بیان ادعاهای غلوآمیز و نادرست روز به روز بیشتر میشود. چنین سخنانی را معمولاً دو گروه بازگو میکنند: نخست، برخی دولتمردان یا کسانی که در انجام وظایف خود ناتوان بوده و شکست خوردهاند و میخواهند با چنین ادعاهایی، افکار عمومی را به نفع خود تهییج کنند و سرپوشی بر ناتوانی خود بگذارند. دسته دوم کسانی هستند که چنین سخنانی را از روی احساس حقارت در برابر پیشرفت کشورهای دیگر بازگو میکنند تا به این وسیله و بدون اینکه در عمل کاری انجام داده باشند، دل خود را به خواب و رؤیا خوش کنند.
اما دلیل اینکه سخنان عوامفریبانه و ادعاهای نادرست و غلوآمیز نه تنها کمتر نمیشود که روز به روز هم بر دامنه آن افزوده میگردد در این است که بسیاری از مردم نیز چنین فریبگریهایی را دوست دارند و از آن استقبال میکنند. ما معمولاً برای باورکردن سخنی که مطابق با میل قلبیامان باشد، طلب سند و دلیل نمیکنیم و آنرا دربست و بیهیچ تجزیه و تحلیلی میپذیریم و برای آن دلایل و شواهد ساختگیتر از اصل ادعا میسازیم. از سوی دیگر اگر سخنانی را بشنویم که مطابق با میل قلبی ما نباشند، به سرعت در برابر آن جبهه میگیریم و حتی اگر اسناد بسیاری نیز از آن پشتیبانی کنند، منکر صحت و درستی آن اسناد میشویم.
هرودوت را بخاطر سخنی که باب میل ما نبوده و به دستگاه بتسازی مدرن ما آسیب وارد میآورد. یک تاریخنویس دروغپرداز مینامیم که کتاب تاریخش هم قلابی است و دو هزار سال پس از خودش نوشته شده، اما آنگاه که میخواهیم سندی برای نام خلیج فارس بیابیم، به همان کتاب تاریخ هرودوت استناد میکنیم و به روی خود نمیآوریم که او مورخی دروغگو بود.
چند سال است که پس از تعطیلات طولانی و مخربِ نوروزی، اخباری از سوی برخی مسئولان گردشگری در سازمان میراث فرهنگی منتشر میشود که در این تعطیلات نزدیک به صد میلیون نفر به سفر رفتهاند. آنان در واقع قصد دارند که با چنین اخباری بتوانند جبران کمکاریها و کوتاهیهای حیرتانگیز خود را بکنند. چنین اعداد و ارقامی نه فقط نادرست هستند که اصولاً زیاد بودن چنین ارقامی نمیتواند افتخاری برای آنان باشد و ارتباطی نیز با آنان ندارد. آنچه که مستقیماً به آن آقایان مربوط است، برنامهریزی و اجرای تمهیداتی برای نگهداری از آثار باستانی و دیدنی و نیز امکانات گوناگون برای مسافران است. یعنی دقیقاً در جایی که نمرهای در حدود صفر (و بلکه زیر صفر) دارند.
هنوز مدت زیادی از انتشار خبری نگذشته که یکی از همین آقایان ادعا کرد منشور کورش بزرگ پس از یکصد سال در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ به ایران «بازگردانده» میشود. در حالیکه منشور کورش هیچوقت در ایران نبوده است که بخواهد به ایران «بازگردد».
چندی پیش سوژه تازهای از راه رسید: ساختن جزیرهای مصنوعی و شش میلیون متر مربعی در خلیجفارس با نام «جزیره فروهر». خیالپردازی و عوامفریبی تازهای که خوشبختانه آنچنان در هدف خود موفق نبود و نتوانست حتی توجه نشریات عوامگرا و وبلاگهای شعارزده را بخود جلب کند. ولی بسیار متأسف شدم که دیدم پای انجمن موبدان تهران و چند شخصیت زرتشتی در تهیه و انتشار و بازگویی این خبرها در میان بوده است.
البته دروغهای موجود در چنین ادعایی کمتر از اطلاق نام فروهر برای نشان باستانی «گوی بالدار» نیست. این نشان (چنانکه در مقاله گوی بالدار نوشته بودم) برگرفته از نقش اهورامزدا، خورشید و شاهین است و ارتباطی با مفهوم فروهر ندارد. اطلاق چنین نامی برای این نقش باستانی یکی دیگر از نمونههای دستکاری در اسناد و منابع تاریخی و مصادره یک نقش بسیار گسترده باستانی به نفع دار و دستهای خاص است.
