در سه روز گذشته مطالب بیشماری در باره کشف یک جام زرین هخامنشی با قدمت ۲۵۰۰ سال از داخل یک جعبه کفش منتشر شد و اینکه قرار است این گنج مکشوفه از زیر تختخواب آقای جان وبر (John Webber) در روزهای پنجم و ششم ژوئن امسال (۱۶ و ۱۷ خرداد) در حراجی «دوک» انگلستان به فروش برسد. این اخبار ابتدا در کاتالوگ حراجی دوک، سپس در وبسایتهای دیلیمیل، گاردین، تایمز و بیبیسی، و آنگاه با الحاقات و غلوهایی ریز و درشت، در بسیاری از رسانهها و نشریات فارسیزبان (معمولاً بدون ذکر مأخذ) منتشر شد.
رسانههایی که به این موضوع پرداختند، تنها به نقل ادعاها و سخنان صاحب جام و نیز مدیر حراجخانه بسنده کرده و گزارشهای آنان فاقد هرگونه اظهارنظر مستقیم تخصصی بوده است. هر چند که تعدادی از نشریات ایرانی، این کمبود را با ذهن خلاقه خود و با ساخته و پرداخته کردن چند نقلقول از متخصصانی در دانشگاهها و موزههای بریتانیا رفع کردند.
نگارنده تاکنون از بالاگرفتن صداهای اعتراضی برخی اشخاصِ همیشه نگران و همیشه معترض، بیخبر است؛ اما به احتمال صدای این ساز نیز بزودی شنیده خواهد شد.
عکس از: The Sun
بدیهی است که به هنگام کشف هرگونه اثر یا شیء باستانی، ابتدا میباید بررسیها و آزمایشهایی برای اطمینان از اصالت آن انجام شود. این نکتهای است که رسانههای منتشرکننده خبر در بارهاش سکوت کرده و با قاطعیت از اصالت آن سخن گفتهاند. تنها در کاتالوگ حراجخانه، اشارهای کوتاه به نظر دوپهلوی متخصصان دانشگاه آکسفورد در زمینه ترکیب فلزات بکار رفته در جام شده است. ترکیب فلزهای سازنده ماده یک شیء (در اینجا فلز کادمیوم)، ممکن است بر تقلبی بودن اثری دلالت کند، اما کاربردی در اطیمنانبخشی از اصالت اثر نخواهد داشت.
با اینکه در همین کاتالوگ، اشارهای به قیمت پایه جام نشده است، اما رسانههای گوناگون قیمتهای گوناگون و بسیار متفاوتی را بر روی آن گذاشتهاند. گویا هدف اصلی از چنین تبلیغات وسیعی که ایرانیان نیز ناخواسته با آن همگام شدهاند، بازارگرمی بیشتر برای روز حراج در هفته آینده باشد.
اشیای باستانی تقلبی به فراوانی در موزههای جهان و مجموعههای خصوصی وجود دارند. برخی از این آثار به اندازهای با مهارت ساخته شدهاند که گاه تا سالیان سال به جعلی بودن آنان پی برده نمیشود و یا اخبار آن بازگو نمیگردد. اما در جام نویافته فعلی، چنین مهارتهایی به دیده نمیآید.
از آنجا که اشیای زرین به دلیل میل ترکیبی بسیار اندک خود، در مواجه با اسیدها و بازها مقاومت میکنند و حتی پس از گذشت زمانهای طولانی دچار تجزیه و هوازدگی (اکسیداسیون) نمیشوند؛ مهمترین عامل اطمینان از اصالت و قدمت آنها عبارت است از توجه به محل کشف اثر در لایههای باستانشناختی و بررسی آثار جانبی و مواد آلی که از پیرامون آنها و دیگر لایههای فوقانی و تحتانی محوطه بدست آمده است.
اما از آنجا که این جام، نه در لایههای باستانشناختی، که از زیر تختخواب و از درون یک جعبه کفش بدست آمده است، مهمترین راه بررسی اصالت اثر- مانند هرگونه اثر همانند آن- عبارت است از بررسی ویژگیهای هنری و سبکشناسی، و نیز شیوههای اجرایی ساخت آن مانند چکشکاری و قالبریزی.
