Skip to content
بایگانی موضوع روزنوشت .

رنج‌های بشری ۸۳

«بالیدن یا نالیدن»، «نازناز کردن یا نوزنوز کردن»، اینست همه آنچه فعلاً از ما ساخته است. یا کسی را بر سر دست بلند کردن و یا زیر مشت و لگد خواباندن.


رنج‌های بشری ۸۲

مجموعه دروغ‌ها و غلوهایی که برای بزرگ‌نمایی کورش هخامنشی ساخته و بافته شده به اندازه‌ای فراوان و حیرت‌انگیز است که تقریباً شامل هر آن چیزی می‌شود که به کورش نسبت داده شده است. زدودن همه این دروغ‌ها و روشنگری در قبال آنها به دلیل روحیه پرخاشگرانه و سرکوبگرانه کورش‌پرستان و موجی از وحشت و هتاکی که در جامعه براه انداخته‌اند، بسیار دشوار است.


رنج‌های بشری ۸۱

مقایسه ناسیونالیسم با سوسیالیسم قیاسی مع‌الفارق و بیجا است. چرا که سوسیالیسم مکتبی تشریح یافته و تبیین شده و دارای اصول و قواعد مشخص و معین است. در حالیکه ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی نه تنها بدون همه اینهاست که حتی یک مکتب نظری نیز نیست و برای هیچ مفهومی تعریف تثبیت‌شده و دارای اجماعی ندارد. حتی بنیادی‌ترین مفهوم ناسیونالیسم که همانا Nation یا ملت بوده باشد، بدون تعریف یکسان و فراگیر و پذیرفته شده است و هر کس بنا به ذائقه خود تعریفی مطابق با منافع و مقاصد خود ارائه داده است. ناسیونالیسم در عمل چیزی بیش از چماقی برای بسط سلطه و سرکوب‌های با انگاره‌های موهوم نژادی نبوده است (لازم به یادآوری است که ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی را نباید با احساسات شخصی میهن‌دوستانه و وطن‌پرستانه اشتباه گرفت).


بی‌بی‌سی، بریتانیا و اشغال جزیره ابوموسی

بی‌بی‌سی پس از چندین ماجرا و از جمله ماجراهای جمهوری آذرآبادگان و نژاد آریایی و امامزاده شازده کورش (ع)، در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ از قول خود آورده است: «سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک تا سال ۱۹۷۱ میلادی تحت‌الحمایه بریتانیا بود. پس از عقب‌نشینی نیروهای نظامی بریتانیا از خلیج فارس، این جزایر به کنترل ایران درآمد». آقایان نفرموده‌اند که این «تحت‌الحمایگی» بریتانیا بر این جزایر که در سال ۱۹۷۱ به پایان رسیده، اصولا از کی آغاز شد و چرا آغاز شد و چه کسی و به چه اجازه‌ای آنرا آغاز کرد؟ [...]


رنج‌های بشری ۸۰

آیا می‌توان گفت که کار ناسیونالیسم لالایی خواندن و خواباندن است و کار سوسیالیسم دمیدن در شیپور بیداری؟


رنج‌های بشری ۷۹

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که کاهلی‌های خود را در پشت نام پدران و دوران درخشان باستان پنهان می‌کند. چونان دانش‌آموزی مردودی که کارنامه پدر را بجای کارنامه خود بر سر دست گیرد.


رنج‌های بشری ۷۸

ایران‌شناسی و مطالعات باستانی کوششی است برای پی بردن به واقعیت‌های زندگی انسان در روزگاران گذشته و نه ساختن نقاب‌های رنگین برای آویختن از چهره شخصیت‌های تاریخی. دکان‌هایی که برخی رسانه‌ها برای عرضه چنین نقاب‌های فریبنده‌ای بر پای کرده‌اند، جز به بهره‌کشی و تحمیق توده‌ها منجر نخواهد شد.


