<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پژوهش‌های ایرانی &#187; اخترباستان‌شناسی</title>
	<atom:link href="http://ghiasabadi.com/category/archaeoastronomy/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ghiasabadi.com</link>
	<description>نوشته‌های رضا مرادی غیاث آبادی در زمینه فرهنگ ایران باستان و اخترباستان‌شناسی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 17:45:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>Recognizing Solar Relations at Heidentor Tetrapylon in Austria</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/heidentor-en.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/heidentor-en.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Nov 2011 13:04:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2766</guid>
		<description><![CDATA[<p dir="ltr" align="justify"><font face="Verdana">
<span style="font-size: 9pt; font-weight: normal">A European tetrapylon of the Roman Empire from the middle of the 4th century AD has been identified as the first tetrapylon used for calendric purposes in Europe, and some other sites are being studied. I believe that just as the study of the Persian tetrapylons led to the finding related to this Roman tetrapylon, special features of Roman tetrapylons will also help to reveal unexplored aspects of Persian tetrapylons. This tetrapylon is located in eastern Austria and is called Heidentor (Pagan Gate or Heathens’ Gate). The name Heidentor is an evolved form of Heydnisch Tor, which means “Pagan Gate” in German. Having been built so early in the Christian Era, it is believed to have been constructed by pagan non-Christians (probably followers of Mitra). [...] </span></font></p>]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/heidentor-en.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مجسمه چارتاقی و مراسم دیدار خورشید از شهر اشکانی هترا</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/hatra.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/hatra.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 Oct 2011 01:44:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[نیاسر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2757</guid>
		<description><![CDATA[شهر و محوطه باستانی هَترا به همراه مجموعهٔ عظیم بناها، تندیس‌ها، سنگ‌نبشته‌ها و دیگر یادمان‌های فراوانی که در آن به دست آمده، یکی از بزرگترین و مهمترین بازمانده‌های فرهنگ و تمدن اشکانی است. این شهر در سده دوم پیش از میلاد پایه‌گذاری شد و در سده دوم و ابتدای سده سوم میلادی به اوج بالندگی و عظمت خود رسید. هترا در زمان اردشیر بابکان مورد هجوم قرار گرفت و تضعیف شد. سپس در زمان شاپور یکم و شاپور ذوالاکتاف که هر سه پادشاهان ساسانی بودند، اشغال گردید و دستور ویرانی آن صادر گردید. هترا پس از این سه یورش ویرانگر، هرگز روی آبادانی مجدد ندید و برای همیشه متروک ماند. امروزه نیز ایرانیان هترا را بکلی به دست فراموشی و بی‌توجهی سپرده‌اند و آشنایی چندانی با این آثار گرانمایهٔ ایرانی ندارند. هترا را بخاطر وجود نیایشگاه خورشید و دیگر بناها و آثار در پیوند با خورشید، «شهر خورشید» نیز می‌نامند. و این برای پارتیان دوستدار میترا و خورشید دور از انتظار نیست. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/hatra.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مناسبات خورشیدی در چارتاقی مالبورگتو ایتالیا</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/malborgetto.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/malborgetto.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 17:25:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2745</guid>
