Skip to content
 

گفتاری از استاد دوستخواه: پیوستی بر شاهنامه خودساخته جنیدی

پس از نقدهای پیشین بر شیوهٔ ذوقی و غیرعلمی آقای فریدون جنیدی در گزارش شاهنامه، آقای دکتر جلیل دوستخواه- پژوهشگر اوستا و شاهنامه- در گفتاری خرده‌گیرانه، به چنین رویه‌ها و رویکردهایی معترض شده‌اند.

امروزه تصحیح کامل و بدون نقص یک متن کهن و آگاهی از چگونگی نسخه اصلی و دست‌نخوردهٔ آن، به کلی غیرممکن یا بسیار دور از دسترس است. علت این تیرگی و تباهی، یورش اسکندر و عرب و مغول نیست، بلکه در این است که قدر آنچه را که داشته‌ایم، ندانسته‌ایم و با درک نکردن نوشته‌های پیشینیان و دخالت‌ دادنِ مغرورانهٔ ذوق و سلیقه شخصی، آنها را تبدیل کردیم به آنچه که «دوست می‌داشته‌ایم باشند» و نه آنچه که در اصل «بوده‌اند». با چنین رویکردی بوده که هر آنچه را که درک نمی‌کرده‌ایم و یا مطابق با میل و سلیقه و باورهای ما نبوده‌اند را به کناری انداخته‌ایم و هر آنچه را که مطابق با میل و پیش‌فرض‌های ذهنی ما بوده است، بدان داخل کرده‌ایم.

جای دریغ و افسوس است که پس از کوشش‌های گرانقدر و ارجمندانه پژوهشگرانی پرشمار و ویرایش‌هایی معتبر و متکی به اسناد و نسخه‌های خطی، بار دیگر و به مانند کاتبان و رونوشت‌کنندگان سده‌های پیشین، به مرحله کتابت ذوقی و افزوده‌های ساختگی و دلخواهانه بازگردیم و این «گنج شایگان» تاریخ و ادب و فرهنگ و تمدن ایرانی را قربانی ذوق و سلیقه ناآگاهانه و منیّت‌های مغرورانه خود کنیم و حتی به مانند آقای جنیدی، افزوده‌های خود به شاهنامه را «جایزه فردوسی به خودم» بنامیم. 

برداشت‌های دوگانه و ناهمخوان از متن ِ شاهنامه‌ی ویراسته‌ی ِ «دکتر جلال خالقی مطلق»

جلیل دوستخواه

روز جمعه گزارش نشر ِ متن ِ دیگری از شاهنامه به وسیله‌ی ِ آقای فریدون جُنیدی و نیز پیوندنشانی به نشرگاه ِ سخنان ِ همو در باره‌ی متن ِ شاهنامه‌ی ویراسته‌ی ِ دکتر جلال خالقی مطلق را در هفته‌نامه آوردم.

من تا کنون شاهنامه‌ی نشرداده‌ی آقای جُنیدی را ندیده‌ام و نمی‌توانم در باره‌ی آن سخنی بگویم؛ امّا با رویکرد به آگاهی‌های پیشینم، می‌توانم بگویم که برخورد ِ وی با دستاورد ِ چهل سال کوشش و کُنِش ِ دکتر خالقی مطلق از کدام جنس و جنمی است.

هنگامی که نخستین دفتر ِ شاهنامه‌ی فردوسی، ویراسته‌ی دکتر خالقی مطلق در بیست و دو سال ِ پیش از این در آمریکا نشر یافت و به ایران رسید، در جامعه‌ی فرهنگی‌ی میهن‌مان، دو گونه برداشت ِ ناهمخوان نسبت به آن، ابراز شد.

از یک سو دوستداران ِ راستین ِ حماسه‌ی ایران، با پیشینه‌ی سرگردانی‌شان در چاپ‌های گوناگون ِ این اثر ِ عظیم و سرخوردگی از دست‌یابی به متنی به راستی بر پایه‌ی سنجه‌های دانشگاهی‌ی امروزین، ویراسته و نزدیک‌ترین به سروده‌ی ِ شاعر و دقتی بی‌شایبه در چندی و چونی‌ی زمینه‌ها و پشتوانه‌های این ویرایش و شیوه‌ی ِ ویراستار، بدان روی آوردند و به حق، آن را آغاز ِ عصری نوین در دانش ِ شاهنامه‌شناسی، شمردند. با گذشت ِ زمان و نشر ِ دیگر دفترهای این ویرایش و پیش آمدن ِ فرصت ِ سنجش ِ جزء به جزء ِ متن با چاپ‌های پیشین، برتری‌ی چشم‌گیر آن، در صدها مورد، آشکار شد و به تدریج، درهای جهان ِ راستین ِ شاهنامه را به روی ِ این گروه گشود و طومار ِ دستبردها و کاهش و افزایش‌ها و آشفته‌نویسی‌های هزارساله‌ی رونویسان (کاتبان) ِ ناآگاه یا غرض‌ورز را درهم پیچید و فضایی پدید آورد که هر شاهنامه‌پژوهی به جای ِ دیرزمانی وقت تباه کردن در بازشناختِ اصیل از نااصیل، با اطمینان ِ بیشتر، یکسره به سراغ ِ متن برود و کار ِ پژوهش را بر دست گیرد و با توش و توانی نو از هزارتوهای این جهان ِ شگفت ِ ادب و فرهنگ و اندیشه و فرزانگی بگذرد.