رنج های بشری ۷۷: مجازات زن بخاطر گناه مرد در دین زرتشتی

به موجب متن اوستایی و زرتشتی وندیداد، در برخی موارد گناه یک مرد زرتشتی در صورتی بخشیده می‌شد که موبدان با دختر یا خواهر بیگناه آن مرد همخوابگی می‌کردند. [...]


رنج‌های بشری ۷۶

سخن از نژاد خالص یا نژاد پاک را یا یک فاشیست می‌تواند بر زبان بیاورد و یا یک احمق.


رنج‌های بشری ۷۵: تولید برده در دین زرتشتی

به موجب متن پهلوی زرتشتی «ماتیگان هزار دادستان» تولید برده با اجاره دادن زن به مردها انجام می‌پذیرفته است. مرد می‌توانست علاوه بر اینکه زن خود را به مردان دیگری واگذار کند، حق داشت تا کنیز خریداری شده خود را به مردان دیگر کرایه دهد تا هم از درآمد حاصل از اجاره زن بهره‌مند شود و هم فرزندان حاصله را از مادر جدا کند و به عنوان برده به فروش برساند. در هیچکدام از این مراحل رضایت داشتن یا نداشتن زن شرط نبود. [...]


رنج‌های بشری ۷۴: تبار زن در دین زرتشتی

در متن پهلوی زرتشتی «بندهش» آمده است که اهورامزدا چون از یافتن موجودی که بتواند زاییدن انسان (= مرد) را به عهده بگیرد، ناتوان شد؛ دیو فاحشه‌گری را برای اینکار انتخاب کرد. این دیو دختر اهریمن بود و «زن» یا «جَهی» نام داشت. [...]


رنج‌های بشری ۷۳

کسی که فکر می‌کند ایرانیان باستان همیشه منزه و پاکیزه و گل و بلبل بوده‌اند و هر خالی که بر چهره‌اشان نشسته، سوغات اجنبی بوده، یا گرگ در لباس میش است و یا ابله محتاج به ترحم.


رنج‌های بشری ۷۲

مردم رنج‌کشیده ناچار بوده‌اند تا به دلیل ناتوانی از غلبه بر سلطه‌گران به نجات‌بخشان واقعی یا وهمی پناه ببرند و منتظر ظهور آنان باشند. اما سلطه‌گران حتی از این کورسوی امید مردم به نجات‌بخشان نیز برای منافع و مقاصد خود استفاده می‌کردند. و این است آن رنج مضاعف که دارو خود تبدیل به درد شده باشد.


رنج‌های بشری ۷۱

فردوسی در حالی نام کورش را در شاهنامه نیاورده است که از افتخارات و کرامات اسکندر تعریف و تمجید کرده و از او با صفات نیکی همچون خردمند، بیداردل، دورکننده بدی‌ها، سازنده، آرام کننده کشور، شاهوار، با فر و فرهنگ، خوب‌چهر، خوب‌گفتار، دادگر، پیروزبخت، بخشنده و آشتی‌جو یاد کرده است. [...]


رنج‌های بشری ۷۰

هیچ پادشاه یا سرداری نمی‌توانسته بدون قتل‌عام‌های گسترده و بدون غارت دارایی‌های عمومی و خصوصی مردمان کشور خودش و کشور مقابل، دست به کشورگشایی و جهان‌گشایی بزند. محرک آن پادشاه و سرداران و سپاهیان برای جهان‌گشایی، فقط امید به پیروزی و غارت کشور مغلوب بوده است.


رنج‌های بشری ۶۹

کورش‌پرستان از روی خوی سرکوبگرانه و ضد آزادی بیان خود انتظار دارند هیچکس ذره‌ای نقد به ساحت مقدس کورش وارد نکند و تمامی رنج بشر فدای یک تار موی او شود. اما من نه آنم که رنج انسان را بخاطر هاله‌ای موهوم و مقدس‌نما نادیده بگیرم.


رنج‌های بشری ۶۸: برده‌داری و اجاره فاحشه در زمان کورش بزرگ

به موجب الواح هخامنشی کشف شده در بابل دانسته شده که کورش و کمبوجیه با سرمایه‌ای که از محل غارت لیدی تأمین شده بود، در مؤسسه مالی اگیبی سرمایه‌گذاری کردند. فعالیت‌های این مؤسسه از جمله عبارت بود از: اعطای وام با بهره سی تا پنجاه درصد در ماه، خرید و فروش برده و اجاره دادن فاحشه. برای آگاهی بیشتر بنگرید به:


رنج‌های بشری ۶۷: وادار کردن دختران به فحشا در زمان کورش بزرگ

کورش هخامنشی در منشور مشهورش نکاتی دال بر برانداختن برده‌داری یا برانداختن بهره‌کشی از انسان‌ها آورده است. اما این ادعا با کتیبه‌های دیگر عصر هخامنشی موافقت ندارد. برای مثال به موجب لوحه شماره ۲۵۲ از سال هشتم پادشاهی کورش در بابل، دختری به نام تابموتو به دلیل اینکه پدرش یک سکه طلا و ده سکه نقره به مؤسسه مالی یا رباخانه اگیبی بدهی داشت، به گرو گرفته شد تا زمانی که پدرش بدهی خود را تسویه کند. دخترانی که به گرو گرفته می‌شدند، برای بهره‌کشی جنسی اجاره داده می‌شدند تا خسارت تأخیر را جبران کنند. [...]


رنج‌های بشری ۶۶: شاپور بزرگ و به آتش کشیدن شهرها

«در حران نبردی بزرگ بین ما و والرین قیصر روم در گرفت. ما آنان را بزدیم و قیصر را اسیر کردیم و او را به پارس بردیم. ما شهرهای سوریه و کیلیکیه و کاپادوکیه را در آتش سوزاندیم و ویران نمودیم و غارت کردیم. پس آنگاه به میمنت این پیروزی آتشکده‌ها نشاندیم و موبدان را مورد لطف و عنایت خود قرار دادیم» (از کتیبه شاپور بزرگ ساسانی بر دیوار کعبه زرتشت در نقش‌رستم). [...]


رنج‌های بشری ۶۵

برآیند فعالیت‌های کورش‌پرستان را به دلیل رفتار بی‌ادبانه، خوی وحشیگری آریایی، دروغ‌پردازی‌ها و جعل گسترده اسناد تاریخی، و نیز نفرت‌پراکنی‌های قومیتی، به ضرر ایران و فرهنگ ایران و همبستگی مردم می‌دانم.


رنج‌های بشری ۶۴

کسی که میهنش را رها کرده و رفته، امتیازی نسبت به کسی که با تحمل همه شرایط در میهنش مانده است، ندارد و نمی‌تواند خود را میهن‌دوست‌تر از او بداند . حتی اگر خود را به انواع و اقسام پرچم‌ها و گردن‌بندها و ظاهرسازی‌ها و اطوارها رنگ و لعاب داده باشد.


در ستایش پورپیرار

در مدتی که برخی واقعیت‌های متکی بر اسناد تاریخی را در باره کورش هخامنشی می‌نوشتم، نامه‌های متعددی به دستم رسید که ضمن تهدید و فحاشی‌، نظر مرا در باره آقای ناصر پورپیرار جویا شده بودند و یا مرا با ایشان مقایسه کرده بودند. لابد خیال می‌کردند که حالا خودم را از ترس در جایی پنهان می‌کنم. آشکار است که چنین فرمایشاتی بخاطر ناتوانی از ارائه پاسخی مستدل و منطقی، و نیز نگرانی از پرتوی نوری بود که بر دروغ‌های تاریخی مقدس‌نمای آنان افتاده بود و مریدان را دچار شک و تردید کرده بود. با این حال از آنجا که در بیان نظرات و دیدگاه‌هایم جسور هستم و خود را آزادمنش‌تر و مستقل‌تر از آن می‌دانم که واهمه‌ای داشته باشم از کورش‌پرستان که عادت به سرکوبگری و تجاوزگری دارند، نظرم را در باره آقای پورپیرار بطور خلاصه می‌نویسم. [...]


