تبدیل بیسروصدای «روز جهانی کوروش» به «روز کوروش»
شنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۵ / رضا
پس از اینکه در یکی- دو سال اخیر، عدهای روز مجعول جهانی کورش را براه اندختند و مدتی جوانان جستجوگر هویت ملی و تاریخی این مرزوبوم را با سخنان نادرست و خیالی خود گمراه کرده و موجب تمسخر و تحقیر آنان در نزد بهانهجویان شدند، و نیز پس از اینکه نامه سرگشاده خود را با عنوان «خیالپردازی و داستانسرایی در باره کورش بزرگ» منتشر کردم؛ هرگز تصور نمیکردم که ادیب و اندیشمند گرانمایه روزگار ما یعنی جناب آقای دکتر اسماعیل نوری علا نیز از مروجان چنین روشهایی بوده باشند.
ایشان در نوشتاری که با نام «اذان بیوقت در ماه بزرگداشت کوروش بزرگ» منتشر فرمودهاند، به اعتراض بر نوشتارهای کسانی همچو این نگارنده پرداختهاند که «انتخاب هفتم آبان به عنوان روز جهانی کورش توسط سازمان ملل» را سخنی نادرست و خیالی میدانستهاند و موجب نگرانی کسانی شده بودند که وجود چنین مناسبتهای ساختگی را به صلاح خود میدانستند.
البته و خوشبختانه در هیچ کجای نوشتار ایشان و حتی در اطلاعیه کمیته نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد، نامی از روز جهانی کورش برده نشده و این نکته هدف اصلی این نگارنده از انتشار نامه سرگشاده پیشین بوده است. اکنون موجب خوشنودی است که ایشان برخلاف سال گذشته، از تبلیغ چنین ادعای نادرستی دست کشیدهاند، اما بهتر میبود که بخاطر جوانان و مردمان بسیاری که مدتها تحت تأثیر چنین القائاتی، یک سخن خیالی و دستکاریهایی در واقعیتها را باور کرده بودند، به صراحت و پیش از اینکه برای بار دوم از همان شیوه استفاده کنند، نادرستی ادعاهای پیشین خود را به عهده میگرفتند و توضیح میدادند که از چه رو اقدام به چنین عملی کرده بودند. این انتقاد البته به کمیته نجات نیز وارد است که بدون به عهده گرفتن مسئولیت اشتباه پیشین در تبلیغ روز جهانی کورش، بدون سروصدا و با حذف واژه «جهانی»، آنرا به روز بزرگداشت کورش و حتی به هفته بزرگداشت کورش بدل ساختهاند و پرسشهای همگانی را بدون پاسخ گزاردند. اگر براستی چنین روزی وجود خارجی میداشت، هر شخصی صلاحیت تغییر در نام و عنوان آنرا دارا نمیبود.
قصد این نگارنده از پاسخ به نوشتارهای یاد شده بالا، به هیچ عنوان به منزله ناچیز شمردن کوششهای بسیار ارزشمند نامبردگان در پاسداشت یادمانهای پاسارگاد نیست و همانگونه که تا به امروز خود را یار و همراه آنان میدانستهام، آرزومندم تا همواره این افتخار را داشته باشم که در کنار آرمان آنان باقی بمانم.
از نظر این نگارنده، نوشتار آقای دکتر نوری علا، نمونهای دیگر از همان شیوه پیشین و ناکارآمد است که در آن کوشش میشود تا بجای پاسخ و تحلیل و روشنگری علمی و منطقی، به نوعی ذهن خواننده را از مسیر دستیابی به واقعیتها دور ساخته و پیشفرضهای خود را به آنان تحمیل کند:
۱- چهار صفحه از نوشتار شش صفحهای ایشان، یعنی دو سوم کل متن به شرح و بسط جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و جزئیات آن اختصاص دارد که بکلی خارج از موضوع بحث است.
