سلطه‌گری جدید و مبتنی بر ناسیونالیسم کورش‌پرست نادیده می‌گیرند و با تحریف و تقلب در منابع، چهره‌ای جذاب و آرمانی از آنان ارائه می‌دهند. به این منظور که بتوانند توده‌ها را به تله‌ها و تورهای خود جذب کنند و آنان را قربانی قدرت‌طلبی خود نمایند. این عده حتی زبان فارسی و شاهنامه فردوسی را نیز دستاویز مقاصد خود قرار می‌دهند. امروزه گستره اینگونه پروپاگانداها حتی به کتاب‌های درسی مدارس و اطفال بی‌پناه نیز رسیده است تا مغزشویی و کنترل افکار آنان و جذب نیروی «جان‌نثار» از همان بدو کودکی انجام پذیرد.

کتاب «هولوکاست هخامنشی و ساسانی: نابودی اقوام و ادیان و مردمان ایرانی» شامل گفتارهایی پیرامون برانداختن اقوام عصر باستان، نابودی هویت‌های انسانی و مظاهر تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، نسل‌کشی سیستماتیک انسان‌ها و پیروان ادیان غیرحکومتی و نیز سرکوب خونین و سراسری جنبش‌های استقلال‌خواهانه و اصلاح‌طلبانه، با استناد به منابع دست اول ایرانی، آماده چاپ و انتشار است. […]

زن‌ستیزی و بهره‌کشی از زنان در ایران هخامنشی و ساسانی

کتاب زن ستیزی در ایران باستان نوشته رضا مرادی غیاث آبادیاغوای زنان با سخنان دلکش و ادعاهای جذاب و فریبنده، راه و رسمی دیرینه است. تبلیغات گسترده اخیر که چشم‌اندازی دل‌انگیز و رؤیایی از وضعیت زنان در ایران باستان را به مخاطب زودباور و ساده‌انگار القاء می‌کند، نوع تازه‌ای از اغوای زنان است. در این نوع تبلیغات که به مقصود جلب توجه زنان و کسب همراهی آنان به منظور بسط شیوه‌های جدید سلطه‌گری انجام می‌شود، تلاش می‌گردد تا رنج و شکنج زنان عصر باستان عامداً نادیده انگاشته شود و انکار گردد. انکار رنج‌های زنان، نوع دیگری از پایمال کردن حق انسان‌ها و بهره‌کشی از آنان است.

کتاب «زن‌ستیزی و بهره‌کشی از زنان در ایران هخامنشی و ساسانی» شامل گفتارهایی پیرامون وضعیت زندگی زنان در ایران باستان، اگر همچون کتاب «باستان‌شناسی تقلب و رنج‌های بشری» در محاق توقیف نیفتد، آماده چاپ و انتشار است.

این کتاب به خاطره جاودان آن زن اسیر و آواره و ستم‌کشیده تقدیم شده که همراه با دو دختر خردسالش در عصر هخامنشیان و در بازار برده‌فروشان مجاور تخت‌جمشید به بهای شش الاغ به بردگی فروخته شدند.

تصویر جلد: اثر هنری به یاد اسارت بانو اسپنوی به دست بیژن و به دستور کیخسرو. فردوسی در شاهنامه و با واقع‌نگری همیشگی خود گزارش می‌کند که سپاهیان کیخسرو، شوهر اسپنوی را می‌کشند و شهر او را به آتش می‌کشند تا آن زن زیباروی را به حرمسرای کیخسرو ببرند. […]

پیشگفتارهای کتاب باستان‌شناسی تقلب و رنج‌های بشری

«در روزگار سلطه دروغ، بیان واقعیت‌ها مبارزه‌ای انقلابی است». (جورج اورول، کتاب ۱۹۸۴)

کتاب باستان شناسی تقلب و رنج های بشریکتاب «باستان‌شناسی تقلب و رنج‌های بشری» شامل گفتارهای تاریخ‌نگاری انسان‌گرا و پسااستعماری درباره باستان‌شناسی سیاسی و سلطه‌گری، آسیمیلاسیون و هژمونی فرهنگی، تقلب و پنهان‌کاری در تاریخ عصر باستان، تحریف منابع و تحریک توده‌ها، کشفیات تقلبی و آثار باستانی مجعول، کتیبه‌ها و متون نوساخته، شخصیت‌ها و نام‌های تخیلی، انسان‌ستیزی و شکنجه‌گری، نابودی تمدن‌های بشری، سرکوب جنبش‌های رهایی‌بخش، نژادپرستی، ناسیونالیسم، فاشیسم، آریاگرایی، باستان‌پرستی و کورش‌پرستی، آماده چاپ و انتشار شده است.

