|
نبشتههای کهن
تلطیف آواییِ یکسانِ دو واژه
تیشتر و تیگره
کورش بزرگ
در تاریخنامههای سنتی رومانیایی
کشور رومانی در زمانهای دور و حدود سدههای آغاز
میلادی، «داچیا» نامیده میشده است. رومانیاییان هم به
مانند بسیاری از ملل، دارای تاریخنامههایی کهن و
سنتی هستند که در آنها باورها و استنباطهای مردمان از
آفرینش جهان و رویدادهای اسطورهای و تاریخی باز آمده
است. این سرگذشتها مانند همه نمونههایی که در میان
دیگر مردمان جهان دیده میشود، با افسانهها و
تکنگاریهای داستانی توأم هستند. یکی از مهمترین این
آثار عبارت است از کتاب «رویدادنگاری» که «میهائیل
موکسا/ میخائیل موکسالیه» (Mihail
Moxalie)
در سده شانزدهم میلادی/ دهم ایرانی، آنرا بر اساس
روایتهای ملی و نیز گزارشهای منابع کهنتر بیزانسی و
مولداویایی، همچون اثر منظوم کنستانتین مناسِس (Constantin
Manasses)
از سده یازدهم میلادی/ پنجم ایرانی، تألیف و تدوین
کرده است. مشهور است که موکسالیه تا جای ممکن از
افزودن روایتهای غلوآمیز و تخیلی به کتاب خود دوری
میکرده و از خردی عالمانه برای گزینش روایتها بهره
میبرده است
. . .

حرف الفبای تازه در
خط میخی
فارسی باستانِ
خط میخی الفبایی- هجایی فارسی باستان دارای 36 نشان
یا علامت است که نشان سوم از سطر دوم کتیبه خارک تاکنون در هیچیک
از سنگنبشتهها و نشانهای سی و ششگانه شناختهشده دیده نشده
است.
چنین به نظر میآید که در دورهای تصمیم گرفته شده برای
هجای «نْکُ» (nko)
که بخشی از آن نوشته نمیشده اما خوانده میشده است،
نشان تازهای وضع شود و در کتیبه خارک برای نگارش واژه «سـانـکُـشـا» (sânkoŝâ) بکار گرفته شود. چنانچه این نظر (که در تصویر پیوست به روشنی
دیده میشود) درست باشد، اکنون سی و هفتمین حرف یا نشان خط میخی
فارسی باستان شناسایی شده است . . . 
سنگنبشته خارک
گزارش مقدماتی از خوانش کتیبه نویافته در جزیره خارک
در چند روز
گذشته، آقای حسن ظهوری- خبرنگار کوشای خبرگزاری میراث
فرهنگی- چندین گزارش از چگونگی
کشف کتیبهای در جزیره
خارک
را منتشر کرد و همچنین از توقف عملیات راهسازی برای
بررسیهای بیشتر منطقه خبر داد. این گزارش کوتاه بر پایه
عکسهایی که آقای ظهوری با لطف برای این نگارنده فرستاده،
نوشته شده و جای گزارشهای پژوهشگرانی را که در محل به
بررسی آن خواهند پرداخت، نخواهد گرفت.
کتیبه خارک در آبانماه
امسال و در روند ساخت جادهای در جزیره خارک
پیدا شده است. کتیبه بر روی سنگ مرجانی بومی جزیره با عرض
و طول تقریبی یک متر نویسانده شده و هرچند که اکنون از محل
اصلی خود جداشده، اما در
اصل خود، گویا اثری غیرمنقول بر صخرههای مرجانی جزیره
بوده است
. . .