۲- یک صفحه از دو صفحه باقیمانده نیز، بازگویی فراوان گفتارهایی در یادکرد و اثبات بزرگی و عظمت کورش و احترام جهانیان نسبت به او، و شعارهای بسیار دیگر در این زمینه است که این نیز نه تنها ارتباطی با موضوع بحث ندارد، بلکه خواننده را بر این گمان میراند که گویا معترضان به روز مجعول جهانی کورش و هرگونه دستکاری تاریخی دیگر، منکر ارزش و جایگاه بزرگ و ارزشمند کورش در تاریخ بشریت هستند.
۳- از آنجا که در نامه سرگشاده پیشین، تأکید فراوانی بر لزوم اشاره به اسناد و منابع برای ادعاها کرده بودم، ایشان نیز در نوشتار خود از بیست مأخذ یاد کردهاند تا خواننده را بر مستند بودن گفتار خود دلالت کنند، اما از مجموعه مآخذ (که گاه در انتهای هر جملهای آمده است)، یازده مأخذ مربوط به وقایع شناختهشده حمله و محاصره و تصرف بابل است که البته در هیچکدام از این یازده مأخذ، اشارهای به روز مورد نظر ایشان نشده است و اگر از آن سخنان و منابع یادی هم نمیشد، کمبودی بشمار نمیرفت. از ۹ مأخذ باقیمانده، چهار مأخذ در باره جزئیات مراسم جشنهای ۲۵۰۰ ساله است که بیارتباط با موضوع گفتار است و سه مأخذ دیگر نیز در باره اهمیت و جایگاه ارزشمند شخص کورش است که آنهم محل بحث فعلی نبوده است. در نتیجه از فهرست مفصل منابع، تنها یکی از آنها با گفتار فعلی مرتبط است که آنهم عبارت است از وبسایت اینترنتی و آزاد ویکیپدیا که هر کس میتواند به دلخواه خود مطلبی در آن بنویسد و هر گفتاری در آن وبسایت به خودیخود و بدون توجه به توان علمی نگارنده مطلب، دارای ارزش و اعتبار نیست. بسیاری از دیگر منابعی هم که ایشان یاد کردهاند، علیرغم اینکه ارتباطی با موضوع ندارند، نشانیهایی نامعتبر از وبسایتهای خبری و غیرعلمی است.
بجز این، منابعی که در اطلاعیه کمیته نجات از آنها یاد شده نیز نادرست و تحریفشده هستند. صفحهای که از وبسایت تاریخ جهان آورده شده، برخلاف ادعای کمیته، نه به روز ۲۹ اکتبر ارتباطی دارد و نه از زمان صدور فرمان کورش یادی کرده است. مأخذ دیگری نیز که برای سندیت ادعای انتخاب منشور کورش از سوی سازمان ملل به عنوان نخستین منشور حقوق بشر آورده شده، علاوه بر اینکه در آن هیچ اشارهای به چنین انتخابی نشده، نوشتاری عامیانه و نادرست است که نویسنده آن حتی از خط و زبان منشور کورش نیز آگاهی ندارد و زبان بابلی نو (اکـدی) منشور را به اشتباه فارسی باستان دانسته است و همان فارسی باستان را نیز معادل آریایی نامیده است که زبانی متفاوت و کهنتر است.
۴- آقای دکتر نوری علا چندین بار از عبارت «تأکید متفقالقول» و «دقیق» در «منابع تاریخی» برای روزشماری رویدادهای عصر کورش نام برده و از آنها استنتاجهایی به عمل آوردهاند، بدون اینکه دستکم یکی از آن منابع متفقالقول و دقیق تاریخی را معرفی و یا نام برده باشند.
۵- در بخشی دیگری از نوشتار، ایشان مدعی میشوند که اکنون قصد شرح وقایعی را دارند که چگونه این تاریخهای مربوط به عصر کورش «جزء مسلم تاریخ جهان محسوب میشوند». اما در حالیکه خواننده منتظر است تا نویسنده به بحثی بپردازد که خود آنرا پیش کشیده است، ایشان به تمامی به شرح واقعه جشنهای ۲۵۰۰ ساله میپردازد، بدون اینکه کمترین اشارهای به تاریخ عصر کورش بزرگ و مسلمات تاریخ جهان که نویدش را به خواننده داده بودند، کرده باشند.
