Skip to content
 

ادعاهای تخیلی تازهٔ سازمان میراث فرهنگی در باره منشور کورش و کتیبه داریوش

این روزها انتشار ادعاهای تخیلی و مضحک در زمینه‌های گوناگون تاریخی و ایران‌شناسی و آثار باستانی به اندازه‌ای فراوان و گسترده شده است که پرداختن به همهٔ آنها نیاز به یک اداره کل با صدها پرسنل دارد. جالب است که در این میان سازمان میراث فرهنگی با ادعاها و بیانیه‌های خود، جلودار و پیش‌قراول همه خیال‌پردازان و آشفته‌گویان شده است.

بدیهی است که نگارنده توان و فرصت آنرا ندارد تا به همه اخبار کذبی که روزانه در وب‌سایت این سازمان منتشر می‌شود و در برخی رسانه‌ها بازتاب می‌یابد، نقدی بنویسد. روزنامه‌نگاران و خوانندگان خود می‌باید هشیار باشند و بنا را بر کذب بودن آن بگذارند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود و پژوهشگران مستقل و غیردولتی آنرا تأیید کنند. از آنجا که برخی از آن اخبار در زمینه پژوهشی نگارنده بوده و سکوت در قبال آنها امکان التباس را فراهم می‌سازد، ناچار از نوشتن نقد و توضیحی کوتاه هستم.

رئیس سازمان میراث فرهنگی در روز گذشته و پس از انتشار چندین بارهٔ اخبار نادرست پیرامون آمدن منشور کورش به ایران و کشف ارتش کمبوجیه در مصر، اظهارات تازه‌‌تر و شگفت‌تری را با مضمون «کشف لوحه‌های تازه‌ای از منشور کورش» و «دعوت موزه بریتانیا از کارشناسان ایرانی برای قرائت آن لوحه‌ها» بیان فرموده‌اند. 

چکیده سخنان این است که رئیس سازمان به نقل از موزه بریتانیا اعلام می‌دارد که دلیل خودداری موزه بریتانیا از امانت‌دادن منشور کورش به ایران، کشف قطعات تازه‌ای از این منشور است. و ضمناً موزه بریتانیا برای مطالعه و قرائت این لوحه‌ها از کارشناسان سازمان دعوت به عمل آورده و نیز قول داده که آن قطعات را هم همراه منشور به ایران امانت دهد!

این خلاصه‌ای از آن قصه سرگرم‌کننده بود و بنده هم ابتدا بطور خلاصه عرض می‌کنم که در این ادعاها حتی یک کلمه واقعیت وجود ندارد و به تمامی ساخته و پرداخته ذهنی خیالباف است که او را نمی‌شناسیم، اما می‌دانیم که با نفوذ زیادش در سازمان میراث فرهنگی قصد کرده است تا به سرعت دستگاه باستان‌شناسی کشور را تبدیل به یک بنگاه قصه‌پردازی و تاریخ‌سازی کند.

اما جزئیات ماجرا:

۱- اولین و آخرین باری که قطعه‌ای از منشور کورش پیدا شد، در سال ۱۹۷۵ و در مجموعه دانشگاه ییل بود. این قطعه، پس از مطالعه و ترجمه، به متن اصلی منشور ملحق گردید و نُه سطر پایانی منشور، یعنی سطرهای ۳۷ تا ۴۵ را در بر می‌گیرد. (برای آگاهی بیشتر بنگرید به کتاب منشور کورش هخامنشی، از همین نگارنده، چاپ هشتم، ۱۳۸۸). پس از آن و به ویژه در فاصله بین قرار و مدارهای سازمان با موزه بریتانیا هیچگونه قطعه یا لوحه تازه‌ای پیدا نشده است. شایسته و بایسته است کسانی که چنین ادعاهایی را مطرح می‌کنند، صرفاً سنگی در تاریکی نیندازند و مخاطبان خود را نادان و ابله فرض ننمایند. مسلم است که می‌باید پیرامون شرح ماجرای کشف، زمان آن، مکان آن، یابندهٔ آن و دیگر جزئیات آن سکوت نکرد و این اطلاعات بخش جدایی‌ناپذیر چنین ادعاها و اخباری است.