سنگنبشته خشیارشا شاه
در شهر وان
شهر وان در پنج کیلومتری شرق دریاچهای به همین نام در
آناتولی شرقی قرار دارد. این شهر و دشتهای پیرامون آن،
کهنترین استقرارگاه کشور
باستانی «اوروآتری» Uruatri (
در فارسی باستان: «اَرمـيـنَـه Arminah/
ارمنیه، در بابلی و آشوری: «اورارتو»
Urartu) بوده است. این شهر و دریاچه در زبان
اورارتویی با نامهای «بـیـائـیـنـی»
Biaini و «نائیری»
Nairi شناخته میشده و شهر
قلعهمانند
«توشپا»
Toushapa/ Tospa
پایتخت اورارتوییان در سدههای نخستین هزاره یکم پیش از
میلاد نیز در همین ناحیه بوده است. بازمانده بناها و آثار
اورارتویی توشپا، در قلعه و تپههایی در غرب شهر امروزی وان (که
به نام «وان قدیم» خوانده میشوند) و در فاصله دو کیلومتری
از کرانه دریاچه، همچنان برجای مانده است
. . .

صخرهکندهای
کفترلی
دومین کتیبه نویافته به خط هندسی در ایران
دومین
کتیبه صخرهای به خط هندسی به همراه شمار فراوانی از
نگارههای جانوران و شکارچیان در دشت اخترآباد شهریار
شناسایی شده است.
مدتی پیش،
آقای رحیمی (مدیر پایگاه میراث فرهنگی شهریار) از پیدایی
نگارکندهایی در شهریار باخبرم کرد و سپس از روی لطف مرا به
دیدار آنها برد. پس از دیدار و بررسی این صخرهکندهای
آکنده از نگارههایی که نمونههای مشابه فراوانی از آنها
در نواحی گوناگون دیده شدهاند، به وجود چندین نشان ویژه
خط هندسی که در سنگنبشته کنچرمی نیز دیده شده بود، پی
بردم و به این ترتیب دومین کتیبه صخرهای به این خط در
ایران شناخته شد. کوه کفترلی در شهریار به خاطر در برداشتن
کتیبهای باستانی که تنها یک نمونه مشابه با خود در سراسر
کشور دارد، دارای اهمیتی ویژه است که لازم است تا با
مطالعاتی فراگیر به بررسی آن پرداخت . . .

آیین مزدک به روایت دینکرد
تنها متن بازمانده از گفتگوی مزدکیان با روحانیت
زرتشتی
در نخستین
سالهای آغاز پادشاهی ساسانیان و با پشتیبانی اردشیر
بابکان، دین تازهای به نام «بهديني» یا «مزديسنا»
(مزداپرستي) بدست موبد کرتير به وجود آمد که پس از حدود
1700 سال و در قرن اخیر به «دين زرتشتي» تغییر نام داده و
هیچ ارتباطی با شخص زرتشت ندارد.
نفوذ و دخالت
موبدان زرتشتی عصر ساساني در هنجارهای دینی مردمان، تحریف
و تباهی فرهنگ و تاریخ ایران زمین، کشتار و نابودی پیروان
ادیان دیگر و نیایشگاههای آنان (که کرتیر در کتیبه معروف
خود در نقش رستم به صراحت به آن اشاره کرده است)، موجب
تضعیف هویت ملی، پیشینه تاریخی و همبستگی ایرانیان میشود
و آنچنان بنیادهای فرهنگی و اجتماعی ایرانیان را تباه
میکند که راه را برای غلبه مهاجمان آزمند به ایران هموار
میسازد.
در تمام مدت
سلطهگری دینی عصر ساسانی، جنبشهای گوناگونی برای رهایی
جامعه ایرانی از چنگال انحصارطلبان دینی و سرکوبگران
آزادیهای اجتماعی و فردی روی داد که تمامی آنها با دو
ابزار پر توان که همواره در ایران و جهان روایی داشته،
سرکوب و نابود شدند: نخست، بهرهگیری از قدرت نظامی و زور
سرنیزه؛ دوم، بهرهگیری از قدرت دینی و اتهام ارتداد و
کفر.
. .

