Skip to content
 

چوبه‌های دار جدید و آینده نگران کننده

نگران آینده‌ای هستم که چوبه‌های دار جدیدی به نام نژادگرایی و باستان‌‌ستایی و کوروش‌پرستی بر پای شود. نشانه‌های این سوء‌استفاده و نگرانی نه فقط در داخل، که به شکل زیرکانه‌ای در برخی کشورهای با سابقه استعماری دیده می‌شود.

اهداف و سیاست‌های کورش‌پرستی

سیاستی که قصد دارد از کورش شخصیتی معصوم و مدرن بسازد و او را به سرای مقدسات نقدناپذیر سوق دهد، چند هدف را دنبال می‌کند: فریب افکار عمومی و پرورش سربازان آماده جان‌نثاری برای مقاصد جدید استعماری، عَلَم‌کردن مستمسکی جدید برای علاقمندان به پهلوان‌پنبه‌پرستی، برپای کردن دکان کورش‌پرستی و کورش‌فروشی، بی‌بها کردن و فراموشانیدن بزرگان و افتخارات راستین ایران‌زمین، نفرت‌پراکنی، و گسترش تفرقه میان مردم و اقوام با ظاهرسازی‌های ملی‌گرایانه و ناسیونالیستی.

مقابله با موج مخرب آریاگرایی و کورش‌پرستی

امروزه از مهمترین وظایف دوستداران تاریخ و فرهنگ و جامعه ایران، مقاومت و مقابله در برابر موج مخرب و ویرانگری است که با نام آریا و کورش و زرتشت دست به جعل و تباهی و تحریف فرهنگ و یادمان‌های کهن ایران می‌زند و میهن‌دوستی را تبدیل به غلوگویی، تاریخ‌سازی‌، خیال‌پردازی و نفرت‌پراکنی میان مردم کرده است. آسیبی که از این عده به جان فرهنگ و هویت ایران وارد می‌شود، ویرانگرتر از هر عامل دیگری است.

جلوی پیشروی نژادپرستی آریاگرایانه و فاشیسم کورش‌پرستانه را بگیرید

ای زعما و بزرگان قوم! جلوی پیشروی نژادپرستی آریاگرایانه و فاشیسم خطرناک کورش‌پرستانه‌ای را بگیرید که بطرزی نگران کننده و با گفتارها و رفتارهای عده‌ای از صاحب‌منصبان دولتی و قضایی در جان جامعه ریشه می‌دواند و انواع دیگری از نژادپرستی و نفرت‌پراکنی میان مردم را با خود به همراه می‌آورد. جلوی تحرکات ضدبشری‌ای را بگیرید که در دولت دهم و با «مردم‌فریبی» انگلیسی منشور کورش قلابی آغاز شد و اکنون پس از «دولت‌فریبی» آمریکایی شیردال قلابی به بیان ادعاهای نژادپرستانه و کشورگشایانه و داعیه تجدید مرزهای ایران بزرگ با الگو گرفتن از کوروش بزرگ رسیده که به نام آقای علی معلم دامغانی در مقام ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران منتشر شده و شاید به تأسی از بیانات ناصحیح منتسب شده به ریاست بنیاد ایران‌شناسی (و بیانات ناصحیح بعدی معاونت اقوام دولت یازدهم) بوده باشد که کشورگشایی‌ها و تجاوزگری‌های کورش را «جهاد فرهنگی برای گسترش توحید» دانسته بودند. نگذارید آینده فرزندان این میهن ستم‌کشیده که هزاران سال بود با انواعی از رنج‌ها و شکنج‌ها دست و پنجه نرم می‌کرد، بار دیگر و با تحریکات نوین و سابقه‌دار استعماری، و در جهت منافع سرمایه‌داری سلطه‌جوی بین‌المللی، به کام نفرت‌پراکنان میان مردم و به میدانگاه خشونت‌ورزانی تبدیل شود که در جامه فرهنگ و تاریخ و باستان‌شناسی و مذهب و حتی در شکلی از اسلام‌گرایی در حال دگردیسی به باستان‌گرایی فرو شده‌اند. نگران آینده‌ای سخت تیره و تار هستم که با نادیده گرفتن همبستگی‌ها و پیوندهای فرهنگی مردمان و نیز با ممانعت از چاپ کتاب رنج‌های بشری تشدید می‌شود و روشنگری در قبال آنرا وظیفه‌ اجتماعی تمامی انسان‌های دوستدار صلح و همزیستی بشریت می‌دانم. نگذارید آنچه ناسیونالیست‌های ملی‌گرای خونریز در بالکان و قفقاز و آناتولی و بین‌النهرین و آسیای غربی به عمل آوردند، به ایران برسد و مردم مهرورز و زجرکشیده ما را با نسل‌کشی‌های تازه به کام خویش برد.

پستانهای گاو شیرده قبلی خشکیده است:

شورای روابط خارجی آمریکا و تلاش برای تقویت ناسیونالیسم در ایران

۲۹ اسفند ۱۳۸۹

اگر دعوت برای سخنرانی در مراسم دولتی جشن نوروز را نپذیرفتم، علاوه بر دوری‌گزینی از دولت آقای احمدی‌نژاد، بخاطر مخالفت با چنین پدیده نگران‌کننده‌ای نیز بود: آقای ایلار برمن- پژوهشگر شورای روابط خارجی آمریکا- پیشنهادی مبنی بر تقویت و تأکید بر ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) در ایران به عنوان یک «ایدئولوژی بسیار نیرومند» به دولت آمریکا داده است. پرسشی که متعاقب نظرات آقای برمن در ذهنم ایجاد می‌شود این است که چرا قدرت‌های بزرگ در یکی- دو قرن اخیر همواره به دنبال تثبیت نوعی ایدئولوژی در ایران بوده‌اند؟ چرا هنگاهی که موضوع ایران مطرح می‌شود، عملاً تبلیغ ایدئولوژی‌ها جای دموکراسی و مردم‌سالاریِ محبوب غرب را می‌گیرند؟ چرا از قبل بجای اراده مردم تصمیم گرفته می‌شود و این تصمیم با تبلیغات وسیع رسانه‌ای به مردم تحمیل می‌گردد؟ نظرات آقای برمن چه ارتباطی با گرایش جدید و شدید دولت ایران در تبلیغ ناسیونالیسم و کورش‌پرستی دارد؟ و در آخر اینکه، چرا ما ایرانیان از این چرخه مکرر تغییر ایدئولوژی‌ها در یک قرن اخیر درس نمی‌گیریم؟



web analytics