در نوشتههای خانم مرضیه رسولی گرامی میخواندم که یک عدهای اینرا ناگوار میدانند که اسم پارس با آوای سگ یکسان است و دائماً میخواهند این معضل حیاتی را به یک ترتیبی رفع و رجوع کنند. مثلاً میگویند نگویید پارس، بگویید واقواق! خب چه اشکالی دارد که ما بگوییم سگ پارس کرد؟ چطور است که در طول تاریخ ایران و در تاریخ ادبیات فارسی هیچکس این را نفهمید و یکدفعه ما اینرا فهمیدیم؟ مگر یادمان رفته که دائماً میگوییم و مینویسیم که سگ در ایران باستان گرامی و محترم بوده است؟ حالا از گرامی و محترم بودن افتاد؟ مگر یادمان رفته که دو تندیس سنگی سگ سیاه (اکنون در موزههای ایران باستان و تختجمشید) محافظ کاخ آپادانای تختجمشید و در دو طرف دروازه ورودی آن بودهاند؟ حالا چه اشکالی دارد که اسم پارس و پارسیان مثلاً از بانگ سگ گرفته شده باشد یا شبیه آن باشد؟ توهین میشه؟ به پارسیان توهین میشه یا به سگ؟ بدتر از این نمیشه که پارسیان چندین تمدن بزرگ جهان را به زور سرنیزه کورش بزرگ ریشهکن و منهدم کردند؟ [...]
تکذیبنامه آقای اشرفیان پیرامون مصاحبه بیبیسی و ماجرای نژاد آریایی
در آبانماه سال گذشته، تلویزیون و وبسایت بیبیسی مصاحبهای با آقای دکتر مازیار اشرفیان بناب را منتشر کردند که در همان زمان نگارنده در یک توضیح مختصر و با عنوان «بیبیسی و نژاد آریایی» آنرا مصاحبهای «ناقص و آشفته و همراه با تیتر و توضیحات نژادگرایانه و بیربط به سخنان مصاحبهشونده دانست که ارزش استناد و اتکا را ندارد». آن مصاحبه بهرغم آشفتگی خود توانست سروصداها و بازخوردهای غیرمنطقی و احساساتیای را در سطح جامعه و در میان کسانی ایجاد کند که اصولاً نمیخواهند چیزی فراتر از بازیهای خطرناک نژادگرایانه را بدانند. بازیها و توطئهها و نزاعها و نفاقهای قومیتی که اتفاقاً بریتانیا در یکی- دو سده اخیر نقشی چشمگیر در ایجاد و گسترش آن در کشورهای خاورمیانه داشته است و هنوز هم نمیتواند خود را به تمامی از این سوءسابقه برحذر دارد. [...]
دروغ را به اندازه دهانتان بگویید!
از دیروز که مطلبی با عنوان «جایزه» نوشتم و یک جعبه پشمک اعلای یزد معین کردم برای کسی که بتواند سندی در ادعاهای محیرالقول کورشپرستان و دیگر پیروان راه راستی بیاورد، واکنشهایی فرستاده شده پر از جلوههای ادب. خب عزیز جان! قربون آن هوش سرشارتان بروم، الهی جز جیگر بگیره هر کی چشم نداره نبوغ و تلقی شما را ببینه! «دروغ را قد دهانتان بگویید»، چرا اینقدر دروغ را شاخدار و دُمدار میگویید که نتوانید از عهده جوابش بر آیید و شروع کنید به جوش آوردن در فصل گرما؟
افتخار منشور کورش متعلق به کیست؟
سؤال اینجاست که چنانچه استوانه منشور کورش قلابی نباشد، افتخار پدیدآوردن آن و افتخار محتوای آن و افتخار فناوری ساخت آن متعلق به کیست؟ نگارنده به دلایل زیر معتقد است که هر سه این افتخارات نه متعلق به کورش و هخامنشیان، که متعلق به تمدن بابل است: [...]
جایزه!
