Skip to content
بایگانی موضوع روزنوشت .

چهره مردم ایران: مهر و محبت کردان کرماشانی

زن کرد

کرد کرماشانی، هرسین، عکس از غیاث‌آبادی

چهره مردم ایران: چیرگی و چابکی سرخ‌پوشان قزلباش

ترک قزلباش

ترک قزلباش، مینودشت، عکس از غیاث‌آبادی

چهره مردم ایران: زبان‌دانی و تاریخ‌نوردی خراسانی

مرد تربت جام

مرد تربت جام، عکس از غیاث‌آبادی

چهره مردم ایران: شهامت و وقار کلاتیان

زن کلاتی

زن کلاتی، زاوین، عکس از غیاث‌آبادی

چهره مردم ایران: صبوری و تحمل دیزبادیان

اسماعیلیه دیزباد

زن دیزبادی، نزدیک نیشابور، عکس از غیاث‌آبادی

چهره مردم ایران: رنج و پایداری بلوچ

مرد بلوچ، سراوان

مرد بلوچ، سراوان، عکس از غیاث‌آبادی

چهره مردم ایران: اصالت و دیرینگی کرد کرمانجی

اصالت و دیرینگی کرد کرمانجی

نارگُل بانو، کرد کرمانجی، شیروان، عکس از غیاث‌آبادی

نرم‌افزار تبدیل خط سیرلیک تاجیکستان به خط فارسی

پیش از این با کوشش‌های فراوان آقایان سهیل خسروی‌پور و جلال حجتی فهیم و خانم مانا طلوعی‌فر در زمینه زبان فارسی و نیازهای امروز آن آشنا بوده‌ایم. وب‌سایت «زبان فارسی» با انبوه نوآوری‌ها و اخبار و گفتگوها و تلاش‌های فراوان آن برای پاسداشت زبان فارسی و لازمه‌های فنی امروزین آن، نرم‌افزار «ویراسباز» که یک نرم‌افزار ویرایشگر برخط و رایگان زبان فارسی است، و نیز نوشتارهای گوناگون آقای حجتی فهیم و از جمله «آسمان تاریخ در دو بیت: پژوهشی نجومی در شاهنامه» که در پاسخ به دستکاری‌های آقای فریدون جنیدی در متن شاهنامه فردوسی نوشته شده بود. اکنون آقای جلال حجتی فهیم خبر داده‌اند که کوشش چندین ساله ایشان در نوشتن برنامه‌ای که بتواند نوشته‌هایی به دو خط فارسی و سیرلیک تاجیکی را به یکدیگر تبدیل کند به پایان رسیده و نسخه اولیه آن منتشر شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. این کار ارزنده آقای فهیم علاوه بر اینکه موجب اطلاع و آگاهی مردمان دو کشور همزبان از حال و روز خود و مطالعه آثار یکدیگر می‌شود، موجب همبستگی بیشتر آنان نیز خواهد شد. […]

یک کارتون ضد نژادپرستی و ملی‌گرایی

آقای سروش رضایی- انیماتور و هنرمند جوان و خوش‌فکر- در اثری عالی و دیدنی به روشنگری علیه مفاهیم نژادپرستی و قومیت‌پرستی و دیگر انگاره‌های تمامیت‌خواهانه پرداخته است. اعمالی که همچون ملی‌گرایی و پان‌بازی‌های ویرانگر، چیزی بیش از تحریک افکار عمومی و آلت دست شدن نیست و در نهایت نیز به نفع همان مگس‌های سمج آغاز فیلم تمام خواهد شد که فارغ از همه ماجراها به پیشرفت خود فکر می‌کنند. تحریک اشخاصی که به راحتی و سادگی و بر سر کمترین بهانه‌ای عامل اجرایی محرکان پشت پرده می‌شوند و جامعه‌ای را به آشوب می‌کشند. کارتون زیبا و آموزنده و روشنگرانه آقای رضایی که به «آدم‌های» سراسر جهان تقدیم شده است، بی‌گمان تأثیری بیشتر از مجموعه نوشته‌های رنج‌های بشری بر جای خواهد نهاد. […]

