Skip to content
 

رنج‌های بشری 150: رنجنامه خودم!

در مدتی که مجموعه نوشته‌های رنج‌های بشری را می‌نوشتم (بنگرید به نخستین بخش رنج‌های بشری)، در معرض مقداری هجوم‌ و هتاکی هم بودم، تهمت‌های ناپسندی نثار شد، تهدیدهایی به دستم رسید، و وبلاگ‌ها و صفحات فیسبوکی به نامم جعل شد. همه اینها عمدتاً از سوی کورش‌پرستانی که به تجربه متوجه شده‌ام جزو غیرمؤدب‌ترین و تربیت‌نشده‌ترین آدم‌ها هستند. حتی نابکارانی که سال‌ها پیش به دلیلی مدتی محشورشان بودم، چنین نبودند و رگه‌هایی از مردانگی و شرافت در وجودشان دیده می‌شد. علاوه بر این، کورش‌پرستان پیرو حقوق بشر را جزو سرکوبگرترین آدمیانی تشخیص دادم که در عمر خود دیده‌ام.

اما با این همه، بیش از آنکه از آنان رنجیده باشم، به حالشان تأسف خوردم. چون آنان همانند همه چماقداران تاریخ که آلت دست قدرت‌های پشت پرده می‌شوند، به بازی گرفته شده بودند. بزرگترهایشان نیز با توجه به انبوه منابع مکتوب و استدلال‌هایی که آورده بودم، ناتوان از پاسخگویی بودند و به ناچار به تحریک اینان می‌پرداختند.

اما با این حال و برخلاف گذشته، گمان نمی‌کنم خطری جدی از جانب کورش‌پرستان آینده ایران را تهدید کند و آنان را ضعیف‌تر و کم‌نفوذتر و سازمان‌نیافته‌تر از آن دیدم که انتظارش می‌رفت. پیش‌بینی‌ام چنین بود که نوشته‌های من و یا رسانه‌ها و مطبوعاتی که همراهی کردند، موجب واکنش‌های جدی‌ای شود و خودم را برای شرایط سخت‌تری آماده کرده بودم.

اکنون به‌رغم درشت‌گویی‌های کورش‌پرستان، باید گفت که همه این ناسزاها و پرونده‌سازی‌ها اسناد دیگریست که بر صحت ادعاهای من در قبال رفتار کورش‌پرستان گواهی می‌کند و موجب توجه و مراقبت عموم مردم و بخصوص جوانان خواهد شد.

بجز این، اینگونه اعمال و هجمه‌ها، عمری در حد چند ساعت و چند روز دارد. اما تردیدها و سؤال‌هایی که من با نوشته‌های مستند خود ایجاد کرده‌ام تا سالیان سال به حیات خود ادامه می‌دهند و گریبان تاریخ‌سازان را رها نخواهد کرد. این نوشته‌ها و روشنگری‌ها و ابراز تردیدها برای همیشه در دل و جان هر دوستدار حقیقت زنده خواهد ماند و تا سال‌ها با خودش و دیگران مطرح خواهد کرد و توضیح خواهد خواست.

سخنم را با این عبارت به پایان می‌رسانم که: کورش‌پرستی و فریب‌دادن عوام با نام کورش مرده است و بعید است دیگر زنده شود.



web analytics