Skip to content
 

دعوت برای معرفی منابع برای آشنایی با رفتارهای شایسته کورش

قبلاً کتابی با عنوان «فرمان داریوش بزرگ» نوشته بودم که در آن برخی گفته‌های آموزنده و افتخارآمیز خردمندان آن زمان را که به کتیبه‌های او راه یافته بود، بازگو کرده بودم. این کتاب اکنون در دست چاپ است. همچنین در کتاب «رنج‌های بشری» (که آماده چاپ است) نمونه‌هایی از اعمال ناشایست و ضدانسانی کورش و داریوش را با اتکای به منابع دست اول آورده بودم.

حال در این فکرم که اگر بخواهیم رفتارها و اعمال شایسته و افتخارآمیز کورش را گرد بیاوریم، چه منابعی در اختیار است؟

در نتیجه درخواست و خواهش می‌کنم که چنانچه کسی منبع دست اول تاریخی (اعم از کتیبه‌ها، شواهد باستان‌شناختی و تاریخ‌نامه‌های ایرانی یا یونانی یا سریانی و جز آنها) می‌شناسد که نمونه‌ای از اعمال نیک و شایسته و افتخارآمیز کورش در آن آمده باشد، با قید مشخصات کامل کتاب‌شناسی مرا متوجه آن کند تا ضمن تمجید کورش، در باره آنها نیز بنویسم.

البته بدیهی است که منظور «اعمال شایسته» است و نه «صفات شایسته». چون صفت به تنهایی کافی نیست و چنانکه قبلاً دیدیم، منظور گزنفون از «بخشاینده بودن کورش» این بوده که او زنان اسیر را به سرداران خود می‌بخشیده است.

پیشاپیش از یاری و لطف همه سپاسگزارم و منابعی که معرفی شوند، ابتدا در همین صفحه آورده خواهند شد و سپس در باره آنها مطالبی خواهم نوشت.

پیوست

در مدتی که رنج‌های بشری را می‌نوشتم، عده‌ای تذکر دادند که این روش منصفانه نیست و می‌باید از «اعمال نیک و شایسته و افتخارآمیز کورش» نیز یاد کرد. با اینکه قبلاً در پاسخی به دوستان یادآور شدم که هدف این گفتارها (چنانکه از نامش بر می‌آید) رنج‌های بشری است و نه اعمال نیک پادشاهان، اما با این حال این پرسش برایم پیش آمد که اصولاً آن بزرگوران کدامیک از اعمال نیک کورش را مد نظر داشتند؟ آیا آن اعمال در منابعی که به کورش پرداخته‌اند، تاکنون از چشم من پنهان مانده و یا اینکه آنان دچار توهم ناشی از القائات خودساخته کورش‌پرستان شده‌اند و آن القائات را بر اثر تکرار فراوان، با واقعیت‌های مستند به منابع اشتباه گرفته‌اند؟

چنین بود که طی دعوت بالا، درخواست و خواهش کردم که اعمال نیک کورش را بر اساس منابع دست اول به اطلاع نگارنده برسانند تا در باره آنها بنویسم. چنانکه بار دیگری نیز درخواست کرده بودم برای برخی سخنان و اعمال منسوب شده به کورش که نَقل و نُقل محافل شبه‌روضه‌خوانی شده‌اند، منبعی معرفی شوند و نشد. اینبار هم در کمال تعجب متوجه شدم که گویا باز دست دوستان خالی بود و یا اینکه فرصت پاسخ را پیدا نکرده‌اند. معدودی نیز که پاسخی برای این پرسش فرستادند، یا به کتاب‌ها و وبلاگ‌های امروزی استناد کرده بودند و یا چنین نوشته بودند که: «لابد چیزی هست که همه می‌گویند!»

پس به این ترتیب، بدیهی است که تقاضا نمایم یا آن منابع معرفی شوند و یا اینکه از تکرار عبارت‌هایی همچون «یکسونگری»، «غرض‌ورزی»، «از آن ور بام افتادن» و جز آنها خودداری گردد.

این دعوت هرچند به نتیجه‌ای نرسید، اما حداقل فایده آن این بود که کمی به خودمان آییم و در آنچه بر اثر تکرار و تبلیغات باور کرده‌ایم، دچار تردید عالمانه شویم و در جستجوی واقعیت‌ها برآییم. پیش از آنکه شخصیت‌های مقدس و آرمان‌شهرهای دروغین دیگری را به ما تحمیل کنند و به نام آنها به گرداب سرنوشت تلخ دیگری فرو غلطیم.



web analytics