Skip to content
بایگانی موضوع نکته‌ها .

ما و نسل‌های آینده

نسل‌های آینده چه سرنوشتی خواهند داشت و در چگونه کشوری زندگی خواهند کرد؟ ما برای آنان چه کرده‌ایم؟ آنان در باره ما چه خواهند گفت؟

وقتی حرفی برای گفتن داری

وقتی حرفی برای گفتن داری از آدم‌های قدیمی و سنتی نترس. از آدم‌های امروزی و مدرن و مدعیان آزادی بیان و حقوق بشر بترس.

آنان که «بدیدند» حقیقت و ره افسانه زدند

و ما کسانی بودیم که از واقعیت بیزاری جستیم و جان و مال و هستی خویش را به پای تخیلات نثار کردیم.

چه چیز برای آیندگان می‌ماند؟

فقط این مهم نیست که از گذشتگان چه به ما رسیده است، مهم‌تر اینست که ما برای آیندگان چه بر جای می‌نهیم.

ارزش کشور

ارزش یک کشور به قدمت یا پهناوری‌اش نیست، به اینست که مردمش چقدر احساس خوشبختی می‌کنند.

جوامع بی‌مطالعه

مردمی که کتاب نمی‌خوانند، اما زیاد حرف می‌زنند و برای هر مسئله‌ای راه‌حلی دارند، قادر به ایجاد روزگار بهتری نیستند.

تو بیدارگری هشیار باش

عوام لالایی‌خوان‌ها و مخدرهای خواب‌آور و نشاط‌آور را دوست‌تر می‌دارند تا سحری‌خوان‌ها و نفیرهای بیداری‌بخش و اندیشه‌آور را. اما تو بیدارگری هشیار باش برای اقلیت و نه خواب‌آوری حماقت‌پرور برای اکثریت. به تفکر واداشتن به از دل کسی به دست آوردن.

مفهوم دفاع از آزادی

مفهوم عملی دفاع از آزادی در میان بسیاری از معتقدان به آن اینست که کسی آزادی ما را سلب نکند، اما ما حق اینرا داشته باشیم که آزادی دیگران را سلب کنیم.

محبوب‌ها و منفورها

محبوبیت زیاد در یک جامعه احساساتی و زودباور به خودی خود نشانه هیچ امتیازی نیست. بسیاری از آنانی که با شعارهای عدالت و انسانیت و رفاه و رستگاری بشریت جلو آمدند، چیزی بیش از مردم‌فریبان چرب‌زبان نبودند. در چنین جوامعی هیچکس به اندازه رمالان و خرافه‌پردازان و شیرین‌زبانان محبوبیت عمومی و هواداران آتشین ندارد و هیچکس به اندازه اهل خرد منفور و مطرود نیست.

سخنرانی‌های جذاب و پرهیجان

سخنان خردورزانه با متانت و بدون هیجان‌زدگی بیان می‌شوند و شنونده را تا مدت‌ها به درایت و تعمق وا می‌دارد. در هر سخنرانی جذاب که حاضران با شدت و هیجان کف می‌زنند، می‌توان تقریباً مطمئن بود که یکی در حال فریب دادن و خلقی در حال فریب خوردن هستند.

مقدسات جدید و چوبه‌های دار آینده

از تاریخ بیاموزیم و نگذاریم هیچ چیزی و هیچ شخصی به سرای مقدسین نوظهور راه یابد و غیر قابل نقد شود که فردا هر نقد و نظری را توهین به مقدسات قلمداد می‌کنند و با چوبه‌های دار پاسخ می‌دهند.

گرگ‌های قصه‌های مادربزرگ

در قصه‌های مادربزرگ بره‌هایی که با امید و دلخوشی به تماشای جنگ و دعوای گرگ‌ها می‌نشستند و بر سر آنان شرط‌بندی می‌کردند، سرزنش می‌شدند. چون آنان نمی‌دانستند که هیچ گرگی بهتر از آن دیگری نیست و دعوای گرگ‌ها به نتیجه‌ای جز غلبه و یکه‌تازی گرگ نیرومندتر و درندگی‌های بیشتر ختم نخواهد شد. در قصه‌های مادربزرگ، بره‌ها به این دلیل خورده نمی‌شدند که گرگ‌ها نیرومند و درنده بودند، بلکه به این دلیل خورده می‌شدند که «بره بودند».

منازعه عالم و جاهل

«بایزید را گفتند فلان عالم با جاهلی درافتاده و گریبان هم می‌کشند و می‌درند. گفت اگر او عالم بودی با جاهل در نیفتادی». وقتی با کسی به منازعه و مشاجره برخواستی، دیگر نمی‌توانی بگویی او در حد تو نیست. که اگر نبود، با او به جدل نمی‌نشستی.

