Skip to content
 

انتشار کتابی ارزنده در زمینه صخره‌کندهای پیش‌تاریخی ایران

صخره‌کندهای پیش‌تاریخی یا هنر صخره‌ای به آثار نگارین و عموماً منقوری اطلاق می‌شود که انسان پیش از تاریخ (و گاه دوران تاریخی) بر روی دیوارهٔ صخره‌های سنگی و غارها و اشکفت‌ها پدید آورده است. نقوشی از بز و دیگر جانوران، صحنه‌های شکار و آیین‌هایی ناشناخته که در سراسر جهان پراکنده‌اند و شباهت شگفت‌انگیزی به یکدیگر دارند. این نقوش یکی از مهمترین منابع مطالعاتی سرگذشت و زندگی انسان در روزگاران دیرین دانسته می‌شود.

مفاهیم هنر صخره‌ای به مرور زمان هر چه بیشتر انتزاعی و تجریدی می‌شود و در هزاره سوم پیش از میلاد در ایران به مرحله‌ای می‌رسد که می‌توان نام «خط» را بر آن اطلاق کرد. (برای نمونه بنگرید به دو بررسی و گزارش نگارنده به نام‌های: سنگ‌نبشته کن‌چرمی و صخره‌کندهای کفترلی).

پژوهش بر روی هنر صخره‌ای در ایران برخلاف دیگر کشورهای جهان و حتی کشورهای همجوار، بسیار عقب‌افتاده و مهجور است. این در حالی است که نه تنها در زمینه‌های مطالعاتی کوتاهی کرده‌ایم که حتی در حفاظت و نگهداری آثار نیز تعلل و غفلت نموده‌ایم. (برای نمونه بنگرید به: تخریب و نابودی نگاره‌های باستانی غار دوشه در استان لرستان و نگارکندهای کفترلی رو به نابودی هستند). چنین تخریب‌هایی به روزگاری روی می‌دهد که جمهوری آذربایجان موفق شده است به صخره‌کندهای پیش‌تاریخی منطقه گوبوستان/ قوبوستان در جنوب باکو شهرتی فراگیر بدهد و آنها را در فهرست آثار جهانی یونسکو نیز ثبت کند. (برای آگاهی بیشتر از صخره‌کندهای گوبوستان بنگرید به گفتاری از دکتر کیانوش کیانی هفت لنگ: گوبوستان، راهی به عمق تاریخ).

تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد، حدود پنجاه مقاله در زمینه هنر صخره‌ای در ایران منتشر شده و مجموع کتاب‌های چاپ‌شده در این زمینه به تعداد انگشتان دست نیز نمی‌رسد. برای نمونه کتاب‌های: «موزه‌هایی در باد» از آقای دکتر مرتضی فرهادی (1377)، «سنگ‌نگاره‌های ارسباران» از آقای دکتر جلال‌الدین رفیع‌فر (1384)، ویژه‌نامه مجلهٔ «باستان‌پژوهی» با موضوع «باستان‌شناسی و هنر صخره‌ای» به مدیریت و سردبیری آقای شهرام زارع (1386) و کتاب «موزه‌های سنگی- هنر صخره‌ای» از آقای محمد ناصری‌فرد (1386).

