Skip to content
 

«رسوایی شیردال»

ماجرای شیردال که نگارنده بلافاصله پس از انتشار خبر آن توسط وزارت امور خارجه آمریکا از قلابی بودن آن خبر داد، اکنون به رسانه‌های بی‌شماری در ایران و جهان راه یافته و همگان از مجعول بودن آن مطلع شده‌اند. تنها کسانی که تاکنون به سکوت خود ادامه داده‌اند، مقامات و رسانه‌های مطرح آمریکایی هستند که در خفا ایرانیان را به ریشخند گرفته‌اند.

در ابتدایی‌ترین آموزش‌های دفاع غیرنظامی یاد داده می‌شود که می‌باید در قبال «هدایا و عروسک‌ها و قاقالی‌لی‌هایی» که به دست کودکان می‌دهند، حساس و مراقب بود و آنها را فوراً قبول نکرد. چرا برخی از دولتمردان و روزنامه‌نگاران ما حتی در حد اندرزهای کودکانه نیز آموزش ندیده‌اند؟

این ماجرا می‌توانست با اعتراف مقامات ایرانی مبنی بر انجام عملی نسنجیده (که انتظار آن می‌رفت) و پذیرفتن اشتباه و اغوای ناخواسته و با «صدور شناسنامه بی‌کفایتی» و نیز استعفای آقایان از کاری که صلاحیتش را ندارند، مختومه اعلام شود و شیء مجعول نیز به آمریکا عودت می‌گردید تا ضمن اعتراض به این رفتار زننده و توهین‌آمیز، از آنان تقاضای عذرخواهی رسمی به عمل می‌آمد. اما اکنون که برخی از مقامات بجای واکنش‌های شایسته و متکی بر درایت و کفایت، بطرزی ناشیانه و تأسف‌بار و برخلاف منافع میهنی به انواع توجیهات و عذرهای بدتر از گناه و گمراه کردن افکار عمومی روی آورده‌اند، و بجای دفاع از حقوق ایران به وکیل مدافع آمریکا و توجیه‌گر عمل اغفالگرانه او تبدیل شده‌اند، به وضعیت دیگری رسیده‌ایم که میل دارم نام آنرا بر زبان نیاورم.

ماجرای شیردال و فریب‌خوردگی چندین باره و تمام‌عیار سازمان میراث فرهنگی از بیگانگان و باندهای قاچاق و دلالی اشیای عتیقه قلابی، بار دیگر وجهه باستان‌شناسی ما را در جهان تخریب کرد و پرده از این واقعیت ناگوار برداشت که باستان‌شناسی و دستگاه باستان‌شناسی کشور تا چه اندازه ضعیف و غیرحرفه‌ای است و تا چه اندازه مورد سوءاستفاده‌های سیاسی قرار می‌گیرد. اما گذشته از این، اهمیت ماجرای تقلبی بودن شیردال چیزی بیش از یک مسئله باستان‌شناختی و میراث فرهنگی است. شیردال تقلبی نه نماد «تعامل فرهنگی» است و نه نشانه «حسن‌نیت»؛ بلکه نشانه زالو بودن یک طرف و هالو بودن طرف دیگر است. نشان از یک رسوایی بزرگ دارد که با نام «رسوایی شیردال» در تاریخ ثبت خواهد شد. در حد دیگر رسوایی‌های بزرگ و مشهور تاریخ ایران که بخصوص در عصر قاجاری و پهلوی فراوان هستند. رسوایی‌ای که گریبان عده‌ای از مسئولان و نیز برخی رسانه‌ها را خواهد گرفت و نام همه آنانرا به دلیل «تلاش برای توجیه تقلب علیه یک کشور» و باز کردن راه خدعه و نیرنگ بسوی مردمی رنج‌کشیده، به دادگاه تاریخ خواهد کشاند.

به گمان نگارنده، کلمه «شیردال» بزودی در ادبیات فارسی و مفاهیم سیاسی دارای معنایی کنایی و معادل با «تقلب» خواهد شد. چنانکه عبارت «رسوایی شیردال» نیز به عنوان نمونه شاخص و ممتازی از ناتوانی و انفعال و وادادگی در برابر قدرت‌های خارجی، به اصطلاح مشهوری تبدیل خواهد شد و به تاریخ و کتاب‌های درسی نسل‌های آینده راه خواهد یافت.