رویدادنامه نبونید و کوروش بزرگ
کهنترین کتیبه از زمان کوروش هخامنشی
رویدادنامه
نبونید- کوروش (که نخستین ترجمه فارسی متن کامل آن در
اینجا منتشر میشود)، واپسین نمونه از سنت دیرین نگارش
رویدادنامههای متکی بر گاهشماری در میانرودان
(بینالنهرین) است. این کتیبه به ثبت رویدادهای سال نخست
پادشاهی نبونید (556/ 555 پیش از میلاد) تا سال نخست
پادشاهی کوروش بزرگ بر بابل (539/ 538 پیش از میلاد)
میپردازد و در زمان پادشاهی کوروش و پیش از منشور معروف
او نوشته شده است. این سند با اینکه بسیار کوتاه و
آسیبدیده است، از چند جهت اهمیتی فراوان دارد:
کهنترین سند
مکتوب از زمان پادشاهی کوروش بزرگ هخامنشی؛ کهنترین منبع
بازگویی غلبه کوروش بر سرزمینهای دیگر و از جمله تصرف
بابل؛ کهنترین راوی حملههای متقابل آستیاگ و کوروش،
معرفی آستیاگ به عنوان آغازگر نبرد و سپس سقوط آستیاگ،
آخرین پادشاه مادی و پایان شاهنشاهی ماد؛ رویدادهای
سالهای پادشاهی آخرین شاه بابل و پایان همیشگی استقلال آن
. . .

منشور نبونید
کتیبه آخرین شاه بابل
نَـبـونـیـد (نِـبـونـیـدوس) آخرین شاه در سنت پادشاهی
بابل است که پس از شکست از کوروش دوم هخامنشی، به پادشاهی
او و استقلال کشورش پایان داده میشود. او به مدت هفده سال
از سال 556 تا سال 539 پیش از میلاد شاه بابل بود.
. .
منشور نبونید، علاوه بر اهمیتهای تاریخی دیگری که دارد،
کهنترین منبعی است که در آن از کوروش نام برده شده و به
نبرد او با آستیاگ، آخرین پادشاه ماد اشاره رفته است. جالب
است که این اشاره به کوروش در متن کتیبه از زبان مردوک،
خدای بزرگ بابلیان بازگو میشود
. . .

سنگنبشته کَـنچَـرمی
گزارش مقدماتی از کتیبه صخرهای کهن و نویافته در
ایران
در بهار سال
گذشته، با گزارشهای شفاهی مردمان بومی نواحی شرقی
کردستان از وجود نگارکندهایی در نزدیکی روستای
«کَـنچَـرمی» در شمال شهر بیجار باخبر شدم. آن گفتارها به
اندازهای روشنگر نبود تا بتوان تشخیص داد که آیا در آن
ناحیه، با سنگنگارهای روبرو خواهیم شد یا با
سنگنبشتهای. تصمیم گرفتم که پیش از سفر به منطقه،
آگاهیهایی از آن بدست آورم. موضوع را با برخی از دوستان و
سپس با آقای دکتر سعید عریان، دانشمند برجسته زبان پهلوی
در میان نهادم. اما هیچکدام از آنان، نام و گزارشی از چنین
نگارکندی را نشنیده و نخوانده بودند. در تیرماه سال 1384
با راهبلد جوانی از اهالی همان روستا بنام رحیم کنچرمی،
موفق شدم تا به دیدار آن صخرهکند بروم و عکس و گزارشهایی
مقدماتی از آن تهیه کنم . . .

منشور كورش
هخامنشی
برگرفته از چاپ
پنجم كتاب «منشور کورش هخامنشی» از همين نگارنده (1384)
منشور كوروش هخامنشی، كهنترین بیانیه
حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از
همزیستی آشتیجویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشههای
همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین
امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش
جنگها و یورشهای بیپایان در رنج بوده است و كشورهای
آشتیجو نیز ناچار بودهاند تا برای رهایی مردمان خود
از تاختوتازهای همیشگی همسایگان ناآرام، به
رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است
كه پیروزمندانِ میدان نبرد،
چگونه با سپاه شكسته و مردم فرودست رفتار
میكردهاند؟ تاریخنامههای بشری بازگوكننده رفتار
نیك كورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین كشور آنروز جهان و
كنشهای ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است . . .