۶- در سراسر گفتار آقای نوری علا، مناسبت منسوب به کورش، سرگردان و نافهما است. گاهی روز ۲۹ اکتبر، گاه ماه اکتبر، گاه ماه مهر، و گاهی «همین روزها»، به رویدادی نامشخص و مبهم در عصر کورش منسوب میشود. از سوی دیگر، همان روز ۲۹ اکتبر، گاهی روز ورود سپاه کورش به بابل میشود، گاهی روز ورود شخص کورش به بابل، گاهی روز تکمیل تصرف بابل و گاهی روز صدور فرمان حقوق بشر کورش.
خواننده در نهایت و علیرغم آنهمه «اسناد تاریخی دقیق و متفقالقول» که «تاریخ مسلم جهان شناخته میشود» در نمییابد و نباید در بیابد که بالاخره روز ۲۹ اکتبر چه روزی است و به چه مناسبت و توسط چه کسی و در چه زمانی انتخاب شده است، خواننده هرگز در نمییابد از آنجا که در زمان کورش از تقویم میلادی استفاده نمیشده، این روز ۲۹ اکتبر از کجا و چگونه پیدا شده و محصول تطبیق کدام تقویمها است. خواننده هرگز در نمییابد که ایرانیانی که دارنده یکی از کهنترین و دقیقترین تقویمهای جهان هستند و حتی رویدادهای زمان کورش را در همان زمان با تقویم هخامنشی در «سالنامههای بابلی» مانند «رویدادنامه کورش و نبونید» به دقت ثبت کردهاند، از چه رو میباید مناسبتهای خود را با تقویم میلادی بسنجند و با تحقیر تقویم ایرانی روز «۲۹ اکتبر» را تبریک بگویند؟
اطلاعیه کمیته نجات در این زمینه بسا نامفهومتر و پیچیدهتر است: «این روز یکی از روزهای ماهی است که تاریخنویسان آنرا ماه ورود کورش به بابل و صدور منشور کورش میدانند.» و خواننده در حیرت میماند که گویا روز ۲۹ اکتبر هیچ مناسبت خاصی نیست و تنها به این دلیل انتخاب شده که یکی از روزهای ماه اکتبر است و به این ترتیب میتوانست هر روز دیگری هم باشد. این نکته را آقای دکتر نوری علا نیز در پایان نوشتار خود آوردهاند که در «یکی از روزهای» همین ماه بوده که اعلامیه حقوق بشر صادر شده و چون در یکی از روزهای همین ماه بوده، وظیفه هر ایرانی است تا روز ۲۹ اکتبر را جشن بگیرد! به گمان این نگارنده، چنانچه آقای نوری علا و کمیته نجات پاسارگاد بدون اینکه هیچ اصراری برای توجیه این روز خاص به عمل بیاورند و آنرا به یک منبع تاریخی و یا یک نهاد جهانی بچسبانند، و صرفاً اظهار کنند که ما فارغ از همه چیز و بدون ساختن دلایل نادرست، «دوست داریم» تا در چنین روزی بزرگداشت کورش برگزار شود، سخنی بسیار منطقی و درست بوده و ممکن است با اقبال همگانی هم روبرو شود و هیچ خردهای بر آن وارد نیست. چرا که بسیاری از دیگر مناسبتهای جهان نیز، الزاماً بر بنیاد اسناد معتبر بوجود نیامدهاند. بدین ترتیب دانسته میشود که منتقدان به چنین شیوههای غیرعلمی، برخلاف ادعای آقای نوری علا، عنادی با روز یا ماهی خاص ندارند، بلکه این ایشان هستند که به انگیزهای نامشخص، به چنین روزی دلبستگی دارند.
