Skip to content
بایگانی موضوع روزنوشت .

یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۹۶

توماس پین، مردی که می‌گفت «کشور من جهان است»: (۲۴ مهر ۱۳۹۶) توماس پین (Thomas Paine) کارگر و کفاش‌زاده انگلیسی و دوزنده شکم‌بند بود. او در سال ۱۷۷۴ میلادی با مساعی بنجامین فرانکلین که پی به نبوغ او برده بود، به آمریکا رفت و با تألیف کتاب کوچک و ضداستعماری و عامه‌فهم «عقل سلیم» که ۴۸ صفحه بیشتر نداشت، بنیان قیام‌هایی را گذاشت که منجر به آزادی و استقلال آمریکا از استعمار و سلطه بریتانیا شد. او پس از رسیدن به مقصود، آمریکا را ترک کرد و به پاریس رفت و با تألیف کتاب «حقوق انسان» که در دفاع از آزادی و اختیار انسان‌ها و محدودیت برای حکومت‌ها بود، آتش انقلاب فرانسه را شعله‌ور ساخت. او سپس با تألیف کتاب «عصر خرد» و چند کتاب دیگر، نبرد روشنگرانه تازه‌ای را برای خردورزی و احقاق حقوق انسان‌ها و تضعیف قدرت بلازمنازع کلیسا به راه انداخت. اینکار موجب شد تا سلطه‌گران، عامه خرافه‌پرست را علیه‌اش بشورانند. او در انگلستان بطور غیابی محکوم به اعدام شد و در فرانسه به زندان افتاد. توماس پین پس از رهایی از زندان در حالی به آمریکا بازگشت که در همه جا او را تحقیر و تمسخر می‌کردند و منفور عام و خاص شده بود. وقتی در سال ۱۸۰۹ و در نهایت دردمندی و فلاکت از دنیا رفت، هیچ گورستانی اجازه دفنش را نداد و دوستش مارگارت دو بونویل او را در غربت و در حالیکه فقط شش نفر در مراسم شرکت کرده بودند، در روستای نیوراچل در نزدیکی نیویورک دفن کرد. توماس پین، آن مرد بزرگ تاریخ بشری می‌گوید: «جامعه با توانایی‌های ما پدید می‌آید و حکومت با ضعف‌های ما». می‌گوید: «بخش اعظم نظمی که در میان انسان‌ها حکمفرماست، اثر وجود دولت نیست، بلکه محصول اصول اساسی جامعه و مرام طبیعی انسان است. وجود نظم مقدم بر دولت است و در صورتی که ساختار دولت از بین برود، باز هم وجود خواهد داشت». می‌گوید: «نهاد کلیسا به این منظور به وجود آمده تا بشر را به بردگی بگیرد و قدرت و منفعت را در دستان خود متمرکز کند». می‌گوید: «کشور من جهان است و دین من انجام کارهای خوب».

خاطره‌ها

۴۰) نوروز که نزدیک می‌شد، مادر یک لحظه قرار نداشت. خانه همیشه تمیزش را خانه‌تکانی می‌کرد. کرسی زغالی و بخاری نفتی را جمع می‌کرد و به زیرزمین می‌برد. تمام خانه را خالی می‌کرد تا دیوارها از نو با رنگ و نیل نقاشی شوند. فرش‌ها را در حیاط خانه و در کنار آن حوض و باغچه کوچک و تک درخت گلابی می‌شست. با گندم و عدس در چند ظرف زیبای سفالی سبزه می‌انداخت. وقتی کمی قد می‌کشیدند، روبان قرمزی بر کمر آنها می‌بست. برای بچه‌ها لباس‌های زیبا می‌دوخت و بر تنشان می‌کرد. سمنو و شیرینی‌های خانگی می‌پخت و در ظرف‌هایی که یادگار مادربزرگ بود، می‌چید. آینه را برای چندمین بار دستمال می‌کشید و برق می‌انداخت تا مبادا کمترین لکه‌ای روی آن باشد. همه چیز می‌بایست تمیز و براق باشد. در شمعدان‌ها شمع می‌نشاند و گلاب‌پاش‌ها را پر از گلاب می‌کرد. خانه بوی مادر را می‌داد. مادر با لبخند مهربانش به استقبالمان می‌آمد و یک ظرف سبزه به دستمان می‌داد. امسال اولین نوروزی است که پدر تنهاست و سبزه‌ای در دست مادر نیست. […]

یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۹۵

بعضی وقت‌ها باید چیزی را تمام کرد. آدمی بزرگتر از آنست که در حصار کوچک و بسته‌ای بماند. پشت دیوارهای کهنه و سقف‌های کوتاه و دهلیزهای دلتنگ، پر است از افق‌های تازه و کوهستان‌های بلند و چشم‌اندازهای فراخ. شروع کردن جسارت می‌خواهد و تمام کردن شهامت. […]

یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۹۴

ساعت صفر یا نیمه‌شب امشب سال جدید آغاز می‌شود و نوروز از راه می‌رسد. عید نوروزی که سفره هفت‌سین و دیگر آداب و رسوم آن از نوآوری‌های حرمسرای قاجار و بخصوص «انیس‌الدوله» است. جشنی که عموم سنت‌های نیکوی آن از بین رفته و فقط یک اسم خشک و خالی به علاوه سه چیز دیگر از آن برجای مانده است: خرید، مهمانی، و انحطاط عمومی کشور. اقلیت نوکیسه و مصرف‌زده به دنبال خریدهای حریصانه و سیری‌ناپذیر و تدارک تعطیلی و تفریح هستند. مردم شریف و دردمند و غارت‌زده نیز در تکاپوی گرفتاری‌ها و رفع و رجوع مشکلات و معضلات بلای بزرگی به نام عید نوروز هستند. بلایی که عملاً دو ماه از سال را به گرداب خود فرو می‌کشد و می‌بلعد. اختلاف و شکاف طبقاتی در جامعه به اندازه‌ای شدت گرفته که حتی از اختلاف طبقاتی عصر ساسانی نیز پیشی گرفته است. تجارب تاریخی نشان می‌دهند که این اندازه تبعیض و بی‌عدالتی در یک جامعه مدت زیادی دوام نمی‌آورد و به مرز عصیان و فروپاشی خواهد رسید. رویکرد مصرانه و مذبوحانه رسانه‌های گروهی و بخصوص تلویزیون برای تحمیق توده‌ها و ترویج لودگی و کاستن از سطح ادراک عمومی به نتیجه دلخواه نخواهد رسید، چنانکه تلاش مشابه تلویزیون شاهنشاهی نیز به چنین نتیجه‌ای نرسید. من در این روزهای آخر سال و در گوشه تنگی و تنهایی و نگرانی خویش مشغول بررسی و تألیف بخش دیگری از گفتارهای انسان‌گرایی به نام «بیانیه تاریخ‌نگاری انسان‌گرا» بودم. باشد تا نسل‌های آینده از روزگار خود رضایت بیشتری داشته باشند. اگر نسل حاضر بگذارد که چیزی برای آیندگان باقی بماند. […]

یادداشت‌های پراکنده سال ۱۳۹۳

«آیا ایران آینده‌ای خواهد داشت؟» مجموعه گفتارهایی است که ممکن است در ادامه کتاب‌های «مناسبات مدنی» و «رنج‌های بشری» و با نگرانی مجدد از سرنوشت نسل‌های آینده در دست انتشار قرار گیرد. در این گفتارها که همچون گذشته با واقعیت‌های تلخ و نه با رؤیاهای شیرین مواجه خواهیم بود، با استناد به داده‌های آماری و مشاهدات ملموس و انکارناپذیر جامعه شهری ایران (همچون اضمحلال مدنیت، استقرار سرمایه‌داری مصرف‌زده و ابتذال‌گرا، انحطاط اخلاق اجتماعی و فضیلت‌های انسانی، سقوط علم و صعود جهل و جعل، تخریب و تباهی و آلودگی محیط زیست و زندگانی، شیوع عصبیت و نژادپرستی و تحریک‌پذیری، سیطره غریزه توحش و غلبه خوی غارتگری و تجاوزطلبی)، نشان خواهیم داد که چنانچه روند فعلی از هم گسیختگی و فروپاشی جامعه ادامه پیدا کند، ایران «کشوری بدون آینده» خواهد بود. […]