افتخار منشور کورش متعلق به کیست؟

سؤال اینجاست که چنانچه استوانه منشور کورش قلابی نباشد، افتخار پدیدآوردن آن و افتخار محتوای آن و افتخار فناوری ساخت آن متعلق به کیست؟ نگارنده به دلایل زیر معتقد است که هر سه این افتخارات نه متعلق به کورش و هخامنشیان، که متعلق به تمدن بابل است: […]

انتشار ترجمه انگلیسی چارتاقی هایدنتور

گزارش انگلیسی نگارنده از پیوندهای خورشیدی چارتاقی هایدنتور اتریش و مقایسه آن با نمونه‌های چارتاقی ایرانی در مجله پرشیادایجست منتشر شده است. چارتاقی هایدنتور نخستین نمونه از چارتاقی‌های رومی است که نگارنده بررسی آنها را در دست دارد. چارتاقی هایدنتور، چه از نظر سازه و جزئیات اجرایی و چه از نظر ویژگی‌ها و مشخصه‌های تقویمی و خورشیدی و چه از لحاظ قدمت و زمان ساخت، شباهت قابل توجهی با چارتاقی‌های ایران دارد. این ویژگی‌های نویافته و جالب توجه، علاوه بر اینکه برای مطالعات تاریخ علم و رازگشایی بنا مفید است، می‌تواند راهگشای برخی مطالعات باستانی دیگر و نیز بررسی تأثیر و تأثر و روابط متقابل دانشی و آیینی بین ایران و اروپا باشد. […]

آقای ارفعی و ماجرای سطر ۳۶ منشور کورش

روشنگری‌های نگارنده پیرامون آسیب‌هایی که کورش‌پرستان با تاریخ‌سازی‌ها و جعلیات خود به فرهنگ ایران زده‌اند، موجب شده تا آنان به دلیل ناتوانی از پاسخگویی، به هتاکی و پرونده‌سازی و سرکوب روی بیاورند. آنان همچنین در کنار این کارها به دنبال موضوع کهنه‌ای نیز دویده‌اند که آقای عبدلمجید ارفعی در سال ۱۳۷۹ مدعی شده بود که سطر ۳۶ منشور کورش را ایشان برای اولین بار در جهان ترجمه کرده‌اند و بنده و هر احدی از آحاد بشری که حرفی از سطر ۳۶ زده باشد، از روی کتاب ایشان رونویسی کرده است: «نگارنده نخستین کسی است که توانست این سطر را نسخه‌برداری و ترجمه کند. اگر ایشان حتی به یکی از ترجمه‌های انگلیسی، آلمانی و یا فرانسه این استوانه رجوع می‌کردند، بی‌گمان متوجه نبود این سطر می‌شدند و ترجمه این سطر تنها در کار اینجانب به چاپ رسیده است» (روزنامه همشهری، ۶ مرداد ۱۳۷۹، صفحه ۱۱). نگارنده نیز در همان زمان پاسخ این ادعا را داد که: «بنده به نسخه‌هایی به زبان‌های دیگری نیز رجوع نموده بودم و برخلاف ادعای ایشان، سطر ۳۶ را در ترجمه ریچارد پاول برگر (منبع زیر) که از نسخه‌های اساس ترجمه ایشان و ترجمه بنده بوده است، مشاهده کرده بودم! و ضمناً گویا جناب ایشان فراموش کرده‌اند که خودشان نیز قبلاً در شماره دهم مجله وهومن به پیشتاز بودن ریچارد برگر در ترجمه سطر ۳۶ اشاره کرده‌اند و در واقع آنچه را که شایسته خودشان بود به بنده نسبت داده‌اند». […]