۷- اشتباه دیگری که نه تنها در نوشتار آقای دکتر نوری علا و اطلاعیه کمیته نجات، بلکه در چند رسانه و وبسایت دیگر که آنان نیز بگونه «خودجوش» روز ۱۳ اکتبر را روز بزرگداشت کورش اعلام کردند و آنرا به اشتباه با ۲۱ مهرماه تطبیق دادند، نیز دیده میشد؛ این بود که روز مورد نظر خود را «روز ورود کورش به بابل و صدور فرمان حقوق بشر» عنوان میکردند؛ در حالیکه میان ورود کورش به بابل تا صدور فرمان معروف به منشور کورش هخامنشی، حدود یک سال فاصله است. ورود کورش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد و صدور فرمان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد اتفاق افتاده است. با اشتباه در تشخیص سالها، چگونه ممکن است در تشخیص روزها موفق بود؟ امید است که در این گرمی بازار، کسان دیگری بگونه «خودجوش» و بدون اتکا به اسناد تاریخی، روز دیگری را بر نسازند.
۸- میدانیم که تقویم میلادی گریگوری فعلی، از سال ۱۵۸۲ رایج شده و ثبت همگی تاریخهای میلادی پیش از آن زمان (در سراسر جهان)، به تقویم میلادی ژولی انجام میپذیرد و تمامی تبدیل و تطبیق تقویمها به یکدیگر، میباید در نظام تقویمی ژولی انجام پذیرد که با تقویم جهانی فعلی متفاوت است و به سادگی و با نگاهی به کتابچههای تقویمی رومیزی و بغلی امکان این تطبیق وجود ندارد. به فرض اینکه دادههای تاریخی با تقویم میلادی در هر موردی درست باشند، تبدیل آنها به تقویمهای دیگر و از جمله به تقویم ایرانی، قواعد و روش خاص خود را دارد که چون هیچیک از نگارندگان نوشتارهایی که در بالا از آنان یاد شد، این نکته مهم و کاملاً بدیهی را در نظر نداشته و ۲۹ اکتبر را برابر با ۷ آبان و ۱۳ اکتبر را برابر با ۲۱ مهر دانستهاند، در نتیجه تمامی گفتارها و سنجشهای دیگر آنان نیز به ناچار اشتباه و نادرست است. علاوه بر اینکه در تشخیص زمان مناسبتهای تاریخی ایران، مطلقاً نیازی به استفاده از تقویم میلادی در هیچ نوع آن نیست.
۹- آقای دکتر نوری علا آوردهاند که برگزاری چنین مناسبتی در ۲۹ اکتبر، نه در یکی- دو سال گذشته، که هر ساله و از دیرباز (با مبدأ نامعلوم و گویا از روز ازل) برگزار میشده است. ای کاش ایشان نشریهای یا مدرکی نیز معرفی میکردند که حاکی از برگزاری چنین مراسمی در گذشتههای دورتر از همین یکی- دو سال اخیر باشد.
۱۰- ایشان فرمودهاند که عدهای از نویسندگان، «شیرینی» این روزهای گرامی مهرماه را در کام دوستداران فرهنگ ایران تلخ میکنند. بر این سخن چند انتقاد وارد است. یکی اینکه آیا براستی هر آن کس که به دنبال واقعیتهای تاریخی و بدور از شعارزدگیهای روزمره باشد، نمیتواند دوستدار فرهنگ ایران باشد؟ حتی اگر دهها کتاب و مقاله در باره فرهنگ ایران و شخص کوروش و منشور او نوشته باشد؟ دوم اینکه، آیا براستی از نظر ایشان انتقاد به سخنان نادرست و ادعاهای خلاف واقع (که در عمل هم دانسته شد هیچ مدرک و منبعی در بر نداشتهاند)، باید تلخکامی به همراه بیاورد؟ و سوم اینکه، چگونه است که روز کورش در این بخش از نوشتار، به ناگهان از هفتم آبان تبدیل به کل ماه مهر میشود؟ براستی گناه ما منتقدان در مواجهه با اینهمه تناقض و سخنان چند پهلو و مبهم در چیست؟
۱۱- آقای دکتر نوری علا در گفتار خود علاوه بر کوشش برای توضیح شبههها، به نکاتی نیز پرداختهاند که عجیب به نظر میرسد و آنرا در شأن جایگاه آزادمنشانه و منصف ایشان نمیدانم. ایشان، کسانی که چنین شبهاتی مطرح میکنند را اشخاصی «مخالف سلطنت» و دارای «شک مخرب» میدانند که «کوششی آگاهانه» در انکار ماه مهر میکنند تا یادآور جشنهای شاهنشاهی نباشد. همچنین بر این باورند که این منتقدان و شکاکان، شادی ایرانیان را یک نقطه ضعف میدانند و توجه جهانیان به مقام معنوی کورش را «تحقیر» میکنند. چنین تهمتهایی براستی پاداش شایستهای است برای جستجوگران واقعیت، از سوی کسی که خود را در همان نوشتار «دوستدار فرهنگ ایران» و «محقق تاریخ و فرهنگ ایران» مینامد. ایشان همچنین بارها در مذمت چنین شک و تردیدهایی سخن میرانند و این شکها را به «شک بین نماز حکیمان وسواسی» تشبیه میکنند.
