پژوهش‌های ایرانی | جامعه - Part 2
Skip to content
بایگانی موضوع جامعه .

برای بشیر چه فرقی می‌کند که اهل ایران باشد یا افغانستان؟

بشیر فقط چهارده سال سن دارد. او بیست و چهار ساعته در مهمانخانه‌ای کار می‌کند و دویست هزار تومان در ماه دستمزد می‌گیرد. بشیر ساعت خواب و استراحت منظم ندارد و فقط می‌تواند هرگاه که کاری نباشد، برای مدتی کوتاه بخوابد. بشیر «حق» دارد درس بخواند، اما «اجازه» درس خواندن ندارد. بشیر «نباید» کار کند، […]

رنج‌های بشری 53: آرزوها بر دوش پهلوان پنبه‌ها

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که به توانایی‌های عظیم خود بی‌توجه است و با چوب‌پنبه پهلوان‌پنبه‌های ناتوانی می‌سازد تا آرزوهای خود را بر دوش او بگذارد.

رنج‌های بشری 48: سنگ زدن به آینه

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که وقتی آینه می‌بیند بدان سنگ می‌زند.

رنج‌های بشری 46: پهلوان‌های پوشالی بجای پهلوان‌های پولادی

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که پهلوان‌های پوشالی را بجای پهلوان‌های پولادی می‌نشاند.

رنج‌های بشری ۴۱: یا فرشته یا دیو

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که مطلق‌گرایی چنان اوج می‌گیرد که جز دو رنگ سیاه و سفید را نمی‌بینند و از تشخیص دامنه خاکستری‌ها عاجز می‌مانند. در ذهن‌های تربیت نیافته چنین جوامعی فقط «فرشته» و «دیو» وجود دارد که همان‌ها نیز نه فرشته هستند و نه دیو.

رنج‌های بشری 40: ناتوانی از جایگزینی بزرگان

از ویژگی‌های جوامع رو به انحطاط است که توان تربیت و جایگزینی بزرگان از دست رفته‌اش را ندارد.

رنج‌های بشری 38: ناسیونالیسم و تنش میان مردم

می‌گویند استعمار از ساختن و پروردن ناسیونالیسم و ملی‌گرایی که موجب همبستگی مردم می‌شود، چه سودی می‌برد؟ اشتباه همین جا است! ناسیونالیسم هرگز موجب همبستگی میان مردم نشده است و نخواهد شد، بلکه همواره موجبات رویارویی و تنش میان انسان‌ها را فراهم کرده است.

رنج‌های بشری 34: آنان که کوشیدند و آنان که نازیدند

من شترانی را دیدم که شاخه‌های درختان باغ خشکیده‌ای را می‌جویدند. این باغ پدری کسانی بود که بجای آنکه آستینی بالا بزنند و بیلی بر دست بگیرند، در میان باغ‌های آباد دیگران ایستادند و به خاطره آبادانی باغ پدری خود نازیدند. آنان که به روزگارشان درختان و چشمه‌ها خشکیدند و درد و رنج پدید آمد.

رنج‌های بشری 29: سرکوب انسان به جرم نپرستیدن خدای حاکمان

ظلمی بود در حق بشر که با نام حقوق بشر از او خواستند که از پرستش خدای خود به نفع خدای دیگران چشم‌پوشی کند و او را بخاطر باورهای دینی‌اش سرکوب کردند. چنانکه داریوش هخامنشی در کتیبه بیستون آورده است: «آن خوزیان بد پیمان بودند و اهورامزدا از سوی آنان ستوده نمی‌شد. من اهورامزدا را می‌ستودم و با آنان چنان کردم که میل من بود» (کتیبه داریوش در بیستون، ستون پنجم، بند دوم).

رنج‌های بشری 17: کشورهای مغلوب و استقبال مردمی

وقتی عبارت «استقبال مردمی» کشورهای مغلوب از کورش هخامنشی را می‌شنوم و یا در منشور او می‌بینم، چقدر یاد مفهوم و کارکرد امروزی این اصطلاح می‌افتم.

