Skip to content
 

تأثیر کورش‌پرستی بر تضعیف ایران و گسترش تفرقه میان مردم

امروز دوست عزیزی که از مهر او به ایران و همبستگی ایرانیان آگاهم، نگرانی‌ای را بیان داشت که برخی از روشنگری‌های من در برابر موج دروغ‌پردازی و ساختن امامزاده‌های قلابی به نام کورش و دیگر هخامنشیان، دستاویزی برای برخی گروه‌های ناسیونالیستی قوم‌گرا شده است (که البته تفاوت ماهوی با دیگر ناسیونالیست‌ها و ملی‌گریان ندارند و همگی مترصد نوعی از سلطه و بهره‌کشی فاشیستی از مردم هستند). ایشان همچنین پرسیده‌اند که به چنین اشخاصی چه پاسخی می‌توان داد و چگونه می‌توان ترفندهای آنان را خنثی ساخت؟ پاسخ این دوست گرامی را که ممکن است پرسش دوستان دیگری نیز باشد، در اینجا می‌نویسم.

با اینکه در آغاز برخی از کتاب‌های خود نوشته‌ام: «نگارنده ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های احتمالی و بهره‌گیری‌های مبتنی بر هرگونه انگاره‌ برتری‌طلبانه عمیقاً ابراز می‌دارد و به اصرار و صراحت اعلام می‌کند که هیچ بخش از محتویات این کتاب نمی‌باید برای توجیه تبعیض‌ها و برتری‌طلبی‌ها و تمامیت‌خواهی‌ها و آسیب به همبستگی میان مردم بکار رود». اما تاکنون کمتر بدان توجه شده و چنین اشخاصی به فراوانی و به کرات از نوشته‌هایم به نفع مقاصد خود استفاده کرده‌اند. بخصوص کورش‌پرستان و پان‌ایرانیست‌ها که نه تنها سوءاستفاده کرده‌اند که محتوای آنرا نیز دستکاری کرده و حتی به نام اشخاص دیگری منتشر نموده‌اند.

اما با این حال، نکته‌ای که دوستمان مطرح کردند، مشکلی است که دقیقاً کورش‌پرستان و نیز زرتشتی‌زدگانی که دم خودشان و دم کورش را به ایران بسته‌اند، به وجود آورده‌اند. نمی‌توان انتظار داشت که عده‌ای مرتباً و به نام ایران جعلیات تاریخی ببافند و دیگران به آنان احسنت و مرحبا بگویند تا ایران صدمه نبیند. ایران و هیچ کشوری از راستی و واقعت‌های تاریخی آسیب نمی‌بیند، بلکه از دروغ آسیب می‌بیند. این منطقی نیست که عده‌ای در پوست ایران‌دوستی، غلوهای تاریخی بسازند و سپس انتظار داشته باشند کسی جواب آنها را ندهد تا «ایران تضعیف نشود». مگر بنیان و استحکام ایران بر پایه دروغ و نیرنگ است که با فاش شدن آنها تضعیف شود؟

در جهان اطلاعات و رسانه‌های امروز که بسیاری از منابع دست اول تاریخی به راحتی در دسترس همگان است، نمی‌توان حتی به راحتی ده سال پیش دست به تاریخ‌سازی زد. دروغ‌های تاریخی و جعل اسناد دیر یا زود فاش می‌شوند و به عنوان نقطه‌ضعفی برای سازندگان آنها بکار می‌روند. در نتیجه، مسبب به وجود آمدن چنین شرایطی، دروغ‌پردازان هستند و نه روشنگران و نویسندگان واقع‌گرا.

پس در نتیجه راه‌حل این مشکل ساده است: اول آنکه می‌باید از دروغ‌گویی پرهیز کرد تا مستمسکی در دست دیگران نشود. و دیگر اینکه، دم کورش را باید از ایران باز کرد و سرنوشت او را به ایران گره نزد. کورش و هیچیک از شاهان یا حاکمان نماینده ایران نیستند و گره خوردن دم آنان به کلیت ایران موجب خسران برای ایران و ایرانیان خواهد شد.