نمایشگاه عکس دست‌ها و چشم‌ها

نمایشگاه عکس رضا مرادی غیاث‌آبادی با عنوان «دست‌ها و چشم‌ها» از روز شنبه ۲۴ خرداد تا پنجشنبه ۲۹ خرداد در نگارخانه کمال‌الدین بهزاد برگزار می‌شود. در این نمایشگاه سی تابلوی عکاسی بر اساس نگاتیوهای سیاه و سفید قطع بزرگ و یک تریلوژی رنگی با عنوان «روز موعود» یا «لحظه وداع» به نمایش گذاشته می‌شود. […]

دو سخنرانی در دانشکده هنر و معماری تهران و خانه ریاضیات اصفهان

در روزهای دوشنبه ۱۸ آذرماه و پنجشنبه ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲ دو سخنرانی نگارنده در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران و خانه ریاضیات اصفهان برگزار شد. موضوع سخنرانی در دانشکده هنر و معماری عبارت بود از «باستان‌شناسی و هنر: آنچه هنرمند معاصر به هنگام ایده گرفتن از آثار باستانی باید بداند». این برنامه با مشارکت دانشجویان رشته‌های هنری برگزار شد که به تبع فعالیت‌های حرفه‌ای و تحصیلی خود پرسش‌های متنوعی در این زمینه داشتند. […]

شروع تازه!

بناهای بلند، ستون‌های استوار، درگاه‌های فراخ/ گنبد کیهان، آسمان پهناور، خورشید درخشان، ابرهای شتابان، زمین زاینده، زمان بی‌کرانه/ چشم‌انداز‌هایی به فلک، روزنه‌هایی به خورشید، دریچه‌هایی به چهارسوی هستی، به پیوندگاه‌های زرین گنبد آبی با سبزه‌زارهای بی‌انتها […]

تأثیر تنوع فرهنگی بر تحمل اجتماعی

امروزه عموم شهرهای بزرگ جهان تبدیل به موزه‌هایی از مردمانی با هویت‌ها و تنوع فرهنگی و زبانی و مذهبی گوناگون شده‌اند. این تنوع موجب از بین رفتن یکدستی و یک‌شکلی و خودبینی و برترانگاری جوامع بسته و رشد نیافته می‌شود و در نتیجه سطح تحمل‌پذیری افراد را بیشتر می‌کند. نبود جامعه مهاجر و تنوع فرهنگی حاصل از آن در ایران، یکی از موجبات پایین رفتن سطح تحمل در جامعه ما و بالارفتن روحیه کم‌تحملی و تحریک‌پذیری و پرخاشگری را فراهم کرده است.

ما و نسل‌های آینده

نسل‌های آینده چه سرنوشتی خواهند داشت و در چگونه کشوری زندگی خواهند کرد؟ ما برای آنان چه کرده‌ایم؟ آنان در باره ما چه خواهند گفت؟

وقتی حرفی برای گفتن داری

وقتی حرفی برای گفتن داری از آدم‌های قدیمی و سنتی نترس. از آدم‌های امروزی و مدرن و مدعیان آزادی بیان و حقوق بشر بترس.

آنان که «بدیدند» حقیقت و ره افسانه زدند

و ما کسانی بودیم که از واقعیت بیزاری جستیم و جان و مال و هستی خویش را به پای تخیلات نثار کردیم.

ثبت بازی چوگان در یونسکو و شلوغ‌کاری‌های دوباره ما

به راه انداختن داد و فغان و جیغ و ناله عادت همیشگی اشخاص و بخصوص مسئولانی است که از انجام دادن کار مفید و سازنده ناتوان هستند و می‌خواهند این ناتوانی را با شلوغ‌کاری و مظلوم‌نمایی و «من آنم که رستم بود نامم» جبران کنند. آنانی که می‌خواهند کم‌کاری‌های خود را پشت نقاب اعتراض‌های بی‌پایان و همیشگی پنهان کنند. عده‌ای تمامیت‌خواه خودشیفته و پرمدعا دچار چنین توهمی شده‌اند که انگاری مرزهای فعلی کشوری به نام ایران در میلیاردها سال پیش و به هنگام شکل‌گیری منظومه شمسی پی‌ریزی شده و سند شش دانگ هر چیزی که در آن هست از اصل و اساس و از آغاز خلقت کائنات به نام آنان منگوله‌دار شده است. […]