بزرگی ملت، بیماری ملی

اصطلاح «بزرگی ملت» قدمتی یکی- دو قرنی دارد و از زمانی که واژه ملت به عنوان معادلی برای Nation وضع شد، این اصطلاح نیز پیدایش و روایی یافت و تاکنون قابلیت‌های جادویی خود را در تسلط بر عوام حفظ کرده است. «بزرگی ملت» را می‌توان به درستی نمونه‌ای بارز از یک شعار دانست که به فراوانی بر قلم و زبان بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی جاری شده است و می‌شود. شعاری که هدف از آن چیزی نبوده جز جلب و جذب و اغفال توده‌های غافل و دهان‌بین که زبان و کامشان به آب‌نباتی مسموم شیرین می‌شود. شعاری که برای گویندگانش «کم‌خرج» و «پُردرآمد» و برای شنوندگانش «پُرخرج» و «کم‌درآمد» بوده است. […]

میهن‌پرستی شعارگونه به نفع چه کسانیست؟

رویکردهای میهن‌پرستانه و وطن‌دوستی و گرایش به بازشناسی و پیجویی هویت تاریخی در میان بسیاری از مردم و به ویژه جوانان فزونی یافته است. چنین رویکردهایی در ضمن اینکه ارزشمند و دوست‌داشتنی هستند و می‌توانند در جای خود محرک و سازنده باشند، اما ممکن است مخرب و ویرانگر نیز باشند. هویت یک ملت، مجموعه‌ای است از دستاوردهای مادی و معنوی و هر آنچه که از نیاکان به شکل یادمان‌های فرهنگی و خاطره‌های تاریخی به او رسیده است. مجموعه این دستاوردها- خواه زیبا و خواه زشت- هویت مشترک یک ملت را می‌سازند. نادیده گرفتن بخشی از این هویت و هرگونه تغییر و تصرف در آن، چه با زدودن آنچه که به نظر نازیبا می‌آید و چه با یا افزودن آنچه که به نظر زیبا می‌آید، در حکم تباهی هویت تاریخی است. […]

همبستگی شکوهمند ایرانیان و ناکامی تفرقه‌افکنان

استعمار نو پس از جنگ جهانی اول به اجرای ضرب‌المثلی روی آوردند که ایرانیان با آن بخوبی آشنا بودند: «تفرقه بینداز و حکومت کن». آنان بجای قشون‌کشی و بهره‌گیری از قوای قهریه، روش جدیدی را بکار گرفتند که همانا عبارت بود از ایجاد و گسترش تفرقه و اختلاف‌افکنی در میان مردم، اقوام، ادیان، و اقشار گوناگون. آنان این راه را کم‌هزینه‌تر و سودآورتر تشخیص دادند و به فراوانی و با شگردهای گوناگون آنرا بکار گرفتند. برای اجرای این برنامه، قوای نظامی جای خود را به رسانه‌های استعماری و قوای تبلیغاتی دادند. اکنون امواج رادیوها و رسانه‌های دیگر با همراهی عوامل نفوذی در داخل کشورها بر طبل جدایی و اختلاف می‌کوبیدند تا اقشار گوناگون اجتماع را به جان یکدیگر بیندازند و خود در این آب گل‌آلود در کناری بنشینند، به صید ماهی بپردازند، و جالب‌تر اینکه خود مرجع مشورتی و «حل اختلاف» شوند. […]

فعالان حقوق زنان و بی‌توجهی به تناسب حق با وظیفه

دفاع از حقوق انسان‌ها و کوشش برای رفع تبعیض و بی‌عدالتی، یکی از ارزنده‌ترین فعالیت‌هایی است که هر انسانی می‌تواند برای بهبود جامعه و آیندهٔ آن انجام دهد. اما در بسیاری موارد، چنین کوشش‌هایی تبدیل به شعارهای بی‌ماهیت و کلی‌گویی و گزافه‌گویی می‌شود. شعارها و مغلطه‌هایی که باب روز می‌شوند و از فرط تکرار شبیه به واقعیت می‌گردند. یکی از اینگونه فعالیت‌های عدالت‌طلبانه که به‌رغم کوشش واقع‌گرایانهٔ فعالان جدی و کوشای آن تبدیل به روزمرگی و انبوهی از اظهارنظرات بی‌اساس و مظلوم‌نمایانه شده است، مسئله «حقوق زنان» است. در اینکه در قوانین و عرف جامعهٔ ما تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌هایی وجود دارد که زنان با آن درگیر هستند، هیچ تردیدی نیست؛ تبعیض‌هایی که مردان نیز به نوعی دیگر با آن دست به گریبان هستند. […]

