تمسخر نظریه توطئه خودش یک توطئه است.
بجز حقوق کودکان
برای پیروزی در رأیگیری یا کسب محبوبیت ادعای حقوق همه را میکنند بجز کودکان را، چرا که کودکان حق رأی ندارند.
میهنپرستی شعارگونه به نفع چه کسانیست؟
رویکردهای میهنپرستانه و وطندوستی و گرایش به بازشناسی و پیجویی هویت ملی در میان بسیاری از مردم و به ویژه جوانان فزونی یافته است. چنین رویکردهایی در ضمن اینکه ارزشمند و دوستداشتنی هستند و میتوانند در جای خود محرک و سازنده باشند، اما ممکن است مخرب و ویرانگر نیز باشند. هویت یک ملت، مجموعهای است از دستاوردهای مادی و معنوی و هر آنچه که از نیاکان به شکل یادمانهای فرهنگی و خاطرههای تاریخی به او رسیده است. مجموعه این دستاوردها- خواه زیبا و خواه زشت- هویت مشترک یک ملت را میسازند. نادیده گرفتن بخشی از این هویت و هرگونه تغییر و تصرف در آن، چه با زدودن آنچه که به نظر نازیبا میآید و چه با یا افزودن آنچه که به نظر زیبا میآید، در حکم تباهی هویت ملی است. [...]
جز به دروغ نمیتوان رسید
با دروغ به چیزی جز دروغ نمیتوان رسید.
پوزش بخاطر کتاب آتشکدههای ایران
نگارنده قصد دارد در این نوشتار بابت اطلاعات نادرستی که پانزده سال پیش در کتاب «آتشکدههای ایران» به خواننده داده است، پوزش بخواهد و آن اشتباه را جبران کند. هر چند این کتاب اکنون نایاب است و قصدی برای انتشار مجدد آن نیست، اما امیدوار است که کتابخانهها و اشخاصی که این کتاب را در اختیار دارند، نسخهای از این نوشته را ضمیمهٔ آن کنند. [...]
ایرانیان مروجان اصلی نام جعلی برای خلیج فارس
چنانچه نام خلیج فارس را در گوگل جستجو کنیم، به حدود 9.000.000 مدخل دست مییابیم. این در حالی است که نام جعلی خلیج عر… حدود 62.000.000 مدخل دارد. یعنی هفت برابر بیشتر از نام اصلی آن. در ابتدا ممکن است تصور شود کشورهای عرب بوجودآوردنده این حجم انبوه از نام جعلی هستند. اما اگر آماری از مدخلها گرفته شود و یا دستکم نگاهی سطحی بدانها بشود، با واقعیت تأسفباری مواجه میشویم: حدود 95 درصد از مجموع آن نام جعلی در سایتهای فارسیزبان منتشر شدهاند. حتی اگر آن نام را به شکل خلیج العر… یا الخلیج العر… جستجو کنیم، نتیجه آن تفاوت چندانی نخواهد داشت و باز هم سایتهای فارسیزبان از نظر فراوانی با فاصله بسیار زیادی از دیگران در مقام اول ایستادهاند. [...]
راه راستی و دروغ
راه راستی از دروغ نمیگذرد.
صفت عربی برای گاهشماری ایرانی
تاکنون چندین بار دیدهام که نامهایی مثل «تازی» یا «عربی» را جلوی مبدأ گاهشماری ایرانی نوشتهاند (مثلاً 1390 تازی). ایرانیان در زمانی دور و به دلایلی که در فرصتی مناسب خواهم گفت، این مبدأ را برای گاهشماری خود انتخاب کردهاند و این به معنای عربی بودن گاهشماری ایرانی یا مبدأ آن نیست. اینچنین است که عدهای از اشخاص نادان و متعصب تیشه به ریشه هویت و تاریخ و فرهنگ ایران و بخصوص یکی از درخشانترین دستاوردهای آن که گاهشماری ایرانی باشد، میزنند و نام خود را هم با کمال افتخار «میهنپرست» میگذارند. دریغ و درد بر میهنی که چنین مدافعان و پرستندگانی دارد.
سی و سه پل و متروی اصفهان، ترکیبی از نگرانی و غلو
برگرفته از گفتگو با آقای رضا ولیزاده، رادیو فرانسه: چنانکه پیش از اشاره کرده بودم، نگرانی در زمینه حفاظت از آثار باستانی در ایران معمولاً هنگامی بالا میگیرد که پروژهای عمرانی با بودجه بالا به مرحله اجرا رسیده باشد (و نه حتی در مرحله مطالعه). در صورتی که پای پروژههای پُرخرج در میان نباشد، توجهی چندانی به تخریبها و آسیبها نشان نمیشود. در اینکه عملیات عمرانی در ایران بدون دقت و ملاحظات کافی انجام میشود، و نیز اینکه عموم آثار باستانی ایران گرفتار سوءمدیریتها و آسیبهای طبیعی و انسانی متعدد است، تردیدی نیست و نگارنده نیز بارها در این باره گفته و نوشته است. اما این دلیل موجهی نیست تا هرگونه ادعای نسنجیده و اغراقآمیز را بپذیریم و آنرا واقعیت محض بدانیم. [...]