عید قربان و الغای سنت کهن قربانی انسان

روز قربانی یا عید قربان/ عید اضحی یکی از کهن‌ترین و متداول‌ترین سنت‌های ماقبل اسلامی مردمان خاورمیانه است. داستان ابراهیم نیز که در قرآن و منابع دیگر از آن یاد شده، به یکی از انقلاب‌های مهم در چگونگی اجرای مراسمی آیینی در ایران، بین‌النهرین، آناتولی و دیگر سرزمین‌های شرق باستان اشاره دارد: الغای سنت دیرین قربانی کردن یا سوزاندن انسان‌ها و بخصوص کودکان، و جایگزین کردن گوسفند و دیگر حیوانات بجای آن. مناسب است اگر این روز جایی در مناسبت‌های تقویمی مربوط به کودکان پیدا کند. […]

چه چیز برای آیندگان می‌ماند؟

فقط این مهم نیست که از گذشتگان چه به ما رسیده است، مهم‌تر اینست که ما برای آیندگان چه بر جای می‌نهیم.

ارزش کشور

ارزش یک کشور به قدمت یا پهناوری‌اش نیست، به اینست که مردمش چقدر احساس خوشبختی می‌کنند.

قدیمی‌ترین یادکرد از نام ایران بر کدام نقشه جغرافیایی؟

سؤالی برای تأمل و تحقیق: کهن‌ترین نقشه جغرافیایی که نام ایران به عنوان یک کشور بر روی آن ثبت شده باشد، متعلق به چند سال پیش است؟

جوامع بی‌مطالعه

مردمی که کتاب نمی‌خوانند، اما زیاد حرف می‌زنند و برای هر مسئله‌ای راه‌حلی دارند، قادر به ایجاد روزگار بهتری نیستند.

تو بیدارگری هشیار باش

عوام لالایی‌خوان‌ها و مخدرهای خواب‌آور و نشاط‌آور را دوست‌تر می‌دارند تا سحری‌خوان‌ها و نفیرهای بیداری‌بخش و اندیشه‌آور را. اما تو بیدارگری هشیار باش برای اقلیت و نه خواب‌آوری حماقت‌پرور برای اکثریت. به تفکر واداشتن به از دل کسی به دست آوردن.

ادعای گم شدن هزاران سند در میراث فرهنگی: زمینه‌سازی برای گم‌شدن‌های جدید؟

از گفتگو با آقای آبتین صدر در رادیو فردا: اخیراً ادعا شده که سال‌ها پیش و در زمان دولت دهم هزاران سند و کتاب و امثال آن در سازمان میراث فرهنگی «مفقود» شده یا «فروخته» شده است. همچنین ادعا شده که خریدار آنها، کتابفروشی شهرکتاب نیاوران (به مدیریت آقای محمد زهرایی مدیر انتشارات کارنامه) بوده است. از چگونگی نقل مدعی این ادعا به روشنی دریافته می‌شود که خود در این مفقود شدن‌ها و معامله‌ها دست داشته و یا از آنها خبر داشته است. به گمان نگارنده، چنین ادعایی (با توجه به زمان بیان آن) می‌تواند مصداق ضرب‌المثل فارسی «شریک دزد و رفیق قافله» باشد. عده‌ای در زمان همان دولت و بلایی که بر سر سازمان نازل کردند، نه تنها در قبال تمامی ویرانگری‌ها و بی‌مسئولیتی‌ها سکوت کردند، که حتی در حال مشارکت و هم‌سفره‌ای با آنان نیز بوده‌اند. اکنون که آن سفره برچیده شده، همان عده برای گمراه کردن عامه در صف پیدا کردن مقصرین ایستاده‌اند. […]

انتشار کتاب فرهنگنامه ایران

کتاب فرهنگنامه ایران در ۸۴۸ صفحه با ۵.۰۰۰ مدخل ایران‌شناسی و ۵۰۰ قطعه عکس اختصاصی منتشر شده است.

این کتاب آخرین و نهایی‌ترین کتاب رضا مرادی غیاث‌آبادی و در بردارنده ماحصل پژوهش‌ها و مطالعات اوست. آنچه از کتاب و مقاله و یا مصاحبه و سخنرانی که پیشتر از این مؤلف منتشر شده (و بسیاری از آنها با بازنگری و ویرایش جدید در این فرهنگنامه عرضه شده‌اند)، در صورتی معتبرند و نظر نهایی‌تر دانسته می‌شوند که در تعارض با محتویات و نظرات ارائه گردیده در این کتاب نباشند.

