Skip to content
 

ثبت آثار ملی، ممنوعیت خبررسانی و منشور کورش قلابی نیست!

برگرفته ویرایش‌شده‌ای از گفتگو با خانم لیدا پرچمی، رادیو فرانسه

1- وضعیت ثبت آثار ملی یا آثار باستانی در ایران با دو معضل جدی روبرو است. نخست اینکه، ثبت شدن یا نشدن اثری در فهرست آثار ملی، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. برای اثری که در فهرست آثار ملی ثبت می‌شود، هیچگونه برنامه پژوهشی یا حفاظتی طراحی و اجرا نمی‌شود. به استثنای تعدادی از آثار که می‌توانند به دلیل وجود بازدیدکننده فراوان، درآمدزا باشند. میزان تخریب در آثار ثبت‌شده و یا ثبت‌نشده، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند و همگی در معرض آسیب‌های جدی هستند. از طرف دیگر، انتخاب آثار برای ثبت ملی با موازین و معیارهای مناسبی انجام نمی‌شود. برای مثال ممکن است خانه‌ای را به این دلیل به ثبت برسانند که فلان شخصیت، یک یا دو روز در آنجا اقامت داشته است. چنین تصمیم‌هایی موجب اعتراض صاحبان آن خانه و طرح شکایت در دستگاه‌ قضایی می‌شود. احتمال دارد که رأی اخیر دیوان عدالت اداری مبنی بر خروج چند اثر از فهرست آثار ملی با در نظر گرفتن همین ناهنجاری‌ها بوده باشد.

2- اعتراض‌های سازمان میراث فرهنگی به شهرداری‌ها و برخی نهادهای نظامی که دست به تخریب آثار باستانی زده‌اند، قابل اعتنا و دفاع هستند اما کافی نیستند. چرا که سازمان در سال‌های اخیر نشان داده که فاقد توان و قدرت اجرایی کافی در میان نهادهای دولتی است و جز اعتراض‌های زودگذر، نمی‌تواند یا نمی‌خواهد که به وظایف قانونی خود عمل نماید.

3- اطلاعیه تهدیدآمیز سازمان میراث فرهنگی مبنی بر ممنوعیت خبررسانی را از دو منظر می‌توان بررسی نمود. اول اینکه می‌توان احتمال داد چنین تصمیمی برای مقابله با حجم عظیم اطلاعات و اخبار دروغین در باره ایران باستان باشد که به فراوانی در نشریات و سایت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر می‌شود. در این صورت می‌توان گفت که سازمان نیز در این زمینه از دیگران عقب نمانده است و با کنار گذاشتن شخصیت‌های صاحب‌نظر و فرصت دادن به کسانی که صلاحیت و تخصص کافی ندارند، عملاً به چالهٔ همین خیالپردازی‌ها افتاده است (برای مثال ادعای کشف ارتش کمبوجیه در مصر و خبر مومیایی کورش در پاسارگاد).

اما دوم اینکه، ممکن است سازمان با چنین اطلاعیه‌ای (که البته آکنده از اصطلاحات و معانی نادرست و آشفته حقوقی و باستان‌شناختی است) خواسته تا موج گسترده اعتراض علیه خود را نه با رویکردی عالمانه و منتقدانه، که با ابزار تهدید، واداشتن به سکوت، و سلب آزادی‌های قانونی بخواباند. اما در این زمینه نیز سازمان موفق و مؤثر عمل نکرده است. چرا که سازمان میراث فرهنگی، نه نهاد قضایی است که دیگران را تهدید به مجازات کند (آنهم مجازات برای عملی که در قوانین موضوعه کشور به عنوان جرم تعریف نشده است)؛ و نه نهاد قانون‌گذاری است که بتواند رأسا قوانین جزایی وضع کند و یا تصویب نماید. به دوستان دیگری نیز که در مورد این اطلاعیه اعتراض داشته‌اند، توجه می‌دهم که نیازی به اعتراض به مفاد این اطلاعیه نیست، بلکه می‌باید توجه داشت که اصولاً سازمان حق صدور چنین اطلاعیه غیرقانونی‌ای را ندارد و نمی‌تواند در مقام قضا و یا در مقام قانون‌گذار عمل نماید.

4- موزه بریتانیا اعلام کرده که آن منشور کورش که به تهران فرستاده، برخلاف اخبار و گزارش‌هایی که به جریان افتاده، اصل است و قلابی نیست! گفته‌اند که دلیل تفاوت ظاهری این منشور کورش با آنچه که در عکس‌های قبلی آن در موزه بریتانیا دیده می‌شود، این است که اخیراً (و درست قبل از ارسال به تهران) مرمت‌هایی را بر روی آن انجام داده‌اند. این اطلاعیه را در اینجا ببینید: Statement on the conservation of the Cyrus Cylinder. البته لازم به یادآوری است که پیش از این سخنگوی سازمان میراث فرهنگی (برخلاف موزه بریتانیا) چنین تفاوت ظاهری را از اصل و اساس منکر شده و آنرا مونتاژ و دستکاری در عکس‌ها نامیده بود. بنگرید به: منشور کوروش تقلبی نیست.

بنده خبر ندارم که بجز فیلم پخش شده از تلویزیون صدای آمریکا (VOA)، چه کسی گفته که این منشور کورش قلابی است (و اصلاً چه کسی جرأت می‌کند که بگوید). در بارهٔ آن گزارش‌ها و برنامه‌های رادیو فرهنگ نیز باید عرض کنم که در آنجا نه من و نه دیگران حرفی از قلابی بودن آن نزدیم، بلکه مردمی که در سطح شهر با آنان مصاحبه شده بود، چنین اعتقادی داشتند. حالا اینکه چرا آنان چنین باوری داشتند، باید از خودشان پرسید که چرا این ملتی که هر سخن کذبی را باور می‌کند، این یکی را باور نکرده است.



web analytics