نگارنده در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ دو گزارش مقدماتی در باره کتیبههایی به خط هندسی در «کنچرمی» و «کفترلی» منتشر کرد. هر دوی این گزارشها برای نخستین بار منتشر میشدند و ترجمههای انگلیسی و فرانسه آنها بازتاب وسیعی در رسانههای باستانپژوهی جهان داشت. با پیدایی کتیبههای دیگری به همین خط توسط دکتر یوسف مجیدزاده در تپههای «کُنار صندل» جیرفت، نگارنده مقالهای را در مقایسه این خطوط با یکدیگر در دومین همایش باستانشناسی تمدن جیرفت (فرهنگستان هنر، اردیبهشت ۱۳۸۷) ارائه کرد.
در این اواخر، خبرگزاری میراث فرهنگی (که خود پیشقدم نخستین انتشارها بود) از روی وظیفه اجتماعی و روزنامهنگارانهٔ خود، و بخاطر شائبههایی که پیش آمده بود، نگران وضعیت حفاظتی کتیبه کفترلی شد و دو گزارش و مصاحبه با نگارنده را با نامهای «نگارکندهای کفترلی رو به نابودی هستند» و «اختلاف مسئولان و کارشناسان در باره حفاظت نگارکندهای کفترلی» منتشر کرد. (در این گزارش، کتیبه خارک نیز با آن دو کتیبه مقایسه شده که منظور از آن مقایسه، وضعیت حفاظتی آنها بوده است و نه خط و محتوای آنها).
انتظار میرفت پس از این گزارشها و با توجه به اینکه این دو کتیبه به عنوان یکی از کهنترین نمونههای خط در تاریخ بشری، اهمیتی فراوان در بررسی مقابلهای تاریخ اختراع و تکامل خط در جهان دارند، توجه بیشتر مسئولان را برانگیزاند و آنان را برای برنامهریزی و حفاظت از این آثار مهم و منحصربفرد که سندی برای تاریخچه دیرین پیدایش خط در سرزمینهای ایرانی است، تشویق و تحریک کند.
اما نه تنها چنین نشد که در مخالفت و مقابله با این دو گزارش دلسوزانه، گفتاری از آقای رسول بشاش (از مسئولان سازمان میراث فرهنگی) منتشر شد که شائبههای پیشین و نگرانیها را تشدید میکرد.
ایشان در گفتاری با نام «علیرغم اظهارنظر اشخاص غیر مسئول، علائم کفترلی با خطوط کن چرمی و جیرفت قابل مقایسه نیستند» که در خبرگزاری میراث آریا منتشر شده است، ادعاهایی را مطرح کردهاند که لازم است پاسخی کوتاه در باره برخی از آنها بنویسم:
۱- درست است که سازمان میراث فرهنگی، کارکنان خود را از اظهارنظر و مصاحبه با مطبوعات منع کرده است، اما هنوز کار به اینجا نرسیده که پژوهشگران را نیز از مطالعات خود منع کند و فعالیتهای پژوهشیِ پژوهشگران مستقل را به «مسئولان» واگذار کند. در نتیجه عبارت «اشخاص غیر مسئول» در سخنان ایشان، نوعی ادعای غیرمسئولانه و تمامیتخواهانه است. فعالیتهای پژوهشی در انحصار «مسئولان» نیست و پژوهشگران و نویسندگان نیز موظف نیستند که قبلاً اجازه و رضایت آنان را کسب کرده باشند.
۲- وقتی اظهارنظر متخصصان ممنوع شود، آنگاه «مسئولانی» پیدا میشوند که ناگهان در گفتگو با رسانههای گوناگون از خود با عنوان «تنها متخصص زبان عیلامی/ ایلامی» یاد میکنند؛ بدون اینکه حتی یک صفحه متن عیلامی را ترجمه و منتشر کرده باشند. خود را «تنها مترجم ایرانیِ کتیبههای هخامنشی» مینامند؛ بدون اینکه حتی یک بند آنرا ترجمه کرده باشند. و چنین میشود که متخصصان و کارآشنایان خانهنشین میشوند و طرد میگردند و مورد طعن و ریشخند و انکار برخی مسئولانی واقع میشوند که میخواهند ناتوانی خود را با انتساب صفتهای خیالی به خود و نیز با تخریب دیگران جبران کنند. بجای اینکه خود را با عمل نیکو و شایسته بزرگتر کنند، میخواهند با کوتاهکردن دیگران، از آنان بلندتر شوند. اما هیچگاه هم به روی خود نمیآورند که کتیبهای که در هنگام مسئولیتشان گم شد و اخبارش درز گرفته شد، به چه سرنوشتی دچار آمد.
۳- آنچه که مسئولیت و وظیفه قانونی ایشان و سازمان متبوعهٔ ایشان است، وظیفه نقدکردن پژوهشگران نیست، بلکه وظیفه برنامهریزیهایی برای حفظ و نگهداری آثار است. یعنی دقیقاً در همانجایی که با کوتاهیهایی چشمگیر و حیرتانگیز روبرو هستیم. کوتاهیهایی که برای مثال منجر به سهلانگاری در حفاظت از کتیبه خارک شد و به تخریب آن انجامید. تخریبی که هیچکدام از مسئولان، «بیمسئولیتی» و بیتوجهی خود را نپذیرفتند و آنرا به گردن نگرفتند.
۴- ایشان لابد میدانند که نخستین مطالعات پیرامون کتیبههای کفترلی و کن چرمی و حتی نام آن یعنی «کنچرمی» (که خود نیز بارها در گفتارشان از آن استفاده کردهاند)، توسط یکی از «اشخاص غیر مسئول» یعنی همین نگارنده انجام شده و تاکنون هیچیک از مسئولان به این صرافت نیفتادهاند که مطالعاتی برای حفاظت و نگهداری و شناسایی بیشتر آنها انجام دهند. از همین روی است که وقتی قصد دارند عکسی از این کتیبهها یا نقوش آنرا زینتبخش گفتار خود نمایند، عکسهایی را بدون اجازه از روی وبگاه یک شخص غیرمسئول کپی میکنند و حق «مسئولانه» خود میدانند که اشارهای به مأخذ و صاحب اثر نکنند تا خواننده بیاطلاع نداند که هنوز یک عکس از این آثار در آن دستگاه عریض و طویل وجود ندارد.
۵- آقای بشاش در گفتار خود پیرامون نگارکندهای کفترلی آوردهاند که “این نقوش و علائم، یک سری خطوط دوره اسلامی به فارسی یا عربی نوشته شده و نیز یک سری نقوش پیش از تاریخ یا نقوش چوپانی و یک سری علائم تصویری هستند که میتوانند مربوط به دوره پیش از تاریخ باشند اما قابل مقایسه با خطوط و نقوش کن چرمی و کتیبههای جیرفت نبوده و با آنها هیچ گونه ارتباطی ندارند”. این سخنان تا جایی که به نقوش و تصویرهای کفترلی مربوط میشوند، درست هستند. اما آنچه که در نگارکندهای کفترلی قابل مقایسه با آن کتیبهها است و در نوشته ایشان مغفول مانده است، نه نقوش حیوانات و شکارچیان، که علامتهای نوشتاری به خط هندسی است. بر نگارنده دانسته نیست که آیا ایشان از این علامتهای نوشتاری به خط هندسی بیاطلاع هستند یا به دلایلی قصد انکار آنرا دارند. چرا که از نوشته ایشان چنین بر میآید که اصلاً چنین آثاری در منطقه وجود ندارد.
یک چنین ادعایی (آنهم از سوی یک مقام مسئول) میتواند عواقبی بسیار جدی و وخیم در بر داشته باشد. برای مثال، راه تخریب و سرقت آثار هموار میشود و چنانچه این آثار تخریب یا سرقت شوند، مظنونان یا اشخاص ذینفع میتوانند با استناد به همین سخنان منکر وجود چنین آثاری شده و تبرئه شوند. همچنین ممکن است در یک جمع علمی و پژوهشی، کسانی پیدا شوند که با استناد به همین سخنان، تصاویری از خطوط و کتیبههای هندسی کفترلی را جعلی و ساختگی بنامند. چرا که یک مقام مسئول و رسمی، یعنی «معاون پژوهشکده زبانشناسی و کتیبهها» منکر وجود چنین آثاری شده است.
۶- ایشان همچنین در بارهٔ کتیبههای کنچرمی و جیرفت گفتهاند که “درحال حاضر مولاژبرداری مشابه اینگونه نقوش انجام شده و در باغ کتیبه به نمایش گذاشته شده است”. این ادعا نیز درست نیست و در باغ کتیبهها هیچ نمونهای از این آثار وجود ندارد.
۷- ایشان در ادامه به توصیف نگارههای کفترلی پرداخته و از جمله اشاره کردهاند به بزهایی با «پاهای عمودی» و حیوانات باربری با «دم آویزان» که البته بنده مفهوم این سخنان را متوجه نشدم، چون قاعدتاً پای بزها «افقی» و دم حیوانات باربر «غیرآویزان» نیست. وقتی اظهارنظر و مصاحبه کارشناسان ممنوع شود، بدیهی است که سخنانی اینچنین بازگو میشود.
۸- اما نکتهٔ دیگرِ شائبهبرانگیز در سخنان ایشان اینجاست که گفتهاند “حفظ و نگهداری از این همه کتیبه که در نقاط مختلف پراکندهاند، کاری بس دشوار است و مولاژبرداری از همه آنها امکانپذیر نخواهد بود”. دشوار باشد یا نباشد، وظیفه قانونی مسئولانی است که این مسئولیت را پذیرفتهاند. با منکرشدن ویژگیهای نوشتاریِ علامتهای کفترلی نمیتوان منکر این وظیفه شد و با دشوار خواندن نگهداری از آنها نیز نمیتوان بار مسئولیت را سبک کرد و آنرا از شانه برداشت. بهتر است بجای اینکه مانع پژوهشگرانی شوند که نادرستی احتمالی ادعاهای آنها نمیتواند لطمهای به آثار باستانی بزند، بخود اجازه ندهند که رویدادهای تلخی که برای کتیبه هخامنشی خارک و کتیبه پهلوی مشکین شهر و کتیبه آرامی داریوش و لوح زرین داریوش و نمونههای بیشمار دیگر روی داد، تکرار شود. تکرار این رویدادها برای کتیبه کفترلی تلختر نیز خواهد بود. چرا که آن کتیبههای منهدمشدهٔ پیشین، دستکم «وجود خارجی» داشتند؛ اما کتیبه کفترلی اکنون و بنا به ادعای آقایان، حتی وجود خارجی هم ندارد.
رضا مرادی غیاث آبادی
این گفتار در خبرگزاری میراث فرهنگی نیز منتشر شده است.
گفتارهای دیگر:
- دیدار از نگارکندهای کفترلی
- صخرهکندهای کفترلی دومین سنگنبشته نویافته به خط هندسی در ایران
- نقدی بر استنباطهای نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیتهای شاهنامه
- نگاهی به وضعیت موزه و موزه داری در ایران
- وضعیت اسفبار و رو به ویرانی چارتاقی نیاسر
- درخواست پنتاگون از باستانشناسان برای تهیه فهرست حفاظتی محوطههای مهم باستانی در ایران
- نگارکندهای نویافته از بلخ بامی و دامنههای هندوکش