		<description><![CDATA[چهارمین بنای باستانی که در ادامه بررسی و شناسایی ملاحظات خورشیدیِ چارتاقی‌های رومی و مقایسه آنها با نمونه‌های مشابه ایرانی بدان می‌پردازیم، چارتاقی موسوم به «تاق مالبورگِتّو» در کشور ایتالیا است. نام مالبورگتو، نامی جدیدتر و متعلق به قرون وسطی است، در حالیکه به موجب اسناد محلی این چارتاقی را در سده چهارم میلادی «آرکوس دیوی کستانتینی» می‌نامیده‌اند. این بنا در 30 کیلومتری شمال شهر رم و 20 کیلومتری جنوب «ویا فلامینیا» جای دارد. قدمت چارتاقی مالبورگتو به حدود 1700 سال پیش و به نیمه نخست سده چهارم میلادی باز می‌گردد. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/malborgetto.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مناسبات خورشیدی در چارتاقی کاپارای اسپانیا</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/caparra.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/caparra.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Sep 2011 05:29:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2665</guid>
		<description><![CDATA[بنای باستانی دیگری که در ادامه بررسی و شناسایی چارتاقی‌های رومی و مقایسه آنها با نمونه‌های مشابه اشکانی در ایران بدان می‌پردازیم، چارتاقی موسوم به «تاق کاپارا» در کشور اسپانیا است. کاپارا نام محوطه‌ای باستانی و بازمانده‌ای از یک شهر رومی در استان «کاکِرِس» است. این بنا که تنها چارتاقیِ موجود در کشور اسپانیا است، در داخل محوطه باستانی کاپارا و در دو کیلومتری شهر «کازابلانکا» جای دارد. رود «آلاگون» در فاصلهٔ سه کیلومتری غرب آن جاری است و سد غول‌پیکر آن همراه با دریاچه بزرگش در فاصلهٔ شش کیلومتری شمال‌غربی واقع است. شاخابه‌ای از رود آلاگون نیز از فاصلهٔ چند صد متری شمال محوطه می‌گذرد.. ]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/caparra.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مناسبات خورشیدی در چارتاقی ژانوس ایتالیا</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/janus.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/janus.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Sep 2011 04:21:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2657</guid>
		<description><![CDATA[بنای باستانی دیگری که در ادامه بررسی و شناسایی چارتاقی‌های رومی و مقایسه آنها با نمونه‌های مشابه اشکانی بدان می‌پردازیم، چارتاقی موسوم به «تاق ژانوس/ یانوس» در کشور ایتالیا است. نام ژانوس که در قرون وسطی بر روی این بنا نهاده شده، در اصل متعلق به یکی از خدایان رومی است که خدای آغازها و پایان‌ها، و خدای درها و دروازه‌ها دانسته می‌شد. او همچنین خدای سرآغازهای زمان نیز بوده است و نام ماه ژانویه از نام او گرفته شده است. ژانوس را در نگاره‌های باستانی با سر دو چهره که پشت به هم داشته‌اند و به دو سوی مختلف می‌نگریسته‌اند، نشان می‌داده‌اند. ممکن است این نمادپردازی با نگاه توأمان ژانوس به آغاز و پایان روز، و طلوع و غروب خورشید در پیوند باشد. این بنا در بافت قدیمی محله «ولابروم» در داخل شهر رم و در دویست متری شرق رود تیبِر قرار دارد و قدمت آن به حدود ۱۷۰۰ سال پیش و به سال‌های آغازین سده چهارم میلادی باز می‌گردد. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/janus.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مناسبات خورشیدی در چارتاقی هایدنتور اتریش</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/heidentor.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/heidentor.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Sep 2011 04:51:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2634</guid>
		<description><![CDATA[نخستین چارتاقی رومی در خاک اروپا که موفق به شناسایی مناسبات خورشیدی آن شدیم، چارتاقی‌ای در شرق اتریش است که با نام‌های «هایدنتور» و نیز «دروازه شرک» و «دروازه بت‌پرست» شناخته می‌شود. این نام‌ها را در ابتدای عصر مسیحیت بر این بنا گذاشته بودند و بر این باور بوده‌اند که این بنا به دست غیرمسیحیان کافر (و احتمالاً پیروان میترا) بنا شده است. این بنا در مجاورت جنوب غربی و در بیرون دیوارهای بازمانده‌های شهر نظامی رومی به نام «کارنونتوم» در جنوب شرقی وین (پایتخت اتریش) و در نزدیکی مرز اسلواکی قرار دارد. مکانی که اکنون تبدیل به یک موزه فضای باز با نام «پترونِل» شده است. رود دانوب در فاصله کمی از شمال این محوطه باستانی عبور می‌کند و چارتاقی در دشتی پهناور با افقی هموار جای دارد. این افق هموار با ارتفاع تقریبی صفر درجه موجب شده است تا همچون چارتاقی خورآباد نیازی به اصلاحات ناشی از افق کوهستانی نباشد و زاویه‌های منتج‌شده از پایه‌ها و فضای میان پایه‌ای، معادل و مطابق با تغییرات میل خورشید باشند. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/heidentor.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شناسایی مناسبات خورشیدی در چارتاقی‌های رومی</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/european-tetrapylon.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/european-tetrapylon.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Sep 2011 22:02:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2632</guid>
		<description><![CDATA[پیگیری‌ها و مطالعات ما نشان می‌دهد که مناسبات خورشیدی با دقت قابل ملاحظه‌ای در چارتاقی‌های رومی نیز دیده می‌شود. اکنون با شناسایی تعدادی از چارتاقی‌های غربی که بازمانده‌ای از امپراتوری و تمدن روم هستند، می‌توان اعلام نمود که موفق شده‌ایم نخستین چارتاقی‌های با کاربری تقویمی و مناسبات خورشیدی را در خاک اروپا و در حوزه دریای مدیترانه با قطعیت شناسایی کنیم و تعدادی دیگر را نیز در دست بررسی داریم. نگارنده بر این گمان است همانطور که ویژگی‌های چارتاقی‌های ایران موجب شناسایی چارتاقی‌های رومی شد، متقابلاً ویژگی‌های خاص چارتاقی‌های رومی نیز به کمک آشکار نمودن نادانسته‌ها و مجهولات چارتاقی‌های ایرانی خواهد آمد. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/european-tetrapylon.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاسخی بر نقد نظریه رصدخانه نقش‌رستم/ کعبه زرتشت</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/naqshe-rustam.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/naqshe-rustam.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Jun 2011 03:30:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد و معرفی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2433</guid>
		<description><![CDATA[در شهریور سال 1378 نگارنده طی یک کنفرانس مطبوعاتی در تالار مولوی دانشگاه تهران- که در بسیاری از نشریات وقت منتشر گردید- به تشریح نظریه جدید خود پیرامون ویژگی‌ها و مشخصه‌های تقویمی و نجومی بنای مشهور به کعبه زرتشت در نقش‌رستم پرداخت. این نظریه سپس در پاییز همان سال در قالب کتابی با عنوان «رصدخانه خورشیدی نقش‌رستم» منتشر گردید. طبق این نظریه، پنجره‌نماهای تعبیه‌شده در نمای بیرونی بنا و نیز سازه پلکانی شمال بنا در حکم آفتاب‌سنج‌هایی هستند که زاویه‌های منبعث از آنها با تغییرات سالانه میل خورشید تناسبی آشکار و قابل مشاهده دارد. سپس موضوع نظریه نگارنده در کنگره بین‌المللی «اوستا و تاریخ و فرهنگ آسیای مرکزی» که در سال 2001 در شهر دوشنبه پایتخت جمهوری تاجیکستان برگزار شد، ارائه گردید و به زبان روسی در مجموعه مقالات کنفرانس منتشر گردید. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/naqshe-rustam.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گوی بالدار: نشان خورشید، شاهین و اهورامزدا</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/winged_disk.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/winged_disk.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 09:24:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخترباستان‌شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2161</guid>
		<description><![CDATA[نشان باستانی «گوی بالدار»، برای همگان شناخته شده است. در متداول‌ترین گونه این نگاره، یک گوی با دو بال در طرفین و مرد-خدایی در میانه آن دیده می‌شود که گاه حلقه یا گلی را در دست، و نقش ستاره‌ای را بر بالای سر دارد. نگاره گوی بالدار از حدود سده نهم پیش از میلاد در سراسر سرزمین‌های آسیای غربی و از جمله در نیمه غربی ایران روایی داشته، اما هر یک از اجزای اصلیِ آن، یعنی گوی، بال و مرد-خدا، پیش از ترکیب نهایی آن، از زمان‌های دورتر کاربرد داشته است. نقش گوی یا چنبره میانه، از خورشید الهام گرفته شده است که خاستگاه بسیاری از باورهای آیینی مردمان باستان بوده و تا امروز نیز تأثیر فراوان خود بر آیین‌های نیایشی را حفظ کرده است. نشان خورشید، به گونه مستقل و بدون بال در نگاره‌های باستانی فراوانی دیده شده است. نقش بال و دم در پیرامون گوی، از پرنده بلندآوازه و گرامی