ما راستش مقداری خسته شدهایم از بس دیگران سند خواستند و ما دادیم، عیبی دارد حالا ما بخواهیم و دیگران بدهند؟ پس به این ترتیب و اگر اشکالی ندارد، به هر کسی که سندی نشان دهد که کدام نهاد جهانی روز جهانی کورش را وضع کرده و یا چنین مناسبتی در کدام تقویم جهانی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد سخنان گهربار کورش (مانند بدن مرا بدون مومیایی در خاک پاک وطن دفن کنید/ برای مبارزه با تاریکی شمشیر نمیکشم بلکه چراغ به دست میگیرم) در کدام سند تاریخی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد نام دین زرتشتی در کدام سند تاریخی قبل از 150 سال پیش آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد نام زرتشت در کدام سند تاریخی کهنتر از 1800 سال پیش آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد در کدام سند تاریخی از کورش به عنوان بنیانگذار کشور ایران یاد شده است؛ یا به کسی که عکسی از تمثال بیمثال منشور کوروش که بر سردر سازمان ملل آویزان است و اینجوری دلنگودلنگ میکند را نشان بدهد؛ یا به کسی که سندی تاریخی نشان دهد که پیشینیان روز ششم فروردین را زادروز زرتشت میدانستهاند؛ یا به کسی که تقویمی قدیمیتر از عمر جمهوری اسلامی را نشان بدهد که مبدأ سه هزار و هفتصد و خردهای برای تقویم زرتشتی بکار رفته باشد؛ و یا اصلاً تقویمی یا مبدأ سالشماریای با قدمت بیش از سی سال را نشان بدهد که صفت «زرتشتی» برای آن بکار رفته باشد؛ یا به کسی که نشان دهد نام کورش در کجای شاهنامه فردوسی آمده است؛ یک جعبه پشمک فرد اعلای یزد جایزه داده میشود.
احوالپرسی آریایی
نمیدانم آن اراذل و اوباش آریایی و کورشپرست که بنا به خوی وحشیگری آریایی و خصلت تجاوزگری کورش کبیر تهدید به قتل میکردند و بلانسبت موجود شریفی که سگ باشد، واقوق میکردند و مثل پارسیان هخامنشی پارس میکردند و چیزهای زیادی نوش جان میفرمودند، حالشان چطور است. خوش میگذرد انشاالله تعالی؟
رنجهای بشری ۱۴۳
تاریخ جهان در سده اخیر نشان میدهد که عاقبت و نهایت ملتگرایی این است: همه ملت باید کشته شوند!
رنجهای بشری ۱۴۲
چرا نباید حرف زد؟ چرا نباید از رنجهای تاریخی مردم سخن گفت؟
رنجهای بشری ۱۴۱: دخالت آمرانه در زبان مردم
یکی از غمانگیزترین و ظالمانهترین انواع رنجهای بشری، دخالت آمرانه در زبان مردم است. زبانهای گوناگون مردم یک منطقه چونان جویباران روان و زلال بر یکدیگر تاثیر میگذارند و تأثر میپذیرند و با الوان و گونههای رنگارنگ و متنوع خود بر همبستگی و پیوند و محبت میان مردمان دلالت میکنند. کسانی که با فرمایشها و دخالتهای بیجای خود و تحت تأثیر انگارههای فاشیستی و نژادپرستانه و تمامیتخواهانه حکم میکنند که چنین بنویسید و چنان ننویسید و بعضاً واژگان و ساختار زبان را دستکاری و تحریف میکنند، نه تنها به همبستگی و عاطفه مشترک بشریت آسیب میرسانند، که خودشان نیز هیچگاه نتوانستهاند مطلب درخوری بنویسند و اثر مکتوب ماندگاری پدید بیاورند.
رنجهای بشری ۱۴۰
رنجهای بشری هنگامی آغاز شد که نخستین زن در حدود 5500 سال پیش آزادی خود را با امنیت اعطایی یک مرد-مالک مبادله کرد. و نیز از رازهای تاریخ بشری است که زنان با اینکه بیشتر قربانی زور و ظلم شدهاند، اما همواره در قبال رنجهای بشری و شناخت آنها بیتفاوتتر از مردان بودهاند.
رنجهای بشری ۱۳۹: فردوسی و رنجنامه مردم معاصر با انوشیروان عادل
به گزارش شاهنامه فردوسی، انوشیروان عادل بجز نسلکشی مزدکیان به قتلعامهای دیگری نیز دست یازید که از آن جمله است قتلعام بلوچیان و گیلانیان و سپس غارت اموال آنان و سوزاندن خانههایشان. فردوسی درد و رنج مردم و قتلعام گروهی زن و مرد و کودک را به دست لشکریان ساسانی انوشیروان با شیواترین سرودهها بیان کرده است: «ازیشان فراوان و اندک نماند، زن و مرد جنگى و کودک نماند». او همچنین آورده است که گستردگی نسلکشی بلوچها به اندازهای بوده که یک نفر بلوچ و حتی یک نفر چوپان بلوچ در هیچ کجا به دیده نمیآمد: «ببود ایمن از رنج ایشان جهان، بلوچى نماند آشکار و نِهان/ شبان هم نبودى پس گوسپند، به هامون و بر تیغ کوه بلند». [...]