پیوست ۱

در چند روز گذشته رسانه‌های آمریکایی آکنده از اظهارنظر باستان‌شناسان و اخبار قلابی بودن شیردال شده‌اند. الکس جافی، باستان‌شناس آمریکایی، شیردال را «اثری تقلبی با قدمت ۱۴ سال دانسته که یک دلال عتیقه سعی داشته با انواع ترفندها برای آن اصالت و سندیت دست و پا کند». او همچنین این نکته مهم را خاطر نشان کرده که «در آمریکا همواره دسترسی محققان به این اثر ممنوع بوده است». جالب است که اکنون نیز در ایران این شیء از دید و دسترس همگان و حتی خبرنگاران پنهان است. سوزان مازور در مجله اسکوپ ایندیپندنت با لحن کنایه‌آمیز خود «یک شیء تقلبی را سوغات آمریکا به مردم ایران» نامیده است. سوغاتی که دانسته نیست آیا مقامات میراث فرهنگی ایران از تقلبی بودن آن اطلاع داشتند یا اینکه بازی خوردند. همو در گفتار دیگری در همان نشریه به ابعاد دیگر ماجرا پرداخته و از جمله نقل‌قولی از موسکارلا را آورده که تاکنون دو تن از باستان شناسان ایرانی این شیء را تقلبی دانسته‌اند. دانیل گرین‌فیلد شیردال را «شیئی تقلبی از سال ۱۹۹۹» معرفی کرده و رسانه دیگری نوشته‌ است که «وزارت خارجه آمریکا به ایران شیئی تقلبی داده است». رسانه بعدی مطلب خود را با تیتر «رئیس جمهور جعلی می‌دهد عتیقه جعلی» آغاز می‌کند و دیگری عنوان می‌کند که «اینکار نشان می‌دهد اوباما و دولت او نادان و بی‌کفایت هستند». نظرات خوانندگان این رسانه‌ها نیز جالب و قابل تأمل است. یکی از آنان نوشته که «مهم نیست شیردال تقلبی بود یا نه، هر چه بود ایرانیان آنرا با شوق و ذوق پذیرفتند». و دیگری چنین پاسخ داده که «ولی این رفتاری شرم‌آور بود از طرف ما آمریکایی‌ها». رسانه دیگری نیز به تمسخر از قول شیردال می‌نویسد: «آهای پسر! من مطمئنم که خوشت میاد از این چیزی که زیر شنل من است!».

در میان این همه ماجرا و اخبار و اظهارنظرها، سر مقامات ایرانی و رسانه‌های همسوی با آنان کماکان زیر برف است. آقای بهشتی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا گفته است: «بزودی در سازمان میراث فرهنگی خبر کشفی بزرگ در حد کشف قاره آمریکا به دست کریستف کلمب را اعلام می‌کنیم». سخن ساده‌انگارانه و ناشیانه که ظاهراً برای انحراف افکار عمومی از موضوع شیردال طراحی شده است. جالب و تأسف‌بار است در حالی که آمریکاییان و رسانه‌هایشان مشغول سرزنش و تمسخر اوباما و دولت آمریکا و همدردی با ایرانیان برای این رفتار زشت هستند، تعداد زیادی از ایرانیان و رسانه‌ها و مقاماتشان کماکان سعی میکنند با سکوت و «سرشیرمالی» خود دل عزیز آمریکا را بخاطر یک «هدیه» ناقابل نشکنند.

پیوست ۲ (۱۱ دی ۱۳۹۲): شیردال، غار کلماکره و نگرانی‌های عتیقه فروشان

پس از ماجرای شیردال و آشکار شدن تقلبی بودن آن، عده‌ای با عجله و دستپاچگی شروع به نوشتن مطالبی در نشریات کردند تا شیردال را اصیل و غیرتقلبی جلوه دهند. نگرانی اصلی این عده، تقلبی بودن شیردال و مسائل سیاسی و اداری مرتبط با آن نبود؛ بلکه نگرانی آنان از این جهت بود که شیردال عضوی از مجموعه اشیای نقره‌ای منتسب به غار کلماکره معرفی شده بود و تقلبی بودن آن، مجدداً ماجرای مسکوت مانده تقلبی بودن اشیای کلماکره را بر سر زبان‌ها می‌انداخت. به عبارت دیگر، چنین اخباری می‌توانست خسارت زیادی را به این «بیزینس سودآور» وارد آورد.