با توجه به انبوه منابع دست اول تاریخی که بعضاً به قلم و به دستور شخص پادشاهان هخامنشی نوشته شده، نمی‌توان مردمان نواحی گوناگون ایران‌زمین و جاهای دیگر و از جمله کردها، ترک‌ها، گیلک‌ها، بلوچ‌ها، لرها، خراسانی‌ها و دیگران را متقاعد کرد که هخامنشیان نابوده‌کننده فرهنگ و تمدن کهن و بومی آنان نبوده‌اند و دست به نسل‌کشی آنان نزده‌اند. در عصر رسانه‌هایی که انبوهی از منابع در هر کتابخانه دورافتاده‌ای را در عرض چند ثانیه در برابر خواننده می‌گذارد، نمی‌توان به روش‌های ساده‌انگارنه پیشین متکی بود و مخاطبان را اشخاص ساده‌لوحی فرض کرد.

اگر دیگران از روی ناچاری و به دلیل نداشتن شخصیت‌های برجسته و سازنده به اشخاصی همچون چنگیز و تیمور می‌نازند، مردمانی که قهرمانان و پهلوانان فراوان و صدها و هزاران شخصیت برجسته سیاسی و علمی و ادبی دارند، ناچار به چنان کاری نیستند. و این اتفاقاً یکی از اهداف سلطه‌گران است که با بزرگ کردن کورش موجب نادیده انگاشتن و فراموشی مفاخر برجسته ایران‌زمین می‌شوند و نیز به همبستگی مردم آسیب وارد می‌سازند. (بنگرید به: میهن‌پرستی شعارگونه به نفع چه کسانیست؟).

اینرا نیز نمی‌باید نادیده انگاشت که بسیاری از بی‌تابی‌ها و پرخاشگری‌های برخی از مردمان نواحی گوناگون ریشه در محرومیت و کم‌توجهی‌هایی دارد که به نوبه خود مستمسک عده‌ای برای تحریک مردم و بهره‌کشی از آنان می‌شود. چه کم‌توجهی‌های دولتی و چه کم‌توجهی‌های کسانی که هویت و فرهنگ و زبان و مشخصه‌های متمایز مردم را نادید می‌گیرند و دائماً بر طبل توخالی کورش و هخامنشیان می‌کوبند. نمی‌توان از همه مردم خواست تا همه محرومیت‌ها و تبعیض‌ها و بی‌توجهی‌ها و نیز رنج‌های تاریخی را نادیده بگیرند و به آن چیزی توجه کنند که دلخواه و دلپسند ماست.

بطور خلاصه، اگر از دروغ‌گویی و پهلوان پنبه‌سازی و کورش‌پرستی و ساختن کاخ‌های زیبا اما پوشالی حذر کنیم و به تاریخ راستین و فرهنگ غنی و رنگارنگ مردم روی بیاوریم، چنان بهانه‌هایی به دست دیگران نخواهیم داد و بسیاری از مشکلات و عوامل تفرقه‌انگیز مرتفع خواهند شد.

موجودیت افتخارآمیز ایران به پادشاهان جبار آن نیست و نبوده است، بلکه به مردم و دستاوردهای درخشان فرهنگ و هنر و ادبیات و دانش آنان بوده است. به پایداری شگفت و کم‌نظیر آنان در قبال هر آن کسی که خواسته است هویت آنان را پایمال کند. مردمی که در سخت‌ترین شرایط در کنار هم زیسته‌اند و در همبستگی و همدلی گل سر سبد بسیاری از کشورهای جهان بوده‌اند.

همچنین بنگرید به:

خیال‌پردازی و داستان‌سرایی در باره کورش
کورش و آسیب‌های خیال‌پردازی و ذوق‌زدگی
کورش هخامنشی و مصادره اسناد تاریخی
کورش واقعی و کورش افسانه‌ای
تبدیل بی‌سروصدای «روز جهانی کوروش» به «روز کوروش»
روز جهانی کوروش و دیگر روزهای تقلبی: محصول حس حقارت و میل به تقلب



web analytics