حالا فرض میگیریم که چنین ادعایی راست بوده باشد. دوستی تعریف میکرد که فرزندانش به تقلید از همسایه، جعبههای چوبی بر بام نهادهاند تا در آن گل و گیاهی بکارند. او به فرزندانش گفته بود که همسایه بخاطر نداشتن باغچه و حیاط اینکار را کرده است. شما که حیاطی بزرگ با باغچهای خشکیده در خانه دارید، بهتر نیست بجای جعبههای چوبی بر بام، باغچه خشکیده خود را آباد کنید؟
برخی کشورهای کوچک جنوب خلیج فارس بدون اینکه درآمدی از نفت یا هرگونه ثروت طبیعی دیگر داشته باشند، توانستهاند با برنامهریزیهای اقتصادی و تجاری، حاشیه دریا را آباد کنند و حتی دچار کمبود زمین شوند. آنان دست به دامان ژاپنیهایی که دچار همین مشکل بودهاند، شدند تا از قِبَل ثروت ناشی از فعالیتهای اقتصادی و بخاطر جبران کمبود زمین، جزیرههای مصنوعی در میان آبهای دریا بسازند.
اما ایرانیانی که سواحل جنوبی و خلیج همیشه فارسشان از اروندکنار تا بندر گواتر ۱۳۰۰ کیلومتر (به خط مستقیم) است و سراسر آنرا زمینهای زراعیِ رهاشده، نخلستانهای خشکیده، بیابانهای بلااستفاده و روستاهای ویران پوشانده است، دچار کدام کمبود زمین شدهاند تا نیاز به جزیره مصنوعی داشته باشند؟
مگر با جزیرههای طبیعی خود چه کردهایم که حالا دچار کمبود زمین شده باشیم و نیاز به جزیرهای مصنوعی داشته باشیم؟ جزیره سیری درست در قلب خلیج فارس فاقد حتی یک نفر سکنه است و تماماً در اشغال مارهای سمی است. جزیره خارکو نیز که درست در کنار بزرگترین اسکله نفتی ایران واقع است، بدون سکنه و حتی بدون یک کلبه ساده و یا یک درخت است. بسیاری از جزیرههای ایران که زمانی از بزرگترین مراکز بازرگانی و حمل و نقل دریایی در جهان بودهاند، اکنون ویرانهسرایی بیش نیستند. ای کاش آنان که دلشان برای محیط زیست ایران زمین میسوزد و تخصصی در این زمینه دارند، در کنار دلسوزی برای چند ماهی و لاکپشت که در کنار دریاچهای مردهاند، به راهحلهایی برای آبادانی این جزیرهها و یک منطقه وسیع هزاران کیلومتر مربعی هم فکر میکردند و در کنار اعتراضها، راهحلهایی نیز ارائه میدادند.
اخبار غلوآمیز و خیالاتی را عدهای برای کسب وجهه در میان مردم بازگو میکنند. رسانهها و نشریات نیز یا از روی زودباوری و یا بخاطر جلب توجه مخاطبان، آنرا منتشر میکنند و مقداری هم بر روغن داغ آن میافزایند. مردم بیاطلاع هم آنرا به راحتی باور میکنند و دهان به دهان بازگو میکنند و در وبلاگهایشان مینویسند. چند روز دیگر همه چیز فراموش میشود تا نوبت به یک ادعای محیرالعقول دیگر برسد. اما آنچه در این میان از دست میرود و به این زودی قابل جبران نیست، کوشش برای سازندگی میهنی است که با متوسط پیشرفتهای علمی در دنیا فاصلهای چشمگیر دارد و دانشمندان و کوششگران راستین آن در میان عوامفریبانِ غوغاسالار فراموش میشوند و بیقدر میگردند. رنج آور است که میبینی کسانی میهن را رو به ویرانی میبرند که مسئولیت آبادانی آنرا دارند و یا شعار سربلندی آنرا سر میدهند.
رضا مرادی غیاث آبادی
در باره وضعیت آبادانی جزیرهها و سواحل خلیج فارس همچنین بنگرید به:
یادداشتهای خارک
اعتراضهای همیشگی ایرانیان: کمبودها و ناکارآمدیها
گفتارهای دیگر:
- هویت ساختگی برای ماهی قرمز: نمونهای تازه از دستکاری در اسناد و آثار تاریخی
- اشپیگل و بهانهای تازه برای اعتراضهای بیپایان ایرانیان
- زمین سوخته: جزیره مسموم و اقلیم ایران
- سال جهانی تازه: رصدخانه مراغه یا سیبزمینی؟
- روشهای تازه و کهنه در تبلیغ دین بهی
- سنگنبشته خارک: گزارش مقدماتی از خوانش کتیبه نویافته در جزیره خارک
- صفت عربی برای گاهشماری ایرانی
- دردهای خودزنی (۱): برای تخریب فرهنگ ملی چه نیازی به دشمن داریم؟
- تازه ها ۷
- سخنان تازه استاد رجبی و برآشفتگی جاعلان تاریخ و پیروان ناراستی و دروغ