از سوی دیگر، کسانی که این ویرایش را با یک‌سو‌نگری‌ها و جزم‌باوری هاشان، سازگار نیافتند، به ستیز و عناد روی آوردند و به هر دست‌آویزی چنگ زدند تا این کار ِ کارستان را کم ارج و نابهنجار و بی‌مقدار وانمایند.

یکی از اینان در گفتاری در یک ماهنامه‌ی فرهنگی، چاپ تهران، عنان ِ اختیار را یکسره از دست داد و با برافروختگی‌ی تمام به “غیب گویی” پرداخت و نوشت (نقل به مضمون): “کار ِ خالقی مطلق، نه تنها در این دفتر (دفتر یکم) باطل است، بلکه هر کاری هم که در آینده بکند، بیهوده و خبط و خطا خواهدبود. (؟!)

دیگرانی از این جماعت نیز در بیش از دو دهه‌ی گذشته، هیچ فرصتی را برای مخدوش و مردود وانمودن ِ این ویرایش، از دست ندادند و به هر وسیله‌ای تشبث جستند تا حرف ِ ناصواب ِ خود را به کرسی بنشانند.

امّا به گفته‌ی زنده‌یاد پروین اعتصامی: “زمانه زرگر ِ نقاد ِ هوشیاری بود.” و چرخ ِ روزگار در مسیری خلاف ِ شبهه‌افکنی‌های بی‌پایه‌ی آنان به پیش رفت و امروز شاهنامه‌ی ویراسته‌ی دکتر جلال خالقی مطلق در ایران و فراسوی ِ آن، از سوی هزاران خواننده‌ی این حماسه و به ویژه پژوهندگان و کارشناسان فرهیخته و دانشور، به گونه‌ای نسبی، درست‌ترین متن و نزدیک‌ترین نگاشت به نگاشت ِ اصلی و سروده‌ی شاعر شناخته می‌شود.

سخنان آقای جُنیدی در گفت و شنود با روزنامه‌ی اعتماد ملی نیز از جنس و جنم همان ستیزه‌گری‌های ِ پیش گفته است. او می‌گوید که شاهنامه‌ی نشرداده‌ی دکتر خالقی مطلق، “مقابله” است و نه “تصحیح”. امّا نمی‌گوید که شرط ِ اوّل قدم ِ ویرایش ِ علمی ( و نه من‌درآوردی و دل‌بخواه!) هر متن ِ کهنی، سنجش ِ (مقابله)ی ِ همه‌ی دست‌نوشت‌ها و پشتوانه‌های برجامانده و یافتنی است و این کاری است که دکتر خالقی مطلق در فرارَوَند ِ این ویرایش، در بالاترین حدّ کرده است و همه‌ی ِ نیک‌اندیشان و بی‌غرضان می‌دانند که از آغاز ِ کار ِ تصحیح متن ِ شاهنامه در دو سده‌ی پیش تا کنون، هیچ مصحّحی (نه ایرانی و نه جُزایرانی) با چُنین دامنه‌ی گسترده و دقت ِ فراتر از دقت‌ها به سراغ ِ این گنج ِ شایگان نرفته و چُنین دستاوردی بازنیاورده است.

برای رساترکردن ِ این گفتار، پیوندنشانی‌های دو نقد در باره‌ی ِ شاهنامه‌ی نشرداده‌ی آقای جُنیدی (با ادّعای ِ گزافه‌گویانه‌ی ِ برتری‌ی ِ آن بر ویرایش ِ دکتر خالقی مطلق!) را- که دوستان ِ پژوهنده‌ام ابوالفضل خطیبی و رضا مرادی غیاث آبادی، به این دفتر فرستاده اند- در این جا می‌آورم: (اشاره به پیوندهایی است که در آغاز این گفتار آورده شد)

همچنین بنگرید به:

نقدی بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیت‌های شاهنامه
شاهنامه خودساخته جنیدی، تصوری دیگر از شاهنامه، نوشته ابوالفضل خطیبی
پاسخ‌هایی به نقد نگارنده در باره استنباط‌های نجومی از شاهنامه: گفتمان فرهیخته‌ی انتقادی یا هیاهو و جنجال و دشنام‌پراکنی: گفتار دیگری از استاد دوستخواه
پاسخ آقای جنیدی به نقد نگارنده
نقد دیگری بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی در تحریف شاهنامه فردوسی
آسمان تاریخ در دو بیت، نوشته جلال حجتی فهیم
تصحیح نوآیین شاهنامه، بررسی ویرایش آقای فریدون جنیدی،  نوشته سجاد آیدنلو

نیز برای آگاهی بیشتر در باره سوءاستفاده از شاهنامه فردوسی بنگرید به بخش‌های از کتاب «حماسه داد» (تهران، ۱۳۵۹) از فرج‌اله میزانی (جوانشیر).

 



web analytics