اکنون آقای ناصری فرد با ذوق و پشتکاری که در ایشان سراغ داریم، کتاب تازه و ارزندهٔ دیگری را با نام «سنگ‌نگاره‌های ایران» (1388) منتشر کرده‌اند که شکل تکمیل‌شده و آراسته‌تری از کتاب پیشین ایشان است. (از ایشان برای اهدای نسخه‌ای از این کتاب صمیمانه سپاسگزارم). کتاب سنگ‌نگاره‌های ایران با 450 صفحه و حدود 500 عکس خوب و ممتاز از صخره‌کندهای ایران به همراه مقایسه‌ها و مطابقت‌های نقوش با یکدیگر، بی‌گمان اثری ارزنده و ماندگار دانسته می‌شود. اثری که پدیدآورندهٔ کوشا و پیگیر آن، تمامی تلاش خود را برای ارائهٔ مجموعه‌ای مصور و مستند از نگاره‌های صخره‌ای پیش‌تاریخی ایران به کار بسته است. عکس‌های این کتاب بخصوص در زمانه‌ای که هر روز خبر تخریب اثر تازه‌ای را می‌شنویم و بعید نیست که بزودی اثری از آنها باقی نماند، ارزش و اهمیتی فراوان دارد. همگی عکس‌ها از کیفیت و روشنایی و وضوح خوبی برخوردارند و این نشان می‌دهد که پدیدآورنده آنها با صرف وقت فراوان و تکرار چندین‌بارهٔ عکسبرداری، کوشیده است تا با صبوری و در نظرداشتن زاویه تابش خورشید، تصاویر بهتر و آشکارتری تهیه کند.

اما به بخش‌های نوشتاریِ کتاب ایشان چند انتقاد وارد است که امیدوارم در چاپ‌های بعدی اصلاح شوند:

– ارزش و اهمیت این کتاب در عکس‌های آن و طبقه‌بندی آنهاست که در حکم اسنادی معتبر و قابل اعتنا و اتکا بشمار می‌روند. به گمان نگارنده، نوشته‌های کتاب (که حدود دو سوم کل صفحه‌های آنست) اهمیت و ارزش متناسب با عکس‌ها را ندارند. مؤلف می‌توانست همهٔ آن 300 صفحه را در سه صفحه پیشگفتار مفید بیاورد و از تکرار چندین باره مطالب و حدیث‌نفس‌ها و خاطره‌های شخصیِ غیرلازم خودداری کند. وضعیت نوشته‌ها با انبوهی از اشتباه‌های فاحش و ادعاهای نادرست نجومی و تقویمی (که با چندین نقشه‌ آسمانی و بی‌ربط با موضوع همراه شده‌اند) به گونه‌ای است که حتی اگر کل نوشته‌ها از کتاب حذف می‌شد، مخاطب نه تنها چیزی را از دست نمی‌داد که حتی بر قدر و ارزش کتاب افزوده می‌گشت. در این 300 صفحه علاوه بر اینکه شرح و تعریف و توصیف علمی از صخره‌کندها و عموماً هنر صخره‌ای یا سابقهٔ پژوهش‌های پیشین دیده نمی‌شود، بلکه حتی قصه‌های تخیلی و عوامانهٔ «فون دانیکن» نیز جدی گرفته شده‌ و بازگو شده‌اند.

– مؤلف در این کتاب بیش از 1000 بار (هزار بار) در صفحات گوناگون نام خود را تکرار کرده و بیش از چهل عکس یادگاری از خود چاپ کرده است. یک چنین کار عجیب و شگفتی به هیچ عنوان مناسب یک اثر متکی بر تحقیق میدانی نیست و حتی موجب لوث شدن نام این مؤلف سخت‌کوش خواهد شد.

– مؤلف محترم همین کار را با نام عده‌ای دیگر نیز انجام داده است و بنا به علائق شخصی، نام و عکس برخی توریست‌ها، هنرپیشه‌ها و مسئولان دولتی را بارها تکرار کرده و از فرط تکرار، وضعیتی ناخوشایند به وجود آورده ‌است. این در حالی است که یادی از پیشکسوتان پژوهش بر هنر صخره‌ای و نویسندگان متقدم نشده و اشاره و استنادی شایسته به آثار آنان صورت نپذیرفته است.