رنجهای بشری ۱۳۸: کورش بزرگ، کشتن شوهرخاله و تصرف خاله
امروزه عدهای هرودوت را مورخی دروغگو مینامند. این ادعا تا حدی درست است و سابقه تاریخی نیز دارد. برای مثال کتزیاس که مورخ و پزشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی بود، هرودوت را دروغزن مینامید. او گزارشی را نقل کرده که با گزارش هرودوت مغایر است. کتزیاس آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود. [...]
رنجهای بشری ۱۳۷: شمشیر نمیکشم، مشعل آتش به دست میگیرم!
یکی دیگر از دروغپردازیهای بیپایان کورشپرستان و انتساب سخنان و نقلقولهای خیالی به کورش این است که از قول حضرتش فرمودهاند: «برای نبرد با تاریکی شمشیر نمیکشم، چراغی میافروزم». اما این سخن از اصل و اساس ساختگی نیست. بلکه شکل تغییریافته و تحریف شده آن سخن کورش است که گزنفون نقل کرده و در آن اشاره شده است به نبرد با مردمی که در تاریکی شب خفتهاند، با مشعل آمیخته به قیری که خانههایشان را به آتش میکشد. بطور خلاصه مفهوم این عبارت چنین است که به مردمی که در تاریکی شب خفتهاند با مشعل آغشته به قیر هجوم میبرم. [...]
رنجهای بشری ۱۳۶: کورش بزرگ و به آتش کشیدن خانه مردم
به گزارش گزنفون، کورش در برابر لشکر سراسر مسلح خود نطقی ایراد کرد که خلاصه آن چنین است: «امروز همه نعمتهای آسمانی در اختیار ماست تا به تارومار دشمنی بپردازیم که در خواب است. جوایز این کشتار از برای شما طلا و اموال و نام نیک و آزادگی است. ما در صبح زود در حالی به شهر حمله میکنیم که مردم در بستر ناز و خوشی آرمیدهاند. ما مشعلهای بسیار و قیر فراوان در اختیار داریم و خانههای آنان جملگی از چوب خرما است. سربازان ما خانههای آنان را به سرعت آتش خواهند زد و آنان یا باید بگریزند و یا در میان شعلههای آتش بسوزند». [...]
کوکوس هفتصد نفری و ایران هفتاد میلیون نفری
جزایر کوکوس (کیلینگ) با 14 کیلومتر مربع مساحت (نصف جزیره خارک) از کوچکترین کشورهای جهان است. این کشور در اقیانوس هند و میان اندونزی و استرالیا جای دارد. جمعیت آن حدود 700 نفر است که مسلمان هستند. مردم کوکوس آیینها و باورداشتها و موسیقی و جشنهای بسیار کهنی را زنده نگاه داشتهاند. رفتوآمد توریست به کوکوس از طریق دو پرواز هفتگی از استرالیا انجام میشود. از مهمترین درآمدهای عمومی کشور کوکوس که در نوع خود ایده بسیار جالب و خلاقانهای است، اتکای به دامنه مشهور اینترنتی آن یعنی .cc است که بخصوص شکل نیمه رایگان آن یعنی co.cc با حدود چهارصد میلیون مشترک شهرت جهانی دارد. کاش مردمان کشور هفتاد میلیونی ایران از مردمان کشور هفتصد نفری کوکوس میآموختند و بجای حمله هفتاد هزار نفری به صفحه ملک عبدالله (که در نهایت منجر به حذف نام خلیج فارس از نقشههای گوگل شد) ایدههای بهتر و خلاقانهتر و آبرومندانهتری را بکار میبستند که در شأن کشور هفتاد میلیونی و هفت هزار ساله! ایران باشد. [...]
رنجهای بشری ۱۳۵: از گالیله تا امروز
انصاف باید داد که دادگاههای زمان گالیله و مفتشان تفتیش عقاید آن بسا شریفتر و انسانیتر از امروزیان عمل میکردند و الحق که شایسته تعریف و تمجید هستند. اینکه کسی را به اتهام باور به گردش زمین محاکمه کنند و در کیفرخواست هم چنین بنویسند و در نهایت هم او را آزاد کنند، نهایت بزرگواری و مناعت طبع است. اگر امروز بود، در بهترین حالت او را به جرم کلاهبرداری یا بچهبازی یا معامله مواد مخدر یا فعالیتهای تروریستی محاکمه و تیرباران میکردند و در بدترین حالت، یک سنگی از آسمان یا ماشینی از آنطرف جاده میآمد و تمام مراحل را میانبر و به سرعت انجام میداد و حل و فصل میکرد.
