Skip to content
 

از گردهمایی تیزهوشان و برج مظلوم جهان‌نما تا کالای چینی با پرچم اصفاهونی

گردهمایی استعدادهای درخشان

روز گذشته این فرصت و افتخار را داشتم تا در گردهمایی تیزهوشان (استعدادهای درخشان) دبیرستان‌های دخترانه سراسر کشور در اصفهان صحبت کنم. با اینکه موضوع سخنرانی در باره دانش و رشته اخترباستان‌شناسی بود، اما به این دلیل که حاضران را سازندگان آینده علمی ایران و دارای نقشی ممتاز و ارزنده در آینده کشور می‌دیدم، چند نکته دیگری را نیز که به نظرم مهم می‌آمد با آنان در میان گذاشتم:

1- مراقبت بیشتر در قبال کسانی که واژه‌ها و مفاهیم و اصطلاحات علمی را برای بسط خرافه و خرافه‌پردازی بکار می‌گیرند.

2- آگاهی و احیاناً مقاومت در قبال کسانی که جایگاه علمی اشخاص را با توجه به دیدگاه‌های ایدئولوژیک آنان دستکاری می‌کنند. برای نمونه بزرگنمایی غیر عادی شخصیت شیخ بهایی در علوم تجربی و ریاضی، و در عین حال خوار داشتن شخصیت علمی و ممتاز حافظ اصفهانی که از بزرگترین مخترعان و ابزارسازان تاریخ ایران بوده است؛ تا حدی که نام حافظ اصفهانی کمتر شنیده شده، اما ادعاهای منتسب به شیخ بهایی را همگان شنیده‌ و باور کرده‌اند.

3- توجه بیشتر به این نکته که تاریخ و باستان‌شناسی و عموماً مطالعات باستانی، با اینکه رشته‌های دانشی (و بعضاً دانش تجربی) به شمار می‌آیند، اما از آنها به عنوان ابزار بسط سلطه و القائات ایدئولوژیکی استفاده شده است و می‌شود.

4- امروزه و در عصر اینترنت و ماهواره و گردش وسیع و سریع اخبار و اطلاعات، نه تنها هدایت افکار عمومی به مسیری خاص و یا ممانعت آنان از دسترسی به واقعیت‌ها دشوارتر نشده، که آسان‌تر نیز شده است و فراوانی رسانه‌ها موجب پنهان کردن آسان‌تر واقعیت‌ها و گمراهی بهتر و بیشتر افکار عمومی شده است. نظام سرمایه‌داری حاکم بر جهان علاوه بر آنکه همانند گذشته متکی به قشون‌کشی است و با این روش موجبات نابودی اقتصاد و بنیان‌های صنعتی کشورهای مورد تهاجم و رونق و شکوفایی اقتصادی خود را فراهم می‌سازد، اما به انبوه رسانه‌های گروهی نیز اتکا دارد. رسانه‌هایی که در ظاهر مجزا و مستقل، و در باطن دارای ریشه و سکوی فرمان واحد هستند و با تصمیم‌گیری‌ها و خط‌مشی متمرکز و دقیق، طرزفکر و باورهای دلخواهی را به ذهن مردمان القاء می‌کنند. این در حالی است که اطلاعات لازم برای شناخت روحیه همگانی را نیز از طریق همین رسانه‌ها و بخصوص از طریق شبکه‌های اجتماعی گردآوری می‌کند.

امیدوارم نسل آینده‌ساز فردا در قیاس با نسل امروز و دیروز، دارای بینش و هشیاری و قوه تشخیص و تمیز بیشتری باشد.

در اینجا لازم می‌دانم از لطف و مهمان‌نوازی همه دوستان و بزرگواران در اصفهان بخصوص از سرکار خانم غلامعلیان و جناب آقای قائدی بخاطر همه کوشش‌ها و علاقه‌مندی‌ها صمیمانه سپاسگزاری کنم.

