Skip to content
 

رنج‌های بشری ۶۸: نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ و امپراتوری‌های پهناور

عده‌ای به تأسی از قلمرو هخامنشیان، نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ را در سر می‌پرورانند و ترسیم می‌کنند. به قول داریوش: «از سکا تا حبشه، از هند تا اسپارت». همین عده در عین حال از تمامیت ارضی نیز سخن می‌رانند. کسانی که خود چشم به خاک کشورهای دیگر دارند، چگونه می‌توانند حق چنین آرزویی را فقط برای خود بخواهند و چگونه می‌تواند در رویکردی تناقض‌آمیز از لزوم حفظ تمامیت ارضی سخن بگویند؟

عده دیگری نیز نقشه‌های خراسان بزرگ، کردستان بزرگ، ترکستان بزرگ، آریانای بزرگ، لرستان بزرگ، خوزستان بزرگ، عربستان بزرگ، بلوچستان بزرگ و امثال آنها را در سر می‌پروانند و ترسیم می‌کنند و در فضای وب منتشر می‌نمایند.

این اعمال عمدتاً در کشورهای خاورمیانه و نه در جاهای دیگر دیده می‌شود. کشورهای عقب‌افتاده خاورمیانه که روحیه متوسط عمومی گرایش به عملکردهای متأثر از احساسات نسنجیده‌ دارد و تنور آن احساسات با القائات و تحریکات و تبلیغات تفرقه‌برانگیز استعماری داغ نگاه داشته می‌شود.

کشورهای کوچک جز با زور سرنیزه، جز با قتل‌عام مردم، جز با رنج و ضجه و اسارت زنان و کودکان، و جز با بر باد دادن هستی و نیستی مردم تبدیل به امپراتوری‌های پهناوری همچون هخامنشیان و مغولان نشده‌اند. مرزهای امپراتوری‌ها نه با بانگ جشن و هلهله شادی و سرور، که با کشتار و به آتش کشیدن و به بردگی گرفتن پهناور شده‌اند. هر یک از کسانی که چنین انگاره‌هایی را در ذهن می‌پرورانند، چنانچه فرصت احیای آنرا پیدا کنند، ناچارند تا همچون کورش و داریوش و اسکندر و چنگیز و تیمور، دست و بازو به جنایت‌های وسیع و نابودی تمدن‌های بشری بیالایند و روزگار تلخ دیگری را رقم بزنند. اگر هم چنین فرصتی را نیابند، همانی که دارند را نیز به باد فنا می‌دهند.

تجربه‌های تاریخی کهن و معاصر نشان می‌دهد که تجزیه یا نابود شدن کشورها عمدتاً محصول همین انگاره‌های زیاده‌خواهی و گسترش مرزها بوده است.



web analytics