رنج‌های بشری ۶۳

از ویژگی‌های جوامع منحط است که اوباش ناشناس و نقاب‌دار و چماقداران کورش‌پرست می‌توانند فارغ بال و به اسم آزادی بیان و حقوق بشر و یا مذهب و ملت و سکولاریسم هر تهمت و دشنامی را به هر شخص حقیقی و بی‌نقاب وارد کنند. بدون آنکه کسی متعرض آنان شود.


رنج‌های بشری ۶۲

فرصت‌الدوله شیرازی که پژوهش و گزارش مفصل و مصوری از آثار باستانی و تاریخ و جغرافیای استان فارس را در اواخر پادشاهی ناصرالدین‌شاه قاجار نوشته، در شرح بنای موسوم به مشهد مادرسلیمان آورده است: «بنابر آنچه مورخین فرنگستان را عقیده است، آن مقبره پادشاهی است که نام او کوروش بوده و او را چتریش نیز می‌نامیده‌اند». این عبارت و این تنها یادکرد از نام کورش در کتاب فرصت‌الدوله نشان می‌دهد که حتی در دوره قاجار و در میان پژوهشگران تاریخ و جغرافیا، نام کوروش تا این اندازه برای ایرانیان جدید و ناشناخته بوده است. این در حالی است که شرح حال بسیاری از پادشاهان پیش از اسلام در کتاب او آمده است. [...]


رنج‌های بشری ۶۱

این انکار دروغ‌های شماست و نه انکار تاریخ. دروغ‌های شما تاریخ نیست و نخواهید توانست آنها را معادل با تاریخ وانمود کنید. این سست کردن پایه‌های مقدسات نیست، بلکه پرتو نوری است بر آن موهوماتی که شما مقدسش جلوه داده‌اید. بنگرید که موهومات مقدس‌نمای شما چنان سست و بی‌پایه است که به کمترین نقدی ارکانش به لرزه می‌افتد و از هم فرو می‌پاشد.


رنج‌های بشری ۶۰

بیان واقعیت‌های در باره کورش که متکی به اسناد تاریخی هستند، کورش‌ستیزی نیست؛ بلکه روشنگری در برابر دروغ‌پردازی و مقابله با موج جدید خرافه‌پرستی و ساختن امامزاده‌های قلابی استعماری است.


اندر ماجرای بی‌بی‌سی و کورش بزرگ

هر چند از قافله عقب مانده‌ام، اما به تازگی متوجه شدم که بی‌بی‌سی پس از آن داستان جمهوری آذرآبادگان و نیز ماجرای نژاد آریایی، یک خیمه‌شب‌بازی جدیدتر و بامزه و توأم با سیاه‌بازی راه انداخته و از توی قوطی شعبده‌اش هم نام شریف و مستطاب کورش بزرگ را به عنوان شخصیت برجسته تمام قرون و اعصار- از اولین‌الاولین تا آخرین‌الآخرین- معرفی فرموده است. آن هم با انتخاب و رأی مخفی «ملت شریف ایران». دست مریزاد! نه تنها غیرمترقبه نبود و انتظار آن می‌رفت، که اگر جز این می‌بود، جای تعجب داشت. [...]


رنج‌های بشری ۵۹

حمله و استیلای کورش بزرگ به اندازه‌ای ویرانگرانه بود که از زمان شروع تجاوزات او تا پایان شاهنشاهی هخامنشیان، نه تنها شهر یا روستایی ساخته نشد، که حتی شهر یا روستایی در ایران شناسایی نشده که در زمان آنان سکونتگاه انسان بوده باشد.


رنج‌های بشری ۵۸

شخصیت کورش به اندازه‌ای برای ایرانیان جدید و ساختگی است که نمی‌توان ایرانی هفتاد ساله‌ای را یافت که نامش کورش باشد.


رنج‌های بشری ۵۷: برای بشیر چه فرقی می‌کند که اهل ایران باشد یا افغانستان؟

بشیر فقط چهارده سال سن دارد. او بیست و چهار ساعته در مهمانخانه‌ای کار می‌کند و دویست هزار تومان در ماه دستمزد می‌گیرد. بشیر ساعت خواب و استراحت منظم ندارد و فقط می‌تواند هرگاه که کاری نباشد، برای مدتی کوتاه بخوابد. بشیر «حق» دارد درس بخواند، اما «اجازه» درس خواندن ندارد. بشیر «نباید» کار کند، [...]


رنج‌های بشری ۵۶

بهترین جایی که می‌توان آرزوی حفاری آنرا داشت، «چاه جمکران» است. آن گنجینه راستین و ممتاز رنج‌ها و دردهای بشری با هزاران هزار سند دست اول.


رنج‌های بشری ۵۵

سی سال دیگر را می‌بینم که فرزندان به تنگ آمده از سلطه استعمار نوین روی دیوار مستراح‌ها می‌نویسند: «مرگ بر کورش بزرگ».


رنج‌های بشری ۵۴

اگر ملکه توموروس کورش بزرگ هخامنشی را که قصد تصرف او و کشورش را داشت، نکشته بود؛ می‌توان احتمال داد که اکنون اثر چندانی از تمدن بشری برجای نمانده بود.


رنج‌های بشری ۵۳

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که به توانایی‌های عظیم خود بی‌توجه است و با چوب‌پنبه پهلوان‌پنبه‌های ناتوانی می‌سازد تا آرزوهای خود را بر دوش او بگذارد.


رنج‌های بشری ۵۲

در فاصله زمانی ساخت شهر مادی هگمتانه (از آخرین شاه ماد) و ساخت شهر سِلوکی سِلوکیه (از نخستین شاه سلوکی) هیچ شهری در ایران ساخته نشد. این زمان برابر است با زمان پادشاهی کورش بزرگ و بازماندگان هخامنشی او.


رنج‌های بشری ۵۱

سلطه‌گران به مردم زودباور نیاز دارند و زودباوری جز با ترویج حماقت ممکن نمی‌شود.


رنج‌های بشری ۵۰

کورش شخصیت مهجور و ناشناخته‌ای بود که برای مقاصد استعماری رنگ و لعاب داده شد. چونان شغال رنگ‌آمیزی شده مولانا که طاووس ابلهان بود.


رنج‌های بشری ۴۹

ملتی که تاریخ نمی‌داند و نمی‌خواهد که بداند، سرنوشت خود را به دست سلطه‌گرانی می‌سپارد که برایش شخصیت‌های مقدس می‌تراشند و بزودی با نام همان شخصیت‌ها غارت و قتل‌عامش می‌کنند.


رنج‌های بشری ۴۸

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که وقتی آینه می‌بیند بدان سنگ می‌زند.


رنج‌های بشری ۴۷

نام کورش نه تنها در شاهنامه فردوسی نیامده، که در سراسر متون اوستایی، متون پهلوی اشکانی، متون پهلوی ساسانی، متون مانوی، متون سغدی، و دیگر متون ایرانی میانه نیز نیامده است. این سکوت در کنار سکوت یا کم‌توجهی متون فارسی و تاریخ‌نامه‌های سده‌های میانه، نشان می‌دهد که گویا ایرانیان برای کورش اهمیتی قائل نبوده‌اند و توجهات غلوآمیز اخیر ظاهراً ناشی از القائات استعماری و عادت و علاقه دیرین ما به ساختن پهلوان‌های پوشالی و امامزاده‌های قلابی است.