همشهری جوان و روشنگری درباره کورش‌پرستان

شماره جدید هفته‌نامه پرخواننده همشهری جوان که روز شنبه شانزدهم اردیبهشت‌ماه منتشر می‌شود، به روشنگری پیرامون دروغ‌ها و تاریخ‌سازی‌های کورش‌پرستان اختصاص دارد و بسیاری از مطالبی که این نگارنده در ماه‌های گذشته نوشت، در آن منتشر شده است. از همه آقایان و خانم‌ها و روزنامه‌نگاران دوستدار میهن در همشهری جوان که به کوششی حرفه‌ای و انسانی در قبال نسل آینده و در مقابله با عوام‌فریبی روی آوردند، صمیمانه سپاسگزارم. […]

گزارشی از آمار سایت و سپاس از اعتماد خوانندگان

در آبان‌ماه سال ۱۳۸۴ که پژوهش‌های ایرانی پا به گستره وب گذاشت، بطور متوسط ۱۰ نفر بازدیدکننده و ۱۵ بازدید صفحه در روز داشت. اما در سالی که گذشت، پژوهش‌های ایرانی ۵۸۰.۰۰۰ نفر بازدیدکننده و ۱.۲۷۰.۰۰۰ بازدید صفحه داشته است. یعنی بطور متوسط ۱.۶۰۰ نفر بازدیدکننده و ۳.۴۰۰ بازدید صفحه در روز، یا ۴۸.۰۰۰ نفر بازدیدکننده و ۱۰۲.۰۰۰ بازدید صفحه در ماه. […]

نامه سرگشاده یکصد تن از علاقه‌مندان تاریخ و میراث فرهنگی ایران

چندی پیش آقای سید حمید فهیمی مدعی شد که در سال ۱۳۷۸ مقاله‌ای «ایران‌ستیزانه» از این نگارنده در روزنامه آفتاب امروز منتشر شد و ایشان پاسخی «از سر مهر و عشق به فرهنگ ایران» به آن مقاله دادند. در حالی که واقعیت درست برعکس ادعای عجیب و باب روز ایشان است. مقاله من چکیده‌ای از بخش نخست کتاب تخت‌جمشید بود و در آن به دلایل و شواهدی پرداخته بودم که تخت‌جمشید نوعی انجمن همپُرسگی ملی و نهادی شورایی در زمان خود بوده است. اما ایشان ضمن رد و تحریف سخنان من، ادعاهای دیگری را مطرح کرده بودند و از جمله تخت‌جمشید را پایگاه داریوش برای سرکوب مخالفان دانسته بودند. […]

درگذشت استاد رجبی و نامه‌ای از دوستی عزیز

در چند روز گذشته نامه‌ها و پیام‌های زیادی از سوی دوستان دیده و نادیده به دستم رسید. دوستانی که افتخار داده بودند و مرا در غم خود، در غم از دست دادن استاد پرویز رجبی شریک دانسته بودند. ضمن ابراز همدردی با همه آن دوستان بزرگوار، متن نامه‌ها را در اختیار بازماندگان آن زنده‌یاد قرار می‌دهم تا از آنها در یادنامه‌هایی که تعدادی از نشریات در دست تهیه و انتشار دارند، استفاده شود. در زیر یکی از آن نامه‌های پرشور وحسرت‌برانگیز را بیاد آن مرد بزرگ، آن «مردی که قلمش را به دروغ نفروخت» در اختیار دیگر دوستان می‌گذارم […]

چهار سروده منتشر نشده از استاد رجبی

چنانکه پیش از نوشتم، زنده‌یاد استاد رجبی در یکسال گذشته چیزی در وبلاگ خود ننوشت و فقط گاهی برخی از نوشته‌ها و سروده‌های خود را برای دوستان می‌فرستاد. چهار شعر زیر، از آخرین کارهای آن زنده‌یاد بود که آنها را در اختیار دوستداران ایشان می‌گذارم […]