رنجهای بشری ۱۳۴: استعمال حشیش در دین زرتشتی
حشیش یا بنگ و استعمال آن به عنوان یکی از یاریگران اهورامزدا در برابر اهریمن از اعمال مقدس در دین زرتشتی بشمار میرود. مصرف حشیش در دین زرتشتی یکی از راههای معراج و سفر به بهشت و جهان آخرت دانسته شده است، بخصوص اگر سه جام زرین از «بنگ گشتاسپی» باشد و موبدی آنرا سر بکشد. چنانکه ارداویرف در آتشکده آذرفرنبغ و در برابر هفت تن از بزرگان زرتشتی آن می و بنگ را نوشید و استعمال کرد و به مسافرت آن دنیا رفت و برگشت. ارداویراف همان موبدی بود که سنت ازدواج با محارم را با هر هفت خواهر خود اجرا کرد و کتابی به نام «ارداویرافنامه» از او برجای مانده است. نشانه دیگری از مصرف مقدس حشیش، گزارش «زراتشتنامه» است. به موجب این منظومه، زرتشت نیز چنین جامی را به گشتاسپ نوشانید تا او را سه شبانهروز به معراج بفرستد و از بهشت دیدار کند. [...]
رنجهای بشری ۱۳۳: درود بر نجابت آریایی!
در این مدتی که مجموعه رنجهای بشری را مینویسم و در ضمن آن به نکات مهجور ماندهای در متون کهن پرداختم که همگی متکی به منابع دست اول هستند، متوجه مفهوم «راستی» و «گفتار و کردار و پندار نیک» در دین بهی زرتشتی و نیز مفهوم «حقوق بشر» در بین کورشپرستان آریاییتبار نیز شدم. اکنون به توجه با نامهها و پیامها و واکنشهایی که در بیشرمی و هرزهدرایی از هیچ چیز و هیچ کس کم و کسری ندارند، میتوان ادعا کرد که به راستی نژاد پاک آریایی، نژادی به تمام معنا «نجیب» و «آزاده» است. درود بر همه آنان باد و دست اهورامزدا یارشان باد که خود سند و شاهد زنده ادعاهای من شدند. ایدون باد، ایدونترج باد! [...]
رنجهای بشری ۱۳۲
تظاهرها و بروزهای ما ایرانیان در قبال مشخصههای هویت ملی بیشتر جنبه فرمالیته و ظاهرسازی دارد. در واقعیت وطنپرستی و میهندوستی ما همین بس که دیگر به ندرت میتوان در منوی سراسر فرنگی و با اسمهای ساختگی شبهفرنگیِ غذاخوریهای وطنی یک اسم یا خوراک ایرانی پیدا کرد. با این حساب میشود ادعا کرد که ایرانیان هیچگاه غذا نمیخوردهاند، چرا که غذاهایشان نام ایرانی ندارد. این در حالی است که رستورانهای برادران هندی ما با غذاها و نامهای هندی سراسر شهرهای جهان را پوشانده است. همچنین میتوان ادعا کرد که ایرانیان هیچگاه لباس نیز نمیپوشیدهاند، چرا که تمامی لباسهایشان از زیر زیر تا روی رو نامهای فرنگی دارد: پولیور، کت، پالتو، مانتو، تیشرت، بلوز، ژاکت، کیکرز، شورت و غیره. همچنین در وطنپرستی ما همین بس که متخصصان تبلیغات پی به احساس حقارت ایرانی در برابر فرنگی و حتی در برابر اماراتی و ترکیهای بردهاند و در آگهیهای تبلیغاتی از موهای بور و چشمآبی و لباس اماراتی و امثال آن بهره میبرند. استفاده وسیع رسانهها از مشخصههای اندامی بور و بلوند به نوعی تبلیغ و تحقیر نژادی و قومیتی نیز هست. تحقیری که ما نه تنها با آن مخالفت نمیکنیم که از آن با کمال میل استقبال میکنیم.