ویرایش اول این کتاب در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۹۱ برای دریافت مجوز چاپ به اداره ذی‌ربط در وزارت ارشاد اسلامی سپرده شد. اما در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۹۱ و به موجب جوابیه کتبی، از چاپ بخش‌های وسیعی از این کتاب ممانعت به عمل آمد و در نتیجه چاپ نمی‌شود.

با توجه به اینکه در سال‌های اخیر، حجم وسیعی از کتاب‌های غلوآمیز در معرفی آثار تقلبی و در شرح و بسط سجایای خیالی کورش و نیز ملی‌گرایی‌های افراطی و توأم با نژادپرستی و فاشیسم بدون هیچ محدودیت و بازدارنده‌ای منتشر شده و می‌شود (بخصوص در کتاب‌های درسی مدارس)، برای نگارنده جای سؤال است که چرا می‌توان از سجایای ساختگی ستمگران سخن راند، اما نمی‌توان از رنج‌های بشری سخن گفت؟ چرا و به چه دلیل می‌باید به قیمت نادیده انگاشتن رنج‌های بشری، نقاب‌های زیبای اغواگرانه برای کسانی ساخت که روزگاری زجرآور برای انسان رقم زدند و امروزه نیز دستمایه بهره‌کشی از توده‌ها شده‌اند؟ به گمان نگارنده، ممنوعیت انتشار رنج‌های بشری، خود یکی دیگر از رنج‌های بی‌پایان بشری است. […]

نسل‌کشی فرهنگی به بهانه گسترش زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی

آقای محمود افشار یزدی، دولتمرد عصر رضاشاه، همکار اردشیر ریپورتر در مدرسه علوم سیاسی، مدیر مجله آینده، و بنیانگذار موقوفات و مؤسسه انتشاراتی‌‌ای به نام «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی» بودند.

یکی از عبارت‌هایی که آقای افشار یزدی به فراوانی آنرا تکرار می‌کرده و بر آن تأکید می‌داشت، عبارت «یگانگی ایرانیان و وحدت ملی» بود. اما مفهوم این عبارت به ظاهر زیبا و جذاب در سخن ایشان، آن معنا و مفهوم حقیقی‌ای نبوده که در بسیاری از کشورهای جهان تداول دارد و بر همزیستی میان انسان‌ها به‌رغم وجود تفاوت‌ها دلالت می‌کند. منظور آقای افشار یزدی چنین نبوده که افراد یک جامعه، تفاوت در زبان و دین و لباس و دیگر مظاهر و مشخصه‌ها و رنگارنگی‌های فرهنگی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و در عین حال با احتراز از تعدی به حق دیگران و با درک حقوق بدیهی انسانی و اجتماعی یکدیگر، با تفاهم و همزیستی و همدلی در کنار یکدیگر زندگی کنند. یگانگی ایرانیان و وحدت ملی از دید و نظر ایشان چنین است که زبان فارسی و فرهنگ دستوری دولتی «به اجبار» به همه مردمان و اقوام ساکن در ایران تحمیل شود و برای این منظور عندوالزوم از قوه قهریه نیز استفاده شود. به عبارت دیگر، یگانگی و وحدت ملی یعنی آنکه همه «باید» به رنگ دلخواه ما درآیند. یعنی دیگران همه چیز خود را از دست بدهند و شبیه ما شوند و ما همه چیز خود را حفظ کنیم و شبیه هیچکس نشویم!