هویت واقعی و هویت مخفی

استفاده از نام و هویت مخفی (که با نام مستعار یا تخلص تفاوت دارد) در اینترنت رواج روزافزونی یافته است. هر روزه نامه‌های متعددی به دستم می‌رسد که فرستنده‌ آن ناشناس است و انتظار دریافت پاسخ نیز دارد. کسی که از نام واقعی استفاده می‌کند، انتظار دارد که با نام‌های واقعی مراوده و مکاتبه داشته باشد. اشخاصی که از نام و هویت مخفی استفاده می‌کنند، بهتر است مراودات خود را به همین‌گونه اشخاص محدود سازند و انتظاری بیش از این نداشته باشند. بدیهی‌ترین و نخستین آداب و اصول نامه‌نگاری حکم می‌کند که نام گیرنده در بالای نامه و نام فرستنده در زیر آن نوشته شود و در صورتی که گیرنده آشنایی قبلی با فرستنده ندارد، توضیح مختصری نیز بدان اضافه شود. اینترنت برای کسانی که از نام واقعی فعالیت می‌کنند، یک دنیای مجازی و پنهان‌کاری نیست، بلکه یک رسانه و ابزار ارتباطی جدید و مدرن است که نمی‌خواهند از امکانات آن سوءاستفاده کنند. علاوه بر این تصور می‌کنم کسانی که در زمینه‌های تاریخی و فرهنگی با نام و هویت مخفی ظاهر می‌شوند، چیزی برای پنهان کردن دارند. سکه‌ای دو رو یا اشخاصی با نقاب‌های متعدد هستند که با هر نقاب به دنبال منافع گوناگون و گاه متناقضی هستند. فعالیت‌ها و منافع این عده در زندگی واقعی معمولاً در نقطه مقابل فعالیت‌های آنان با هویت مخفی و مجازی است. شگفت است که بیشتر مدعیان میهن‌دوستی نیز همین شیوه را بکار می‌بندند و دانسته نیست که میهن‌دوستی و علاقه به تاریخ و آثار باستانی و محیط زیست چه مغایرتی با هویت حقیقی دارد. […]

جام جهانی ۲۰۲۲ قطر و چالش جدی با نام خلیج فارس

یکی از اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین اهداف برگزاری این بازی‌های جهانی در قطر، که با حمایت و برنامه‌ریزی‌ گسترده کشورهای منطقه انجام خواهد شد، تثبیت نهایی و قطعی یک نام ساختگی بجای نام خلیج فارس است. اجرای این هدف نه فقط در زمان برگزاری بازی‌ها، که بسیار زودتر از آن و حتی از هم‌اکنون آغاز شده است. استفاده از نام ساختگی بر روی نقشه خلیج فارس از حالا در طراحی لوگوها، سربرگ نشریات و سایت‌ها و اطلاعیه‌ها دیده می‌شود. طراحی پوشاک، کلاه، توپ، پرچم بازی‌ها، و همه اشیا و ابزار متداول در بازی‌ها با این رویکرد در حال اجرا است. حمایت‌های مالی گسترده‌ای برای شرکت‌های هواپیمایی، خطوط کشتیرانی، شبکه‌های تلویزیونی، رسانه‌های ورزشی، مؤسسات تبلیغاتی، تولیدکنندگان کالاهای ورزشی، شبکه‌های مخابراتی و دیگر جاها در نظر گرفته شده است. در کنار اینها، تمهیداتی نیز برای اعمال محدودیت‌ها و سختگیری‌ها اندیشیده شده است. خودداری از مجوز تخلیه برای کشتی‌هایی که در بارنامه آنها نام خلیج فارس دیده می‌شود، ممانعت از اجازه فرود به هواپیماهایی که از نام خلیج فارس استفاده کنند، لغو مجوز خبرنگاران و فیلمبردارانی که رسانه متبوع آنان نام خلیج فارس را منتشر کرده باشند، و بسیاری نمونه‌های گسترده و مشابه دیگر. […]