فرهنگنامه ایران به هر پدیده‌ای می‌پردازد که با فرهنگ و تمدن ایران و پیرامون آن از کهن‌ترین روزگاران تا اواسط عصر قاجار در پیوند است.

فرهنگنامه ایران گستره وسیعی از نام‌ها و مفاهیم را به شکل مختصر و گاه مفصل در بر می‌گیرد. از آن جمله است: دوره‌های باستان‌شناسی، سکونتگاه‌ها، آثار و بناهای باستانی، سنگ‌نگاره‌ها، خط‌ها و زبان‌ها، کتیبه‌ها و متون کهن، متون ادبی و علمی، شخصیت‌های تاریخی و اسطوره‌ای، نام‌های اوستا و شاهنامه، دانشوران، متفکران، هنرمندان، ادیبان و شاعران، جشن‌ها و گردهمایی‌های مردمی، مناسبت‌های تقویمی و باورهای کیهانی، هنرهای مردمی و صنایع دستی، موسیقی و خوشنویسی، اوزان و مقیاس‌ها، تاریخ‌نامه‌ها و جغرافی‌نامه‌ها، تاریخ‌نگاران و جغرافی‌نویسان، شرق‌شناسان و سفرنامه‌نویسان. […]

آموزه‌ای از فردوسی در داستان رستم و سهراب

رستم بزرگ‌ترین پهلوان ایران است. بزرگ‌ترین پهلوان شاهنامه نیز هست. اما فردوسی هیچ باکی ندارد تا با صراحت و صدای بلند و با شیواترین سروده‌ها بگوید که رستم نه در زور به پای سهراب می‌رسید و نه در مردانگی. او در شجاعت و جوانمردی از سهراب شکست خورد و با فریب و نیرنگ بر سهراب جوان غلبه کرد. اما مهمترین چیزی که می‌توان از داستان رویارویی رستم و سهراب آموخت، نه چگونگی مبارزه آن دو تن، که چگونگی روایتگری فردوسی است. راوی صادق و راستگویی که اهل پنهان‌کاری نیست و واقعیت را فدای هیچ خوشایندی نمی‌کند. حتی فدای رستم شاهنامه‌اش.

در فواید زنده‌کشی و مرده‌پرستی

دیروز نازنین رنج کشیده‌ای این شعر معروف را می‌خواند که: «در حیرتم از مرام این مردم پست، این طایفه زنده‌کُش و مُرده‌پرست/ تا هست به ذلت بکُشندش ز جفا، چون مُرد به عزت ببرندش سر دست». زنده‌کُشی و مُرده‌پرستی شیوه و سنت و اخلاق دیرینه جامعه ماست. توجه به بزرگان یا نخبگان جامعه هنگامی رخ می‌دهد که آنان مرده باشند. بسیار دیده‌ایم که ناگهان تمامی رسانه‌ها و مراسم دولتی آکنده از اخبار و ستایش شخصی می‌شود که به تازگی مرده است، در حالیکه در زمان حیات، توجه و اعتنای چندانی به او نمی‌شد. حالا آن کسانی سوگوار و مصیبت‌زده می‌شوند و بر سر و سینه خود می‌کوبند که ای بسا در زمان حیات، حتی نام او را نیز نشنیده بودند. سایت‌ها و وبلاگ‌ها و نشریات پر می‌شوند از انواع و اقسام مصاحبه‌ها، رنج‌نامه‌ها، نقل‌قول‌ها، و بیان خاطره‌ها. نقل‌ها و خاطراتی که عمدتاً قلابی و ساختگی هستند و به نوعی مفید به حال کسی که آنها را نقل می‌کند. اکنون همه‌جا پر می‌شود از عکس‌های دو نفره و بعضاً در کنار تخت بیمارستان که قبلاً به همین منظور عکاسی شده‌اند. پی بردن به دلیل اینکه چرا ما اینگونه هستیم، کار سختی نیست. […]

انتشار کتاب گاثای زرتشت

کتاب «گاثای زرتشت: کوششی برای ترجمه واقع‌گرایانه و غیرذوقی از گاثای منسوب به زرتشت» منتشر شده است. این کتاب بر اساس گزارش پرادز اکتور شروو و ترجمه و توضیحات این نگارنده با همکاری بی‌شائبه آقای بابک صالحیان انجام شده است.