این نظرات در گفتارهای متعددی و از جمله در مقاله «یگانگی ایرانیان و زبان فارسی» (مجله آینده، سال چهارم، شماره ۲، آبان ۱۳۳۸، صفحات ۱۳۰ تا ۱۳۲) آمده و بارها و حتی تاکنون، به شکل‌های مختلف بازگو و تجدید چاپ شده و هنوز عده‌ای از آن تبعیت می‌کنند. مشابه اینگونه نظرات شوونیستی در تعدادی از کتاب‌های دیگر انتشارات «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی» و در ضمن بسیاری از کتاب‌های مفید آنان، منتشر شده است و می‌شوند. از جمله کتاب‌های: «زبان آذربایجان و وحدت ملی ایران» نوشته ناصح ناطق، «ایران از نگاه گوبینو» (منظور آرتور دو گوبینو از واضعان نژادپرستی آریایی) نوشته ناصح ناطق، و «وِهرود و اَرَنگ» ترجمه داود منشی‌زاده (عضو حزب نازی آلمان، نظامی اس‌اس در زمان هیتلر، مؤسس حزب نازی سومکا، و همکار کودتاگران ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق). […]

جنبش جهانی ضد نژادپرستی و جهان‌گشایی، مرحله‌ای نوین در تاریخ بشری

پس از کشته شدن مرد سیاهپوستی جورج فلوید به دست پلیس آمریکا و به ظن همراه داشتن یک اسکناس بیست دلاری تقلبی، موجی از جنبش‌های ضدنژادپرستی در آمریکا و اروپا به راه افتاده است. این جنبش‌ها به سرعت تبدیل به ابراز مخالفت به هرگونه سلطه‌گری، تجاوزگری، استعمار، و امپراتوری و جهان‌گشایی شده است. در آمریکا و اروپا، مجسمه‌های یادبود بسیاری از پادشاهان و سرداران جهان‌گشا، نخست‌وزیران استعماری، قوای اکتشافی، مورخان و روزنامه‌نگاران حامی استعمار، تجار برده و برده‌فروشان به پایین کشیده شده و بعضاً در دریاها و رودخانه‌ها سرنگون شده‌اند. از جمله مجسمه‌های لئوپولد دوم، آلبرت بودوئن، وینستون چرچیل، ایندرو مونتانلی، ادوارد کولستون، رابرت میلیگان، جفرسون دیویس، ژنرال بوریگارد، ژنرال رابرت لی، و حتی چندین مجسمه از کریستف کلمب. به چهره و دست‌های تعداد زیادی از مجسمه‌ها، به نشانه سابقه جنایت علیه بشریت، رنگ قرمز پاشیده شده و عنوان «متجاوز» بر سینه آنان نوشته شده است. معترضان خواسته‌اند تا بجای این مجسمه‌ها و تصاویر تبلیغاتی مشابه آنها، تصاویری از قهرمانان ضداستعماری- مثل خانم هریئت تابمن- جایگزین شود. […]

همچنین بنگرید به: «پوستر آموزشی استعمار و جهان‌گشایی» در مجموعه پوسترهای علمی دانشنامه دانش‌آموز.

راهنمای خط‌های باستانی فلات ایران

هدف اصلی این گفتار معرفی اجمالی خط‌ها و الفباهای رایج در تاریخ ایران است. بدین منظور که بتوان با مقایسه جداول و راهنماها و تصاویر این کتاب با خط‌ها و کتیبه‌هایی که روی آثار باستانی و بناها و سکه‌ها و ظرف‌ها و دیگر اشیای گوناگون درج و نوشته شده‌اند، پی به ماهیت آن خط برد.

این نکته را باید توجه داشت که علامت‌های نوشتاری هر خطی در زمان‌ها و دوره‌های مختلف حیات خود به انواع و اشکال مختلفی کتابت می‌شده‌اند و برای یک حرف واحد از گونه‌های مختلف نگارشی بهره‌مند می‌شده‌اند. تشخیص این علامت‌ها یکی از دشواری‌های همیشگی قرائت خطوط باستانی است.