قدرت دروغ

به گمان نگارنده، یکی از عمومی‌ترین رفتار و باور ما ایرانیان عبارت است از دروغ‌گویی و علاقه بی‌پایان و سیراب‌نشدنی به شنیدن سخن دروغ. افکار عمومی را نمی‌توان بخاطر چنین علاقه‌ها و رویکردهایی سرزنش کرد، چرا که سرچشمه‌های گرایش به دروغ در روحیه زودباوری و نیز در ظلم‌های فراوانی نهفته است که در طول تاریخ با آن مواجه بوده‌ایم. ایرانیان در گستره تاریخِ کهن و پرفراز و نشیب خود، و به‌رغم کوشش‌های فردی فراوان، هیچگاه نتوانستند حاکم بر سرنوشت خود باشند و هیچگاه نتوانستند آنچه را که دوست می‌داشته‌اند و یا آنرا به صلاح خود و جامعه خود می‌دانسته‌اند، به مرحله اجرا درآورند. هزاران سال زندگی در خفقان و در زیر سلطه حکمرانانی که یا به سرنیزه‌های خود متکی بوده‌اند و یا به نیروهای آسمانی، به ما یاد داده است که آرزوها و دلبستگی‌ها را تنها می‌توان در خیال خود ساخت و پرورش داد. هزاران سال سرکوب اراده فردی ایرانیان، اعتماد به نفس‌ها را از میان برده و به همه ما آموخته است که از بازگویی باور و خواست‌های خود از زبان خودمان عاجز باشیم و آنها را به دیگران منسوب کنیم. […]

اختلال در سودجویی و مال‌اندوزی: تنها عامل اعتراض بازاریان

دل‌بستنِ مردم و روشنفکران به اعتراض‌ها و اعتصاب‌های بازاریان خطایی بزرگ است. بازار همیشه و همواره در فکر سودجویی و مال‌اندوزی است. بازار هر تصمیم و حرکتی را تنها با شاخص منافع مالیِ شخصی می‌نگرد. برای بازار هیچیک از مفاهیم حقوق شهروندی و حقوق انسان‌ها، نه تنها اهمیت ندارد که حتی بی‌معنا نیز هستند. بازار هیچگاه پشتیبان منافع مردم و […]

کاش به این کشور نمی‌آمد: نه جهل، نه عوام‌فریبی و نه خوش‌باوری

جشن کهن «اول تابستانی» در فراهان کم‌رونق‌تر از هر سال بود. بازار سالانه این «جشن درو» بجای عرضه ابزارها و محصولات کشاورزی، در قرق اشیای زینتی و بنجل بود و سرسره‌های پلاستیکی و بازی‌های کامپیوتری بجای الک دولک و خرک و دیگر بازی‌های اصیل محلی نشسته بود. چشمه روستا خشکیده بود و چاه‌های قناتش آکنده […]

اعتبار حرفه‌ای نویسندگان و روزنامه‌نگاران

اعتبار اهل قلم و تحقیق و روزنامه‌نگاران سخت به دست می‌آید اما آسان از دست می‌رود. یکی از شاخصه‌های کسب اعتبار یا از دست دادن اعتبار حرفه‌ای، موضع‌گیری‌هایی است که آنان در قبال موج اخبار و ادعاهای خیالی و دروغین از خود بروز می‌دهند. با اینکه انتشار شایعه‌های وهمی کاری مذموم و ناپسند است، اما […]

دروغ زیباست و واقعیت زشت

دروغ زیباست و واقعیت زشت. می‌توان دل به دروغ‌های زیبا بست و تنگ ماهی قرمز را به دست سرباز هخامنشی داد. می‌توان چشم بر واقعیت‌ها بست و آنها را نادیده گرفت. اما می‌توان دلسوزانه واقعیت‌ها را دید تا بتوان راه‌ حلی برای آنها پیدا کرد. آینده میهن ما را تخیلات زیبا نمی‌سازند، واقعیت‌های تلخ می‌سازند. 

