Skip to content
 

تاریخ‌سازی و دردهای خودزنی

نمونه‌ای از روش نادرستی که برای جبرانِ بحرانِ موجود در هویت تاریخی ما بکار می‌رود و همواره نتیجه عکس ببار آورده، عبارت است از: تاریخ‌سازی، انتساب پدیده‌ها و باورهای نوساخته به دوران باستان، خیال‌پردازی‌های تاریخی و در کنار همه اینها، سرکوبی و ترور شخصیت کسانی که با چنین جعل‌هایی همراهی نمی‌کنند. این شیوه بجایی رسیده است که بخش بزرگی از نوشتارها یا سخنرانی‌هایی که با رویکردی ملی‌گرایانه یا میهن‌پرستانه نوشته و ایراد می‌شوند، چیزی بیش از خیال‌بافی و دستکاری در اسناد و منابع تاریخی نیست. در این میان، تحریک احساسات میهنی مردم نیز جایگاه اجتناب‌ناپذیر خود را دارد.

بدیهی است که شور و اشتیاق برای فعالیت‌های میهن‌دوستانه ارزنده و احترام‌ برانگیز است. اما شوری که بر پایه‌های نادرستِ تاریخ‌سازی و هیجان‌زدگی‌های ناآگاهانه بنیاد گرفته باشد، چونان کاخی یخی و بنایی ماسه‌ای است که بزودی فرو می‌پاشد. آتشیست که بر خار و خاشاک و پوشال افتاده باشد. فقط به سرعت و با صدایی بلند خود را می‌سوزاند و چیزی را و جایی را گرم نمی‌کند و سودی از گرمایَش بهم نمی‌رسد. شور و اشتیاق، کنده‌های فروخفته زیرخاکسترِ آتشدان‌ها راست.

در همین تاریخ یکصدساله اخیر، بسیاری از احزاب، گروه‌ها و اشخاص فرصت‌جو از شور و شوق ما سوء‌استفاده کرده‌اند. انبوهی از مردم را بر گِرد خود جمع کردند. با شعار و اشک و لبخند، اعتماد عده‌ای را گرفتند و آنگاه به آنان پشت کردند. چقدر از شریف‌ترین انسان‌ها که زندگی و جان خود را به پای آنان دادند. اما ما هنوز در پله اول هستیم، چرا که بجای تکیه بر خرد، بر موج احساسات سوار بوده‌ایم.

شور و اشتیاقی که متکی بر آگاهی‌ِ تاریخی و شناخت کافی باشد، بکار اشخاصی نمی‌آید که برای مقاصد خود نیاز به سیاهی‌لشکر، و برای راه‌اندازی سیاهی‌لشکر نیاز به تحریک احساسات عامه دارند. می‌گویند تاریخ برای تجربه است و درس روزگار. در این صورت، دستکاری در داده‌های تاریخی، موجب تجربه‌ای نادرست و گمراهی در یافتن پاسخ صحیح یک مسئله خواهد شد.

ناکارآمدی تاریخ مجعول

۲۵ خرداد ۱۳۹۱

تاریخ و فرهنگ هر مردمی «آنگونه که بوده است» می‌تواند مایه تفاخر و تجربه باشد و نه «آنگونه که  دوست داریم بوده باشد». تاریخ و فرهنگ جعل شده نه به کار تفاخر می‌آید و نه به کار تجربه.

نادیده انگاشتن واقعیت‌ها، ظلم به گذشته و آینده انسان‌ها

۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

نمی‌توان در مسیر تحقیقات تاریخی و باستانی، بخشی از واقعیت‌ها یا روایت‌ها را بازگو کرد و بخشی دیگر را بنا به مصالح و خوشایند این و آن کتمان کرد یا نادیده گرفت. این خیانت به تاریخ و ظلم به انسان است. هم ظلم به گذشته او و هم ظلم به آینده او.

 

کتاب‌سوزی و نادیده گرفتن منابع مکتوب

۲۹ فروردین ۱۳۹۱

نادیده گرفتن و انکار آن بخش از اسناد و منابع مکتوب که از آن خوشمان نمی‌آید چه تفاوتی با کتاب‌سوزی دارد؟

غارتگری با نام‌های مقدس

۱۳ فروردین ۱۳۹۱

ملتی که تاریخ نمی‌داند و نمی‌خواهد که بداند، سرنوشت خود را به دست سلطه‌گرانی می‌سپارد که با تقلب در تاریخ، برایش شخصیت‌های مقدس می‌تراشند و بزودی با نام همان شخصیت‌ها غارت و قتل‌عامش می‌کنند.

می‌سوزیم به پای موهومات

۲۱ آبان ۱۳۹۰

سخن پذیرفتنی برای بسیاری از ما ایرانیان واقعیت‌ها یا شک‌ورزی‌های عقل‌گرایانه نیست. بلکه سخنان مبهم و احساساتی و هر آن چیزیست که فقط خوشایند دل ما باشد. و چقدر که به پای این موهومات سوخته‌ایم و باز هم می‌سوزیم. برای همراه کردن و بهره‌کشی از ما، به چیزی نیاز نیست جز تحریک احساسات دینی یا میهنی از طریق ادعاهای زیبا اما دروغ.

 



web analytics