تفاوت دیگر در میان گونه‌های مختلف یک خط واحد بخاطر این بوده است که آیا قرار بوده متن آن روی پوست یا صفحه کاغذی و با قلم و مرکب نوشته شود و یا اینکه روی سنگ حجاری گردد. لازمه نوشتن خط بر روی سنگ این بوده که علامت‌های الفبایی فاقد انحناء بوده باشند و از خطوط مستقیم و زاویه‌دار برای نگارش آنها استفاده شود. در نتیجه، بسیاری از خطوط باستانی و بخصوص خط پهلوی دارای دو نوع تحریری و کتیبه‌ای بوده‌اند. اما خط‌های میخی فاقد نوع تحریری بوده‌اند و همیشه برای حکاکی روی سنگ یا آجر و مانند اینها بکار می‌رفته‌اند.

بجز خط‌های معمول و شناخته شده، تعداد زیادی خط‌های قراردادی وجود داشته‌اند که در واقع بصورت رمز میان دو نفر یا دو گروه بکار می‌رفته‌اند. امروزه عده‌ای هستند که با سوءاستفاده از این واقعیت، تعداد بسیار زیادی خط‌های تقلبی را با عناوینی همچون حروف رمزی و اسناد رمزی و قلم‌های نامرئی و علوم تعمیه و طلسمات و دیسقوریدس و ناسخ‌الرموز و امثال اینها معرفی می‌کنند که نتیجه‌ای جز باز شدن راه فریب و سوءاستفاده در بر نخواهد داشت. […]

بردگی نظامی یا خدمت مقدس سربازی

وقتی دو سال از بهترین ایام جوانی خود را صرف بیگاری‌ای به نام خدمت مثلاً مقدس سربازی می‌کردیم، تصور ما بر این بود که این وظیفه‌ای شهروندی و رایج در تمامی کشورهای جهان است. اما بعدها که از القائات و تبلیغات رایج تا حدی خلاصی یافتیم، دانستیم که این بردگی نظامی و بهره‌کشی ظالمانه از عمر و فرصت‌های رشد یک جوان- به عنوان ارزشمندترین سرمایه هر کشوری- از زمان رضاشاه در ایران رسمیت یافته و امروزه به این شکل دائمی و اجباری و طولانی و بی‌دستمزد نه تنها در اغلب کشورهای جهان رایج نیست، که فقط در حدود ده کشور وجود دارد: ایران، ترکیه، سوریه، قبرس، مصر، کلمبیا، کره شمالی و دو-سه تای دیگر. در اکثر قریب به اتفاق کشورهای آسیایی، آفریقایی، آمریکایی و اروپایی جهان و از جمله در عراق، افغانستان، پاکستان و عربستان، سربازی اجباری نیست و مانند همه مشاغل دیگر بصورت اختیاری و در ازای دستمزد و دیگر حقوق مترتبه بر آن است. بخصوص هنگامی که بیگاری سربازی قابل خرید و معاوضه با پول باشد و در نتیجه فقط به طبقه محروم جامعه منحصر شود، به ظالمانه‌ترین شکل خود در می‌آید.

در مقایسه نابجای پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد

 آقای آیدین آغداشلو در مصاحبه‌ای گفته‌اند که: «فروغ فرخزاد و پروین اعتصامی را نمی‌توان با یکدیگر مقایسه کرد. پروین اعتصامی تمام عمرش را در خانه پدرش گذرانده است. خب آدمی که در خانه است چه می‌کند؟ به دور و برش نگاه می‌کند و از نخود و لوبیا و ماهی‌تابه شعر می‌گوید». همو در جای دیگری افق دید پروین را چهاردیواری خانه و افق دید فروغ را وسعت شگفت‌انگیز جهان دانسته است.

این مهم است که هر کس در حد توان خود از شرافت و از انسان‌های شریف دفاع کند و در مقابل تخطئه و انتساب‌های ناصحیح به آنان سکوت و مصلحت‌اندیشی نکند. بدون آنکه از تعدی افراد گستاخ- که کم هم نیستند- بهراسد. این درست است که پروین اعتصامی با فروغ فرخزاد قابل مقایسه نیستند. اشعار سرشار از انسانیت، شرافت، آزادمنشی، ظلم‌ستیزی، همدلی با رنجبران و ستم‌دیدگان و زحمتکشان، و همه آموزندگی‌ها و برازندگی‌های پروین را می‌توان با افتخار برای همه اطرافیان کوچک و بزرگ خود خواند و یا دیوانش را به آنان هدیه داد؛ اما بعضی اشعار بدآموزانه فروغ چنین قابلیتی را ندارند.

