Skip to content
 

مغالطه آریاییان و بومیان

متدوال است که گفته می‌شود مردمان امروزه ایران بازماندگان آریاییانی هستند که از سرزمین‌های دوردستِ شمالی به سرزمین فعلی ایران کوچ کرده‌اند و مردمان بومی و تمدن‌های این سرزمین را از بین برده و خود جایگزین آنان شده‌اند. نگارنده ابتدا این ادعا را در کتاب «مهاجرت‌های آریاییان» با تردید مواجه کرد و سپس‌تر از این فراتر رفت و وجود نژادی به نام آریایی را منکر شد و با اتکای به انبوهی از شواهد، آنرا ساخته و پرداخته نژادپرستان و عوامل سلطه استعماری بریتانیا دانست. اما با این حال در این میان پرسش‌هایی پیش می‌آید که پاسخ به آنها به عهده باورمندان به فرضیه مهاجرت آریاییان به ایران است:

1- اگر نژاد آریایی به سرزمین فعلی ایران مهاجرت کرده و مردمان بومی این سرزمین را از بین برده‌ است؛ چگونه می‌توان این نژاد را «آزاده» و «نجیب» دانست و چگونه می‌توان به نژادی افتخار و مباهات کرد که دست به یک نسل‌کشی سراسری در فلات ایران زده است؟

2- و اگر این نژاد آریایی دست به قتل‌عام و نابودی مردمان و تمدن‌های شرق باستان در فلات ایران نزده، بلکه با آنان به گونه‌ای مسالمت‌آمیز ادغام و ترکیب شده‌ است، اکنون چگونه می‌توان خود را آریایی نامید؟ بخصوص که انواعی از مهاجرت‌های بزرگ و کوچک دیگر به فلات ایران رخ داده است؟

3- در هر صورت، چه حالت اول درست باشد و چه حالت دوم، چگونه می‌توان بازمانده‌های فرهنگ‌ها و تمدن‌های «پیش‌‌آریایی» همچون تمدن‌های شهرسوخته، جیرفت، سیلک، حصار، و بسیاری تمدن‌های درخشان دیگر پیش از مهاجرت آریاییان را به نفع خود مصارده کرد و یافته های کشف شده در کاوش‌های باستان‌شناختی (مثلاً چشم مصنوعی و جراجی جمجمه شهرسوخته) را جزو شناسنامه و سابقه و «تاریخ» خود بشمار آورد؟ نمی‌توان هم خود را از نسل آریاییانی دانست که حدود سه هزار سال پیش به این سرزمین مهاجرت‌ کرده‌اند و هم تمدن‌های شش هزار ساله همین سرزمین را متعلق به خود دانست.

4- و نیز چگونه می‌توان مردمان عراق و فلسطین و عربستان و دیگر جاها را آریایی ندانست، درحالیکه به موجب منابع بی‌شمار تاریخی می‌دانیم که کوچ‌های فراوان و متعددی از ایران به این سرزمین‌ها روی داده است. برای مثال می‌دانیم که مقدسی در احسن‌التقاسیم زبان رایج ساکنان سواحل غربی عربستان را زبان فارسی دانسته و یا شهر تیسفون در عراق امروزی به مدت صدها سال پایتخت ایران بوده است. آیا این نژاد آریایی (به فرض وهمی نبودنش) از هزاران سال پیش تا به امروز به مرزهای سیاسی‌ای که حدود 150 سال عمر دارند، وفادار بوده‌اند؟

اینها تناقضات و لغوهایی هستند که بی‌گمان هیچ ذهن بیداری نمی‌تواند همه آنها را با هم بپذیرد. توضیح و پاسخ به این پرسش‌ها و تناقضات (و پرسش‌ها و تردیدهای دیگر که قبلاً بیان کرده بودم) به عهده باورمندان به فرضیه موهوم نژاد آریایی و مهاجرت آنان به سرزمین فعلی ایران است.

اما از نظر نگارنده تناقضی وجود ندارد. چرا که معتقد است نژادی به نام آریایی وجود خارجی ندارد که به ایران کوچ کرده باشد و دست به قتل‌عامی نیز نزده است. در نتیجه تمامی یافته‌های باستانی ایران از کهن‌ترین روزگاران، جزو پیشینه و دارایی‌های فرهنگی و تاریخ و تمدن مردمان امروزی فلات ایران است.

سناریوی نژاد آریایی بد طراحی و تنظیم شده است. اما گویا برای میزان ادراک مخاطبان کفایت می‌کرده است.



web analytics