همبستگی شکوهمند ایرانیان و ناکامی تفرقهافکنان
استعمار نو پس از جنگ جهانی اول به اجرای ضربالمثلی روی آوردند که ایرانیان با آن بخوبی آشنا بودند: «تفرقه بینداز و حکومت کن». آنان بجای قشونکشی و بهرهگیری از قوای قهریه، روش جدیدی را بکار گرفتند که همانا عبارت بود از ایجاد و گسترش تفرقه و اختلافافکنی در میان مردم، اقوام، ادیان، و اقشار گوناگون. آنان این راه را کمهزینهتر و سودآورتر تشخیص دادند و به فراوانی و با شگردهای گوناگون آنرا بکار گرفتند. برای اجرای این برنامه، قوای نظامی جای خود را به رسانههای استعماری و قوای تبلیغاتی دادند. اکنون امواج رادیوها و رسانههای دیگر با همراهی عوامل نفوذی در داخل کشورها بر طبل جدایی و اختلاف میکوبیدند تا اقشار گوناگون اجتماع را به جان یکدیگر بیندازند و خود در این آب گلآلود در کناری بنشینند، به صید ماهی بپردازند، و جالبتر اینکه خود مرجع مشورتی و «حل اختلاف» شوند. [...]
فاجعهای عمیقتر از خشکشدن دریاچه ارومیه
آقای آیدین، دوست و هموطن عزیز آذربایجانی، نظری روشنگرانه و دردمندانه در صفحه فیسبوک نگارنده نوشتند که میل دارم در اینجا بر روی آن تأکید کنم. کمآبی دریاچه ارومیه (که معضل عمومی سراسر کشور و دیگر کشورهای منطقه و ناشی از کمبود بارش است) تبدیل به سوژهای در دست نفاقافکنان و خشونتطلبان شده است که احساسات مردم را به نفع منافع شخصی خود به بازی بگیرند. عدهای نیز بجای شناخت مسئله و پیگیری راهحلهای آن، به دام هوچیگری و نفرتپراکنی آنان افتادهاند. بقول آقای آیدین: «ما با یک فاشیسم دوجانبه روبرو هستیم که غفلت از آن تبعات بسیار بدی برای انسان این منطقه خواهد داشت. فاجعهای عمیقتر از خشکشدن دریاچه. فاجعهای مثل پُر شدن همین دریاچه با خون مردم.» [...]
آزاردهنده و آرامشدهنده
واقعیت آزاردهنده به از دروغ آرامشدهنده.
این همه مشت که به خود میزنیم
اگر این همه مشت که به خود میزنیم به قله کوه کوبیده بودیم، تاکنون فرو ریخته بود.
جسور باش در بیان آنچه که فکر میکنی درست است
جسور باش در بیان آنچه که فکر میکنی درست است و از طعنهها نهراس. آنچه که عموم به عادت و تلقین بدان باور دارند، سد بزرگی است در راه روشنگری.
قلعه دارا و تکذیب قصه ساختگی کشف شهر هخامنشی در ترکیه
به این منظور با آقایان بیرگول آچیکیلدیز، استاد دپارتمان باستانشناسی دانشگاه آرتوکولوی ماردین، و آقای محمد بیلدیرجی، پژوهشگر سازههای آبی باستانی استان ماردین، مکاتبه کردم و چند سؤالی را مطرح کردم که آیا اخیراً در محوطه دارا کاوشهایی انجام شده است؟ در این صورت، آیا این کاوشها به نتایج جدیدی مبنی بر کشف یک شهر هخامنشی منجر شده است؟ آیا باستانشناسان یا مقامات مسئول استان ماردین چنین ادعا و اظهارنظری را مطرح کرده و در رسانههای محلی یا بینالمللی منتشر شده است؟ پاسخ آنان که از روی لطف برای نگارنده ارسال داشتند، چنین بود که اکنون در «دارا» عملیات حفاری جدیدی در دست انجام نیست و در نتیجه به نتایج جدیدی نیز منجر نشده است. آنان همچنین بر دادههای قبلی تأکید کردند که بر اساس آخرین مطالعات، دارا یک شهرک نظامی رومی است که برای مقابله با هجوم نظامی ساسانیان ساخته شده است. آقای آچیکیلدیز ضمن ابراز تعجب از اخبار رسانههای ایرانی، از اظهارنظر مقامات استان ماردین در خصوص کشف شهر هخامنشی اظهار بیاطلاعی کرد و نشر آن در رسانهها را تکذیب نمود. [...]