Skip to content
 

اعتبار حرفه‌ای نویسندگان و روزنامه‌نگاران

اعتبار اهل قلم و تحقیق و روزنامه‌نگاران سخت به دست می‌آید اما آسان از دست می‌رود. یکی از شاخصه‌های کسب اعتبار یا از دست دادن اعتبار حرفه‌ای، موضع‌گیری‌هایی است که آنان در قبال موج اخبار و ادعاهای خیالی و دروغین از خود بروز می‌دهند. با اینکه انتشار شایعه‌های وهمی کاری مذموم و ناپسند است، اما چنین هنگامه‌هایی فرصت مناسبی است تا خوانندگان به شناخت بهتری از درک علمی و قوه تشخیص محققان و روزنامه‌نگاران دست یابند. خواننده تیزبین، رفتارها و موضع‌گیری‌ها را زیرنظر دارد و در چنین مواقعی است که برای نویسنده یا روزنامه‌نگار خاصی اعتبار بیشتری قائل می‌شود و یا اعتبارش را کاهش می‌دهد. همچنین انتشار چنین اخبار و ادعاهایی، فرصت مناسبی است برای محققان و روزنامه‌نگاران و فعالان اجتماعی تا با موضع‌گیری‌های سنجیده و واقع‌گرایانه و دوری جستن از افتادن به گودال دروغ‌پردازان، اعتبار حرفه‌ای خود را بیشتر کنند.

شاید باورکردن برخی ادعاهای به ظاهر علمی و شبه‌واقعی و اخبار مجعول برای خواننده عادی ایراد چندانی نداشته باشد، اما باور کردن و نشر دادن آنها توسط محققان و فعالان و روزنامه‌نگاران به سرعت منجر به از دست رفتن اعتبار آنان خواهد شد. چرا که خواننده از آنان انتظار دارد از قوه ادراک و محک مناسبی برای تشخیص راست از دروغ برخوردار باشند. 

برای مثال، خواننده عادی و غیرحرفه‌ای را نمی‌توان بخاطر باورکردن پیداشدن مومیایی شاهزاده‌ای در کردستان، یا ساختن جزیره‌ای به نام فروهر در خلیج فارس، یا روز جهانی کورش، یا نابود شدن جهان در سال 2012، یا کشف کتیبه‌ای در خوزستان، یا آدم کوچولوهای کرمان، یا نزدیک شدن مریخ به زمین، یا وجود کوهی نزدیک به خورشید در بوشهر که خاستگاه جمشید و انسان نخستین است، یا سخنان تخیلی که به کورش یا زرتشت منسوب می‌شود، شماتت کرد. اما باور کردن و بازنشر چنین اخباری توسط کسانی که اهل تاریخ و باستان‌شناسی هستند، می‌تواند به سرعت اعتبار حرفه‌ای آنان را بباد فنا دهد. چرا که خوانندهٔ آگاه از خود می‌پرسد وقتی این مورخ یا باستان‌شناس از درک واقعیت‌های امروز با انبوهی از منابع و مدارک و رسانه‌های بیشمار عاجر است و آن خیالبافی‌ها را در وبلاگ خود می‌نویسد، چگونه صلاحیت پرداختن به مطالعات موثق و مطابق با واقعیت در موضوع‌هایی چند هزار ساله را دارد که منابع و اسناد چندانی از آنها در دست نیست؟ هنگامی که او از درک خیالپردازی‌های شبه‌تاریخیِ امروزی عاجز است، چگونه می‌توان برای درک واقعیت‌های چندهزارساله، سخنان او را باور داشت و بدان استناد کرد؟ خواننده هرگز نمی‌تواند کتاب تاریخی‌ای را بخواند که نویسنده‌اش در وبلاگ خود خبر خیالی کشف بقایای ارتش کمبوجیه در مصر را با آب‌وتاب فراوان شرح داده است. نمی‌تواند به کسانی اعتماد کند که نتوانسته بودند یک راهپیمایی سیاسی در تبریز را از یک راهپیمایی ورزشی صبحگاهی تشخیص دهند.

این نکته شامل حال روزنامه‌نگاران نیز می‌شود. خوانندگان و مخاطبان رسانه‌ها از روزنامه‌نگاران انتظار دارند که از قوه تشخیص خوبی برخوردار باشند و نتوان آنان را به راحتی فریب داد. روزنامه‌نگاران بزرگی که شهرتی جهانی دارند و خوانندگان به استناد امضای آنان تردیدی در صحت گزارش یا خبر نمی‌کنند، چنین اعتباری را به سادگی به دست نیاورده‌اند.

در دورانی که با گسترش وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌ها و خبررسان‌ها، به دامنه رسانه‌های همگانی افزوده شده، به همان میزان تشخیص رسانه‌های معتبر دشوارتر شده است. بهترین زمان برای خوانندگان که به دنبال شناسایی رسانه‌ها و نویسندگان معتبر هستند، و نیز بهترین زمان برای اینکه رسانه‌ها و نویسندگان اعتبار خود را نشان دهند، به هنگامی است که موجی گسترده از یک خبر و ادعای مجعول یا مشکوک براه افتاده و فراگیر شده است.



web analytics