به گمان نگارنده، برخی از خصوصیاتی که گمان تقلبی بودن یا نوساختهبودن این جام را تقویت میکند و نیاز به توجیه تخصصی دارد، عبارت است از:
بیشباهتی کامل ساختار کلی جام با سنتهای هنری دورههای عیلامی، مادی، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی،
بیشباهتی جزئیات هنری و فنی بکاررفته در جام با سنتهای هنری و فنی دورههای یاد شده بالا،
نبود پیشینه نگاره چهره انسان در جامها و ساغرهای هخامنشی،
نبود پیشینه موهای متشکل از طرههای افشان بر پیشانی به سبک اسکندرانی و رومی در نگارههای هخامنشی،
تقلید ناقص چهره از سردیس لاجوردی و مشهور شاهزاده هخامنشی،
تفاوت حالت و پرسپکتیو چشمان با دیگر تندیسهای هخامنشی،
نبود پیشینه افزودن مار بر گیسوان یا بر پیشانی در آثار هخامنشی،
افزودن نگاره مار بدون هیچگونه قاببندی و ایجاد فضا و حاشیههای متداول در هنر هخامنشی،
ترکیب کاملاً ناآشنای اجزای چشم و ابرو، و افزودن حفرهای بجای مردمک چشم که در سنت هنری هخامنشی تنها برای برخی پیکرههای سنگی نرم بکار میرفته است،
بینی قلمی و کشیده و سربالا و احتمالاً جراحی پلاستیک شده بجای بینیهای معروف و متداول عقابیشکل هخامنشی،
زنجیر یا مار سرگردان و بدون ابتدا و انتها در بناگوش و زیرچانه، شبیه پوشاک سدههای گذشته اروپا،
چانه برآمده هلنسیتی و شبیه به سکههای سلوکی،
نبود حاشیههای متداول در ازاره و لبههای بالایی و زیرین جام،
قُرشدگیهای ساختگی و تصنعی در همهجای جام،
ترکیب نامشخص آلیاژ جام (که برخی آنرا طلایی با عیار ۲۲ و برخی دیگر آنرا الکترومی با ترکیب طلا، نقره و مس نقل کردهاند)،
رسوبهای تصنعی جوهر شوره (اسید استیک) در خلل و فرج جام.
بجز اینها، ادعاهای عجیب و داستانگونه صاحب جام نیز به این گمانها دامن میزند: اینکه پدربزرگی که در کار خرید و فروش اشیای قدیمی و فلزاتی مانند برنج و مفرغ بوده (و در ساخت وسایل برنجی و مسی نیز مهارت داشته)، یک جام طلا با ارتفاع چهارده سانتیمتر را بدون اطلاع از جنس آن به عنوان یک قطعه «فلز قراضه» بخرد و سپس این فلز قراضه را برای «هدفگیری با تفنگ بادی» به نوه خردسال دست به تفنگ خود هدیه بدهد و سپس آن طفل خردسال، جام را در زیر تختخوابش بگذارد و تا شصت سال سری به زیر تخت خود نزند، داستانی بیش از اندازه ساختگی برای توجیه سابقه مالکیت فردی به نظر میرسد.
البته هر یک از ویژگیهای غیر معمول و بدون پیشینه بالا میتواند وجهتمایزی خاص در یک اثر هنری اصیل باشد، اما تجمیع همه آنها با یکدیگر، میتواند گمان تقلبی بودن اثری را تشدید کند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رد انتساب جام طلای دوک به ایران و هخامنشیان
پنجشنبه، ۱۶ خردادماه ۱۳۸۷
امروز برخی رسانهها و از جمله تلویزیون CNN گزارشی دادند که نشان میداد ادعای انتساب جام به ایران و یا به زمان هخامنشی برغم اصرار صاحب حراجی، تأیید نشده و این اثر دارای نقشمایههای خدایان و پهلوانان یونانی و رومی همچون ژانوس (Janus) دانسته شده است.
متخصصان دانشگاه آکسفورد نیز وجود فلز کادمیوم در ترکیب طلای جام را عامل اصلی تردید در انتساب جام به عصر هخامنشی دانستهاند.
با اینکه به گزارش رسانههایی همچون بی بی سی و ABC News قرار بود این جام به قیمت یک میلیون دلار فروخته شود، اما چنین تردیدهایی موجب شد تا تنها به یک دهم قیمت به فروش رود. هویت خریدار نیز ناشناخته است و گمان میرود فروشی فرمایشی بوده باشد. (فیلمی از حراج جام)
با این حال حیرتانگیز است که واحد مرکزی خبر و متعاقب آن بسیاری از رسانههای فارسیزبان، از «فروش جام طلای هخامنشی» آنهم به نقل از سیانان یاد کردند، در حالیکه در آن منبع چنین عنوانی نیامده است. گویا حتی رسانههای رسمی نیز درستی خبر را فدای جنجالی بودن آن میکنند.
نکته مبهم دیگری که موجب پرسشی بدون جواب برایم شده، این است که در کاتالوگ حراجی دوک و بسیاری از رسانههای انگلیسیزبان که خبر اولیه را نقل کرده بودند؛ بجای واژه Achaemenid از واژه Archaemenid و عبارت Archaemenid Empire استفاده کرده بودند که بیمعنا و سوءظن برانگیز به نظر میرسد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین بنگرید به:
همین گفتار در خبرگزاری میراث فرهنگی
گزارش آقای بیژن روحانی، رادیو زمانه: سرنوشت نامعلوم گلنبشتههای هخامنشی و جام طلایی
گزارش روزنامه جام جم: جام طلایی به نام ایران و به کام دیگران
گفتارهای دیگر:


