Skip to content
 

هبستگی دیرین مردمان ایرانی

پرسش‌های برخی دوستان و برنامه ‌نظرخواهی تفرقه‌انگیز یکی از گزارشگران بی‌بی‌سی به نام چهارشنبه‌سوری در جمهوری آذرآبادگان، مرا برآن داشت تا چند سطری در این باره قلمی کنم.

گزارشگر بی‌بی‌سی، کوشیده است تا به بهانه پرداختن به جشن چهارشنبه‌سوری، به ایجاد و گسترش دعواها و ادعاهای قومی در ایران دامن زند. خوانندگان آن نوشتار، به خوبی درمی‌یابند که درون‌مایه آن، بجای پرداختن به عنوان انتخاب‌شده که همانا چهارشنبه‌سوری باشد، به مضامینی تفرقه‌افکنانه در میان مردمان ایرانی پرداخته است و همراه با آن به طرح یک نظرخواهی پرداخته و از همه مردم برای بیان دیدگاه‌های خود، استقبال کرده است. دیدگاه‌هایی که می‌باید از صافی «سانسور» بگذرد و اعتراض‌ها و انتقادهای مردم ایران، جایی برای عرضه در آن «تریبون آزاد» را نداشته باشند. گزارشگر از یک سو به بهانه نظرخواهی پیرامون چارشنبه‌سوری، عملاً به گسترش تفرقه و جدایی در میان ایرانیان پرداخته است و آنرا دامن می‌زند؛ و از سوی دیگر نام مجعول و ساختگی «جمهوری آذرآبادگان» را بکار می‌گیرد تا خود دستاویزی دیگر برای ایجاد نزاع‌های قومی در آینده شود.

این روش گزارشگر بی‌بی‌سی برای خوانندگان و شنوندگان تیز‌نگر آن، ناشناخته نیست. هنوز زمان زیادی از ایجاد یک درگیری در میان مردمان خوزستان بر سر نام اروندرود نمی‌گذرد. فتنه‌ای که آنهم ضمن گفتگوهایی با «صاحب‌نظران» و نظرخواهی از مردمِ تحریک‌شده انجام شده بود و از این نمونه‌ها بس فراوان است.

هر چند شماری از هم‌میهنان ما متوجه برنامه و اهداف مشخص برخی اشخاص برای تفرقه‌افکنی در میان ایرانیان نمی‌شوند و با اظهارنظرهای عجولانه خود به این آتش‌بیاران یاری می‌رسانند؛ اما نگارنده بر این باور است که چنین شگردهایی هرگز در ایران پا‌ نمی‌گیرد و همبستگی شکوهمند و دیرینه مردمان ایرانی، هرگز با چنین توطئه‌های زیرکانه‌ای، خدشه‌دار نمی‌شود.

ایرانیان در گذر هزاران سال ثابت کرده‌اند که بیشتر از دیگران، تحمل اقوام و ادیان و باورهای گوناگون را داشته‌اند و دارند. هم‌میهنان ما می‌دانند که در بسیاری از شهرهای ایران‌زمین، همچون اصفهان، ارومیه، اراک و یزد، از دیرباز مسلمانان و مسیحیان و زرتشتیان و کلیمیان و یارسان و اسماعیلیان و خرمدینان و امامیان و بسیاری دیگر، صدها و هزاران سال با آشتی و تفاهمِ متقابل با یکدیگر زندگی کرده‌اند و هیچگاه در میان آنان نسل‌کشی و قتل و غارت پیش نیامده است.