علاوه بر نسخه چاپی، نسخه پی‌دی‌اف این کتاب نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار دارد و توزیع و به اشتراک گذاشتن آن در محیط وب بدون هیچگونه تغییر در محتوای آن برای همگان آزاد و رایگان است. […]

در لزوم استقبال از نقدهای اجتماعی

عادت و شیوه دیرین و عمومی ما، سرکوب منتقدان و مخالفان، و از جمله سرکوب کسانی است که به نقد وضعیت اجتماعی ما و چاره‌جویی برای رفع آن می‌پردازند. این سرکوب‌ها در بدترین حالت با قتل نفس یا ترور شخصیت، و در بهترین حالت با رد خشمگینانه نظرات منتقد یا دستکم با توصیه به سکوت همراه بوده است. اما با این همه، هیچکس منکر این نیست که جامعه ما دستکم از زمان خشونت‌ورزی‌ها و تجاوزگری‌های کورش و داریوش هخامنشی تا به امروز (به جز برخی دوره‌های کوتاه‌مدت و گذرا) با انبوهی از معضلات رفتاری و اجتماعی دست به گریبان است. معضلاتی که سرکوب منتقدان و دگراندیشان نیز یکی از همان‌ها بشمار می‌رود. هیچکس منکر این نیست که ما از همه نظر از جامعه جهانی عقب افتاده‌ایم و با بلایا و نابهنجاری‌های بیشماری دست به گریبانیم. نابهنجاری‌ها و معضلاتی که به‌رغم کوشش‌ها و تلاش‌های گسترده خردمندان و اهل نظر و ایراد نظریه‌های گوناگون، تاکنون به نتیجه‌ای شایسته و راه‌حلی درخور نرسیده است. سؤال‌های بی‌پاسخ همچنان پیش روی ماست. […]

نمایشگاه آثار هنری با موضوع رنج‌های بشری

توجه به آنچه در طول تاریخ موجبات رنج و شکنج انسان را فراهم آورده است، و بیان آنها در قالب آثار هنری، همواره یکی از علاقه‌مندی‌ها و گرایش‌های هر هنرمند آزادفکر و انسان‌گرا بوده است. هنرمندان و اندیشمندان پیشرو و پراحساسی که با خلق آثار انسانی، خود را در رنج بشر شریک می‌کنند، به زندگی بهتری برای جوامع بشری می‌اندیشند و با آثار هنری خویش، تفاوت بارز بین خود و دکان‌داران و سلطه‌گران تاریخ‌ساز و تاریخ‌فروش یا ساده‌دلان زودباور پیرو آنان را بخوبی نشان می‌دهند. دوست هنرمند و فرهیخته آقای علی خوبیار- دانشجوی دانشگاه آزاد- خبر داده است که با ایده گرفتن از سلسله گفتارهای «رنج‌های بشری» و با توجه به خشونت‌ورزی‌ها و ویرانگری‌ها و غارتگری‌های جهان‌گشایان تمامیت‌خواه و تجاوزگری همچون کورش و چنگیزخان و تیمورلنگ، نمایشگاهی از آثار هنری چیدمانی (اینستالیشن آرت) که در اصل یک ژوژمان کوتاه‌مدت دانشگاهی است، از ساعت 13.30 دقیقه تا ساعت 17 روز چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 در محل دانشگاه هنر و معماری واقع در تهران، خیابان انقلاب، نبش خیابان فلسطین برگزار می‌شود. ایشان همچنین خاطرنشان کرده‌اند که در حاشیه این نمایشگاه، جایزه‌ای نیز معین شده برای کسانی که بتوانند سند و مدرکی دال بر پاره‌ای سخنان زیبا و اعمال بشردوستانه که به کورش منسوب شده، ارائه نمایند.