ایران رجبی را از دست داد

پیش از این، خبر درگذشت استاد بزرگوار را با این جمله کوتاه و تلخ به اطلاع دوستان رساندم که «استاد رجبی امید ما بود» و نتوانستم چیزی بر آن اضافه کنم. آن جمله، یک تعارف یا تملق معمول نبود. بلکه عین واقعیتی بود که بلافاصله در آن لحظه به ذهنم خطور کرد. احساس کردم در کوره‌‌راه‌های تاریک و مهیب تاریخ تنها ماندم و چراغی که پرتوافشان راه‌های تیره و سنگِ نشان گذرهای محوشده بود، به خاموشی گرایید. او هم امید ما بود و هم چراغ راه. به امید نهیب‌های او بود که بی‌باکانه می‌نوشتم و پیش می‌رفتم. دلم خوش بود که کوتاهی‌ها و کجروی‌ها و گمگشتگی‌ها را با نقد و اعتراض‌های صریح و تند و آموزنده‌اش گوشزد می‌کند. دلم تنگ است برای نهیب‌ها و هشدارهای او. […]

استاد رجبی امید ما بود

استاد رجبی امید ما بود.

سمینار جایگاه سیستان در اخترشناسی جهان باستان

سمینار و کارگاه آموزشی «جایگاه سیستان در اخترشناسی جهان باستان».
دانشگاه زابل، رصدخانه ابوسعید سجزی
شنبه ۱۵ بهمن تا دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰
با سخنرانی: دکتر محمد فرهاد رحیمی، دکتر بهرام خالصه، دکتر جمشید قنبری (رئیس انجمن نجوم ایران) و این نگارنده. […]

فیلم مستند سیر اختران در فرهنگ ایران

مراحل ساخت فیلم مستند بلند و ۲۱۰ دقیقه‌ای «سیر اختران در فرهنگ ایران» به پایان رسید. این فیلم همراه با فیلم مستند «روشنان آسمانی» که سه سال پیش ساخته شد، تنها فیلم‌های مستندی هستند که در زمینه اخترباستانی‌شناسی ایرانی ساخته شده‌اند. این دو فیلم نخستین‌های کوشش‌های جدی و پردامنه برای به تصویر کشیدن این یادمان‌های بزرگ و فراموش شده تاریخ علم ایران هستند و به همت و پشتکار و علاقه‌مندی آقای محسن رمضانزاده ساخته شده‌اند. کوشش پیگیرانه آقای رمضانزاده در وضعیتی که بسیاری از فیلمسازان و مخاطبان آنان گرایش به کارهای بی‌زحمت و کم‌مایه و بعضاً سرگرم‌کننده دارند، در خور قدردانی و تحسین فراوان است. […]

مسئله حفظ و تخریب خانه‌های مشاهیر

اعتراض به تخریب خانه‌های مشاهیر (و یا عموماً هر بنای تاریخی که مالک خصوصی دارد) نمی‌باید متوجه مالک بنا شود؛ چرا که آنها وظیفه ندارند ملک شخصی خود را برای عموم نگهداری کنند یا برای مقاصد و منافع عمومی اختصاص دهند. بلکه اینگونه اعتراض‌ها می‌باید متوجه نهادهایی باشد که وظایف قانونی خود را به درستی انجام نمی‌دهند. در قوانین موضوعهٔ کشوری، قانونی مبنی بر حفظ و نگهداری خانه‌های مشاهیر وجود ندارد. اما در برنامه توسعهٔ چهارسالهٔ پنجم چنین رویه‌ای اعمال شده است. به موجب این برنامه، سازمان میراث فرهنگی مکلف است خانه‌های مشاهیری را که ویژگی‌ها و شرایط لازم را دارا هستند، با اطلاع قبلی به مالک خصوصی، در فهرست آثار ملی ثبت کند. البته مالک نیز دارای حق اعتراض است. […]