کورش و آسیب‌های خیال‌پردازی و ذوق‌زدگی

یکی از خوانندگان جوان و پرشور پژوهش‌های ایرانی در نامه‌ای دردمندانه نوشته‌اند که در حال تحقیق بر روی منشور کوروش بوده‌اند که به مقالهٔ جنجالی هفته‌نامه اشپیگل برخورد می‌کنند. این نوشته، ایشان را دچار ناآرامی کرده و خواسته‌اند تا با کمک من از این ناآرامی و سردرگمی نجات پیدا کنند. از آنجا که می‌دانم این […]

برای کسی که خود را در برابر خانه ملت آتش زد

یکی گفت که تو جانباز بوده‌ای. دیگری گفت که معتاد بوده‌ای. آن یکی هم گفت که تو روانی بوده‌ای. چه فرقی می‌کند که تو کدامیک بوده باشی. فقط می‌دانم که تو هموطن ما بودی. تو هم آرزوی زندگی خوب و پیشرفت فرزندانت را داشتی. حتماً از خیلی درها بیرونت کرده بودند که به «خانه ملت» […]

دردهای خودزنی (۳): تخریب بزرگان

دو تن از خوانندگان در پاسخ به بخش نخست این گفتار نوشته بودند که «چرا دانشمندان و بزرگان ما در فعالیت‌های ایران‌شناسانه پیشقدم نمی‌شوند و برای هدایت شور و شوق جوانان یاری و همکاری نمی‌کنند؟» در این زمینه می‌توان به چند نکته اشاره کرد:

۱- معمولاً سطح علمیِ متوسطِ اعضا و شرکت‌کنندگان چنین فعالیت‌هایی اندک است و گاهی فاقد آگاهی‌های اولیه از فرهنگ و هویت تاریخی هستند. در چنین وضعیتی که سطح معلومات و آگاهی‌ها، اختلاف فراوانی دارد، تفاهم مناسبی شکل نخواهد گرفت و نخواهند توانست برای یکدیگر مفید باشند.

۲- گاهی اوقات، انتظارِ معمولِ شرکت‌کنندگان چنین گردهمایی‌ها و فعالیت‌هایی، شنیدن سخنانی کلی و شورانگیز در جانبداری از باورها و روش‌های خودشان است. آنان به ندرت حوصله شنیدن سخنان فنی و تخصصی را دارند و معمولاً به دنبال آموختن مطلب تازه‌ای نیستند؛ چرا که تصور می‌کنند هر آنچه که باید می‌دانسته‌اند را می‌دانند. بدیهی است که در چنین وضعیتی، دانشمندانی که از آنان یاد شده، خانه‌نشین می‌شوند و «سخنورانی» یکه‌تاز میدان می‌شوند که به دلیل برخی فعالیت‌های پرهیاهو، با دانشمندان اشتباه گرفته می‌شوند. […]

دردهای خودزنی (۲): دستکاری در اسناد تاریخی

پس از در گفتار پیشین که نوشتم، دوستی گفته بود: «درد را گفتی و درماتن را نه!». نکته‌هایی که در آن گفتار آنها اشاره کرده بودم، هیچکدام دردهای اصلی ما نبودند؛ بلکه دردهای ثانویِ ناشی از شیوه‌های درمانِ نادرست بودند. حکایتِ سوزن‌زنیِ جناب ملا است که برای درمانِ دردش، سوزن به خود فرو می‌کرد و نعره می‌کشید. دردش که درمان نمی‌شد، هیچ، درد دیگری هم به آن اضافه می‌کرد که رنج‌آورتر از درد اصلی بود. به نظر من، دردهای ما بیشتر ناشی از خود‌زنی هستند. درمان آن هم به همین سادگی است که «سوزن به خود فرو نبریم».

انتقادهایی که گذرا و خودمانی مطرح کرده بودم، هیچکدام در بیان درد یا درمانِ مشکلات بزرگ و گسترده کشور و جامعه ما نبود. بیان آنها نه در صلاحیت من است و نه در تخصص من. آنچه گفتم، انتقادی بود بر کسانی که درمانی را بکار گرفته‌اند که نه تنها دردی را دوا نمی‌کند، بلکه درد دیگری هم بر آن می‌افزاید. حالا می‌گویید چگونه.

مثال آن بابایی است که پایش پیچ خورده بود. بَر و بچه‌ها افتاده‌ بودند روی پَک و پهلویش و هر کدام یک جایی را چسبیده بودند و به این طرف و آن طرف می‌کشیدند و می‌پیچاندند. می‌خواستند خدمتی کرده و دردی را کاسته باشند. اما آن بابا، دردش را بکلی فراموش کرده و فقط آرزو می‌کرد که این فرزندان خیلی مهربان، دست از سرش بردارند و او را با دردش تنها بگذارند. آرزو می‌کرد کاش یکی از بچه‌هایش طبیبی حاذق می‌بود و یا لااقل طبیبی را آواز می‌داد. یکی دیگر از بچه‌ها هم نه جایی را چسبیده بود و نه سراغ طبیبی می‌رفت؛ نه به درد کاری داشت و نه به درمان. بر سر گذر ایستاده و هوار می‌کشید که بابای ما به وقت جوانی چنین قوت داشت و چنان بازو. فرزند دیگری هم بود که در این میان، سرگرم کاویدن صندوقچه بود (حالا او موضوع صحبت ما نیست). این حکایت امروزِ ماست. چه بدمان بیاید و چه بدمان نیاید. […]