سنگنبشته رباطک
پنجرهای گشوده بر فرهنگ ایرانی و زبان آریایی
کشف
سنگنبشته رباطک به چندین پرسش دیرینه در زمینه مطالعات کوشانی، پاسخ
داد. به موجب این کتیبه دانسته میشود که کوشانیان زبان خود را
بنام «زبان آریایی» میشناختهاند و آن نیای زبان فارسی یا دری است
که گویا «دری» گونه تغییریافته واژه «اَریَـئـو» باشد. زبان آریایی
و گونه تحولیافته آن بنام دری/
فارسی، زبان همگانی مردمان سرزمینهای ایرانی بوده و منظور از
«فارس»، تنها ناحیه فارس در جنوب ایران نیست؛ بلکه دلالت بر
تمامی سرزمینهای ایرانی دارد. این زبان در شکل نخستین و سپسین خود
در گسترهای پهناور از غرب ایران آنروز (در
آناتولی و کرانههای فرات تا هند و پنجاب و
آسیای میانه رواج داشته و مفهوم بوده است . . .

کتیبه
داریوش بزرگ در بیستون
متن کامل
برگرفته از چاپ سوم كتاب «بیستون، كتيبه داريوش
بزرگ» از همين نگارنده
(1384)
مـن «دارَيَـوَئـوش» (داريوش)، شـاه بـزرگ،
شـاه شاهـان، شـاه در «پـارسَـه» (پارس)، شاه سرزمينها، پسر
«وِشـتـاسَـپـَه» (ويشتاسپ)، نـوة «اَرَشـامَـه» (اَرشام)،
هخامنشي. داريوش شاه گويد: پدر من ويشتاسپ، پدر ويشـتاسـپ
اَرشـام، پـدر اَرشـام « اَرييـارَمـنَـه» (آريـارَمـــنَـه)، پدر
آريـارَمنَـه «چِـشپِـش» (چيشپيش)، پــدر چيشپيش «هَـخامَـنِش»
است . . .

در باره کتیبه داریوش
بزرگ در بیستون
راهی كه امروزه شهرهای همدان، كنگاور،
كرماشان (كرمانشاه)، سرپلزِهاب، قصرشیرین و خسروی را
به سرزمین میاندورود (بینالنهرین) پیوند میدهد؛ همان
راه باستانی چند هزار ساله است كه سرزمینهای خاوری و
میانی ایرانزمین را به سرزمینهای باختری و به بابل و
نینوا و دیگر شهرهای میاندورود پیوند میداده است. این
راه در 30 كیلومتری كرمانشاه، دشت خرم بیستون و دامنه
كوه «پَـرو» را در مینوردد. این خرمی بیش از هر چیز
وامدار رود خروشان گاماسیاب و چشمه باستانی همیشه
جوشانِ بیستون میباشد. در درازای این راه و به ویژه
در بیستون، یادمانهای باستانی فراوانی به چشم میخورد
كه نشانه رویكرد ویژه پیشینیان به این سامان بوده است .
. .

لوحههای تخت جمشید
اسناد
بنیادین از نظامهای اجتماعی و اداری در ایران هخامنشی
در
تختجمشید چند گونه کتیبه از دوره هخامنشی دیده شده و به دست آمده
است. یکی، سنگنبشتههای پادشاهان هخامنشی که به زبان و خط میخی
«پارسی باستان» بر روی نمای سنگی کاخها و بناهای تختجمشید
نویسانده شده و معمولاّ با ترجمان آن به خط میخی و زبانهای
«عیلامی» و «بابلی نو (اکدی)» همراه هستند. دوم، لوحههای زرین و
سیمین داریوش بزرگ که از صندوقهای سنگی در پایه دیوارهای تالار
آپادانا پیدا شد و یکی از لوحههای زرین آن در چند سال پیش مفقود و
پس از اظهارنظرهای فراوان و متناقض در باره سرنوشت آن، در نهایت
چنین گفته شد که یکی از مسئولان موزه ایران باستان آنرا ربوده و
«آب» کرده است. سوم، کتیبههایی که بر روی اشیایی همچو سنگ وزنه،
مهر، دستگیره در، آجرهای لعابدار و آوندهای گوناگون دیده شده است .
. .