کدام کس دیده و شنیده است که در ایران منازعات خونباری همانند آنچه در آلمان، در روسیه، در هند، در اسرائیل، در بوسنی و در عراق روی داد؛ براه افتاده باشد؟ مردمان ما از هر قوم و دینی که باشند، حتی در برگزاری آیین‌های اجتماعی و دینی با یکدیگر یاری و همزیستی آشتی‌جویانه داشته‌اند و دارند. همه ایرانیان دیده‌اند و می‌دانند که مسلمانان همراه با یهودیان به زیارت دانیال و حبقوق و استر و مردخای می‌شتابند. مسیحیان همراه با شیعیان در سوگواری حسین سینه می‌زنند و اشک می‌ریزند. زرتشتیان مریم‌آباد یزد، زیارتگاه امام رضا برمی‌سازند. اهل حق کرمانشاه در کلیسای مسیحیان، سرود نیایش و آمرزش می‌خوانند و بسیاری از مردمان، در آتشکده زرتشتیان به نیایش مزدا می‌نشینند و یاور «جمع‌خانه‌»های اسماعیلیان می‌شوند. ما در غم و شادی و محنت خود، همیشه در کنار هم بوده‌ایم و خواهیم بود.

چه کسی می‌تواند بین اقوامی جدایی ایجاد کند که حتی به هنگام ازدواج (برخلاف بسیاری ملت‌های دیگر) مناسبات و وابستگی‌های قومیتی را در نظر نمی‌گیرند و از همین روی در هر خاندانی، بسیارند کسانی که یکی به فارسی، دوبیتی‌های بابای همدان و غزل‌های پاکباز شیراز را برمی‌سراید و دیگری به ترکی آذربایجانی، حماسه دل‌انگیز کوراوغلو را. یکی به کردی، ترانه‌های سوزناک «ماموستا»ی اورامانات و «عالی‌نژاد» شهر صحنه را بر‌می‌خواند و دیگری به لری، آوازهای پر احساس برزیگری بختیاری را. یکی به گیلکی، آوای خیال‌انگیز مسعودی را سر می‌دهد و دیگری حماسه‌های پر غرور بلوچ را.

مگر می‌توان در میان ایرانیان، به دنبال رگ و ریشه و خون و نژاد جستجو کرد. مگر اقوام ایرانی همچو نژادپرستان و قبیله‌پرستان، برای خود تابوها و هنجارهای خاص قبیله‌ای داشته‌اند؟ اگر هم گاهی نغمه‌هایی ناساز و قهر‌آلود از گوشه‌ای شنیده می‌شود، فقط و فقط رنجش‌هایی است که از «شرایط زمانه» برگرفته شده و تنها گله‌ها و شکایت‌ها و درد دل‌های زودگذرِ اعضای یک خانواده است و نه بیشتر.

اما از سوی دیگر، بیگانگان سلطه‌جو و حاکمان تمامیت‌خواه، همواره کوشیده‌اند به هر شیوه ممکن و برای افزایش قدرت سلطه و حاکمیت خود، در میان مردمان ایرانی بهانه‌ها و دستاویزهای گوناگونی را بترشاند و رواج دهند تا موجب جدایی و تفرقه آنان شوند و همزیستی شکوهمند و غرورآفرین آنان را خدشه‌دار کنند. ایرانیان نیز در گذر تاریخ پرآشوب خود آموخته‌اند که همواره در برابر هر عاملی که بخواهد پیکر یکپارچه و تنومند و یگانه آنان را پاره‌پاره کند، بیشتر از گذشته ایستادگی کنند و بر همبستگی خود پای بفشارند. که اگر چنین نبود، امروزه ایرانی هم نبود. ایران همیشه هست و خواهد بود، چرا که «یک پیکر یگانه» است و چون «رئیس‌ علی دلواری» بسیار دارد.

رضا مرادی غیاث آبادی

گفتارهای دیگر:

  1. اسامه:نگاهی به رنج‌های بی پایان و دیرین دختران سرزمین‌های ایرانی
  2. با آوای گلرخسار: سفر تا دورترین هزاره‌های فرهنگ ایرانی
  3. جشن‌های ایرانی در تقویم گوگل
  4. نامه پژمان به یاهو در باره تحریم ایران و کاربران ایرانی
  5. برگزاری جشن‌های ایرانی: بهره‌ها و کمبودها
  6. نگاهی دیگر بر دشواری‌های تاریخی گاهشماری ایرانی
  7. سخن استادان در باره زمان درست جشن های ایرانی