یکی از شیوههای بسیار کهنه و نخنما شدهی کسانی که میکوشند افکار عمومی را در اختیار خواست و اهداف خود بگیرند و بجای آنان تصمیمگیری کنند و حتی آنان را به انجام اعمال دلخواه خود برانگیزانند، عبارت بوده است از تحریک افکار عمومی با بیان سخنان زیبای دروغین، القائات نگرانکننده، روضهخوانیها، و خطابهها و نوشتههای احساساتی و محرک در باره آنچه برای همگان گرامی و مقدس است. تجربه نشان داده است که چنین شیوهای معمولاً موفقیتآمیز بوده و طراحان آن به نتایج مطلوبی دست یافتهاند. نمونههای اینگونه عوامفریبیها بیشتر از آن است که نیازی به آوردن مثال باشد و همگان با نمونههای فراوان آن آشنا هستند.
به گمان این نگارنده، خودداری انبوه مردم و دوستداران فرهنگ ملی و یادمانهای باستانی از برگزاری و تبلیغ مناسبت مجعول و ساختگی معروف به روز جهانی کوروش، نشاندهنده بیداری و آگاهیهای روزافزون تاریخی نسل معاصر ایران است. نسلی که رسانههای گروهی، آنقدر برای تحمیل خواستهها و اعتقادهای خود به او تلاش کردهاند و آنقدر در محیط کار و درس در مواجهه با کسانی بوده است که خواستهاند برای اعمال و اندیشه او تعیین تکلیف کنند، که دیگر به راحتی میدان اندیشه و خردش را به هر روضهخوانی نمیسپارد. او میخواهد در برابر کسانی که میکوشند بجای او تصمیم بگیرند و تصمیمگیری شخصی خود را، اجماعی «جهانی» یا «ملی» بنامند، بایستد. او دیگر آنقدر ناآگاه نیست تا بتوان در برابر پرسشها و تردیدهایش، از او خواست تا برای دلایل و مدارکی جهانی، عبارتهای Sirus Day و Cyrus Day را در اینترنت جستجو کند و از انبوه دادههای آن در شگفت بماند، چرا که بخوبی میداند عبارت اول، نامی برای ستاره شباهنگ و عبارت دوم، نام خاص یک نویسنده پرکار در زمینه آموزش گرههای صخرهنوردی و دیگر گرهها است.
با نسل امروز جز با زبان منطق و خرد و آزادی بیان و اندیشه نمیتوان سخن گفت. امید که دیررسیدگان تازه بدورانرسیده، پیام این سکوت بیمانند همگانی را درک کرده باشند و بدانند که دیگر تحریک احساسات مردم و تحریفهای تاریخی (هر چند که زیبا باشند) نمدی نیست که بتوان از آن کلاهی برای خود دوخت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیوست: کورش، آسوده بیدار باش که ما خوابیم
سهشنبه، ۸ آبانماه ۱۳۸۶
پس از اینکه ادعای «روز کورش» همچو ترفندهای شکست خورده پیشین مبنی بر «روز جهانی کورش» و «روز ورود کورش به بابل» و «روز صدور فرمان حقوق بشر» و «روز تکمیل تصرف بابل»، بخاطر اصرار افکار عمومی در خودداری از اطاعت کورکورانه و نبود اسناد و مدارک، با شکست مواجه شد، امروز داستانپردازان و پروندهسازانی که به جان فرهنگ و تاریخ ایران افتادهاند، دو مناسبت تازهتر را در اسناد تاریخیای که تنها خود بدان دسترسی دارند، یافتهاند و آنها را نیز به کلکسیون ادعاهای پیشین خود افزوده و به نیابت از «ملت ایران» و بدون نیاز به ارائه هیچ سند و مدرکی و بدون نظرخواهی از عموم مردم، آنرا اعلان فرمودهاند: «روز جشن تولد کورش» و «روز ملی ایران».
هر چند که کاشفان گرانقدر این مناسبتها، همچون گذشته به هر کسی که پرسشی یا تردیدی از خود نشان بدهد، اتهام دشمنی با کورش و ایران و نژاد پاک آریایی را وارد میکنند، اما لااقل از کسان دیگری که از چند و چون اسناد این کشفهای تاریخی، و نیز از «وکالتنامه ملت ایران» اطلاع دارند، خواهش میکنم که آنرا به من هم خبر بدهند. (علاوه بر این کشف آرامگاه شمس تبریزی در خوی و گلباران آنرا نیز صمیمانه تبریک عرض میکنم و آرزو دارم که خط تولید تربیت کاشفان بجایی برسد که کشور ما بزودی به «قطب صادرات کاشفان تاریخی» در جهان تبدیل شود).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
● در این زمینه خانم آزاده اسدی- برنامهساز رادیو زمانه- گفتگویی را با این نگارنده انجام داده است که از ساعت هشت و نیم تا نه بعدازظهر روز گذشته به وقت ایران از رادیو زمانه پخش شد.
● مصاحبه خبرگزاری ایسنا را نیز در اینجا ببینید: هیچ مدرکی در باره روز تولد کورش وجود ندارد.
● در همین باره، نظر دکتر پرویز رجبی را نیز بخوانید: دیگر کار از بچهبازی هم گذشته است.
● همچنین دیدگاه دکتر جلیل دوستخواه: شدتگرفتن تب ایرانپرستی و آرمانشهرجویی.
● گفتار دیگری را نیز از آقای بیژن روحانی بخوانید: تاریخ و ایدئولوژی، شتابزدگی در یک جشن تولد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین بنگرید به:
خیال پردازی و داستان سرایی در باره کورش بزرگ
تبدیل بیسروصدای «روز جهانی کوروش» به «روز کوروش» و تکذیبی دیگر برای تحریفی دیگر
گفتارهای دیگر:
