<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پژوهش‌های ایرانی &#187; کتیبه‌ها و متون کهن</title>
	<atom:link href="http://ghiasabadi.com/category/inscriptions/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ghiasabadi.com</link>
	<description>نوشته‌های رضا مرادی غیاث آبادی در زمینه فرهنگ ایران باستان و اخترباستان‌شناسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 May 2012 12:37:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>کورش هخامنشی در منابع کهن</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/cyrus-resources-01.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/cyrus-resources-01.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Apr 2012 11:20:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[کورش بزرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=3004</guid>
		<description><![CDATA[1- کورش هخامنشی در متون اوستایی: نام کورش در متون اوستایی (اعم از یسناها، یشت‌ها، ویسپرد، وندیداد و خرده‌اوستا) نیامده است. 2- کورش هخامنشی در متون شرق‌ ایرانی: نام کورش در متون شرق ایرانی (اعم از سغدی، بلخی، خوارزمی، سکایی و جز آنها) نیامده است. 3- کورش هخامنشی در متون فارسی باستان: در متون فارسی باستان هخامنشی اطلاعاتی  باره کورش وجود ندارد و فقط در دو جا نام او به شکل‌های زیر آمده است. یکبار در کتیبه‌های کوتاه و مکرر پاسارگاد: «من کورش، شاه هخامنشی»؛ و دیگری در کتیبه داریوش در بیستون که کمبوجیه و بردیا پسران کورش معرفی شده‌اند: «پسر کورش به نام کمبوجیه از دودمان ما در اینجا شاه بود»، «مغ گئومات به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم»، «وَهیَزداتَه به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم». [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/cyrus-resources-01.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انگلیس و جعل کتیبه‌های باستانی بین‌النهرین</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/false-inscriptions.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/false-inscriptions.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Mar 2012 15:14:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[تحریف‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[کورش بزرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2960</guid>
		<description><![CDATA[در سده نوزدهم میلادی، فرانسویان در ایران و انگلیسیان در عثمانی (بین‌النهرین و دیگر سرزمین‌های میان ایران تا اروپا) امتیاز انحصاری حفاری و فعالیت‌های عتیقه‌یابی را به دست آوردند. با اینکه فعالیت‌های فرانسویان در ایران محدود به پیدا کردن آثار باستانی و انتقال قانونی و غیرقانونی آنها به موزه لوور در پاریس بود، اما فعالیت انگلیسیان از این فراتر رفت و به جعل آثار باستانی و به ویژه جعل کتیبه‌های باستانی نیز منجر شد. سه انگیزه اصلی برای چنین جعل‌هایی وجود داشته است: القای مفاهیمی که مورد نیاز استعمارگران در کشورهای استعمارزده بوده است؛ ساخت نسخه بدل‌ و رونوشت از کتیبه‌ها؛ و سوداگری از محل فروش آثار باستانی قلابی که در آن زمان موزه‌ها و مجموعه‌داران فراوانی در سراسر دنیا خواهان آنها بوده‌اند. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/false-inscriptions.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرود مانوی انگد روشنان</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/angad-rowshanan.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/angad-rowshanan.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Nov 2011 18:47:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2787</guid>
		<description><![CDATA[سرود اَنْگَد روشنان یکی از زیباترین سرودهای مانوی است که به خط و زبان پهلوی اشکانی نوشته شده است. «اَنْگَد» در زبان پهلوی اشکانی معادل با «هَنگَتَه» در اوستایی و به معنای «خوشبختی» است. «رَوْشَنان» نیز در همان زبان (و نیز در زبان فارسی) به معنای «روشنی‌ها» است و در کنایه معنای «ستارگان» را نیز می‌دهد. ترکیب «انگد روشنان» را می‌توان به چند شکل و از جمله «خوشبختی‌های درخشان» و یا «ستارگان خوشبختی» برگردان کرد. سرود انگد روشنان که ترجمه گزیده‌ای از آن در اینجا ارائه می‌گردد، یکی از پراحساس‌ترین، دلکش‌ترین، و در عین حال از دردمندانه‌ترین سرودهای مانوی است. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/angad-rowshanan.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Découverte de la seconde inscription Persane géométrique</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/kaftarlu_fr.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/kaftarlu_fr.