Skip to content
 

نادیده گرفتن حق مؤلف با اسکن و انتشار کتاب‌های دیگران

دوست پژوهشگرم آقای مجید جلیسه در یادداشتی کوتاه و گویا به بلیه نوظهوری پرداخته بودند که همانا اسکن کردن و به اشتراک گذاشتن کتاب‌های دیگران در محیط وب است. ایشان در بخشی از یادداشت خود نوشته‌اند: «برادر من، خواهر من، دوست من! اسکن کردن کتابهای مؤلفین، مصنفین، ناشران و … و قرار دادن آنها بر روی نت بدون در نظر گرفتن حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان خلاف شرع، عرف، قانون و خیانتی نابخشودنی است. همچنین قرار دادن لینک آنها در فیسبوک، وبلاگ، سایتها و … نیز مشارکت در این خیانت عظمی است. حقوق حقه دیگران را پایمال نکنیم. بگذارید چرخ فرهنگ همین یه نموره حرکتی هم که داره داشته باشه. باور کنید این کار توسعه و ترویج علم نیست! خیانت به علم هست! جفای در حق علم هست».

با خواندن نوشته ایشان به این فکر می‌کردم که چرا یک نویسنده و پژوهشگر باید «خواهش و التماس» کند که آثار او و دیگران را به یغما نبرند؟ آنهم در کشوری که همگان بیش از همه مردم جهان شعارهای زیبای دینی و ملی و انسانی سر می‌دهند؟

این معضل برای این نگارنده بسیار پیش آمده و قبلاً چند بار (و از جمله در اینجا) در این باره نوشته بودم که تعداد زیادی از نشریات و سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که عمدتاً به دنبال ایران باستان و حقوق بشر کورشی و از این قبیل افتاده‌اند، نوشته‌های نگارنده را با دخل و تصرف و بدون ذکر منبع منتشر کرده‌اند. اما دلیل اینکه بیشتر پیگیر این کار نشدم و نمونه‌های فراوان جدیدتر را معرفی نکردم، چنین بود که اینگونه اشخاص به هنگام اعتراض صاحب اثر چنان چهره حق به جانب می‌گیرند و چنان واکنش‌های زشت و ناپسندی از خود بروز می‌دهند که اصل ماجرا فراموشت می‌شود و حاضری آنرا دو دستی تقدیمشان کنی تا بیشتر از این پی به تربیتشان نبری. در این میان پان‌ایرانیست‌ها گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند و اضافه بر همه آن اعمال، نام اشخاص دیگری را به عنوان نویسنده در بالای مطالب چسبانده‌اند. چنین کاری را حتی اسلام‌گریان نیز که علی‌القاعده می‌باید به چیزی به اسم رضایت و حلال و حرام اعتقاد داشته باشند نیز مرتکب شده‌اند. برای مثال سایت تاریخ اسلام علاوه بر اینکه کتاب بیستون از این نگارنده را بدون کسب رضایت منتشر کرده، مقدار زیادی مطالبی که روح بنده از آنها خبر ندارد، بدان اضافه کرده‌ و به من منسوب داشته‌اند. روزگار سختی است. آنچه تو می‌نویسی را به دیگران منسوب می‌کنند و آنچه دیگران می‌نویسند را به تو.

چنین معضل و اعمال ناپسندی نه فقط در مورد کتاب، که در مورد بسیاری از دیگر محصولات فرهنگی و هنری که دارای حقوق پدیدآورنده هستند، متداول است. آثار موسیقی، فیلم‌ها، نرم‌افزارها، تابلوهای عکاسی و نقاشی و امثال آنها. بی‌توجهی مفرط ما ایرانیان به این مقوله‌ها به اندازه‌ای متداول شده و گسترش یافته است که موجب شده بدنام‌ترین مردم جهان از نظر رعایت حق مؤلف باشیم.