مراسم رونمایی کتاب فرهنگنامه عکس ایران

مراسم رونمایی کتاب فرهنگنامه عکس ایران در روز بیستم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲ در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، تالار کارنامه نشر، با شرکت و همراهی گروهی از صاحب‌نظران و پژوهشگران ایران‌شناسی، هنرمندان عکاس، روزنامه‌نگاران و دیگر علاقه‌مندانی که از روی لطف و مهر همیشگی در این مراسم حاضر شده بودند، برگزار شد. در نشست رونمایی از این کتاب، آقایان داریوش مطلبی (کارشناس نشر و اطلاع‌رسانی)، ایرج افشار سیستانی (ایران‌شناس)، نادر کریمیان سردشتی (پژوهشگر فرهنگ‌ها و زبان‌های باستانی) به معرفی و بیان نظرات خود پیرامون این کتاب پرداختند که ضمن تشکر از لطف همه آنان، گزیده‌ای از سخنان ایشان را تا جایی که دوستان در اختیارم نهادند، در ادامه می‌آوردم. همچنین از زحمات کارکنان سرای اهل قلم، خانم نظربلند (مدیر جلسه) و آقای مهدی غفوری (هنرمند و پژوهشگر عکاسی) برای تقبل زحمات و علاقه‌مندی‌های فراوان کمال تشکر را دارم. […]

انتشار کتاب فرهنگنامه عکس ایران

از فروردین‌ماه سال ۱۳۷۲ که روند طولانی تحقیق، تألیف و عکاسی کتاب مرجع و مستند فرهنگنامه عکس ایران آغاز شد، تاکنون بیست سال می‌گذرد. بیست سالی که به انتظار امروز سپری شد و پس از سفرهای فراوان در سراسر ایران و رنج‌های بی‌پایان و دلنشین و پرخاطره به پایان رسید. برخی از بخش‌های این کتاب در سال‌های دهه ۱۳۷۰ به شکل جزوه‌های مستقل و موضوعی منتشر شدند و همواره مترصد بودم تا بتوان همه عکس‌ها و موضوع‌ها را بطور یکجا آماده و منتشر کرد. اکنون فرهنگنامه عکس ایران با حدود دو هزار قطعه عکس سیاه وسفید و رنگی و ۱۵۳۶ صفحه رحلی به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است.

فرهنگنامه عکس ایران در بردارنده مجموعه‌ای متنوع از هر آن پدیده‌ای است که با فرهنگ و تمدن ایران در پیوند است. برخی از بخش‌ها و زیربخش‌های موضوعی کتاب عبارتند از: نگارکندها، کتیبه‌ها، سنگ‌نگاره‌ها، پیکره‌ها، آب‌انبار، پل، کاروانسرا، میل، مناره، برج، آرامگاه، گنبد، گنبدخانه، نیایشگاه، مسجد، کاخ، دروازه، قلعه، تاق، گنبد، بادگیر، ستون، محراب، در و پنجره، آجرکاری، گچبری، کاشیکاری، دیوارنگاره، مقرنس، پیشه‌ها، صنایع دستی، دست‌ساخته‌ها، ابزارآلات، ساز، درختان کهن، تپه‌های باستانی و بسیاری مضامین دیگر. تعدادی از آثار و صاحبان حرفی که عکس آنها در فرهنگنامه منتشر شده، در طول این سال‌ها از بین رفته یا درگذشته‌اند و رد و نشانی از آنها در این کتاب بازمانده است. […]

بستنی خوران توچال

می‌پرسیدم چرا این همه جمعیت و فشار و تقلا برای گرفتن یک بشقاب قیمه یا یک لیوان شربت؟ می‌گفتند برای اینکه «نذری» است. می‌پرسیدم چرا این همه هجوم و بگیر و بکش برای یک ظرف قورمه‌سبزی؟ می‌گفتند برای اینکه «شفا» است. همه اینها درست.

اما این واقعه را که عکس‌های آن در چند روز اخیر و با خفت و خوارداشت ایرانیان در بسیاری از رسانه‌های جهان منتشر شده و اسباب تحقیر و سرزنش ما را فراهم آورده، چگونه می‌توان جواب داد و توجیه کرد؟ چگونه و با چه انگیزه‌ای ممکن است چنین جمعیت انبوهی از ملت سانتی‌مانتال بالای شهر تهران در توچال بخاطر تصاحب یک بستنی لیوانی مجانی دست به اینچنین هجوم و فشار و لگدمال کردن یکدیگر بزنند و همدیگر را خفه کنند؟ اینجا که نه پای نیاز مطرح است (که هیچ نیازمندی اینچنین حقیرانه رفتار نمی‌کند که خوراکی‌ای را جلویش بیندازند)، نه از گرسنگی است، نه بخاطر ثواب نذری است، و نه پای شفای ضامن آهو در میان است. […]



web analytics