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Sep 2011 14:17:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[Français]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[خط هندسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2611</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><font face="Verdana" style="font-size: 9pt; font-weight:normal">A Shahryar, d'Iran, une inscription géométrique a été découverte dans le tell de Kaftarlou, région d'Akhtarabad. En raison de sa similarité avec l'écriture dite géométrique des tablettes d'argile du site de Suse, elle est estimée remonter à 5000 ans. Ce n'est cependant que la seconde inscription en ancienneté trouvée en Iran, la plus ancienne ayant été également découverte dans le nord de la province du Kurdistan iranien, à Kan Tcharmî. Selon l'archéologue Reza Moradi Ghiasabadi, la similarité des signes utilisés avec ceux de Suse permettent d'estimer cette inscription à au moins 4200 to 4500 ans. Mais d'un autre côté, le fort taux d'oxydation peut aussi signifier que l'inscription est plus ancienne. [...]</font></p>]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/kaftarlu_fr.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عیلام یا ایلام؟</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/elamite-ilam.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/elamite-ilam.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 Sep 2011 14:15:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2605</guid>
		<description><![CDATA[در سال‌های اخیر دیده می‌شود که برخی از پژوهشگران و نویسندگان، نام کشور و تمدن «عیلام» را به صورت «ایلام» می‌نویسند. اما هر قدر کوشش می‌کنم، نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که املای سنتی و شناخته‌شدهٔ یک نام را به نفع املای پیشنهادی و تازه‌ای کنار بگذارم که دلایل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد. پیشنهاددهندگان بر این باورند که چون در زبان فارسی حرف و آوای «ع» نداریم، و نیز صورت «عیلام» از عهد عتیق (تورات) گرفته شده است، پس می‌باید «عیلام» را به شکل «ایلام» نوشت. این توجیه به چند دلیل کافی به نظر نمی‌رسد: [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/elamite-ilam.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گاتهای زرتشت- ترجمه و توضیحات</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_02.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_02.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Aug 2011 00:10:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[اوستا]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2423</guid>
		<description><![CDATA[متن کامل گاتها به مرور به ادامه این صفحه افزوده می‌شود: با دست‌های برافراشته در تجلیل از «او»، آن حامی من، از همه شمایان نخستین حالت الهام را درخواست می‌کنم. ای مزدا، ای که به واسطه نظم کیهانی‌ تو/ من زندگی می‌بخشی. ای که به واسطه عمل من و به خاطر آن، به پندار راهنمایی‌کنندهٔ پندار نیک من و نَفَس روحِ ماده گاو به خوبی گوش فرا می‌دهی. من خواستار طواف به دور همه شما هستم. ای مزدا اهوره، با پندار نیکی که نسبت به تو دارم، غنیمت هر دو عالم هستی را به من ارزانی بدار. آن عالمی که استخوان دارد و آن عالمی که پندار است. مطابق با نظم کیهانی، غنیمت‌هایی که هر کس می‌تواند به واسطهٔ آنها حامیان خود را در آسایش قرار دهد. من می‌خواهم همه شما را و نظم کیهانی را و پندار نیکی را که قبلاً چیزی از خود نداشت را و همچنین مزدا اهوره را در تاروپود شاعرانهٔ خود در هم بتنم. فروتنی‌ام برای همه شما افزون خواهد شد (هر دو نظم کیهانی؟) و فرمان ملوکانه شما بی‌کم و کاست اطاعت خواهد شد. درخواست‌های مرا برای حمایت از من اجابت کن! [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_02.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گاتهای زرتشت- پیشگفتار</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_01.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_01.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 May 2011 01:38:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[اوستا]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2416</guid>