دیدار انقلاب تابستانی ۱۳۹۰ در چارتاقی نیاسر، دوغاب سیمان بر جان چارتاقی‌

چارتاقی بتخانه آتشکوه نیز وضعیت بهتری ندارد و مرمت‌هایی که در یکسال اخیر بر روی آن انجام شده، بیش از آنکه بتوان نام مرمت بر آن نهاد، شایسته نام ویرانگری، شلختگی و کارهای سرسری و بی‌مطالعه است که بدست اشخاص نابلد، بی‌اطلاع و بدون احساس مسئولیت سپرده می‌شود. بخش‌های وسیعی از این چارتاقی را با «سیمان» اندود کرده و حتی دوغاب سیمان را بر روی سازه ریخته بودند. آن چنان که کسی سطل دوغاب سیمان را بر دست بگیرد و به روی دیوارها بپاشد و از بالای آن به پایین سرازیر کند. زبانم از توضیح و شرح بیشتر چنین اعمالی ناتوان است و قادر به بیان این رنج نیستم. فقط می‌توانم آرزو می‌کنم که هر چه زودتر شرّ بعضی اشخاص در سازمان میراث فرهنگی از سر این بناها کوتاه شود که هیچ عامل دیگری تا این اندازه در تخریب یادمان‌های کهن و گرانقدر ایران‌زمین نقش نداشته است و ندارد. […]

نخود سیاهی به نام خطر رطوبت برای تخت‌جمشید

در باره پرسش شما مبنی بر انتشار گسترده اخباری پیرامون خطر افزایش رطوبت برای تخت‌جمشید باید عرض کنم که چنین اخباری در این اواخر بصورت مسلسل و زمان‌بندی شده و با عکس‌های دستکاری‌شده در وب‌سایت‌های دولتی یا شبه‌دولتی برای مقاصدی بخصوص منتشر می‌شود. عامه مردم نیز به این گونه اخبار جنجالی و پرهیجان که شبیه صفحه حوادث روزنامه‌هاست، علاقه دارند و خیلی سریع آنها را باور می‌کنند. چنانکه ادعاهایی مثل کشف دایناسور در مشگین‌شهر، کشف ارتش کمبوجیه در مصر، کشف مومیایی پادشاهی در کردستان، آبگرفتگی مقبره مادرسلیمان (آرامگاه منسوب به کورش) و مشابه اینها را باور کرده بودند. عده‌ای از مردم از این اخبار دچار نگرانی یا هیجان‌زدگی می‌شوند و آنرا در جاهای دیگر منتشر می‌کنند. کاری که خواست همان طراحان اصلی خبر بوده است. چنین ادعایی که رطوبت در حال تخریب تخت‌جمشید است، به شکل فعلی‌اش ادعای نادرستی است که برای گمراه کردن افکار عمومی و رویگردانی او از معضلات جدی‌تر و مهم‌تر بیان می‌شود. […]

انتشار کتاب «ایران چیست؟»

کتاب تازهٔ نگارنده با عنوان «ایران چیست؟» به همت انتشارات نوید شیراز منتشر شد. در این کتاب کوشش می‌شود تا کاربرد و معنا و مفهوم پیچیدهٔ نام‌های «آریا»، «ایران» و «فارس» در گذر زمان و بر اساس کهن‌ترین منابع و اسناد موجود بررسی شوند و مسائل و مشکلاتِ موجود و تغییرات مفهومی آنها تا جای ممکن مطرح گردند. نگارنده در پیشگفتار کتاب ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های مبتنی بر انگاره‌های برتری‌طلبی نژادی و قومیتی ابراز داشته است. […]

نامه سرگشاده به رئیس سازمان میراث فرهنگی

پس از انتقال موقت منشور منسوب به کورش هخامنشی به موزه ایران باستان، طبیعتاً لازم بوده است که متن فارسی منشور و توضیحاتی پیرامون آن به بازدیدکنندگان موزه و وب‌سایت آن ارائه شود. از آنجا که ظاهراً آن سازمان محترم و موزه ایران باستان به دلیل ناتوانی پژوهشی عاجز از این کار بوده‌اند، برای رفع این نیاز از کتاب منشور کورش هخامنشی (از این نگارنده، چاپ هشتم، ۱۳۸۸) استفاده غیرقانونی و تصرف غیرمجاز شده و متن آن بدون اجازه و رضایت پدیدآورنده و بدون اشاره به مأخذ در رسانه‌های سازمان و موزه منتشر شده است. همچنین شخص جنابعالی نیز در سخنرانی مراسم افتتاح نمایش منشور، پیشگفتار همین کتاب را از قول خود و به عنوان سخنان خودتان بیان نمودید. […]

