Skip to content
 

پژوهشی ارزنده در باره اسطوره‌های گاهشماری ایرانی

پس از پایان سخنرانی این نگارنده در نخستین همایش ملی ایران‌شناسی، خانم جوانی برای گفتگوی بیشتر در زمینه‌ گاهشماری ایرانی به نزدم آمد که به اندازه‌ای زبان فارسی را بخوبی و شیوایی و حتی بدون لهجه اروپایی، سخن می‌گفت که هرگز تا هنگامی که خود بگوید، ذره‌ای گمان نبردم که زبان فارسی را به این فصاحت در نزد خود آموخته و حتی برای یک روز هم در محیطی فارسی‌زبان نبوده است. این نخستین سفر او به ایران بود.

سپس دانستم که او آنا بیلینسکا Anna Bylinska استاد دانشگاه ورشو و رئیس دپارتمان مطالعات ایرانی همان دانشگاه است. نام او و برخی آثارش را شنیده بودم و اینک با او و گروهی از ایران‌شناسان لهستان از نزدیک آشنا می‌شدم.

در سال‌های گذشته، مطالعات ایرانی و بویژه پژوهش بر روی گاهشماری ایرانی، رشد فراوانی در لهستان داشته است. استاد کازیمیرز بورکووسکی Kazimierz M. Borkowski  پژوهشگر رصدخانه رادیویی تورون Torun و نویسنده مقاله ارزنده «گاهشماری ایرانی برای سه هزار سال» The Persian Calendar for 3000 years  یکی از نمونه‌های شاخص این گروه است که الگوریتم‌های پیشنهاد شده ایشان برای محاسبات تقویم ایرانی، می‌تواند کمک بزرگی در پی‌جویی بنیان‌های گاهشماری ایرانی باشد. خانم یولانتا سی‌یراکوسکا دیندو Jolanta Sierakowska- Dyndo پژوهشگر روابط تاریخی لهستان و ایران (بویژه با تأکید بر افغانستان)، و خانم باربارا کیم ‌Babara Kaim  باستان‌شناس و حفار محوطه باستانی «میل هِـیـرَم» در ترکمنستان جنوبی و یابنده یکی از کهن‌ترین آتشدان‌ها (که هنوز در ایران ناشناخته مانده) از دیگر ایران‌شناسان لهستانی هستند.

خانم آنا بیلینسکا، خود بر روی موضوع بسیار جالب و بکری مطالعه کرده است: پیوند ستاره‌شناسی ایرانی با موسیقی ایرانی بر بنیاد رساله «بهجت‌الروح» اثر عبدالمؤمن که آواها و گوشه‌هایی را بر بنیاد حرکات اجرام آسمانی تصنیف کرده بوده است . بیلینسکا برای این پژوهش، ناچار از فراگیری مقدمات ستاره‌شناسی و موسیقی ایرانی، و همچنین توانایی خواندن متون خطی قدیمی فارسی بوده است. او می‌گوید که عبدالمؤمن، فرزند موسیقی‌دان بزرگ ایرانی یعنی صفی‌الدین ارموی و از نوادگان قابوس وشمگیر زیاری است و از رساله او تنها یک نسخه خطی منحصربفرد باقی مانده است. خانم بیلینسکا، نسخه‌ای از این پژوهش منتشر‌نشده خود را به نگارنده دادند که خانم فهیمه صمیمی آنرا به فارسی برگردانده‌اند.

این نگارنده خاطره غم‌انگیزی از جلسه سخنرانی خانم بیلینسکا در آن همایش دارد. بجز حضور بسیار اندک و بیست نفری هم‌میهنان ما که ناشی از میل مفرط به دوری از پژوهش‌های بنیادین علمی در ایران‌شناسی و گرایش به شعار‌زدگی و سخنان شورانگیز و کم‌مایه است؛ خانمی که خود را کاشف مجسمه جمشید و کشتی نوح و غار آدم و سنگواره سی میلیون ساله در منطقه جم و عسلویه بوشهر معرفی می‌کرد و آنجا را محل انفجار بزرگ (بیگ بنگ) و آفرینش انسان و ورجمکرد و ایران‌ویج و مرکز تمدن بشری و چندین ادعای بی‌معنا و مضحک دیگر می‌دانست؛ بارها با فریاد و حرکات عجیب، سخنان ایشان را قطع و نظم جلسه را مختل کرد. کوشش‌های من و دیگر دوستان برای آرام‌کردن کاشف بزرگ و اینکه جای این سخنان در وسط سخنرانی ایشان نیست، سودی ‌نبخشید و عملاً سخنرانی ایشان مختل و نیمه‌تمام ماند. اینکه یک پژوهشگر، با اراده و ابرامی خستگی‌ناپذیر، زبان و ستاره‌شناسی و موسیقی و متون کهن ایرانی را بیاموزد تا متنی را ترجمه و تحقیق کند که ما هنوز نام آنرا نشنیده‌ایم و آنگاه هنگام عرضه آن در میهن ما با بی‌توجهی عمومی و نیز به چنان بلایی دچار شود، بسا غم‌انگیز و تأسف‌بار است.

یکی دیگر از ایران‌شناسان لهستانی، خانم آنا کراسنوولسکا Anna Krasnowolska استاد ادبیات ایرانی دانشگاه کراکوف بود که با مقاله «فردوسی و ترجمه‌های شاهنامه به زبان لهستانی» در همایش شرکت کرده بود. کراسنوولسکا، کتابی با عنوان Some key figures of Iranian calendar mytology, winter and spring  داشت که اکنون ترجمان فارسی این کتاب بنام «چند چهره کلیدی در اساطیر گاهشماری ایرانی» با ترجمه خوب خانم ژاله متحدین و به همت انتشارات ورجاوند در تهران منتشر شده است.

کراسنوولسکا در این کتاب بجای پرداختن به گاهشماری‌ها و تقویم‌های ایرانی معروف و شناخته‌شده، به بررسی بر روی تقویم‌های روستایی و محلی پرداخته است. گستره پژوهش او بخش‌های وسیعی از ایران، افغانستان و آسیای میانه را در بر می‌گیرد و از بسیاری منابع مکتوب موجود در این کشورها بهره گرفته و به آنها ارجاع داده است.

بررسی اسطوره‌ها و شخصیت‌های داستانی در پیوند با گاهشماری روستایی ایرانی و ادیان کمتر‌ شناخته‌شده ایرانی و بویژه شخصیت‌های آمیخته با فصل‌های تابستان و زمستان، از موضوع‌های طرح‌شده در این کتاب است. اسطوره‌ها و باورهایی همچون «سیاوش»، «حضرت خضر»، «کوسه»، «شهبانوی سال نو»، «ننه پیرزن»، «بابای دهقان»، «بابو»، «لعل جبه» و جشن‌ها و آیین‌های مرتبط با آنها.

گونه تقویمی «حساب مرد» و باورهای منسوب به آن که امروزه همچنان در بدخشان و پامیرستان و وخان روایی دارد و در آن، هر یک از بخش‌های بدن آدمی را به بازه‌های زمانی سالیانه منتسب می‌دارند، از دیگر بخش‌های بررسی‌شده در این کتاب است.



web analytics