رنجهای بشری ۱۳۱: انتخاب شوهر در فقه زرتشتی
در فقه زرتشتی چنانچه پدر نخواهد با دختر خود ازدواج کند، دختر میباید منحصراً با مردی ازدواج کند که پدرش برای او معین کرده است. چنانچه در زمینه انتخاب شوهر اختلافی بین پدر و دختر وجود داشته باشد، نظر پدر ملاک عمل قرار میگیرد و دختر حق اعتراض ندارد. مگر آنکه سن او کمتر از 9 سال باشد که در اینصورت پس از رسیدن به 9 سالگی میتواند شوهر فعلی خود را با رضایت او تغییر دهد. [...]
سرآغازی بر دانشنامه پامیروایرانی
همه انسانها و مردمان این سرزمین پهناور برای ساختن و پروراندن فرهنگ و تمدن کهن و غنی آن کوشیدهاند و به پایش رنج کشیدهاند. این فرهنگ و تمدن و کوششها و رنجها، برگهای «دانشنامه پامیروایرانی» خواهند بود. برگهایی که گاه روایتگر زیباییها و لبخندها و گاه بازگوکننده رنجها و اشکهای انسان است. دانشنامه پامیروایرانی شکل گسترش یافته کتاب «فرهنگنامه ایران باستان» بشمار میرود که بصورت چاپی و چندرسانهای و با حدود ۱۰٫۰۰۰ ماده به هر آن پدیدهای میپردازد که با فرهنگ و تمدن مردمان فلات ایران تا فلات پامیر در پیوند است. از آن جمله است: نامهای تاریخی پهلوانان، پادشاهان، سرداران، وزیران؛ نامهای اسطورهای ایزدان، قهرمانان، پدیدههای طبیعی؛ نامهای اوستا و شاهنامه؛ سنگنگارهها، کتیبهها، متون پهلوی، متون مانوی، متون سُغدی، متون تاریخی و جغرافیایی سدههای میانه، سفرنامهها؛ خطهای باستانی، زبانهای باستانی، زبانهای ایرانی؛ دورههای باستانشناسی، شهرها، تپهها، غارها، محوطههای باستانی؛ بناهای باستانی، کاخها، قلعهها، پلها، دخمهها، چهارطاقیها، نیایشگاهها؛ جشنها، آیینها، گردهماییها و مراسم همگانی، رویدادهای تقویمی، نظامهای زمانسنجی؛ و نیز تاریخنگاران، جغرافینویسان، سفرنامهنویسان و شرقشناسان. حال میتوان بندهای پایافزارها را استوار کرد. شاید راه دشوار باشد، اما چشماندازهای زیبا و یاران همیشگی آنرا دوستداشتنیتر میکند.
رنجهای بشری ۱۳۰: ازدواج موقت یا صیغه در دین زرتشتی، بهرهکشی جنسی از کارگران زن
در دین زرتشتی بجز امکان اجاره دادن زن، امکان ازدواج موقت یا صیغه نیز وجود داشت. زنان صیغهای (متعه) در حکم کارگرانی بودند که وظیفه داشتند در کارگاه یا خانه مرد که در حکم کارفرما بود، کار کنند و نیز مشترکاً به او خدمات جنسی بدهند. تعداد زنان صیغهای هر مرد بستگی به ثروت و موقعیت اجتماعی و شغلی او داشت. زنانی که به صیغه این مردان در میآمدند، در ازای کار روزانه خود دستمزدی نمیگرفتند و حقی بر ارث نیز نداشتند، اما مبلغی به عنوان مهریه (صداق) دریافت میکردند و خوراک و پوشاک آنان تأمین میشد. فرزندان این زنان نیز از مرد ارث نمیبردند و نام و نسب مرد به آنان نمیرسید. مرد همچنین حق داشت که یکی از زنان صیغهای خود را با رضایت یا بدون رضایت او به یکی از پسران خود واگذار کند. در مجموع میتوان گفت که زنان کارگر شاغل در کارگاهها و خانهها، در حکم زنان صیغهای صاحب کارگاه بودند که میبایست بدون دستمزد و فقط در ازای خوراک و پوشاک و مبلغی مهریه برای او کار کنند و رضایت جنسی او و پسران او را نیز برآورده سازند. [...]