ذوالقرنین و کورش

چند سال پیش در فیلم مستندی که یکی از شبکه‌های تلویزیون مالزی در باره ذوالقرنین ساخته بود، گفته بودم که احتمالاً ذوالقرنین دارای صفاتی از کورش است که به اسکندر تعمیم یافته و شاید دربردارندهٔ شخصیت هر دوی آنان باشد. اما اکنون آن احتمال را نادرست می‌دانم. کسی که در سورهٔ کهف قرآن کریم «ذی‌القرنین» (ذوالقرنین) نامیده شده، کلاً و جزئاً هیچ شباهت و نسابت و ربط و ارتباط و پیوند و پسوندی با کورش هخامنشی (و نیز اسکندر مقدونی) ندارد.

نگرانی‌هایی پیرامون منشور کورش

امروزه تبادل فرهنگی و دادوستدِ امانیِ اشیای باستانی، امری متداول و مکرر در میان موزه‌های جهان است. اما به دلیل اینکه موزه‌های ایران تاکنون در چنین تبادلاتی شرکت نکرده بوده‌اند و صرفاً «دهندۀ آثار» بوده‌اند و نه «گیرندۀ آن»، چنین رویدادی برایشان بسیار مهم جلوه کرده است.

نگرانی پیرامون آسیب‌رسیدن به منشور کورش تا اندازه‌ای بجا و تأمل‌پذیر است و تا اندازه‌ای بی‌مورد. با توجه به اینکه گاهی در دستگاه میراث فرهنگی کشور بی‌توجهی‌هایی به آثار باستانی دیده شده و تخریب یا سرقت آنها به فراوانی و به تناوب روی داده است، چنین نگرانی‌هایی طبیعی هستند و حساسیت و سوءظن علاقه‌مندان را بر می‌انگیزد. اما از سوی دیگر، احتمال تخریب یا سرقت منشور کورش بعید به نظر می‌رسد. چرا که آسیب‌دیدگی، گمشدن یا دزدیده شدنِ آثار موزه‌ها، معمولاً عامل بیرون از موزه نداشته و عوامل آن در داخل موزه‌ها بوده‌اند. اما در این مورد خاص- با توجه به شهرت و پشتیبانی خبری گسترده- گمان نمی‌کنم که خطری «جسمی» منشور کوروش را تهدید بکند. […]

نمایش موقت منشور کورش در ایران

نگارش منشور کورش در ادامۀ یک سنتِ دیرینۀ پادشاهانِ بابل و آشور برای ثبت رویدادها بوده است. نیمه نخستِ این کتیبه از زبان گویندۀ ناشناسی که به احتمال یکی از رویدادنامه‌نگاران یا بزرگان بابل بوده، نویسانده شده و کورش با ضمیر سوم شخص خطاب شده است. نیمۀ دوم کتیبه با ضمیر اول شخص و از زبان کورش بازگو شده است.

اما به‌رغم برخی صفات نیکی که به کورش منسوب می‌شود، نمی‌باید او را سرای نقدناپذیری و مطلق‌اندیشی سوق داد و از او یک بُت مقدس و بی‌اشتباه تراشید. حمله کورش به کشور مستقل بابل و چندین کشور دیگر (بدون اینکه با آنها در حال جنگ بوده باشد) قابل دفاع نیست. ورود کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل، نه بخاطر تمایلات شخصی او (که فرمانده یک سپاه بزرگ و مسلح بوده) که به دلیل تسلیم شدن بابل بوده است. پس از کورش، تمدن درخشان بین‌النهرین و نیز سنت دیرین رویدادنامه نگاری در آنجا برای همیشه از بین رفت و کتیبه کورش آخرین نمونه رویدادنامه‌های رایج در بین‌النهرین بوده است. […]