هر قوم و ملتی، جدای از
روایتها و منابع مستند علمی یا تاریخی، داستانها و
باورهایی نیز در سرگذشت زایش، زندگی و مرگ پیامبران و
بزرگان خود دارد. هر چند كه چنین داستانهایی كمتر
میتوانند در پژوهشهای علمی و تاریخی مفید باشند، اما
اهمیت بیشتر آنها در بررسی احساسات و اندیشهورزی و
آرمانهای مردمان پدیدآورنده آن، نهفته است . . .

کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش
از داریوش بزرگ،
کتیبههای فراوانی در شهر شوش به دست آمده است که بر
روی سنگهای مرمرین، پاستونها، لوحهای گلین و یا بر
آجر نگاشته شدهاند. بیشتر این کتیبهها، مانند دیگر
نبشتههای هخامنشی به سه خط و زبان فارسی باستان،
عیلامی و بابلی هستند. متن زیر گزارش فارسیِ یکی از
مهمترین کتیبههای داریوش بزرگ، یعنی کتیبه پنجم او در
شوش (DSe)
است که در آن اندیشههای داریوش در زمینه صلحجویی و
همبستگی سرزمینها، آبادانی و سامان شهرها، پاسداشت
ناتوانان، پایندگی میهن و بسا نکات مهم دیگر آمده است.
این کتیبه کوتاه، همراه با نویسه اصلی میخیِ فارسیِ
باستان، آوانوشت و برخی توضیحات از سوی این نگارنده در
دست چاپ است و ترجمان آسانخوانِ آن در اینجا منتشر
میشود . . .
اوستای کهن
همراه با فرضیههایی پیرامون نجومشناسی بخشهای کهن
اوستا
برگرفته از کتابی به همین
نام از این نگارنده (1382)
كتاب «اوسـتـا»،
كهنترین مجموعه نوشتارهای ایرانیان، بارها و بارها دچار آسیبهای
زمانه شده است. تا آنجا كه اطلاعات تاریخی در دست است، یكبار در
روزگار یورش نظامی و فرهنگی اسكندر مقدونی به سرزمین ایران و
سوزاندن و نابودی اوستایی كه متن اصلی آن بر روی دوازده هزار پوست
گاو نبشته شده بود؛ حتی اگر رقم دوازده هزار مبالغهآمیز به نظر
برسد، اما به هر حال كتاب اوستا آنقدر بزرگ بوده است كه نویسندگان
و مورخان پهلوی و اسلامی بدون ابراز تردید این رقم بزرگ را در آثار
خود بیاورند. و بارهای دیگرِ نابودی بخشهای وسیعی از اوستا
–آنگونه
كه گفته شده است- در هنگامه یورش اعراب و مغول به سرزمین ایران روی
داده است. اما اگر منصفانه قضاوت كنیم نباید این نكته غمانگیز را
فراموش كنیم كه بخشهای شایان توجهی از اوستا بر اثر بیتوجهی خود
ما ایرانیان از بین رفته و به دست فراموشی سپرده شده است. از آثار
ابوریحان بیرونی و دیگر نویسندگانِ همزمان او به درستی دریافته
میشود كه بخشهایی از اوستا كه امروزه در دسترس نیستند، در زمان
آنان موجود بوده و ایشان در نوشتارهای خود به آن استناد كردهاند.
از سوی دیگر این نكته را نیز نباید نادیده انگاشت كه اوستا
مجموعهای از نوشتارهای گوناگون بوده است و بخشهایی از این
نوشتارها كه رویكردی علمی و دانشی داشتهاند
–بر
اثر بیتوجهی عمومی- زودتر از بخشهای دینی كه بیشتر مورد توجه
همگان قرار میگیرد، از بین رفته و فراموش شدهاند.
آسیبهای وارد شده به كتاب اوستا، تنها شامل
بخشهای از بین رفته نمیشود؛ بلكه اضافات و تغییرات عصر ساسانی
نیز از جمله این آسیبها به شمار میرود. این تغییرات به منظور
تطبیق متن اوستا با اعتقادات ساختگی دینی زرتشتی ساسانیان
–
كه تفاوتی قابل ملاحظه با «آیین زرتشت» داشته است، به عمل آمده
است . . .