– نام کتاب مناسب با دامنه مطالب کتاب نیست. عبارت «سنگ‌نگاره‌های ایران» تنها به مفهوم هنر صخره‌ای پیش‌تاریخی که موضوع کتاب بوده است، نیست و شامل سنگ‌نگاره‌های لولوبی، اورارتویی، عیلامی، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و غیره نیز می‌گردد. از سوی دیگر، از آنجا که دامنه بررسی مؤلف منحصر به نواحی پیرامون شهر محل اقامت خود (خمین) و چند ناحیه دیگر بوده است، اطلاق نام «ایران» در عنوان کتاب درست به نظر نمی‌آید. بخصوص که مؤلف آشکارا در قبال برخی نواحی مهم دیگری که خود ندیده بوده، سکوت کرده و به پژوهش دیگران نیز اشاره‌ای ننموده است.

– از آنجا که در پاسخ پیشینم به خبرگزاری ایرنا از حق مالکیت آقای ناصری فرد بر عکس‌هایش دفاع کرده بودم و بی‌توجهی آنان به حق مؤلف را یادآور شده بودم؛ اکنون همین انتقاد را بر ایشان نیز وارد می‌دانم. متداول است که در کتاب‌های مصور، نام پدیدآورنده اصلی عکس‌ها در صفحه عنوان یا شناسنامه کتاب می‌آید و چنانچه برخی از عکس‌ها از شخص دیگری بود، نام او در زیر همان عکس می‌آید. اما در این کتاب، نام آقای ناصری فرد در زیر تک‌تک عکس‌هایی که متعلق به خودش بوده تکرار شده، اما از درج نام و مأخذ برخی از عکس‌هایی که متعلق به دیگران بوده و از جای دیگری کپی شده‌اند، خودداری شده است. همچنین است مغفول ماندن نام و منبع چند مطلب انگلیسی و طرح‌ها و نقاشی‌های گوناگون.

– ظاهراً واژه‌ «کشف» در این کتاب، معنایی غریب و مختص به خود دارد. از یکسو مؤلف محترم کشف بسیاری از نگارکندها را تلویحاً به خود منسوب می‌کند و از سوی دیگر می‌نویسد که پس از دیدن نقش چند بز کوهیِ منطقهٔ طبس در تلویزیون، تصمیم می‌گیرد که آنها را کشف کند (ص 73). بدیهی است که خواننده کتاب از این عبارت چنین تصور می‌کند که هنگامی می‌توان گفت یک اثر کشف شده است که ایشان آنرا دیده باشد.

– متن کوتاهی از آقای فریدون جنیدی نیز در کتاب دیده می‌شود که اسباب انبساط و تفریح را فراهم می‌سازد. مؤلف کتاب عکس یک کلمه به خط پهلوی را به آقای جنیدی داده تا ایشان آن کلمه را بخواند. ایشان نیز که نتوانسته آنرا بخواند، به مضمون فرموده‌اند که کاتبان پهلوی در لابلای حروف آن کلمه، چند حرف برای زیبایی افزوده‌اند! اگر آن چند حرف الحاقی را برداریم و یک حرف دیگر هم که وجود ندارد را آمیخته شده به نقوش بدانیم، آنوقت آن کلمه «میترا» خوانده می‌‌شود (ص 436).

هیچیک از انتقادهای صریح اما دلسوزانهٔ بالا ذره‌ای از ارج و قدر کتاب سنگ‌نگاره‌های ایران، اثر ارزندهٔ آقای محمد ناصری‌فرد نمی‌کاهد. کتاب ایشان بی‌گمان دستمایهٔ مهمی برای پژوهشگران و رونوشت ماندگاری خواهد بود از اصل نگارکندها برای زمانی که دچار تخریب و تباهی احتمالی شده باشند. وظیفه ماست که از ایشان بخاطر اینکه با پشتکاری ستودنی و خستگی‌ناپذیر، هزاران سال از سرگذشت مصور انسان در ایران را ماندگار کرده و آنرا با دستانی گشوده در اختیار علاقه‌مندان گذارده است، سپاسگزار باشیم و قدر بدانیم.



web analytics