Skip to content
 

چماقداری آریایی: اعتراض‌هایی که می‌شکفند و اشتیاق‌هایی که می‌پژمرند

پیش از این در باره اعتراض‌های همیشگی ما ایرانیان و بی‌فایده بودن آن نوشته بودم؛ اما هر چقدر در باره این بلای مهیب و دامنگیری نوشته شود که هر روز متداول‌تر و ویرانگرتر می‌شود و عده بیشتری را به کام خود می‌کشد، باز هم کم است. اعتراض و انتقاد حق هر کسی است، اما اینکه هر روز و هر ساعت یقه یک روزنامه‌نگار یا هنرمند یا پژوهشگر یا نویسنده یا فیلمساز را به بهانه یک تحقیق یا اثری ادبی و هنری بگیریم و او را لگدمال کنیم، سخیف‌ترین تهمت‌ها را نثارش کنیم، مشت و چنگ و دندان به رُخش بکشیم، فقط یک کار غیرانسانی در قبال یک شخص انجام نداده‌ایم، بلکه امنیت جامعه و روند پیشرفت کشور را به خطر انداخته‌ایم.

اگر نیک نگریسته شود، سمت و سوی اصلی این بلای نوظهور، اختلاف‌افکنی و نفرت‌پراکنی میان مردم و اقوام و کشورهای همسایه را نشانه گرفته است. هدفی که آشکارا به همدلی‌ها آسیب می‌زند و ما ایرانیان به دلیل روحیه احساساتی و عاشق‌پیشه خود بیش از دیگران آلت دست شده‌ایم.

در جامعه‌ای که عادت شده باشد عده‌ای ساده‌دل یا بیکاره و بیعاره برای توهین‌یابی و دشمن‌تراشی در گوشه‌ای بنشینند و از روی تعلقات به ظاهر میهن‌پرستانه یا قوم‌گرایانه، ذره‌بین به دست به دنبال قربانی و سوژه جدیدی برای عرض اندام خود و کوبیدن دیگری بگردند، سرمایه‌های انسانی کشور را به راحتی به طرد و تاراج بگذارند، هیچکس تمایل و علاقه‌‌ای برای برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های بلندمدت ندارد. هیچ روزنامه‌نگاری دستش به کاری اصولی نمی‌رود، هیچ فیلمساز و هنرمندی خلاقیت به خرج نمی‌دهد، هیچ محققی تاب بیان دستاوردهای تازه‌اش را در خود نمی‌بیند، هیچ کارفرمایی برای پروژه‌های بزرگ جرأت و جسارت ندارد.

اینچنین است که اشتیاق‌ها می‌پژمرند، خلاقیت‌ها نابود می‌گردند، استعدادها بر باد می‌روند، نفاق و چنددستگی میان مردم رو به فزونی می‌گذارد، سرمایه‌های شغلی و توانمندی‌های علمی جای خود را به دلالی‌ها و خرافه‌پردازی‌ها می‌دهند، و در نهایت همه چیز به نفع همان بدخواهان این کشور رنج‌کشیده تمام می‌شود.

اعتراض حق هر انسانی است. اما هر اعتراض و انتقادی را می‌توان با زبانی شایسته که همگان بشنوند و بپسندند، بیان کرد. نه با چنان روش‌هایی که نه تنها تأثیری برجای نگذاشته، که شرایط ناگوارتری را نیز به وجود آورده است.

اما نکته مهم‌تر آنکه، کوتاه آمدن در مواجهه با کسانی که عادت به پرخاشگری و سرکوبگری و چنگ و دندان نشان دادن دارند، در حکم نشان دادن چراغ سبز برای پیدا کردن قربانی بعدی خواهد بود. چنین عملی جفای در حق همه انسان‌ها، ستم به علم و هنر، و ظلمی به آینده کشور خواهد بود. در قبال چنین رویه ویرانگر و ضد بشری نه تنها نمی‌باید تسلیم شد و عقب‌نشینی کرد، که می‌باید چنان با ابرام و پافشاری در کار و هدف خود مداومت و مقاومت کرد تا چنگ و دندان‌ها خسته شود و چماق‌ها پوسیده گردد و نسل‌های آتی از چنین بلیه‌ای محفوظ بمانند.

تسلیم در قبال بچه‌های لوس و تربیت‌نیافته که عادت دارند هر چیزی را با جیغ و فغان و زورگیری به دست آورند، هم بدعادت کردن خود اوست و هم ظلمی مضاعف در حق کودکان باشخصیت و تربیت‌شده و توانا.

اگر نیروی غیرت و تعصبی وجود داشته باشد، می‌باید آنرا در جان خود نگاه داشت تا به مانداب‌ها سرازیر نشوند و در وقت خود جویبارهای بزرگ و خروشانی را پدید آورند که در جای درست و لازمی خرج شوند.

همچنین بنگرید به: «اشپیگل و بهانه‌ای تازه برای اعتراض‌های بی‌پایان ایرانیان» «ایرانیان مروجان اصلی نام جعلی برای خلیج فارس» و «صفرسیاه و پرخاشگری در فضای وب».



web analytics