اما چنین دستپاچگی‌ای بیهوده است. امروزه عالم و آدم به تقلبی بودن شیردال پی برده‌اند. حتی مقامات سیاسی رسمی ایران و آمریکا و نیز کارشناسان هر دو کشور به صراحت یا به تلویح از تقلبی بودن آن سخن رانده‌اند و اصالت داشتن آنرا در قیاس با «نشانه حسن‌تفاهم موجود» بی‌اهمیت دانستند. امروزه نه تنها تقلبی بودن شیردال اظهر من الشمس شده است، که تقلبی بودن تمامی اشیای نقره‌ای و بعضاً طلایی منتسب شده به غار کلماکره (و از جمله جام‌ها و ماسک‌های طلایی مضحک آن) برای اهل فن و متخصصان آشکار است. اینرا شاید همگان ندانند، اما هر شخص مستقل و غیروابسته‌ای که با باستان‌شناسی ایران آشنایی داشته باشد، می‌داند که اشیای مجعول منسوب شده به غار کلماکره در لرستان، شهرت خود را مدیون جنجال‌ها، خبرسازی‌ها، تبلیغات و رپرتاژ آگهی‌های رسانه‌ای و صحنه‌سازی‌های محلی است.

آقایانی که کسب و کار و روزگارشان در عتیقه‌فروشی‌های ایران و گالری برکت دبی و حراجی‌های دوک و ساتبی لندن می‌گذرد، اکنون می‌کوشند تا با خبرسازی‌ها و صحنه‌سازی‌های مضاعف، مطالبی در رسانه‌ها بنویسند تا به هر ترتیبی که شده، انگشت اتهام را از آثار کلماکره دور سازند. این عده حتی نقدهایی را نیز به بهانه‌های مختلف و خطاب به یکدیگر می‌نویسند که آن نقدها نیز فرمایشی و فرمالیته هستند و در یک چیز که اصالت آثار کلماکره باشد، با یکدیگر وجه اشتراک دارند.

از رسانه‌های وابسته انتظاری جز انتشار چنین رپرتاژهایی نمی‌رود؛ اما امید می‌رود که رسانه‌های خوشنام که اعتبار خود را به سختی و مرارت و در زمانی طولانی به دست آورده‌اند، حسن شهرت خویش را با دقت بیشتر در بررسی مقالات رسیده، حفظ کنند.

سال گذشته چاپ و ترجمه جدیدی از کتاب ۱۵ جلدی سیری در هنر ایران گردآورده آرتور اوپهام پوپ و فیلیس اکرمن توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد. به این چاپ جدید، عکس تعداد زیادی از اشیای تقلبی که اخیراً ساخته شده‌اند، اضافه شده و کتاب عملاً تبدیل به کاتالوگ قاچاقچیان و تقلبی‌فروشان شده است. (همچنین بنگرید به: «معرفی کتاب جعل فرهنگ شرق نزدیک باستان»).

هر چند در این زمینه سخن‌های ناگفته فراوان است؛ اما بهتر است صنف محترم تقلبی ساز و تقلبی فروش در نافرجام بودن چنین تلاش‌هایی تردید نداشته باشند که آنچه باید آشکار می‌شده، در ۲۴ سال اخیر و بخصوص در چند ماه اخیر بخوبی آشکار شده است. امروزه نه فقط تقلبی بودن آثار غار کلماکره شهره آفاق است، که حتی اصالت گنجینه جیحون (Oxus Treasure) نیز مورد توجه و تردید جدی صاحب‌نظران قرار گرفته است.

روزهای آینده روزهای سخت‌تری خواهند بود.

همچنین بنگرید به:

شیردال مرجوعی آمریکا قلابی است
نسبت به حضور نجفی در سازمان میراث فرهنگی خوش‌بین نیستم (گفتگو با خبرگزاری ایسنا)
شیردال مرجوعی آمریکا و بی‌خبری از اجرای پروتکل‌های انتقال آثار (گفتگو با رادیو فرانسه)
آمریکایی‌ها گفتند که شیردال تقلبی نیست!
لزوم عذرخواهی دولتین از مردم بخاطر شیردال تقلبی
غیاث‌آبادی: شیردال تقلبی است (گفتگو با رادیو فردا)



web analytics