مردمان باستان، یعنی شاهین/ عقاب برگرفته شده است. نقش شاهین نیز خود به تنهایی و پیش از اینکه در این ترکیب نهایی راه یابد، در آثار هنری مردمان آسیای غربی به فراوانی دیده شده است. مردمان باستان شباهت‌هایی میان خورشید و شاهین را احساس می‌کردند و آن دو را از آن یکدیگر می‌دانستند. از یک سو، خورشید به هنگام طلوع و غروب در افق و یا در پشت ابرها، آشکار همراه با دو بال به دیده می‌آید و از دیگر سو، شاهین نیز به عنوان بلندپروازترین و دورپروازترین پرندگان، نزدیکترین موجودات زمینی به خورشید دانسته می‌شده است. نقش خورشید و شاهین، پس از مدتی در یکدیگر ادغام می‌گردند و نگاره گوی بالدار را بر می‌سازند. در هنر مصر باستان، نگاره «هور/ هُـروس» (خدای خورشید) با سری به مانند شاهین نشان داده می‌شده است. اما دیگر عضو اصلی این نشان، یعنی نگاره مرد-خدا نیز پیش از ترکیب نهایی، به شکل مستقل در آثار هنری مردمان شرق باستان به فراوانی بکار رفته است. در این نگاره‌ها، مردی نمایانیده شده است که تاج یا کلاهی ستاره آذین بر سر و یک حلقه یا گلی را در دست دارد در حالی که دست دیگر خود را به نشانه شناخته شده درود و تهنیت، تا نیمه بالا آورده است. در سراسر سرزمین‌هایی که این نگاره در آنها فرادست آمده است، آشکارا بر اینهمانی آن با سیاره مشتری و خدا یا خدای بزرگ تأکید شده است و می‌دانیم که در باورهای کهن، سیاره مشتری تجلیگاه و نماد کیهانی خداوند بوده است. این خدای بزرگ که در سیاره مشتری متجلی می‌شده است در میان اقوام گوناگون یکسان می‌بوده، اما نام‌های متفاوتی داشته است. ایرانیان او را با نام «اهورَه‌مزدا/ اورمزد/ هُـرمزد» می‌شناخته‌اند و بابلیان نام «مَـردوک/ اَمَـر اوتو» را بر آن نهاده بودند که ظاهراً با واژه اوستایی «اَمِـرِتات» و پهلوی «اَمورداد» و فارسی «مرداد» اینهمانی دارد. همچنین یونانیان او را «زئوس»، اورارتوییان «خالدی»، کاسیان «اَشوریاش- مَـزوتاش» و آشوریان او را «آشور» می‌نامیدند که گونه‌ای دیگر از نام اهورا است. نام اورمزد یا هرمزد در متون پهلوی و ادبیات فارسی به فروانی برای سیاره مشتری بکار رفته است. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/winged_disk.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چارتاقی/ چهارطاقی: تعریف، انواع و پراکندگی</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/chartaqi.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/chartaqi.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Jan 2010 02:19:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخترباستان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سازه‌های خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ghiasabadi.com/.html</guid>
		<description><![CDATA[چارتاقی یا چهارطاقی بناهایی با شکل متقارن چهار وجهی و با قاعده مربع را گویند که از چهار پایه با چهار تاق تشکیل شده و گنبدی به واسطهٔ چهار فیلپوش بر روی آنها ساخته شده است. چارتاقی تعریفی اختصاصی و عمومی دارد. در تعریف اختصاصی، چارتاقی‌های منفردی با عمر تقریبی دو هزار تا 1500 سال را گویند که در نواحی گوناگون ایران دیده می‌شوند و با همین نام شناخته می‌گردند. این چارتاقی‌ها، بناهای بزرگ و مستقلی هستند که عناصر معماری دیگری در آنها بکار نرفته و حتی بدون دیوار محاطی و در یا پنجره هستند. پراکندگی جغرافیایی چارتاقی‌ها عموماً در نیمه غربی ایران، استان‌های میانی و جنوب غربی، و به ویژه در جنوب استان فارس است. پراکندگی چارتاقی‌ها در نیمه شرقی ایران بسیار محدود و اندک است. علاوه بر این، نوعی دیگر از چارتاقی‌ها وجود دارند که بخاطر شباهت فراوان با چارتاقی‌های منفرد با تعریف اختصاصی، با آنها اشتباه گرفته می‌شوند. این بناها با اینکه در ظاهر شبیه چارتاقی‌ها هستند اما تفاوت‌های مهمی با آنها دارند. این شبه‌چارتاقی‌ها، بناهایی کوچک با ساختی ساده هستند که معمولاً در سده‌های اخیر ساخته شده‌اند. شبه‌چارتاقی‌ها به منظور پوشش قبر، سایبان، خانه باغی، بقعه، و کارکردهای روزمرهٔ دیگری شبیه آن برپای شده‌اند. همچنین در شهرهای اردستان و زواره و برخی شهرهای جنوب کویر، بادگیرهایی چارتاقی‌مانند بر بام سرسرای خانه‌ها می‌سازند که آنها را نیز چارتاق می‌نامند.  [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/chartaqi.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