انتشار ترجمه انگلیسی چارتاقی هایدنتور
گزارش انگلیسی نگارنده از پیوندهای خورشیدی چارتاقی هایدنتور اتریش و مقایسه آن با نمونههای چارتاقی ایرانی در مجله پرشیادایجست منتشر شده است. چارتاقی هایدنتور نخستین نمونه از چارتاقیهای رومی است که نگارنده بررسی آنها را در دست دارد. چارتاقی هایدنتور، چه از نظر سازه و جزئیات اجرایی و چه از نظر ویژگیها و مشخصههای تقویمی و خورشیدی و چه از لحاظ قدمت و زمان ساخت، شباهت قابل توجهی با چارتاقیهای ایران دارد. این ویژگیهای نویافته و جالب توجه، علاوه بر اینکه برای مطالعات تاریخ علم و رازگشایی بنا مفید است، میتواند راهگشای برخی مطالعات باستانی دیگر و نیز بررسی تأثیر و تأثر و روابط متقابل دانشی و آیینی بین ایران و اروپا باشد. [...]
رنجهای بشری ۱۲۹: شوهر دادن دختر سه ساله در دین زرتشتی
شوهر دادن دختر در سن سه سالگی عملی مجاز و مباح در فقه زرتشتی بوده است. به موجب فتوای دوازدهم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ فرخزادان، دختری که او را در سن سه سالگی به همسری مردی در آوردهاند و زندگی مشترک تشکیل داده است، میتواند و این حق را دارد که پس از رسیدن به سن بلوغ 9 سالگی از شوهری که برایش انتخاب شده، پشیمان شود و با رضایت شوهر فعلی به همسری مرد دیگری در آید. [...]
رنجهای بشری ۱۲۸: شوهر دادن دختر نه ساله در دین زرتشتی
در دین زرتشتی دختر موظف بود حداکثر تا سن ۹ سالگی (و ترجیحاً قبل از آن) با شوهری که برایش انتخاب میشد، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز میزد و زندگی بدون شوهر را ترجیح میداد، باید کشته میشد. به موجب فتوای سیزدهم و فتوای چهاردهم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ فرخزدان، چنانچه دختری قبل از سن 9 سالگی شوهر میکرد، پس از رسیدن به این سن میتوانست از پیمان ازدواج پشیمان گردد و با رضایت شوهر به دیگری شوهر کند؛ اما چنانچه در سن 9 سالگی شوهر میکرد و از ازدواج خود پشیمان میشد، مجازات سختی در انتظار او بود و میبایست به قتل برسد. [...]
انتشار چاپ جدید کتاب اوستای کهن
انتشارات نوید شیراز خبر از انتشار چاپ دوم کتاب «اوستای کهن، همراه با فرضیههایی پیرامون نجومشناسی بخشهای کهن اوستا» داده است. این کتاب نگارنده مدتها نایاب بود و چاپ نخست آن در سال 1382 منتشر شده بود. در این کتاب علاوه بر متن اصلی بخشهای کهن و اصیل اوستا، نظریههای نگارنده پیرامون خاستگاه کیهانی میترا، ناهید، اشی، تشتر و دیگر نامهای اوستاییِ در پیوند با پدیدههای کیهانی آمده است. [...]
رنجهای بشری ۱۲۷: اجبار زن به ازدواج با محارم در دین زرتشتی
در فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ فرخزدان از او سؤال شده است که اگر دختر یا خواهر مردی به ازدواج با او رضایت و موافقت نداشته باشند، آیا مرد میتواند به زور آنان را زن خود کند؟ موبد پاسخ میدهد که مرد را نمیتوان وادار به ازدواج کرد ولی زن را میتوان به زور وادار کرد. بخصوص اگر خواهر یا دختر باشد که هم میتوان آنان را به زور به زنی گرفت و هم ثواب ازدواج با محارم را دارد. [...]
رنجهای بشری ۱۲۶: وصیتنامه دروغین کوروش
یکی از دروغهای بیپایان کورشپرستان ساختن وصیتنامهای قلابی برای کورش است که حضرتش مثلاً در آن میفرماید: «فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی در خاک پاک ایران به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد». فریبگری از زشتترین کارهایی است که کسی میتواند در قبال انسانها انجام دهد. آن هم در قبال احساسات پاک و بیشائبه جوانان دوستدار میهن و منحرف کردن تعلق خاطر انسانی و شرافتمندانه آنان به طرف منجلابهای پردروغ و سوءاستفاده و به بیراهه کشیدن و تباه کردن آرمانهای باشکوه آنان. کارهای زشتی که همگی زیر پرچم ایراندوستی انجام میشود.