اگر این نگارنده با مقالههای روشنگرانه و ضد جهل آقای دکتر نوری علا آشنا نبود، شاید هیچ تعجبی در بر نداشت؛ اما حال براستی شگفتانگیز است که چرا باید در برابر کسانی که چند سال است به خیالپردازی و داستانسرایی در باره کورش میپردازند و از آوردن اسناد و مدارک طفره میروند و با سخنان به قول فارابی «سوفسطایی» دیگران را گمراه میکنند و به شیوه متکلمان از هر راهی ولو به تهمت میخواهند شخص شکاک را وادار به سکوت کنند، حق چنین شکی را نداشته باشیم و پرسشی را مطرح نکنیم؟ چرا میباید استادی همچو جناب نوری علا که همواره با نوشتههای تحلیلگرانه تاریخ پس از اسلام، ما را به روشنیهای تاریخ میبرد، اکنون که پای دوستداشتهها و علایق خود در میان است، باید ما را از شک و جستجوی منابع برحذر دارد و بخواهد تا ادعای بیمدرک و نادرستی که سازندگان آن، آنرا هر سال به شکل تازهای در میآورند را بدون چون و چرا به دیگران بقبولاند؟ پس چنین شیوهای همراه با منتسب کردن تهمتهای سیاسی و کشیدن پای سلطنتطلب و مخالف سلطنت به این میان چه تفاوتی با شیوه همانانی دارد که ایشان خود به استادی در مقام مبارزه و نقدشان بر آمده است؟ آیا براستی ما محکومیم تا باران تهمت از «هر دو سو» به جرم «مطیع نبودن» و نپذیرفتن سخن بیدلیل و شعارزده و عوامفریبانه، بر سرمان ببارد؟
البته چنین شیوهها و برخوردهای تهمتآلود با این نگارنده در چند سال اخیر کمسابقه نبوده است. بسیار شده که به صرف پرداختن به یک مسئله تاریخی یا ارتباط با دانشمندی ایرانشناس یا شرکت در کنگرهای، تبدیل به کمونیست، تودهای، سلطنتطلب، ضد سلطنت، زرتشتی متعصب و چیزهای دیگر شده؛ اما بر این باور است که تمامی این انتسابها و هر چیز دیگر شبیه این، میتواند اعتقادهای شخصی و قابل احترام هر شخصی باشد و هیچیک از اینها نقطهضعفی برای کسی دانسته نمیشود. افسوس که ما همیشه و در همهجا و حتی از سوی پیروان و مدعیان حقوق بشر و آزادی بیان و اندیشه باید در معرض چنین سرکوبیهای شخصیتی باشیم.