هر کتابی به یکبار خواندن نمی‌ارزد

نمی‌توان گفت که هر کتابی به یک بار خوانده شدن می‌ارزد و یا هر کتابی را باید خواند تا در باره‌اش نظر داد. غذا را اندکی می‌بویند و می‌چشند و سپس آنرا می‌خورند. کتاب را نیز می‌توان با تورقی گذرا مزمزه کرد و پی به سلامت و فسادش برد. هیچکس ظرف شیر فاسدی را ته سر نمی‌کشد تا بداند سالم بود یا مسموم. عوارض غذای مسموم تا چند ساعت بعد برطرف می‌شود، اما عوارض کتابی مسموم ممکن است چندین نسل و چندین جامعه را به گمراهی و تباهی بکشد.

آزردگی‌های ناشی از عملکرد محققان

حق و وظیفه محقق ایجاب می‌کند که برای دستیابی به واقعیت‌ها و بیان آنها بکوشد. این حق و وظیفه را نمی‌توان نادیده گرفت یا پایمال کرد. اگر کار محقق موجب آزردگی و اضرار عده‌ای می‌شود، می‌باید این مشکل و راه‌حل آنرا در جای دیگری جستجو کنند. برای چنین جستجو و بررسی، باز هم به وجود یک محقق واقعگرا نیاز است.

اشتراک‌ها و افتراق‌ها 2

وقتی دوست مؤثر و توانایی را در کنار رقبا می‌بینیم، می‌توان روزی را به یاد آورد که به او سخت گرفتیم و به خرده بهانه‌ای او را از خود راندیم. آنانی که موفق شدند و پیش رفتند، کسانی بودند که دیگران را به صرف ذره‌ای اشتراک جذب کردند. و آنانی که ضعیف و ناکام شدند و عقب ماندند، کسانی بودند که دیگران را به صرف ذره‌ای افتراق طرد کردند.

ملت زنده

ملت زنده که بتوان آینده‌ای برای او متصور شد، ملتی است که توانایی تشخیص دروغ‌هایی را داشته باشد که هویت جمعی او را نشانه گرفته است و بخواهد و بتواند که در برابر آنها ایستادگی کند.

بگو دشمنت کیست تا بدانند کیستی!

بگو دشمنت کیست تا بدانند کیستی و چگونه‌ای. آنکه دشمنی ندارد، نه آرمانی دارد و نه تأثیری بر جای نهاده است.

چوبی که به خودمان می‌زنیم

ما چوب خودمان را خورده‌ایم و می‌خوریم. چوبی که به خودمان می‌زنیم و از دردش فریاد می‌کشیم. چوب ساده‌دلی و زودباوری، چوب دل‌بستن به هر پرچم زیبا و هر حرف قشنگ. چوب پناه بردن به دروغ و نجات‌بخش‌های موهوم، چوب حماقت.‬

تصفیه زبانی و تصفیه قومی

اصرار بر پاکسازی و تصفیه زبانی در نهایت به پاکسازی و تصفیه قومی می‌انجامد. چرا که محرک چنین کسانی، نه دلبستگی‌های زبانی، که نفرت‌های قومیتی است.

زودباوری و سلطه‌گری

تا زمانی که افکار عمومی صد حرف نادرست را راحت‌تر از یک حرف درست باور می‌کنند، بهره‌کشی و سلطه‌گری ادامه خواهد داشت.

حسرت‌ها

قدر حسرت‌ها را بدان! آنها باید باشند تا زندگی را زیباتر و رؤیاهایش را دلنشین‌تر کنند. زندگی بدون حسرت نباید چندان دوست‌داشتنی باشد.

دوست

به آن کسی که بیشتر هشدارت می‌دهد و کمتر خوشحالت می‌کند، می‌گویند: «دوست»!

دل مبند ای چشمه جوشان به سرابی موهوم

دل مبند ای چشمه جوشان به سرابی موهوم.

فانوس دریایی

چراغ‌های کم‌نور را دستکم نگیر، شاید فانوس دریایی باشند. شاید نوری بر راهی نیفشانند، اما راه را می‌نُمایانند.‬

اشتراک‌ها و افتراق‌ها 1

هیچکدام ما شبیه یکدیگر نیستیم. اما می‌توانیم ضمن اینکه همدیگر را نقد می‌کنیم، قدر اشتراک‌ها را بدانیم و آنها را قربانی افتراق‌ها نکنیم.

می‌سوزیم به پای موهومات

سخن پذیرفتنی برای بسیاری از ما ایرانیان واقعیت‌ها یا شک‌ورزی‌های عقل‌گرایانه نیست. بلکه سخنان مبهم و احساساتی و هر آن چیزیست که فقط خوشایند دل ما باشد. و چقدر که به پای این موهومات سوخته‌ایم و باز هم می‌سوزیم. برای همراه کردن و بهره‌کشی از ما، به چیزی نیاز نیست جز تحریک احساسات دینی یا میهنی از طریق ادعاهای زیبا اما دروغ.



web analytics