پیدا شدن اسکنرهای ارزان‌قیمت و دسترسی همگان بدان موجب شده تا هر کسی به خیال خود برای فضل‌فروشی و یا برای پر و پیمان کردن سایت و وبلاگ خود، کتاب‌های دیگران را اسکن کند و در دسترس همگان بگذارد. در این میان بخصوص‌ آنانی گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند که از دانشگاه‌های کلنگی وطنی با هزار ترفندی که می‌دانیم و می‌دانید بیرون آمده‌اند و تنها کاری که خوب از استادان خود یاد گرفته‌اند، نه نوشتن کتاب و مقاله، که به اشتراک گذاشتن کتاب‌ها و مقاله‌های اسکن شده دیگران است. خیال می‌کنند که با این روش کارنامه علمی‌اشان پربارتر می‌شود و لولهنگشان بیشتر آب می‌گیرد.

اما اگر تصور می‌کنیم که چنین کاری به اشتیاق مطالعه و آموختن است، سخت در اشتباهیم. ما از کم‌ مطالعه‌ترین مردم جهان هستیم و آنچه که ما را وا می‌دارد تا فایل‌های رایگان کتاب‌های غیرمجاز و سرقت شده دیگران را دانلود و جمع‌آوری کنیم، نه علاقه به مطالعه آنها، که خصلت ما در تمایل به تصاحب مال مفت است. چنانچه در ضرب‌المثل‌های ما گفته‌اند: «از چوبه دار مجانی هم باید بالا رفت». ما از زمان کورش کبیر تاکنون عادت به غارت و تجاوز، و بدتر از آن عادت به «توجیه غارتگری و تجاوز» پیدا کرده‌ایم و سخت بدان خو گرفته‌ایم. مصداق بسیار ساده این خصلت را می‌توان از طرز در صف ایستادن و طرز رانندگی کردن ما بخوبی پی برد.

هنگامی که قصد کپی اثری یا اسکن و به اشتراک گذاشتن کتابی را داریم، می‌باید توجه داشته باشیم که فرض همواره بر ممنوعیت هرگونه استفاده و کپی و بازنشر است؛ مگر آنکه پدیدآورنده به صراحت بخشی از حقوق خود را در ازای شرایطی آزاد گذاشته باشد. یا باید از کپی و بازنشر آثار خودداری کنیم و یا اینکه شرایط پدیدآورنده یا قوانین موضوعه را بدون کم و کسر اجرا کنیم.

اصول بدیهی انسانی (که قوانین کشوری و بین‌المللی حداقل آن است) حکم می‌کند که اموال دیگران را به تاراج نبریم و بذل و بخشش نکنیم. می‌گویند: «از کیسه خود ببخش نه از کیسه خلیفه». اگر قرار باشد کتابی به رایگان در اختیار دیگران گذاشته شود، تصمیم اینکار با نویسنده یا ورثه آن است و نه با من و شما. مگر آنکه اثری طبق قانون مشمول گذر زمان شده باشد. چنانکه نگارنده نسخه پی‌دی‌اف کتاب «رنج‌های بشری» را به رایگان برای دانلود در اختیار همگان گذاشته است. و این البته هیچ ارتباطی با این اتفاق ندارد که کتاب رنج‌های بشری به دلیل بازگو کردن واقعیت‌های ناگواری در مورد کورش و هخامنشیان موفق به دریافت پروانه نشر از وزارت ارشاد نشد. اگر هم شده بود، باز هم این کتاب کماکان برای دانلود در اختیار همگان قرار داشت.

اینکه کتابی نایاب یا کمیاب است، نویسنده‌اش مرده یا زنده است. ناشرش قصد چاپ مجدد دارد یا ندارد، ایرانی یا خارجی است، هیچکدام به ما ربطی ندارد. ما باید مانند همه کفار و همه غیر آریاییان نانجیب یاد بگیریم که هر چیزی صاحبی دارد و دست از تجاوز به حقوق به دیگران برداریم.



web analytics