Skip to content
 

همبستگی شکوهمند ایرانیان و ناکامی تفرقه‌افکنان

استعمار نو پس از جنگ جهانی اول به اجرای ضرب‌المثلی روی آوردند که ایرانیان با آن بخوبی آشنا بودند: «تفرقه بینداز و حکومت کن». آنان بجای قشون‌کشی و بهره‌گیری از قوای قهریه، روش جدیدی را بکار گرفتند که همانا عبارت بود از ایجاد و گسترش تفرقه و اختلاف‌افکنی در میان مردم، اقوام، ادیان و اقشار گوناگون. آنان این راه را کم‌هزینه‌تر و سودآورتر تشخیص دادند و به فراوانی و با شگردهای گوناگون آنرا بکار گرفتند.

برای اجرای این برنامه، قوای نظامی جای خود را به رسانه‌های استعماری و قوای تبلیغاتی دادند. اکنون امواج رادیوها و رسانه‌های دیگر با همراهی عوامل نفوذی در داخل کشورها بر طبل جدایی و اختلاف می‌کوبیدند تا اقشار گوناگون اجتماع را به جان یکدیگر بیندازند. تا خود در این آب گل‌آلود در کناری بنشینند و به صید ماهی بپردازند. و جالب‌تر اینکه خود مرجع مشورتی و «حل اختلاف» آنان شوند.

این عوامل نفوذی، الزاماً خارجیان نبودند. بلکه بیشتر عوامل داخلی بودند که آگاهانه یا ناآگانه در خدمت اجرای مقاصد آنان قرار می‌گرفتند: اشخاصی برای اختلاف‌افکنی و طرح مسائل موهوم برای گسترش تفرقه و جدایی میان مردم؛ بهره‌گیری و هدایت کوشش‌های عدالت‌جویانه به سمت نزاع‌های قومیتی؛ تحریک شیعه و سنی نسبت به یکدیگر؛ تبدیل مفاهیم زبانیِ فارس و ترک و عرب به مفاهیم نژادی و تلاش برای گسست میان فارس‌زبانان، ترک‌زبانان، عرب‌زبانان و دیگران؛ راه‌اندازی احزاب و تشکل‌های پان‌ایرانیستی، پان‌ترکیستی، پان‌عربیستی و مشابه آنها با هدف ترویج بنیادگرایی ملی‌گرایانه؛ اصرار و تبلیغ روی مفهوم نوظهور آریا و نژاد پاک آریایی با هدف تنش میان مردم؛ و بسیاری روش‌های دیگر.

این پروژه در سده بیستم به فراوانی بکار گرفته شد و از هند و کشمیر تا افغانستان و پاکستان و تا ترکیه و عراق و سودان و اتیوپی را در نوردید. قتل‌عام‌های گسترده و نزاع‌ها و جنگ‌های جانخراش قومیتی در کشورهای بسیاری رخ داد. این رویدادهای خشونت‌بار نه تنها در این جوامع، که در آلمان عصر هیتلر، ایتالیای عصر موسولینی، شوروی عصر استالین و نیز در یوگسلاوی و کشورهای دیگری نیز اتفاق افتاد.

اما در این میان، مردم ایران- به‌رغم همهٔ کوشش‌ها و حیله‌گری‌ها- هرگز به دام چنین تله خونباری درنغلطیدند. توطئه‌ها و مکرهای استعمار با اینکه در موارد دیگری به نتیجه دلخواهشان رسید، اما در زمینه ایجاد نزاع‌های دسته‌جمعی بین مردم با شکست مواجه شد.

ایرانیان نشان داده‌اند که با اینکه در برخی مواقع تحت‌تأثیر القائات و یا دروغ‌پردازی‌ها قرار می‌گیرند، اما هرگز به جایی نرسیده‌اند که همچون بسیاری از کشورهای جهان به قتل و غارت دسته‌جمعی یکدیگر روی بیاورند. این در حالی است که ترکیب اقوام و ادیان در شهرهای ایران بسیار متنوع است و به ظاهر آمادگی فراوانی برای اینگونه درگیری‌ها وجود دارد. اما این ترکیب متنوع، هرگز منجر به چنان نسل‌کشی‌هایی نشده است. اقوام ایرانی به اندازه‌ای با یکدیگر ترکیب و تجانس یافته‌اند و به اندازه‌ای خود را هویتی یکپارچه می‌دانند که اصولاً مرز مشخص و متمایزی میان آنان وجود ندارد.

ایرانیان با درک ذاتی و ناشی از تجربه‌های درازمدت تاریخی خود، همیشه و همواره دست اختلاف‌افکنان را کوتاه کرده‌اند و به آنان فرصت اجرای نقشه‌های خود را نداده‌اند.

همبستگی عمومی و اتحاد ایرانیان و مهر و محبتی که به یکدیگر دارند، به اندازه‌ای نیرومند و پرتوان است که در هیچیک از تظاهرات و راهپیمایی‌های میلیون‌ها نفری خود (نمونه‌اش در همین سال‌های اخیر)، حتی موجب نشدند مویی از سر کسی کم شود و یا خونی از دماغ کسی درآید. این در حالی بود که یک تظاهرات کوچک و زودگذر در انگلستان منجر به وقوع قتل‌ها و غارت‌های دسته‌جمعی از مغازه‌ها گردید.

همبستگی «ملت بزرگ ایران» منسجم‌تر و شکوهمندتر از آن است که عده‌ای فریبگرِ غوغاسالار و آلت‌دست سلطه‌گران بتوانند در لباس آریاپرستی و کورش‌ستایی، و یا ترک‌پرستی و عرب‌ستایی بتوانند با دستاویز قرار دادن برخی ناراحتی‌ها و گله‌هایی که درون هر خانواده‌ای وجود دارد، آنان را به جان یکدیگر بیندازند.

آنان نه تنها تاکنون توانسته‌اند کمترین پیشرفتی در برنامه‌های اختلاف‌افکنانه، تمامیت‌خواهانه و سلطه‌گرانهٔ خود به دست آورند، بلکه همواره با مردمی روبرو شده‌اند که از رفتارها و سخنانِ تحریک‌آمیز آنان با پوزخندی گذشته‌اند.

درود به ملتی که همبستگی و یگانگی و یکرنگی خود را نه در شعار و تظاهر، که بارها و بارها در عمل و در سخت‌ترین مقاطع تاریخی خود نشان داده است.



web analytics