دروغ جدید: درینکویو شهر زیرزمینی زرتشتیان در ترکیه
این روزها دروغ جدیدی به نقل از سایت انجمن جهانی زرتشتیان و رسانههای فریبگر دیگری بالا آمده که «درینکویو شهر زیرزمینی زرتشتیان شگفتانگیزترین کشف تاریخ آیین زرتشت مقصد توریستی جدید ترکیه» (جملهبندی را ببین!). راست و ناراست را با ترفندهایی که انصافاً در تخصص کورشپرستان آریانژاد و معدودی از زرتشتیان دروغگو و حقهباز است به هم بافتهاند و یک تصویر اهورامزدا را هم با مونتاژ مضحکی در وسط یک مجلس کاشیکاری چسباندهاند تا این افتخار درخشان ایران باستان و دین بهی زرتشتی را خوراک عدهای احمق کنند که بزنم به تخته کم هم نیستند. حیف که دنیا برای دروغ پول خرج نمیکند، اگر نه با درآمدش به اندازه غارتهای شازده کورش (ع) عایدات داشتند و میتوانستند مثل کورش و کمبوجیه در بانک اگیبی سرمایهگذاری کنند و برده خرید و فروش کنند. [...]
انتشار کتاب درفشهای اورارتویی آذربایجان
انتشارات نوید شیراز خبر از چاپ و نشر کتاب «درفشهای اورارتویی آذربایجان» داده است. این کتاب از صبح فردا در نمایشگاه کتاب تهران و پس از پایان نمایشگاه در کتابفروشیها عرضه خواهد شد. کتاب درفشهای اورارتویی آذربایجان شرح و توصیف مصور چندین پلاکهای مفرغین و منحصربفرد و مهمی است که در سال 1354 خورشیدی/ 1975 میلادی در آذربایجان کشف شدند و بعدها در حراجی ساتبی لندن به فروش رسیدند. تمامی نگارههای کتاب برای نخستین بار منتشر میشوند و به دست هنرمند توانا سرکار خانم طاهره افضلی و براساس عکسهایی که نگارنده در اختیار ایشان قرار داد، ترسیم شدهاند. [...]
رنجهای بشری ۱۲۵: سنگسار زنان در زمان کورش بزرگ
سنگسار زنان در زمان فرمانروایی کورش بزرگ بر بابل امری متداول بود و در مورد زنان زانیه اجرا میشد. در این مورد مردان از مجازات سنگسار معاف بودند، مگر آنکه به حرم و کنیزان شاه نظر داشتند.
رنجهای بشری ۱۲۴: ارثیه زنان در زمان کورش
توجه به مفاد کتیبههای گلی بدست آمده از زمان فرمانروایی کورش بزرگ بر بابل (و از جمله لوح شماره 277) نشان میدهد که زنان حقالارثی معادل نصف مردان داشتهاند و در موارد خاصی هیچگونه حقالارث به آنان تعلق نمیگرفته است. [...]
آقای ارفعی و ماجرای سطر ۳۶ منشور کورش
روشنگریهای نگارنده پیرامون آسیبهایی که کورشپرستان با دروغها و فریبگریهای خود به فرهنگ ایران زدهاند، موجب شده تا آنان ناتوانی از پاسخگویی و توجیه ابلهان را به شکل دیگری جبران کنند. با دست یازیدن به هتاکی و پروندهسازی و سرکوب که الحق و الانصاف در شأن شخصیت آنان است. آنان همچنین در کنار این کارها، نفسنفس زنان به دنبال موضوع کهنهای نیز دویدهاند که آقای عبدلمجید ارفعی در سال 1379 مدعی شده بود که سطر 36 منشور کورش را ایشان برای اولین بار در جهان ترجمه کردهاند. [...]
همشهری جوان و روشنگری پیرامون دروغهای کورشپرستان
شماره جدید هفتهنامه پرخواننده همشهری جوان که روز شنبه شانزدهم اردیبهشتماه منتشر میشود، به روشنگری پیرامون دروغها و حقهبازیهای کورشپرستان اختصاص دارد و بسیاری از مطالبی که این نگارنده در ماههای گذشته نوشت، در آن منتشر شده است. از همه آقایان و خانمها و روزنامهنگاران دوستدار میهن در همشهری جوان که بدون واهمه از چماقداران آریاانگار و کورشپرست به کوششی حرفهای و انسانی در قبال نسل آینده و در مقابله با عوامفریبی عمل کردند، صمیمانه سپاسگزارم. عکس روی جلد: [...]