۲- از آنجا که اصل ادعا نادرست و ساختگی است، نتیجه می‌شود که دعوت موزه بریتانیا از آقایان نیز ساختگی است و چنین دعوتی به عمل نیامده است. سکوت موزه بریتانیا و خودداری از انتشار هرگونه خبر و اطلاعیه در هر دو زمینهٔ بالا، نشان دیگری از نادرستی آن سخنان است.

۳- سخنان رئیس محترم سازمان دارای تناقض‌های بسیاری است که خود نشانه دیگری از نادرستی اظهارات و نیز عجله برای تنظیم آن بوده است. در بخشی از سخنان ایشان اشاره به «نامه» رئیس موزه بریتانیا شده و در جای دیگر اشاره به «سخنان تلفنی» ایشان. در جایی، صحبت از تکه‌های تاریخی از «منشور کورش» می‌شود و در جایی دیگر صحبت از «یکی از حکم‌های کورش».

۴- ایشان کشف تکه‌هایی از منشور کورش را «اتفاقی بزرگ» دانسته‌اند. همانگونه که کشف ارتش کمبوجیه را اتفاقی بزرگ و بزرگترین کشف قرن دانسته بودند. اما همانگونه که عمر آن کشف بزرگ بیش از چند روز نبود و همه دروغ و دغل‌های عتیقه‌فروشان برملا شد، عمر این کشف تازه نیز بیش از چند روز نخواهد بود و ظاهراً فقط برای توجیه نیامدن منشور به ایران بیان شده است.

۵- در بخشی دیگر گفته شده که «پیدا شدن این لوحه‌ها، اثبات‌کنندهٔ این تئوری است که در زمان کورش تعداد ۱۰ منشور ساخته شده و به کشورهای گوناگون ارسال شده است». هر چند که احتمال متعدد بودن منشور کورش وجود دارد، اما تاکنون هیچ فرضیه‌ای مبنی بر تعداد دقیق دهگانه آنها مطرح نشده و بدیهی است که نمی‌توان با غیب‌گویی تعداد آنها را به این دقت تعیین کرد و یا حتی حدس زد.

۶- در بخش دیگر آن گفتار آمده است که «کتیبه داریوش در سوئز اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود». چنین ادعایی را پیش از این در برخی وبلاگ‌های بی‌مایه خوانده بودم و اکنون براستی جای حیرت و شگفتی و اندوه دارد که از زبان رئیس دستگاه باستان‌شناسی کشور بیان می‌شود. آنچه که از این کتیبه در موزه بریتانیا است، تنها بخش بسیار کوچکی از نگاره گوی بالدار در بالای یکی از آنهاست و نه متن کتیبه. ثانیاً، کلمه مفرد «کتیبه» نادرست است، چرا که دستکم تاکنون از وجود پنج کتیبه مطلع هستیم. چنانکه پیش از این نیز نوشته بودم، اکنون هیچگونه اطلاعی از این کتیبه‌های مهم داریوش در مصر در دست نیست و جا دارد سازمان که بتازگی علاقه خاصی به آثار ایرانی در مصر پیدا کرده و با «طرف‌های مصری» نشست و برخواست دارد، سرنوشت این کتیبه‌ها را نیز جویا شود و به اطلاع همگان برساند و دست از سخنانی چنان نادرست و مضحک بردارد. (برای آگاهی بیشتر بنگرید به: سنگ‌نبشته‌ها و فرمان داریوش بزرگ برای ساخت آبراه سوئز در مصر).

