Skip to content
 

نامه سرگشاده یکصد تن از علاقه‌مندان تاریخ و میراث فرهنگی ایران

چندی پیش آقای سید حمید فهیمی مدعی شد که در سال 1378 مقاله‌ای «ایران‌ستیزانه» از این نگارنده در روزنامه آفتاب امروز منتشر شد و ایشان پاسخی «از سر مهر و عشق به فرهنگ ایران» به آن مقاله دادند. در حالی که واقعیت درست برعکس ادعای عجیب و باب روز ایشان است. مقاله من چکیده‌ای از بخش نخست کتاب تخت‌جمشید بود و در آن به دلایل و شواهدی پرداخته بودم که تخت‌جمشید نوعی انجمن همپُرسگی ملی و نهادی شورایی در زمان خود بوده است. اما ایشان ضمن رد و تحریف سخنان من، ادعاهای دیگری را مطرح کرده بودند و از جمله تخت‌جمشید را پایگاه داریوش برای سرکوب مخالفان دانسته بودند. من اکنون کاری به تغییر رویه و پوست‌اندازی برخی از آقایان در سازمان میراث فرهنگی و راه‌اندازی دستگاه کورش‌پرستی در دولت علیه ندارم، اما یادآور می‌شوم که پاسخ آقای فهیمی در همان زمان منجر به واکنش گسترده گروهی از علاقه‌مندان تاریخ و میراث فرهنگی ایران و پاسخ متقابل آنان شد. این پاسخ در تاریخ 14 دی‌ماه 1378 و همراه با امضای نویسندگان آن در روزنامه آفتاب امروز منتشر شد. بخشی از آن پاسخ را اکنون برای رد ادعای عجیب ایشان در اینجا می‌آورم. امیدوارم ایشان از روش دستکاری و قلب واقعیت‌ها دست بردارند و واقعیت‌ها را چنانکه هست بازگو نمایند و نه چنانکه مطابق «مظنه روز» است. نگارنده از تمامی محتوای پاسخ زیر دفاع نمی‌کند و صرفاً آنرا به این جهت بازنشر می‌کند که دانسته شود سخنان چه کسی «ایران‌ستیزانه» بوده است:

در روزنامه محترم آفتاب امروز به تاریخ 4 آبان‌ماه 1378 مقاله‌ای به نام «تخت‌جمشید به چه منظور ساخته شده» نوشته آقای رضا مرادی غیاث آبادی به چاپ رسید که نویسنده در آن مقاله با ارائه دلایلی مستند و منطقی به اثبات رسانید که «تخت‌جمشید بنای نمادین ایرانیان و انجمن همپُرسگی ملی» بوده است. آنگاه در تاریخ 29 آبان‌ماه و 4 آذرماه 1378 نقدی بر مقاله مذکور به نام «کتیبه‌های هخامنشیان، مستندترین گواه هویت تخت‌جمشید» (نوشته سید حمید فهیمی) به چاپ رسید که در طی آن ناقد محترم دست به تغییر و تحریف جملات و نظریات نویسنده مقاله زده است. در این باره نظر خوانندگان را به توضیحاتی جلب می‌کنیم.

هرگاه که سخن از پیشینه ایران به میان آورده می‌شود، به یاد می‌آید که بیگانگان چه‌ها که بر ما نکردند. جنگاورانشان خون‌ها بریختند، شهرها ویران کردند و کتاب‌ها بسوختند. مورخانشان باژگونه بر تاریخ نوشتند و جفاها نمودند. تا آنجا که خود را صاحب اختیار تاریخ قلمداد نمودند و بر این روند پی‌درپی گفتارها گفتند و دفترها نوشتند. تا آنجا که از این نیرنگ‌بازی‌ها و تاریخ‌سازی‌ها فرزندان این مرز و بوم نیز فریفته گفتارهای آنان شده و با واگویه آنچه ایشان گفتند، با بیگانگان ایران‌ستیز همداستان گردیدند.

این خوی ناپسند ایران ستیزی که در میان برخی باستان‌پژوهان بیگانه که خود را ایران‌دوست و ایران‌شناس می‌نامیدند، نیز تا آنجا بود که برخی از ایشان، برخی کتیبه‌ها و نگارکندها و نوشت‌کندها را واژگونه بیان نمودند تا افتخارات این سرزمین را پنهان سازند و آنرا خدشه‌دار و ناخوانا کنند. اما این بار از قلم هموطنی ناقد، به مقاله پژوهشگر و نویسنده بزرگوار آقای مرادی غیاث آبادی و نیز به فرهنگ ایران‌زمین جفا رسیده است. دوستی که از او این انتظار می‌رفت که غبار از چهره تاریخ بزداید و کتمان‌شده‌ها را آشکار سازد و ناگفته‌ها را بگوید و نادرست گفته‌های پیشین بیگانگان را بشناسد و بردارد و گفته‌های درست را بر جایشان بگذارد، بر آنان پیش می‌گیرد و با عنوان «کتیبه‌های تخت‌جمشید، مستندترین گواه هویت تخت‌جمشید» ادعا می‌کند که تخت‌جمشید را داریوش اول به جهت پایگاهی برای سرکوبی شورشگران بنا نموده است.

در اینجا اعلام می‌داریم که هرگز و در هیچیک از کتیبه‌های تخت‌جمشید چنین نوشته‌ای نیامده است و به این خاطر ما و دیگر علاقه‌مندان و خوانندگان مطلب فوق با کمال اشتیاق مایل هستیم که ناقد محترم (سید حمید فهیمی) اعلام فرمایند که در کدامیک از کتیبه‌ها چنین مطلبی گفته شده است.

متأسفانه ناقد محترم، سخنان نویسنده مقاله (مرادی غیاث آبادی) را باژگونه فهمیده و باژگونه بیان نموده است. چرا که گفته‌هایی را از قول ایشان نقل کرده است که در هیچ کجای مقاله ایشان به چشم نمی‌خورد.

در خاتمه اعلام می‌داریم که خیزاب‌های بلند فرهنگ ایران از هر سوی دیده می‌شود و پژوهشگران و دانشمندان امروز ایران و نیز استادان و دانشجویان تاریخ و باستان‌شناسی و دست‌اندرکاران میراث فرهنگی ایران به همت هر چه تمامتر می‌کوشند تا شراره‌های درخشان فرهنگ ایران را بیابند و پاس دارند و خود را از دام کژه‌نویسان بیگانه که تلاش کرده‌اند ایرانیان را بربر و آنان را در برابر غربیان زبون بنمایند، برهانند و سرگذشت راستین این کشور کهنسال را باز نویسند و به آن ببالند. به این جهت شایسته نیست که این کوشش‌های بلند معرفت‌جویانه را بی‌قدر کنیم و بجای نقدی عالمانه و روشنگرانه، دست به تغییر و تحریف بزنیم.

ما برخلاف نظر ناقد محترم (آقای حمید فهیمی) اعتقاد نداریم که تخت‌جمشید پایگاه سرکوبی مخالفان بوده است، بلکه پیرو نظریه آقای مرادی غیاث‌آبادی معتقدیم زیباترین و باشکوه‌ترین بنای باستانی ایران که همانا تخت‌جمشید است، بنای نمادین ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی است. قدیمی‌ترین سازمان ملل و مجلس شورای جهان.



web analytics