Skip to content
 

کتیبه کورش و وصیتنامه داریوش: چند کتاب و کتیبه مجعول دیگر

کتیبه کورش و تاج سلطنت ایران

کتیبه‌ای منسوب به کورش که با عبارت «اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته‌ام» آغاز می‌شود و با «اگر مردم نخواهند از سلطنت کناره می‌گیرم» ادامه می‌یابد، نمونه‌ای بارز دیگری از تقلب‌های تاریخی و داستان‌سرایی‌های ویرانگر است. این کتیبه ساختگی که اولین بار در کتاب گمراه کننده «سرزمین جاوید» ترجمه (و در واقع تألیف) ذبیح الله منصوری دیده شده، بخاطر متن به ظاهر زیبا و دلنشینی که دارد و برای کاربردی که در نیش و کنایه‌های سیاسی امروزی دارد، به گستردگی در نشریات گوناگون منتشر شده است. جالب اینکه بسیاری از خوانندگان آن نیز از فرط شیفتگی، در اصالت و درستی آن تردید و مداقه نکرده‌اند. از جمله سرکار خانم شیرین عبادی که بخش‌هایی از آنرا در سخنرانی جایزه نوبل بکار برد و موجب ملامت حاضران و مطلعان گردید.

کورش و وصیتنامه دروغین

یکی دیگر از جعلیات کورش‌پرستان، ساختن وصیتنامه‌ای قلابی برای کورش است که می‌گوید: «فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی در خاک پاک ایران به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد». فریبگری از زشت‌ترین کارهایی است که کسی می‌تواند در قبال انسان‌ها انجام دهد. آن هم در قبال احساسات پاک و بی‌شائبه جوانان دوستدار میهن و منحرف کردن تعلق خاطر انسانی و شرافتمندانه آنان به طرف ناراستی و نادرستی و به بیراهه کشیدن آرزوها و آرمان‌های باشکوه آنان. کارهای زشتی که همگی زیر پرچم ایران‌دوستی انجام می‌شود. (16 اردیبهشت 1391)

وصیتنامه مجعول داریوش

ادعای کشف متنی با عنوان «وصیت‌نامه داریوش بزرگ» نمونه‌ای دیگر از جعلیات تاریخی است. مدعیان این کتیبه در پاسخ خواننده جستجوگر به دروغ بیان می‌دارند که متن اصلی آن در موزه بریتانیا در لندن است.

نامه‌های یزدگرد سوم و عمر خطاب به یکدیگر

ادعای کشف «نامه‌های یزدگرد سوم و عمر خطاب» به یکدیگر، نمونه تازه دیگری از جعلیات تاریخی است. مدعیان این نامه‌‌ها نیز در پاسخ خواننده جستجوگر به دروغ می‌گویند که متن اصلی آن در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می‌شود.

کتیبه گردن زدن بردگان در مصر و بیمه از کارافتادگی هخامنشی

ادعا می‌شود که «در بناهای بزرگ دنیا مانند دیوار چین و اهرام ثلاثه مصر کتیبه‌هایی یافت شده که این عبارات در آن حکاکی شده بود: اگر برده‌ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید. ولی در تخت جمشید در کتیبه‌های یافت شده نوشته شده: اگر کارگری در هنگام کار در این بنا آسیب دید، شاهنشاهی هخامنشی موظف است تا آخر عمر وسایل امرار معاش او را بدون هیچ منت و چشمداشتی پرداخت کند». این عبارت همچون بسیاری از دیگر عبارات و ادعاهای منتسب به عصر هخامنشی ساختگی و مجعول است. نه در کتیبه‌های چین و مصر چنان مطالبی نوشته شده و نه در کتیبه‌های هخامنشی چنین مضامینی.

کتاب تقلبی آیین هوشنگ

کتاب «آیین هوشنگ» در بردارنده متون و نامه‌های دینی و فلسفی و عرفانی است که به بزرگان دوره ساسانی منسوب شده است. این کتاب و نامه‌ها همگی جعلی هستند و در قرن نوزدهم میلادی توسط زرتشتیان مقیم هند نوشته شده‌اند.

کتاب تقلبی آفرین پیغمبر زرتشت به گشتاسپ

کتاب موسوم به «آفرین پیغمبر زرتشت به گشتاسپ» یکی از کتاب‌های مجعولی است که زرتشتیان و بخصوص زرتشتیان هند (پارسیان) در دو سده اخیر ساخته‌اند و آنها را به اعصار باستانی منسوب داشته‌اند. این کتاب تقلبی که به زبان اوستایی نوشته شده و اکنون بخشی از «ویسپرد» و اوستا دانسته می‌شود، مورد انتقاد زنده‌یاد ابراهیم پورداود قرار گرفته بود که گفته بود این کتاب را زرتشتیانی کم‌مایه در چند سال گذشته ساخته و پرداخته‌اند.

بنگرید به: ویسپرد، گزارش ابراهیم پورداود، بکوشش بهرام فره‌وشی، تهران، انتشارات ابن‌سینا. 1343، ص 75 تا 82.

لغتنامه تقلبی دساتیر

کتاب موسوم به «دساتیر» یک لغتنامه تقلبی و مجموعه‌ای از لغت‌های جعلی است که یکی از زرتشتیان عصر صفوی به نام «آذر کیوان» آنها را ساخت و به دوران باستان منسوب داشت. لغت‌های دساتیری و شناختن آنها یکی از معضلات جدی ادیبان و ادبیات فارسی در سده‌های اخیر بوده است.

کتیبه کورش به خط ابداعی داریوش

کسانی را دیده‌ام که هم به ابداع خط میخی فارسی باستان توسط داریوش افتخار می‌کنند و هم به کتیبه کورش در مشهد مادرسلیمان (پاسارگاد احتمالی) به همین خط. وقتی مدال افتخار ساخته شدن خط میخی فارسی باستان را به گردن داریوش می‌اندازیم، مفهوم ثانوی و بدیهی چنین مدال و افتخاری اینست که کتیبه کورش بعد از زمان او نوشته شده و متعلق بدو نیست.

امکان کشف اتفاقی و اصالت مهرهای شاهان هخامنشی

می‌دانیم که رضاشاه سفری به ترکیه رفته بود. چقدر احتمال دارد که امروزه کسی در حال قدم زدن در بیابان‌ها و ویرانه‌های ترکیه باشد و ناگهان قطعه سنگ کوچکی را روی زمین پیدا کند که بر روی آن مطالبی به خط و زبان فارسی نوشته شده باشد؟ و باز چقدر احتمال دارد که متوجه شود از حسن اتفاق و خوش شانسی، آن سنگ و نوشته روی آن مُهر رضاشاه است که آنرا افتاده بر روی زمین و درست در جلوی چشم و پایش «کشفش» کرده است؟ حالا اگر چند هزار سال از عصر رضاشاه گذشته باشد، امکان وقوع چنین احتمالی چقدر می‌شود؟

مُهر استوانه‌ای عقیق و مشهور و سالم داریوش هخامنشی دقیقاً در چنین شرایط محیرالعقولی در مصر پیدا شده است. شرایطی که علاوه بر همه عجیب و غریب بودن‌هایش، حتی شخص کاشف و محل کشف آن نیز ناشناخته و مجهول مانده و هیچگونه اطلاعات دقیقی از جزئیات آن داده نشده است. در عموم کتاب‌ها و نیز در وب‌سایت موزه بریتانیا (محل نگهداری این مهر) چنین آمده که: «گفته شده در یک مقبره در ناحیه تبس در مصر پیدا شده است». اما بیان نشده که این حرف را چه کسی گفته؟ چه کسی آنرا کشف کرده و در کدام مقبره و در کجای آن مقبره و در طی کدام عملیات کاوش؟ و چرا هیچگونه اطلاعاتی در این باره عرضه نشده و چنین خواسته‌اند تا همگان کورکورانه و به صرف اعتماد بیجا به اشخاص و نهادها و موزه‌ها این ادعاها را بپذیرند؟

حال اگر این ماجرای مهیج با کشف یک مهر و آنهم مهر داریوش ختم نشده باشد و مهرهای متعدد دیگری از شاهان هخامنشی همچون مهر کورش اول، مهر خشیارشا و مهر اردشیر اول نیز به همان شکل بالا کشف شده باشند، امکان وقوع و دامنه احتمالات چه تغییری خواهد کرد؟ این درست مانند آنست که علاوه بر اینکه کسی مهر رضاشاه را در ترکیه یافته باشد، کسان دیگری نیز در همان زمان و برحسب اتفاق و خوش‌شانسی، مهر محمدرضاشاه را در کوچه‌های مصر پیدا کرده باشند و مهر یکی از رؤسای جمهور ایران را در دالان‌های سازمان ملل در نیویورک. امکان و احتمال کشف واقعی این مهرهای باستانی و اصالت آنها درست به همین اندازه غیرممکن است.

web analytics