چند روز پیش، از اتفاق روزگار چنین پیش آمد که در ساعت هفت بامداد و در هوایی سرد و پر برف، به فراخوان استاد دکتر پرویز رجبی به محضر گرم و دوستداشتنی و آموزندهاش وارد شوم. کتاب زرتشت از «لومل» را که سخت درگیر آن بود به کناری نهاده و سخن دلی به نام «خبر [...]
قصه همیشگیِ سیب سرخ و چوبهٔ دار
هر چند که سفر چند ماه پیش استاد پرویز رجبی به دیار غربت و تنهایی، منجر به یافتن دارویی برای دست راست بیمارش نشد (دست راستی که دهها سال، برگهای سپید کاغذ را به سیاهی و برگهای تاریخ کشوری را از سیاهی به سپیدی در آورده بود)؛ اما منجر به چارهجویی و نگاهی ژرف به [...]
اسامه:نگاهی به رنجهای بی پایان و دیرین دختران سرزمینهای ایرانی
فیلم «اسـامـه» ساخته «صدیق برمک» فیلمساز و هنرمند ارزنده افغانستان، تنها قصه درد و رنج دختران افغانستان طالبانی نیست. اسامه، سرگذشت همیشگی و تکرارشونده دختران همه سرزمینهای ایرانی و همه تاریخ بشریت از پایان عصر نوسنگی تاکنون است. اسامه، نه تنها رنجنامه یک دختر، که دردنامه هر انسان و قصه تباهی هر میهن، هر آبادی [...]
بیاد استاد مصطفوی: مرد دلنگران هامون و چشمبراه نجاتبخشان ایران
برگرفته از سخنرانی پیشین این نگارنده در گردهمایی یادبود درگذشت روانشاد استاد علی اصغر مصطفوی امروز ما در فراق مردی گرد هم آمدهایم که همواره آرزو میکرد تا همه ما را در کنار هم ببیند، همه آنانی را که دلی به گروی مهر ایران سپردهاند. اما هرگز ندید، آنگونه که آرزو داشت. در آخرین دیدارها، [...]
راه شیراز
«راه شیراز» یک چکامه ادبی و شاعرانه نیست. نه نثر است و نه نظم. خود نیز نمیدانم چیست. سخن دل است، دلی که همواره و در سراسر تاریخ وادارش کردهاند تا یا همانند دیگران بیندیشد و یا احساساتش را چنان در پشت هزاران پرده مهآلود پنهان سازد تا دوستان و کسانی که باید، آنرا ببینند [...]
خانه مادربزرگ
برگرفته از کتاب خانه مادربزرگ (چاپ سال ۱۳۸۳) از همین نگارنده ۱ شبی زمستان بود، برف میبارید و باد کولاک میکرد. خروش برف و باد، یاد مرا به سالهای دور و به شبی پُر برف و به پنجرهای روشن میکشاند؛ یاد پنجره روشنِ خانه مادربزرگ. پنجرهای که از آن نورِ سرخ چراغ گردسوزی به بیرون [...]
بیاد سردار سرافراز وطن
نوشتار زیر، برگرفته از سخنرانی این نگارنده در پاییز سال ۱۳۸۰ است که خود بدان دسترسی نداشتم و اکنون به لطف یک دوست مهربان به دستم رسید و در اینجا منتشر میشود. این گفتارها ناشی از احساس و تألمهایی بوده که اکنون با برخی از آنها موافق نیستم. این گفتار در وبسایت احمد شاه مسعود [...]
مزدک: قربانی صاحبان قدرت و ثروت و نیرنگ
اَیا آنکه تــو آفتابی همی، چه بودت که بر من نتابی همی؟ کنجکاوی و توجهی که جوان کتابخوانده و روشنفکر امروزی، به مزدک و مزدکیان و باورهای کهن در خود احساس میکند؛ بیشتر از هر چیز، بازتاب سخنانی است که در طول تاریخ به مزدکیان روا داشته و به آنان نسبت دادهاند. جوان تاریخخوانده، بخوبی [...]