دردهای خودزنی (۱): برای تخریب فرهنگ چه نیازی به دشمن داریم؟

مطلق‌گرایی درد بزرگ ماست. یکی از نمونه‌های خودزنی ماست و یکی از بزرگترین عوامل عقب‌ماندگی ما. عادت کرده‌ایم که همه چیز و همه کس را یا به سرای سیاهی‌ها و پلیدی‌ها برانیم و یا در سرای سپیدی‌ها و سپندینه‌ها جای دهیم. نخواسته‌ایم و نتوانسته‌ایم به رنگ خاکستری و ترکیبی از سیاهی و سپیدی هم قائل باشیم. سرایی مابین اهورامزدا و اهریمن یا بهشت و دوزخ به دیده ما نیامده است. این تفکری بوده که جزم‌اندیشان متعصب و خشک‌‌‌مذهب در نزدیک به دو هزار سال به جان و روان ما فرو کرده‌اند.

هنوز یاد نگرفته‌ایم که هر سخن و باور و نظری را می‌توان منصفانه نقد کرد و تکامل بخشید. یا سرسختانه حمله کرده‌ایم و یا جانانه دفاع کرده‌ایم. تاب تحمل هیچ نقد و اعتراضی را نیز نداشته‌ایم. نخواسته‌ایم بپذیریم همانگونه که هیچ دو نفری در جهان شبیه یکدیگر نیستند، هیچ فکر و اندیشه‌ای نیز شبیه هم نیست و نمی‌تواند باشد. تکامل فکر و پیشرفت جامعه و کشور که نتیجه برخورد آرا و اندیشه‌های گوناگون است را فدای مطلق‌اندیشی و جزم‌باوری کردیم. […]

اشپیگل و بهانه‌ای تازه برای اعتراض‌های بی‌پایان ایرانیان

پس از انتشار گفتاری از ماتیاس شولتز (Matthias Schulz) در نشریه اشپیگل (Spiegel) و اعتراض‌ها و پاسخ‌هایی که متعاقب آن در گرفت، آقای جلیل دوستخواه نظر آقای پرویز رجبی و این نگارنده را جویا شدند که این متن بنا به خواست ایشان نوشته شده است: جناب آقای دکتر دوستخواه گرامی، چون نظر مرا در باره […]

آیندهٔ کشور قربانی ترویج تضاد طبقاتی

دوستان خوبم در نشریه همشهری جوان،
همکاری دورادور با شما و انتشار برخی از نوشته‌هایم در نشریه شما، همیشه برایم موجب افتخار بوده است. اما پیش از نوشتن این نامه، در گفتگویی از شما اجازه خواستم که این افتخار موجب نشود تا نتوانم دیدگاه انتقادی خود در باره نشریه شما و دلایل بی‌میلی از ادامه همکاری را بازگو نکنم. انتشار شماری نامه‌های انتقادی در هر شماره از نشریه، نشان‌دهنده علاقه و توجه شما به نظرهای منتقدان است. از همین روی، امیدوارم شما نیز با انتشار این نامه نشان دهید که آیا باوری راستین به نقادی و آزادی بیان دارید یا همانند رسانه‌های دیگر کشورهای سرمایه‌داری در جهان، تنها به آن میزان از آزادی بیان اعتقاد دارید که مغایرتی با منافع سرمایه‌سالاری نداشته باشد.

نشریه شما از محل درآمدهای عمومی، و تقریباً به قیمت یک دهم هزینه تمام‌شده برای هر شماره فروخته می‌شود. یعنی نود درصد هزینه تولید و انتشار آن از پولی پرداخت می‌شود که متعلق به همه مردم است. این نشریه در تیراژ بسیار زیاد و در سراسر کشور پخش می‌شود. […]



web analytics