		<description><![CDATA[گاتها/ گاثا بخش‌های پراکنده و منفصلی در کتاب اوستا و منسوب به زرتشت است. این بخش‌ها در سده نوزدهم میلادی و با پژوهش‌های پیگیرانهٔ اوستاشناسان اروپایی شناسایی شد و از دل اوستا استخراج گردید. واژهٔ گاتها در متون اوستایی به شکلِ گاثا (gatha) و برای نامیدن پنج سرود زرتشت بکار رفته است. گاثا اسم مؤنثی است که معنای سرود یا سرودخوانی را می‌دهد و در متون سانسکریت نیز به همین معنا کاربرد دارد. واژهٔ گاتها اکنون به شکل‌های گاتا/ گاثا/ گاثه‌ها/ گاهان/ گاسان نیز نوشته می‌شود. سومین حرف اوستایی در واژه گاثا حرفی است که آوای ترکیبی و توأمان «ت» و «هـ» را دارد و در زبان فارسی معادل با «ث» و در زبان‌های اروپایی معمولاً معادل با «th» است. حرف «ث» برخلاف اصرار برخی لغت‌دانان اساس عربی صرف ندارد و خاستگاهی در زبان‌های ایرانیِ باستان نیز دارد. تلفظ و نگارش این واژه به شکل «گاتها» («ت» و «هـ» مجزا) هر چند که متداول است، اما دقیق نیست و در صورت استفاده می‌باید توجه داشت که جزء «ها» نشانه جمع نیست و جدا نوشته نمی‌شود. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_01.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آرزونامه مشهور داریوش‌شاه در تخت‌جمشید</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/darius_persepolis_dpd.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/darius_persepolis_dpd.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Jul 2010 02:14:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[تخت‌جمشید]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش بزرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ghiasabadi.com/.html</guid>
		<description><![CDATA[فراوانی کتیبه‌های بازمانده از داریوش بزرگ (یکم) هخامنشی به تنهایی بیش از مجموع کتیبه‌های دیگر پادشاهان ایران است. همچنین داریوش بزرگ را می‌توان به سبب نگاشتن کتیبه بزرگ و تاریخی بیسْتون، کهن‌ترین تاریخ‌نویسِ شناخته‌شده ایرانی دانست. در بیرون از محوطه اصلی تخت‌جمشید و بر بدنه سنگیِ جبهه جنوبی آن (جایی که در زمان داریوش قرار بوده در ورودی اصلی تخت‌جمشید باشد)، چهار سنگ‌نبشته در کنار یکدیگر جای دارند که همگی به فرمان او نگاشته شده‌اند. نخستین سنگ‌نبشته از سمت چپ (DPd) به خط و زبان فارسی باستان، دومین سنگ‌نبشته (DPe) نیز به خط و زبان فارسی باستان، سومین سنگ‌نبشته (DPf) به خط و زبان عیلامی و چهارمین سنگ‌نبشته (DPg) به خط و زبان اَکَدی (بابلی نو) هستند. هر چهار سنگ‌نبشته، چهار متن مستقل و متفاوت هستند و هیچکدام ترجمه دیگری نیست. [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/darius_persepolis_dpd.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تخت‌جمشید: بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی ۴</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/persepolis_4.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/persepolis_4.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Jun 2009 14:05:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[باستان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[تخت‌جمشید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ghiasabadi.com/.html</guid>
		<description><![CDATA[برگرفته از کتابی به همین نام از این نگارنده، چاپ دوم، ۱۳۸۱ بخش چهارم بخش نخست، بخش دوم، بخش سوم، بخش پنجم نبشته‌های میخی بخش اعظم کتیبه‌های موجود در تخت‌جمشید علاوه بر اینکه به زبان و خط میخی فارسی باستان نوشته شده‌اند، به زبان و خط عیلامی و بابلی نیز ترجمه و در همانجا نویسانده [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/persepolis_4.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سنگ‌نبشته‌ها و فرمان داریوش بزرگ برای ساخت آبراه سوئز در مصر</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/darius_suez.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/darius_suez.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 May 2009 02:28:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه‌ها و متون کهن]]></category>
		<category><![CDATA[ایران خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش بزرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ghiasabadi.com/.html</guid>
		<description><![CDATA[سرزمین مصر در سال 525 پیش از میلاد به تصرف کبوجیه/ کمبوجیه دوم، دومین پادشاه هخامنشی در آمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را باز یابند و یکبار نیز برای کوته زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینهٔ مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود. از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمان‌های پرشماری برجای مانده است که بیشترین آنها از زمان داریوش بزرگ است. این آثار، از کوشش هخامنشیان برای سازندگی و اصلاحات اداری در مصر و نیز از روحیهٔ مدارای مذهبی آنان حکایت دارد. یکی از مهم‌ترین آثار بجای مانده از زمان داریوش در مصر، آبراهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند می‌دهد. در طول مسیر این آبراه، تاکنون پنج ستون سنگی یادمانی از این پادشاه شناسایی شده است. ساخت آبراهی که دریای سرخ (احمر) را به رود نیل و دریای مدیترانه متصل کند، سرگذشتی طولانی دارد. فراعنه مصر دستکم از هزاره دوم پیش از میلاد (و شاید از هزاره سوم) در اندیشه ساخت چنین آبراهی بوده‌اند و در زمان فرعون نخائو/ نخو (609 تا 594 پیش از میلاد) ساخت آبراه تا اندازه زیادی پیش رفته بود.  <a href="darius_suez.html">ادامه »</a>]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/darius_suez.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