پروین اعتصامی شاعری است که در خانواده با فضلیت و باآداب یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام‌الملک) تربیت شده و پرورش یافته است. اعتصام‌الملک مؤسس اولین چاپخانه حروفی در ایران، مدیر ماهنامه ادبی و اجتماعی «بهار»، مؤسس و مدیر کتابخانه بزرگ مجلس شورای ملی، و مترجم کتاب‌های متعدد و از جمله «تربیت زنان» بود. مردی که هنوز مجسمه الهام‌بخش او در برابر کتابخانه مجلس در میدان بهارستان تهران پابرجاست. […]

مسئله الکل و دستورالعمل‌های مرگبار

در یک جامعه متقلب، برخی از اخبار و گزارش‌ها و هشدارهای اجتماعی در واقع نوع دیگری از فریب افکار عمومی و کشاندن آنها به تله‌های مرگبار است. برای نمونه «انجمن علمی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت ایران» علی‌الظاهر و به منظور مقابله با تقلب‌های رایج در ایران، دستورالعملی را با عنوان «چگونه الکل طبی را از صنعتی تشخیص دهیم؟» به واسطه خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است. این مطلب همچنین از طرف نهاد مجعولی با عنوان «ستاد اطلاع رسانی مبارزه با ویروس کرونا» در قالب متن و ویدئو در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی و سرویس‌های اشتراک فیلم منتشر شده است. دستورالعمل فوق نه تنها مقابله با تقلب نیست، که تبلیغ و ترویج تقلب است و نتیجه‌ای جز فریب افکار عمومی به منظور فروش بیشتر الکل صنعتی و متانول در پی نخواهد داشت. در این دستورالعمل نادرست و خطرناک ادعا شده که الکل اتانول با شعله آبی رنگ و الکل متانول با شعله زرد رنگ یا سفید رنگ می‌سوزد و از این تفاوت می‌توان برای تشخیص آنها از یکدیگر استفاده کرد.

این دستورالعمل گمراه کننده که مثل دستورالعمل قبلی، از سوی عده‌ای از مسئولان ناصالح و رسانه‌های سهل‌انگار یا سودانگار منتشر شده، به قیمت زندگی انسان‌های بسیاری تمام شده است. چه بسیار اشخاص و حتی کودکانی که به پیروی از دستورالعمل فوق جان خود را از دست داده و یا کور شده‌اند و چه بسیار خانواده‌هایی که از هم پاشیده‌اند؛ بدون آنکه کسی فریاد مظلومیت آنانرا شنیده باشد. […]

کرونا در ایران: آدمخواری و جنایت علیه بشریت

ایران و سراسر جهان با یک فاجعه و بیماری هولناک و همه‌گیر مواجه شده است. در چین بعد از دو ماه بر این بیماری غلبه شد، اما در ایران بعد از دو ماه این بیماری بشدت اوج گرفت. دلیل آن مشخص است: چرا که تعداد قابل توجهی از ایرانیان بنا به خصوصیت‌های تاریخی خود عادت دارند تا از محل تجاوز به حق دیگران و سوار شدن بر موج بحران‌های اجتماعی منفعتی کسب کنند. آدم‌هایی که بجای آنکه دست هم را برای پیشرفت بگیرند، پای هم را می‌گیرند تا مانع پیشرفت شوند. جامعه در حداقل تعاریف خود به جایی اطلاق می‌شود که متوسط غالب اعضایش اصول اولیه زندگی اجتماعی را بدانند و بدان پایبند باشند و منافع جمعی را جدای از منافع شخصی ندانند. جایی که اکثریت مردمش سد مشترک و متحدی در مقابل دشمنان و تهدیدهای مشترک باشند و در خفا و به منظور کسب امتیاز و رانت و غارت همنوع با آنان همدستی نکنند. جایی که دستکم اقلیتی از افرادش در قبال فعالان ضدتقلب و روشنگرانی که بخاطر مصالح جامعه از همه چیز خود گذشته‌اند، سکوت و بی‌اعتنایی نکنند و در مقابل تهدیدها تنهایشان نگذارند. […]



web analytics