از آن فرخنده روزی که پهلوان جهان- پور سام- دلباخته و شیدای ماهروی دلربای کابلستان شد؛ پیوند و یگانگیِ میان سرزمینهای گوناگون ایرانی را به مردمان این پهنه پهناور آموخت. این پیوستگی باشکوه چندین هزار ساله، با چیرگی دودمان صفوی که راه نفوذ استعمارگران سلطهجوی اروپایی و تجزیه ایران را گشوده بودند، از هم گسست و در دوره استیلا و تسلط همه جانبه سلسله قاجار و با از دست دادن شهر ارجمند و گرامی «هرات» به آخرین مرحله گسستگی و پیدایی مرزهای امروزین در رسید.
در هفته گذشته بخشی از کتاب ارزشمند «تاجیکان» نوشته روانشاد «باباجان غفوروف» با نام «آسیای میانه، از کهنترین روزگاران تا زمان زرتشت» که توسط این نگارنده با حفظ زبان و واژگان تاجیکی آن به فارسی برگردان شده است، به همت انتشارات نوید شیراز منتشر شد.
همانگونه که از تاریخ پیشگفتار کتاب بر میآید، برگردان فارسی این کتاب در سال ۱۳۷۵ به پایان رسیده و در همان سال به ناشری سپرده شده بود. اما رویدادهای گوناگون، مشکلات ناشر پیشین و نیز مهمانی درازمدت کتاب در اداره فخیمه سانسور، موجب شد تا روند چاپ و نشر این کتاب، ده سال تمام به درازا بینجامد.
در این کتاب استاد غفوروف به تاریخ فرهنگ و تمدن تاجیکان پرداخته است؛ تاریخی که به تمامی با ایران و افغانستان امروزین و همگی سرزمینهای آریایی در پیوند است و هیچ نقطه منفصلی در میان آنان وجود ندارد.
در فصلهای ششگانه این کتاب، آثار بازمانده از دوران پارینهسنگی، میانسنگی، نوسنگی و توصیف جمعیتی آنها، دوران مس و مفرغ و ساختار جمعیتی و نواحی استقراری آن، آریاییان و کوچشها و ترکیبهای قومیتی آنان، مردمان و مدنیت عصر آهن، پیدایش «اوستا» و تشکیل دولتها، و همچنین پیدایی زرتشت و دین و جهانبینی او در ایزدکده هندی- ایرانی، بررسی میشوند.
مؤلف دانشمند کتاب، آکادمیسین «باباجان غفوروویچ غفوروف» (تولد ۱۲۸۸ در روستای اسفسار خجند- درگذشت ۱۳۵۶ در شهر دوشنبه) تاریخدان و شرقشناس نامآور تاجیک است که بجز تألیف بیش از سیصد اثر و مقاله علمی و عاموی، سالها عضو فرهنگستان علوم تاجیکستان، عضو وابسته فرهنگستان علوم اتحاد شوروی، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست تاجیکستان، و به مدت سی سال سردار (رئیس) انستیتوی خاورشناسی فرهنگستان علوم سراسر اتحاد شوروی بوده است. این پژوهشگاه توانست در مدت راهبری و سرپرستی غفوروف، هزاران عنوان کتاب پژوهشی در زمینه تمدن و تاریخ خاور زمین، و فرهنگ و ادبیات سرزمینهای ایرانی تألیف و نشر نماید که تهیه و انتشار متن علمی و انتقادی شاهنامه فردوسی (معروف به شاهنامه چاپ مسکو)، نمونهای از چنین کوششهای بزرگ و گرانقدر است.
نویسنده به پاس یک عمر پژوهش و خدمت علمی، مدالهای متعدد دریافت و بسیاری از آکادمیها، تالارها و خیابانها در تاجیکستان به نام او نامبر گردیده و تندیس او را در آنجا بر پای ساختهاند. باباجان غفوروف با اینکه دارای بلندترین سمت سیاسی در جمهوری بود اما همواره بیشترین اهمیت را برای کوششها و دستاوردهای فرهنگی، و بیداری و همبستگی ملی قائل بوده است.
استاد بزرگوارم جناب آقای پروفسور رحیم مسلمانیان قبادیانی، استاد ممتاز دانشگاه دولتی تاجیکستان، به درخواست این نگارنده پیشگفتاری ارزنده برای چاپ فارسی این اثر نگاشته بودند که روند طولانی نشر کتاب و فراموشکاریهای ناشی از آن، برایم دانسته نگذاشته است که از روی کدام غفلت، این گفتار ارزنده همراه با کتاب منتشر نشده است.
این کتاب آخرین اثر مؤلف و مشخصات چاپ اصلی آن چنین است:
Гафуров Б. Г.
Точикои: Таърихи кадимтарин, кадим ва асре миëна. Китаби якум. (Мухар. Масъул аъза- корр. АФ Тачикистон А. Мухторов.- Душанбе, Ирфон, ۱۹۸۳).
گفتارهای دیگر:

