Skip to content
 

روشنفکر و محبوبیت مردمی

چنین سخنی بسیار شنیده می‌شود که می‌گویند فلان روشنفکر یا متفکر جایگاه و محبوبیتی در میان مردم ندارد.

چنین ادعایی کاملاً درست و مطابق با ویژگی‌ها و امتیازهایی است که یک روشنفکر باید داشته باشد. نداشتن محبوبیت مردمی به هیچ روی نشانه ضعف و شکست برای روشنفکران نیست. چرا که در خلاصه‌ترین و متداول‌ترین تعریف برای واژه روشنفکر (که سارتر و دیگران نیز آنرا بکار برده‌اند)، می‌توان گفت که «روشنفکر به انسان نگران و منتقدی گویند که با هر نوع محدودیت فکری مخالف است و در برابر هماهنگی با محیط ایستادگی می‌کند».  

به عبارت دیگر، افق دید روشنفکر دورتر و وسیع‌تر از عامه مردم است. عوام معمولاً نمی‌توانند نظاره‌گر آن افق باشند و قادر به درک و تحلیل داده‌ها و رسیدن به پاسخی درخور برای یک مسئله نیستند. لازمه پاسخ دادن به یک مسئله، درک کامل داده‌های مرتبط با آن مسئله و تحلیل دقیق جوانب آنست.

با چنین تعریف و مشخصاتی، بدیهی است که مخاطب سخنان و اندیشه‌های روشنفکران عامه مردم نیستند و صرفاً به گروه خاصی منحصر است که توانایی درک و فهم آن سخنان را داشته باشند و یا دستکم بتوانند خود را از یوغ پیش‌فرض‌های ذهنی و تکرار مکررات رها سازند.

یک روشنفکر در ذات خود نه تنها نمی‌تواند محبوبیت و مقبولیت عام داشته باشد که حتی ممکن است موجبات انزجار و خشم عمومی را هم نسبت به خود فراهم آورد. روشنفکر موظف نیست که دنباله‌رو و پیرو مردم یا هر شخص و نهاد دیگری باشد. پیروی از افکار عمومی امتیازی برای روشنفکر نیست، بلکه امتیازی برای سیاستمداران است. این سیاستمداران هستند که وظیفه دارند پیرو مردم و خواست آنان باشند و نه روشنفکرانی که رویکرد و وظیفه‌اشان نقد اجتماع و سیاست است.

بطور خلاصه، روشنفکر نمی‌تواند جایگاه و محبوبیت گستردهٔ مردمی داشته باشد و کسانی نیز که نظریات و افکارشان با استقبال و محبوبیت و مقبولیت عمومی مواجهه می‌شود، معمولاً نمی‌توانند روشنفکر باشند.



web analytics