کتابی در نمایشگاه امسال ندارم
به اطلاع میرسانم که هیچیک از کتابهای تازه نگارنده که به موجب قراردادهایی با ناشران مختلف قرار بود تا نمایشگاه کتاب امسال چاپ و منتشر شوند، منتشر نشدهاند و نگارنده هیچ کتاب تازه یا تجدید چاپ شدهای در نمایشگاه کتاب امسال ندارد. این اتفاق که تاکنون برایم بیسابقه بود، دلایل مختلفی دارد: تعلل و کوتاهی اداره ممیزی کتاب در وزارت فخیمه ارشاد اسلامی (یکی از کتابهایم سه سال است که بدون هیچ توضیح یا پاسخی در آنجا مانده است)، ورشکست شدن یک ناشر، اهمال ناشر دیگر، گرانی ناگهانی بهای کاغذ و چند دلیل دیگر. [...]
رنجهای بشری ۱۲۳
قلمرو نژاد پاک آریایی از تنور بریتانیا بود تا سفره ناسیونالیسم آلمان نازی و معدودی نژادپرستان ایرانی که آگاهانه یا از روی غفلت پای دمخوردههای آنان نشستهاند.
رنجهای بشری ۱۲۲: کورش و زرتشت در شاهنامه فردوسی
کورش و هخامنشیان همراه با زرتشت و زرتشتیانی که در سده اخیر خود را به زرتشت منسوب کردهاند، تنها بخشهای کوچکی از گستره بزرگ فرهنگ و تمدن ایرانی هستند و نه همه آن (آنطور که عدهای بدان دامن میزنند). بخشهایی که بیش از آنکه تأثیر سازنده بر فرهنگ و مدنیت ایران داشته باشند، تأثیر ویرانگرانه داشتهاند. مقدار توجه لازم به اینان به همان اندازهای لازم و کافی است که فردوسی در شاهنامه آنرا معین کرده است: چند بار اشاره گذرا و مبهم به نام زرتشت، بیتوجهی به دین زرتشتی و بیتوجهی و سکوت مطلق نسبت به کورش و دیگر هخامنشیان به استثنای شرح مبسوط غلبه اسکندر بر آنان. فردوسی به درستی نشان داده است که اهمیت و جایگاه این نامها در فرهنگ ایران در همین حد ناچیز است و نه بیش از آن.
رنجهای بشری ۱۲۱
آیا ممکن است که لشکرکشیها و جهانگشاییها بجای ویرانگری منجر به آبادانی شده باشند؟ آیا شاهدی تاریخی وجود دارد که نشان دهد سپاهیان عظیم کورش یا داریوش یا چنگیز یا آتیلا یا نرون، مشغول ساخت شهر و آبانبار و مدرسه و درمانگاه و لایروبی قنوات و شخمزدن زمین و دیگر کارهای عامالمنفعه شده باشند؟
رنجهای بشری ۱۲۰: کورش بزرگ و بنیانگذاری کشور ایران؟
یکی دیگر از فریبگریهای کورشپرستان و آسیبهایی که با پرچم ایراندوستی به ایران میزنند، این است که سعی میکنند کورش را بنیانگذار کشور ایران معرفی کنند. در حالیکه نه تنها در اسناد تاریخی چنین ادعایی نیامده، که حتی در زمان کورش و هخامنشیان چیزی به نام کشور «ایران» وجود خارجی نداشته است. اما اگر منظور کشوری است که بعدها ایران نامیده شد، در اینصورت باید گفت که قدمت این کشور و تمدن بسا بیش از زمان کورش است و چنین ادعایی موجب بیقدر کردن قدمت تاریخی یک تمدن کهنسال خواهد بود. کمترین آسیب چنین ادعایی این خواهد بود که مدعیانش نخواهند توانست از قدمت تمدن بیش از 2500 سال و دستاوردهای علمی و اجتماعی آن سخنی بگویند و یا از آن دفاع کنند. دوستی خاله خرسه که میگویند همین است.
رنجهای بشری ۱۱۹
کورش و هخامنشیان توانستند در مدت کوتاهی تمامی تمدنهای بشری از هند و سُغد و ماد تا به لیدی و بابل و حبشه و مصر را تصرف و نابود کنند. در این میان، یونان تنها تمدن/ شهرنشینی در منطقه بود که بهرغم هجوم هخامنشیان و غارت و سوزاندن آتن، توانست در آخرین لحظات و با شجاعت آخرین نفرات بر آنان پیروز شود و جان سالم به در برد. اگر چنین مقاومتی روی نداده بود، این آخرین بازمانده تمدن بشری نیز نابود شده بود و نسل بشر میبایست برای ادامه حیات به روی درختان بازگردد.