در پایان باز هم مانند گذشته بر این نکته اصرار دارم که به گمان این نگارنده، انتخاب روزی برای بزرگداشت کورش با نظرسنجی همگانی و بدون دستکاریهای تاریخی و سندسازی، هم لازم است و هم اتفاقاً اسناد تاریخی فراوانی در دست هست که مهمترین آنها عبارت است از «سالنامههای بابلی» مانند «رویدادنامه کورش و نبونید» که پیش و پس از ورود کورش به بابل نوشته شدهاند و بسیاری از آنها تاکنون (به ویژه در موزه بریتانیا و دانشگاه ییل) بازماندهاند. ما همانگونه که به بسیاری از منابع آگاهیهای دست اول و پژوهشهای مهم تاریخی در دنیا بیتوجه هستیم و از بسیاری منابع با اهمیت (همچو متن لوحههای گلی تختجمشید و متن کامل اوستا) غافل ماندهایم، از سالنامههای بابلی با تقویم رسمی ایران عصر هخامنشی نیز غفلت کرده و بجای آن به منابع نامعتبر دست چندم قناعت کردهایم تا مجبور شویم مناسبتهای ملی خود را از دل گاهشماری میلادی بیرون بکشیم. عملی که نه تنها به نتیجهای نادرست منجر میشود، بلکه به تحقیر و خوارداشتن گاهشماری ایرانی نیز میانجامد.
در اینجا نام دو منبع مهم و دست اول از ترجمه الواح و سالنامههای بابلی و متعلق به زمان کورش و بابلیان در زمینه آگاهی از تاریخ و زمان رویدادهای عصر کورش آورده میشود. هیچکدام این منابع مهم توسط «دوستداران فرهنگ ایران» ترجمه و بررسی نشدهاند و در دنیای شعارزده امروز ما ایرانیان، همچو بسیاری از منابع مهم و معتبر دیگر به جمع باشکوه «فراموش شدهها» پیوستهاند.
آگاهیهایی تقویمی مربوط به عصر کورش، پس از فروکش کردن برانگیختگیها و غوغاهای روزمره، منتشر خواهند شد.
رضا مرادی غیاث آبادی
Grayson, A. K., “Babylonian Historical Literary Text” (Toronto Semitic Text and Studies, 3), University of Toronto Press, 1975.
Pritchard, J. B., “Ancient Near- East Texts, Princeton, 1969.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تکذیبی دیگر برای تحریفی دیگر
سهشنبه، ۲ آبانماه ۱۳۸۵
پس از گفتارهایی که این نگارنده و جناب آقای دکتر نوری علا در باره پدیده نوظهور «روز جهانی کورش» منتشر کردیم؛ ایشان در آخرین گفتار خود به نام «جوانان معصوم و فریب ۲۹ اکتبر» به توضیحات دیگری پیرامون آن اعتراض پرداختند. همچنین کمیته نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد نیز در اطلاعیهای با عنوان «مسئله حساس و بلافاصله ما» به چنین ابراز تعجبی پرداختند که «به ناگهان و بدون هیچ دلیلی نام کمیته هم به میان آمده است» و اضافه نمودهاند که «کمیته از وارد شدن به اینگونه بحثها پرهیز میکند» و اینکه «اجازه ندهیم مسئله حساس به زیر آب رفتن پاسارگاد تحتالشعاع مسائل دیگر قرار بگیرد». آقای نوری علا نیز در اعتراضی جداگانه، انتقاد من به نادرستیهای اطلاعیه کمیته را «طعنه» دانسته و از آن ابراز ناخشنودی کردهاند.
البته گمان نمیرود که کمیته نجات خود را در زمره مقدسات و در حریمی نقدناپذیر فرض کرده باشد که هیچکس را «اجازه» پرداختن به آن ندهند. آنگاه که در اطلاعیه کمیته در باره «روز جهانی کورش» قبلی و «روز کورش» بعدی و «هفته کورش» فعلی، واقعیتهای تاریخی به گونهای نادرست و با افزودن دو مدرک بیارتباط با موضوع، نقل میشود: بدیهی است که اعتراض به آن (به همان اهمیت اعتراض به مسئله پاسارگاد)، وظیفه و حق هر ایرانی است و نمیباید از آن اعتراض شگفتزده شود و آنرا «بیدلیل» بداند. بلکه بهتر میبود خود را موظف به پاسخگویی برای اینگونه نادرستیها میدانست و خود را «پرهیز» نمیداد. چرا که کمیته با اعلان چنین مناسبتی و نیز با انتشار نوشتارهای آقای دکتر نوری علا، عملاً خود را درگیر آن کرده است.