تخریب کتیبه اورارتویی قلعه جوان

با اینکه شمال‌غربی ایران و نواحی آذربایجان، کردستان و به ویژه پیرامون دریاچه ارومیه/ اورمیه یکی از سرزمین‌های تابعه دولت اورارتو (سده نهم تا سده ششم پیش از میلاد) بوده و آثار فراوانی از این تمدن بزرگ باستانی در این مناطق باز مانده است؛ اما کوشش برای شناخت و مطالعه و معرفی آثار اورارتویی در […]

کتاب درفش‌های اورارتویی در دست چاپ

تألیف کتاب «درفش‌های اورارتویی» به پایان رسید و به ناشر سپرده شد. این کتاب پژوهشی است بر روی چندین لوح مفرغین اورارتویی و با اصالت مشکوک که در زمان نامعلومی در شمال غربی ایران کشف شده و در سال ۱۳۵۴ (۱۹۷۵ میلادی) در حراجی ساتبی (Sothby) لندن فروخته شده‌اند. از محل نگهداری فعلی این آثار اطلاعی در دست نیست. در این لوح‌های مفرغین، علاوه بر وجود چندین طرح درفش باستانی، نگاره‌ها و نمادهایی از خدایان کیهانی همراه با نقوش خورشید و ستارگان و برج‌های فلکی دیده می‌شود. […]

نگاهی به وضعیت موزه و موزه داری در ایران

چنانکه پیش از این خبر داده بودم، قرار بود امشب به ابتکار رادیو فرهنگ مناظره‌ و گفتگویی میان مسئولان میراث فرهنگی و این نگارنده برگزار شود که مجری برنامه به شنوندگان اطلاع داد رئیس سازمان میراث فرهنگی و مدیر جدید موزه ملی ایران در آخرین لحظات از شرکت در برنامه انصراف داده‌اند. آنچه که در زیر می‌آید، متن صحبت‌هایم در آن رادیو است که بنا به معذوراتِ معمول چنین برنامه‌هایی، به شکل نیمه‌تمام به پایان رسانده شد (نسخه صوتی را بعدها به این صفحه پیوست می‌کنم): معتقدم که اصولاً در ایران آن چیزی که در عرف جهانی بدان موزه می‌گویند، وجود خارجی ندارد. با تعبیر «موزه مادر» نیز مخالفم؛ چون موزه‌ها زاد و ولد نمی‌کنند و سلسله مراتب ندارند و هر کدام هویتی مستقل و متمایز دارند. آنچه که عملاً در ایران به اسم موزه وجود دارد و به چشم می‌آید، صرفاً جعبه آینه‌های بزرگی است که نبونید پادشاه بابل نیز در خانه خود داشته است. در دوران معاصر، موزه‌ها صرفاً به مکانی اطلاق نمی‌شوند که تعدادی از آثار باستانی یا هنری را در جعبه‌هایی به تماشای عموم بگذارند؛ بلکه موزه‌ها وظیفه حفظ و نگهداری مطمئن، برنامه‌های پژوهشی و کارگاه‌های آموزشی، انتشار نشریات و حامل‌های چند رسانه‌ای، تعامل گسترده با موزه‌ها و مؤسسات پژوهشی، اجرای عملیات باستان‌شناختی بررسی و کاوش، و بسیاری فعالیت‌های فرهنگی دیگر را نیز دارند. موزه‌ها نیازمند کتابخانه‌های غنی و آزمایشگاه‌های تخصصی گوناگونی هستند که ابتدایی‌ترین آنها (که ابزارهای سالیابی و قدمت‌سنجی باشد) در هیچیک از موزه‌های ما و حتی در هیچیک از دیگر سازمان‌ها و مؤسسات ما وجود ندارد. […]



web analytics