فروردین یشت
فروردین یشت یا
فْـرَوَشی یشت، سیزدهمین یشت اوستا و از لحاظ مضمون
كهنترین بخش آن به شمار میرود. این یشت در بزرگداشت و
ستایش فَـرْوَهَرِ «پیروان راستی» یا «اَشَـوَنـان» سروده
شده است و یكی از دلكشترین و با اهمیتترین بخشهای
اوستاست . . .

مهـر یشت
زامیاد یشت
زامیاد یشت، نوزدهمین یشت اوستا با نامهای كیان یشت و
خْوَرِنَه یشت به معنای یشتِ ویژه «خْوَرِنَه» یا
«فَـرّ»، نیز نامیده شده و در بزرگداشت «فَـرِّ كیانی» سروده شده است .
. .

آبان یشت
تِشتَر یشت
اَشـی یشت
بهرام یشت
رام یشت
رام یشت پانزدهمین یشت اوستا است. این یشت در بزرگداشت
و ستایش
«اَنـدَروای»
یا
«وَیــو»
(وات/ وای) ایزد باد و هوا، و همچنین
«رام»
سروده شده است. «رام» در متون پهلوی به گونه
«رامِـشْـنْ»
یا
«رامِـش»
و در اوستا به صورت
«رامَـنْ»
یا
«رامَـه»
به معنای صلح و سازش و شادمانی آمده است و از هیچكدام
آنها آگاهی زیادی در دست نیست. «انـدروای» و «رام» در
ابتدا از یكدیگر جدا بودهاند، اما بعدها با هم یـكی
دانسـته شدهاند . . .

هوم یشت

Kharg
Inscription
Newly Discovered Achaemenid Inscription
The cuneiform inscription, comprising six words
on six different horizontal lines inscribed on a piece
of uneven rock encrusted with corals, has been found
last week during a road construction project. Measuring
about a meter square, the rock has become detached from
its original terrain. Initial
studies show the artefact dates back to the Achaemenid
dynastic era (550-330 BCE).
The first, second, fifth and sixth words are quite
easily legible, but the third and fourth words are
difficult to make out due to erosion, explained expert
on ancient languages Reza Moradi
Ghiasabadi .
. .

Discovery of the Second
Persian Geometrical Inscription
The second Persian geometrical inscription which was
carved in Kaftarli (Kaftarlou)
hill have been discovered in Akhtarabad region in
Shahryar. Due to the similarity of this geometrical
writing with those previously found in Susa clay stamps
and Jiroft’s inscription, experts estimate that this
newly discovered geometrical inscription must have dated
back to at least 5000 years ago.
After Kan Charmee inscription which was discovered
previous year in northern Kurdistan, this is the second
geometrical inscription ever found in Iran. Regarding
the antiquity of this inscription, Reza Moradi
Ghiasabadi, archeologist and researcher, says: “Based on
the signs implemented in creating this geometrical
writing and its similarity to Susa stamps, it is
believed that it must have belonged to 4200 to 4500
years ago. On the other hand, due to the rate of
oxidization, we give the possibility that the
inscription must have been more ancient.”
|