اما از آنجا که آقای دکتر نوری علا گفتهاند که «دیگر به این بحث نخواهند پرداخت»، این نگارنده نیز از توضیحی دیگر خودداری میکند؛ چرا که از یک سو آنچه باید گفته شود، گفته شده و از سوی دیگر، ممکن است در سخن یک جانبه، ایرادها و کمبودهایی باشد که بدون پاسخ بمانند. از این رو، تنها به اختصار اشارهای خواهم کرد به چند جملهای که ایشان از قول من نقل کردهاند و چنین مطالبی هرگز در سخنانم نبوده است:
بند پنجم: «مسئله اصلی آقای غیاث آبادی . . . آن است که به جوانان معصوم و فریب خورده کشورمان بقبولانند که ۲۹ اکتبر (۷ آبان) روزی مختص کورش بزرگ نیست و کسی نباید این روز را گرامی بدارد».
بند هفتم: «آقای غیاث آبادی . . . میگویند چرا نوری علا اول گفته است سازمان ملل ۲۹ اکتبر را روز جهانی کورش اعلام کرده و حالا اسم سازمان ملل و کلمه جهانی را حذف کرده است»؟
بند هفتم: «ایشان همچنین میگویند نوری علا حتی از این هم بیشتر عقبنشینی کرده، اما لابد برای حفظ آبرو و با توسل به شیوه ماستمالی، گفته است که بهر حال کورش در ماه «اکتبر = مهر» اعلامیهاش را صادر کرده است».
بند هشتم: «آقای غیاث آبادی . . . میگویند جوانان معصوم و فریبخورده ما حق ندارند روز ۲۹ مهر را مصادف با آن روز بدانند و باید منتظر انتشار نتیجه تحقیقات شخص ایشان و تصمیم آینده ملت ایران شوند».
بند دهم: «ایشان (غیاث آبادی) معتقدند که من (نوری علا) حق ندارم برای آنکه آن «یکی از روزها» را روز ۲۹ اکتبر بدانم دلیل بیاورم».
خوانندگان نوشتارهای پیشین، خود بروشنی دریافتهاند که سخن من، اتفاقاً به تمامی بر آوردن دلیل تأکید داشت و بر جانبداری یا انکار هیچ روزی هم سخنی گفته نشد و تنها بر نادرستی و مجعول بودن منابع و ادعاها و دستکاری در منابع تاریخی پرداخته شده بود. همچنین خود را نیز دارای چنین حق و وظیفهای نمیدانم که برای دیگران تعیین تکلیف کنم. چنین گفتارهای تحریفشده هرگز در نوشتارهای من نیامده و تصور نمیکنم که ایشان قصد داشتهاند تا با چنین تغییراتی در گفتارها، ذهن خواننده را برای چندمین بار از اصل ماجرا منحرف کنند. همچنین تصور هم نمیکنم که تحریف این جملات، ناشی از تعمد ایشان بوده باشد، بلکه بیتردید ناشی از اشتباه بوده است.
اگر در این مدت، احیاناً به آقای دکتر نوری علاء گرامی که به گواهی مقالات ارزندهاشان، خود به حق استاد شک و بازگویی تحریفهای تاریخی هستند، رنج و آزاری وارد شده که موجب آن لحن تا حدودی خشمگینانه ایشان شده است، صمیمانه ابراز تأسف میکنم و امیدوارم ایشان این اعتراض لازم را (که به اندازه مسئله سد سیوند لازم و ضروری بود) به قیاس با اعتراضهای شایسته خود بگذارند.
رضا مرادی غیاث آبادی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین بنگرید به:
خیال پردازی و داستان سرایی در باره کورش بزرگ
گرایشهای خردورزانه در نسل امروز ایرانی (کورش آسوده بیدار باش که ما خوابیم)