برج جهان‌نما

در گلگشت غروبگاهی در خیابان چهارباغ به جلوی دو کتابفروشی «شهسواری» و «مشعل» رسیدم. یکی از آنها در آستانه تبدیل به محصولات دیگری شده بود و دیگری اطلاعیه دردآوری را بر شیشه نصب کرده بود که بر ورشکستگی و فروش مغازه دلالت می‌کرد. ناز شست ما ملت فرهنگ‌دوست که از فرهنگ‌دوستی فقط شعاردادن و حرف‌های دهان پُرکن بلدیم. چندی نگذشت که در فاصله کمی از آن دو کتابفروشی به جلوی برج جهان‌نما رسیدم. آن بنای فاخری که می‌توانست «شیر» معماری ایرانی در عصر حاضر باشد. اما «یال و دم و اشکم» خود را بر اثر غوغای حسودان و باندبازان و بندبازان از دست داد. آنانی که هیچگاه چشم دیدن کارهای بزرگ را ندارند و عوام را با شعارهای سطحی و خواص را با وعده و وعید با خود همراه می‌کنند. افسوس بر آن اثر فاخر معماری و فرهنگ ایران که چنین تنها و تاریک و نیمه‌کاره و با سر بریده در میان چراغ‌های الوان مغازه‌های فروش اجناس چینی (که دارند فرهنگ ایران را پاس می‌دارند) به حال خود رها شده بود. با این توجیه مضحک که اگر کسی در یک کیلومتر آنطرف‌تر از برج و بر روی پله‌های مسجد شیخ‌ لطف‌الله بایستد، نُک برج را از دور می‌بیند و این حیثیت و اعتبار میدان نقش جهان را که قرار است مثلاً نصف جهان باشد، به باد فناد می‌دهد. اما برای اینکه بدانیم این حیثیت میدان نقش جهان چیست و چگونه است، بخش زیر را بنگرید:

کالای چینی با پرچم اصفاهونی

شهرت و جاذبه ایران و یکی از شاخصه‌های اعتبار و هویت ایران در جهان امروز، صنایع دستی آن است. قلب صنایع‌دستی ایران، شهر اصفهان است و قلب صنایع‌دستی در اصفهان، میدان نقش‌جهان است. وقتی می‌بینی در میدان نقش‌جهان اصفهان کالاهای ماشینی چینی را با بسته‌بندی اصفهانی و به اسم صنایع دستی اصفهان عرضه می‌کنند، قلبت فرو می‌ریزد که قلب ایران را نشانه گرفته‌اند. میناهای چینی، قلمزنی‌های چینی، قلمکارهای چینی، ملیله‌دوزی‌های چینی، نقره‌کاری‌های چینی، همه و همه زیر نام ایران و سوغات اصفهان و میدان نقش جهان.

این است حکایت متولیانی که حرمت امامزاده را حفظ نمی‌کنند و این است حکایت آن دل‌نگرانان هویت ایرانی و میراث باستانی که فقط بازیچه شدن و افتادن در میان دعواها و رقابت‌ها و حسادت‌های پیمانکاران در پروژه‌های درآمدزایی مثل برج جهان نما و مترو اصفهان و امثال آنها را بلدند.

آری، قلب تو فرو می‌ریزد وقتی می‌بینی «قلب ایران» را نشانه گرفته‌اند و «سر ایران» را در جای دیگری گرم کرده‌اند.

همچنین بنگرید به گفتگو با آقای آبتین صدر در رادیو فردا: آنچه میدان نقش جهان را تهدید می‌کند، برج جهان‌نما و دعواهای زرگری پیمانکاران نیست؛ بلکه تبدیل کارگاه‌های صنایع دستی به دکان‌های عرضه محصولات بدلی چینی و هندی است. چیزی که هویت هنری ایران و قلب تپنده صنایع دستی ایران را تبدیل به یک سمساری فروش کالاهای تقلبی کرده است.



web analytics