۷- ایشان در پاسخ پرسشی پیرامون آخرین نتایج پیگیری ماجرای ارتش کمبوجیه گفته‌اند که «معتقدیم که ارتش کمبوجیه موضوع اصلی نیست». شگفتا! مگر این تا دیروز بزرگترین کشف قرن نبود؟ اگر موضوع اصلی نیست پس به چه حقی هرگونه تهمت و توهین را نثار منتقدان کردند؟ به چه حقی هر منتقدی که قصد روشنگری و رفع دروغ‌پردازی‌ها را داشت، مزدور اعراب، خائن به ایران و غارتگر میراث فرهنگی خواندند؟ به چه حقی ده‌ها جوابیه سراپا ناسزا و تهمت به متخصصان ایرانی و خارجی، به روزنامه‌نگاران و به باستان‌شناسان منتشر کردند؟

چنانکه پیش از این در مناظره رادیویی با سخنگوی سازمان گفتم، اکنون سازمان می‌باید یا گزارش‌ها و مستندات علمی، تفاهم‌نامه با دانشگاه لچه، نتیجه مذاکرات با طرف مصری، پاسخ یونسکو به نامه سازمان، و عموماً نتیجهٔ پیگیری‌ها را منتشر کند و یا اینکه متواضعانه اشتباه فاحش و بی‌سابقه خود را بپذیرد و از مردمی که مدت‌ها زیر هجوم چنین تبلیغات سنگین و دروغینی بوده‌اند، پوزش بخواهد. گمان نمی‌کنم راه سومی وجود داشته باشد. البته بزودی همینکار را می‌باید در مورد ادعاهای تازه پیرامون منشور کورش نیز انجام دهد. چرا که امروز و فردا نیز می‌گذرد و همگان خواهند دید که نه از قطعه تازه منشور کورش خبری است و نه از سفر کارشناسان سازمان برای قرائت آن.

و باز هم همچون همان گفتگوی رادیویی- دلسوزانه و دوستانه- عرض می‌کنم که به حال این وضعیتی که سازمان بدان گرفتار آمده است، باید گریست.

اما در پایان ضمن اینکه می‌باید از موزه بریتانیا بخاطر توجه به اعلان‌خطرهای برخی از دل‌نگرانان آثار باستانی (و از جمله این نگارنده در یادداشت «حکایت نگران‌کنندهٔ سفر منشور کورش به ایران») سپاسگزاری و قدردانی کرد، لازم است به این نکته نیز اشاره کرد که اکنون بسیاری از فعالان میراث فرهنگی و یادمان‌های باستانی در ایران از شایعه‌ها و گمانه‌هایی سخن می‌رانند. به موجب این گمان، بدون حضور عامل یا واسطه‌ای در موزه بریتانیا، ممکن نیست که کسانی بتوانند تا این اندازه ادعاهای عجیب و غریب را آشکارا و بی‌واهمه در رسانه‌ها منتشر نمایند. ادعاهایی که دربردارندهٔ مسئولیت و بار حقوقی برای طرفین نیز هست. امیدوارم آن دوست و فامیلِ همیشه مسافر و چمدان در دست و نیمه ایرانی- نیمه انگلیسیِ ما به این شایعه‌ها توجه داشته باشد. به نظر می‌رسد که این سخنان رئیس سازمان نیز ناشی از القائات همان قوم و خویشِ عزیز ما باشد.

رضا مرادی غیاث آبادی

این گفتار برای هفته‌نامه ایران‌دخت نوشته شده و بخش‌هایی از آن در شماره ۹۱، ۲۶ دی ۱۳۸۸، صفحه ۵۲ منتشر شده است.

در همین زمینه:

گفتگو با خانم لیدا پرچمی، رادیو فرانسه: منشور کورش و بهانه سازمان میراث فرهنگی

گفتارهای دیگر:

  1. مناظره با سخنگوی سازمان میراث فرهنگی و چند نکته دیگر
  2. حکایت نگران‌کننده سفر منشور کورش به ایران
  3. منشور کورش هخامنشی
  4. خیال‌پردازی و داستان‌سرایی در باره کورش بزرگ
  5. منشور نبونید: کتیبه آخرین شاه بابل
  6. همایشی ارزنده و آموزنده از دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست ایران
  7. کتیبه داریوش بزرگ در بیستون
  8. در باره سنگ‌نوشته داریوش بزرگ در بیستون
  9. ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل
  10. پاسخی به خبرگزاری میراث آریا